قرار ملاقات

Zimmer-Stewart_Sit-out-at-party

باد موهایِ دختر را نوازش می‌کرد.

دلش می‌خواست بغلش کند

و چنان ببوسدش که جای رژ لبش روی گونه‌های «پسر» بماند.

 

× × ×

 

هوا خوب بود

گونه‌هایِ «دختر» گل انداخته بود

        – تو گویی کسی بوسیده بودشان و

                        جای رژ لبش را گذاشته بود.

 

× × ×

«پسر» هنوز آنجا بود

گونه‌های هر دو «سرخ» بود.

 

 

بامداد/.

5 دیدگاه در قرار ملاقات

  1. . می‌گه:

    چه ساده و غيرممكن

  2. امیر می‌گه:

    زیبا بود

  3. نازنين می‌گه:

    قشنگ بود… كجا اتفاق افتاده بود؟ چون اينجا (ايران) باد امكان نداره موهاي دختر رو نوازش كنه ها!

    بامداد: باد مقنعه دختر را نوازش می‌کرد!

  4. آتوسا می‌گه:

    چه ساده و غیر ممکن و زیبا و قشنگ D:

    بامداد:‌واقعا غیرممکنه؟

  5. مجازاتگر می‌گه:

    با “نازنین ” موافقم. در رابطه با ایران و ….

    در ضمن یک “پ.ن” می نوشتید و کمی توضیحات الواضحات میدادید بهتر بود . در کل ساده و زیبا بود.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

Gravatar
نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s