من یک «مسلمان شیعه» هستم. چرا که در یک خانواده «مسلمان شیعه» متولد شده‌ام. پدر من یک «مسلمان شیعه» است. همچنین مادر من یک «مسلمان شیعه» است. همینطور بیشتر دوستان و آشنایان من «مسلمان شیعه» هستند.

قانون منطقی اول: هر چه را زیاد تکرار می‌شود بپذیر

من در کشوری زندگی می‌کنم که اکثریت مردم آن «مسلمان شیعه» هستند. یکی از مهمترین قوانین «منطق» که از کودکی با آن آشنا شده‌ام قانون «پذیرفتن در اثر تکرار» می‌باشد. بر اساس این قانون اگر موضوعی به دفعات متعدد و از طریق منابع یا اشخاص مختلف تایید شود، حتما درست است. به همین دلیل من از وقتی به دنیا آمدم یک «مسلمان شیعه» بودم چون از زبان همه اطرافیانم این‌طور شنیدم. من در مورد صحت انتخابم تردیدی ندارم چون انتخابم از لحاظ منطقی تایید شده است.

قانون منطقی دوم: هر چه را قبل از تو انجام می‌دادند، تو نیز انجام بده

یکی دیگر از قوانین «منطق» که من همیشه به آن اعتقاد داشته‌ام، قانون «دنباله‌روی» است. بر اساس این قانون بهتر است همیشه «روند موجود» و «وضعیت فعلی» را پذیرفت و به اصطلاح «دنباله‌روی» کرد. پذیرفتن «وضعیت موجود» برای همگان بهتر است. هم برای خود فرد و هم برای اطرافیانش. اصولا کسانی که با به پرسش گرفتن روند موجود به دنبال دردسر می‌گردند جایی در «منطق» ندارند. با توجه به این قانون و این واقعیت که پدر و مادر و همه بزرگتر‌های من، از مدت‌ها قبل از تولد من «مسلمان شیعه» بودند، من نیز تصمیم گرفتم که انتخاب «منطقی» و «درست» را انجام دهم و «مسلمان شیعه» شوم.

قانون منطقی سوم: ما مرکز جهان هستیم

روزی منطق‌دان بزرگی ثابت کرد که ما در مرکز جهان نشسته‌ایم. به همین ترتیب قانون منطقی «گروه محوری» پا به عرصه حیات گذاشت. این قانون به ما می‌گوید خصوصیت‌های متعلق به «گروه» ما از خصوصیت‌های سایر «گروه»‌ها بهتر و برتر است. بر اساس اعتقاد به همین قانون است که من «ملیت»، «دین» و «مذهب» خود را از سایر «ملیت‌ها»، «ادیان» یا «مذاهب» برتر می‌دانم.

ُ

نتیجه‌گیری

من در این‌جا با آوردن چند «برهان منطقی» علت «مسلمان شیعه» بودن خود را توضیح دادم. امیدوارم تک‌تک شما دوستان گرامی نیز به این موضوع بیاندیشید چرا که اصولا پذیرفتن هیچ «دین» یا «مذهبی» بدون بررسی کامل و داشتن «دلایل منطقی» کافی قابل قبول نیست.

پی‌نوشت: با تشکر از یکی از دوستان خوبم که تذکر داد «قابل‌قبول نمی‌باشد» صحیح نیست و فعل درست «قابل قبول نیست» است.

15 Responses to “چرا من یک مسلمان شیعه هستم؟”

  1. نازنين Says:

    واقعا اينا كه گفتين برهان منطقي (!)‌ بود؟!

    بامداد: بله، «برهان منطقی»«!» بود.

  2. soroushvs Says:

    خب تو شیعه نباش
    در دین هیچ اجباری نیست و خداوند هر که را بخواهد هدایت خواهد کرد (قرآن کریم)

  3. masoud Says:

    this is exactly what i tried to say and you did it well, tanks. masoud .teh.

    ———————————————————–
    Bamdad: Glad to hear we are saying the same thing! Thanks for visiting.


