بایگانی

بایگانیِ جولای 23, 2007

آقای مزیدی – بازی ویکی پدیای فارسی – توسعه پایدار در وب فارسی

یکی از پرکارترین وبلاگ نویس‌های ایران آقای دکتر مزیدی در نوشته اخیر خود می‌گوید:

هرگاه وقتی با انگشت مي‌خواهم ماه را در اسمان به كسي نشان دهم و او محو نوك انگشتم مي‌شود، اوج ياس و استيصال را تجربه مي‌كنم. در ان لحظه از خودم متنفر مي‌شوم كه چقدر توانایی من كم است كه نمي‌توانم توجه او را به ان ماه زيبا در آسمان جلب كنم.

اولا که چقدر این اصطلاح (یا داستانک) به دلم نشست. واقعا هیچ چیز دلسرد کننده‌تر از این نیست که آدم با شور و علاقه بخواد چیزی رو که واقعا فکر می‌کنه زیبا یا مهم یا جالب هست به دیگری توضیح بده و بعد متوجه بشه که طرف نه تنها نکته را نگرفته بلکه حتی برداشت 180 درجه متفاوتی از موضوع کرده.

آقای مزیدی در نوشته‌های فراوانشان همیشه تاکید بر گروه‌گرایی، همبستگی، سازمان‌دهی و تقویت ارتباطات میان کاربران ایرانی دارند. من هم شخصا همیشه از خواندن نظریات و نوشته‌های ایشان استفاده برده‌ام. اما متاسفانه به دلیل مشغله کاری بیشتر خواننده هستم تا نویسنده و بیشتر مراجعه‌کننده هستم تا کامنت گذار.

چون فکر می‌کنم آدمهایی مثل آقای مزیدی باید توسط سایر کاربران حمایت شوند، به نوبه خود در این وبلاگ حقیر به دعوت ایشان به بازی ویکی‌پدیای فارسی پاسخ مثبت می‌دهم.

حالا چرا فکر می‌کنم آدمهایی مثل آقای مزیدی باید حمایت شوند؟ در این‌باره در نوشته دیگری توضیح خواهم داد. اما همین را بگویم که گرایشات و افکار آدم‌هایی مشابه آقای مزیدی از نوعی است که به تحولات پایدار خدمت می‌کند. شاید حرکت کوچکی باشد، ولی به هر حال ماهیت حرکت مهم است. من از ماهیت پیشنهاد آقای مزیدی در مورد تاکید بر ویکی‌پدیای فارسی حمایت می‌کنم چون به رشد و توسعه پایدار در جامعه اینترنتی ایران و به دنبالش جامعه ایران کمک می‌کند.

افتخار دارم اعلام كنم كه ويكی‌پديای فارسی از هم‌اكنون به ليست دوستان من اضافه شده است.اميدوارم اين كمك ناچيز، منجر به تقويت زبان و فرهنگ فارسي در دنياي ديجيتال شود.دست‌ ياری به سوی دوستانم دراز مي‌كنم تا همگی در افتخار اعتلای زبان فارسي باهم شريك باشيم.

اما در مورد دعوت از پنج نفر ترجيح مي‌دهم دايره را گسترده‌تر سازم و به تبعیت از الدفشن آن را تبديل به «دعوت عام» از خوانندگان گرامي اين وبلاگ كنم تا با مطالعه اصل دعوت، در صورت تمايل، به هر شكلي كه دوست دارند در اين حركت فرهنگي مشاركت و به ادامه‌اش كمك كنند…

