قرار ملاقات

Zimmer-Stewart_Sit-out-at-party

باد موهایِ دختر را نوازش می‌کرد.

دلش می‌خواست بغلش کند

و چنان ببوسدش که جای رژ لبش روی گونه‌های «پسر» بماند.

 

× × ×

 

هوا خوب بود

گونه‌هایِ «دختر» گل انداخته بود

        – تو گویی کسی بوسیده بودشان و

                        جای رژ لبش را گذاشته بود.

 

× × ×

«پسر» هنوز آنجا بود

گونه‌های هر دو «سرخ» بود.

 

 

بامداد/.