دخالت در زندگی شخصی مردم با چه هدفی؟

جولای 23, 2007 خودم 5 دیدگاه

مهمترین پرسشی که من همیشه در سالهای بعد از انقلاب از خودم پرسیده ام موضوع دخالت در حریم شخصی زندگی افراد به شیوه جمهوری اسلامی است. با کمی مطالعه تاریخ می توان نمونه های زیادی از محدودیت های سیاسی یا اجتماعی را در کشورها و رژیم های سیاسی مختلف مشاهده کرد که صاحبان قدرت به جهت تداوم و تثبیت سلطه خود بر مردم اعمال کرده اند.در همین راستا مخالفت و یا برخورد قهرآمیز جمهوری اسلامی با گروه های مخالف حاکمیت برای من قابل درک است (اگر چه قابل پذیرش نیست). یا مثلا می توانم درک کنم که منافع جمهوری اسلامی از سرکوب اقلیت های قومی مستقر در مناطق مرزی مانند کردها یا بلوچ ها چه می تواند باشد. به هر حال این مساله نیز از نظرگاه حاکمیت مرکزی و یکپارچگی ژئوپولیتیکی ایران قابل درک است. همچنین اعمال نفوذهای مردان وابسته به حاکمیت در سیستم های اقتصادی هم از نظرگاه منفعت جویی شخصی یا گروهی قابل درک است و …

اما علت برخورد قهرآمیز و سرکوبی با مردم عادی و دخالت کردن در شیوه راه رفتن، لباس پوشیدن یا معاشرت جوان ها را نمی توانم بفهمم. جمهوری اسلامی مثل هر حاکمیت دیگری در جهان از ابزارهایی که در دست دارد به جهت تثبیت حاکمیت خود استفاده می کند. اما همیشه از خود می پرسم تحت فشار قرار دادن مردم عادی و کسانی که به دنبال زندگی آرام و بی دردسر خود هستند و داشتن کمترین آزادی های فردی برایشان کافی است چه سودی برای جمهوری اسلامی دارد؟

در نگاه اول این طور به نظر می رسد که این سیاسیت جمهوری اسلامی به شدت به پایداری و محبوبیت آن در میان مردم زیان می رساند. چرا که دخالت های گستاخانه و بعضا خشونت بار در حریم زندگی افراد، به تدریج افراد عادی و قانع و بی سر و صدا را به آدمهایی ناراضی، منتقد و پرخاشگر تبدیل می کند. فکر می کنم همه کسانی که در ایران و به خصوص شهرهای بزرگ زندگی می کنند متوجه هستند که چقدر آستانه تحریک مردم کم شده و در واقع صبر و تحمل در محیطهای اجتماعی به ندرت به چشم می خورد. فشار اقتصادی از یکسو و دخالت های مستمر و بی حد و مرز گروه های حاکم در زندگی افراد و حریم شخصی مردم از سوی دیگر، مهمترین عوامل این پدیده هستند.

یادم هست در دوران دانشجوییم در دانشکده فنی دانشگاه تهران در سالهای نخستین دهه 1370، جو دانشگاه به گونه ای بود که دانشجویان دختر و پسر به سختی و با اضطراب فراوان می توانستند در محیط دانشگاه با هم در ارتباط باشند. این وضعیت به تدریج عوض شد و دانشجویانی که سالهای بعد و در دوران خاتمی در دانشگاه بودند آزادی معاشرت و عملکرد بیشتری داشتند. اما اولا همان آزادی هم در مقایسه با سطح آزادی های فردی در کشورهای همسایه و قابل مقایسه با ایران مانند ترکیه بسیار کم بود و ثانیا همان هم بعدها سرکوب و کنترل شد. در ایران امروز این موضوع توسط مردم پذیرفته شده است که نیروهای انتظامی و شبه انتظامی حق دارند از هر کسی در مورد روابط شخص اش سئوال کنند. به طور خلاصه مردم می دانند که حاکمیت به خود اجازه می دهد به حریم خصوصی آنها وارد شود و آنرا مورد پرسش و تجاوز قرار دهد.

سئوال اساسی:
جمهوری اسلامی چه بهره ای از محدود کردن آزادی های فردی و دخالت در حریم خصوصی ایرانیان می برد؟

با وجودیکه زیاد در این مورد فکر کرده ام و با اطرافیان و دوستان هم گپ های طولانی داشته ام اما هنوز برای این سئوال پاسخ قانع کننده ای پیدا نکرده ام. در این مورد بیشتر باید فکر کنیم.