  4. هر سه تا قانونی که نوشتید، اصلاً صحیح نیست. مثلاً در یک جامعه‌ی مسیحیت یا بوداعی هم فرد اون جامعه می‌تونه به آن قانونی که بعنوان پذیرفتن در اثر تکرار نام بردید اکتفا کنه و باز هم با خیال راحت بگه مثلاً من یک بوداعی هستم و خیالم کاملاً راحته و بهترین دین رو دارم؟ یا اینکه بخاطر اینکه دیگران انجام میدن، اون هم انجام بده و مطمئن باشه راه خطا نمیره؟

    اما اینکه چرا من و “شما” یک مسلمان شیعه هستیم. دلیلش اینه: در دین اسلام، دین پدر بر فرزند هم جاری می‌شود. یعنی اگر مرد مسلمان با زن مسیحی ازدواج کنه، فرزند اونا باید مسلمان باشه. درباره شیعه بودن هم بخاطر این شیعه هستیم که از اول کردن توی مخمون و گفتن شیعه بهتر از سنی است. (فکر می‌کنید دلیل دیگه‌ای برای مسلمان و شیعه بودن اکثر ما وجود داره؟)

    اما:
    خداوند به هر انسانی عقل و شعور داده. در قرآن و در آیت‌الکرسی بیان شده: «هیچ اجباری در دین نیست. راه صحیح و راه غلط مشخص هستند. هر کس به راه صحیح بیاد به ریسمان محکم الهی چنگ زده و کسی که راه غلط رو انتخاب کنه، اهل جهنم و در آنجا ماندگار است».
    بنابراین بهتره که هرکدوم از ما درباره دین و مذهب‌مون تحقیق کنیم و از سر عقل و منطق انتخاب کنیم و حلاوت مسلمان بودن رو بهتر درک کنیم. من شخصاً تحقیق و سوال کردم و خداوند هم لطف خیلی زیادی به من داره و از اینکه مسلمان و شیعه هستم بی‌نهایت خوشحالم.

    موفق باشید

    ———————————————————–
    بامداد: علیرضا جان، من قوانین منطقی را به کنایه نوشتم! فکر می‌کردم واضح باشه. خوشحالم که تو بر اساس قوانین منطقی ذکر شده دین و مذهبت رو انتخاب نکردی و به قول معروف مسلکت «اندیشیده» است. اما متاسفانه این عمومیت نداره و مسلک بسیاری از ما «نااندیشیده» است.

  5. كاوه Says:

    salam
    yek chiz jaleb tar ham hast ba hamon dalayeli k gofti man yek mosalman soni hastam!!!!!!!!!!!!!!!!
    100% ham harfat manteghie
    ———————————————————————————–

    بامداد: از کدام منطق صحبت می‌کنی دوست عزیز؟

    • Anonymous Says:

      I do believe in this too


  6. شاید امروز به دلیل تسلط اخوندها مجبوریم حفظ ظاهر بکنیم و بر این دین مبین بمانیم اما فردا بر تمام بزرگان شیعی ائمه و مئمه و همه وهمه لعنت خواهیم فرستاد .
    به امید ان روز

    —————————————————————————————————-
    بامداد: چرا اگر «انتخاب» باشد و نه «اجبار» باید فردا پشیمان و خشمگین باشیم؟

  7. آریا Says:

    من می خوام یه کمی پا رو فراتر بزارم. یعنی بهتون بگم که اصلن چیزی به نام مذهب آدم رو به کمال نمی رسونه. اولین چیزی که باید در موردش تحقیق کرد و بدون تعصب و با شک در آن کاووش کرد دینی است که الان داریم. دومین کار تحقیق آگاهانه و بدون توجه از چیزهایی که قبلا به خوردمون دادن، در مورد ادیان و عقاید دیگر است. یکی از مشکلات ما این است که اصلن قرآن رو نخوندیم و یا با نگاه بدون شک خوندیم. اینکه می گن قرآن خالی از تناقض است هرکی خواست بگه تا 10 تا تناقض براش رو کنم. پس اول شک کنید تا بهتر و کاووش گرانه تر ببینید. هیچ وقت هم رو هیچی تعصب نداشته باشید.
    آقای علیرضا حسینی، اول اونی که شما می گید بودایی است و نه بوداعی.
    دوما چه دینی است که می گه هیچ اجباری نیست ولی اگه بخوای دینت رو عوض کنی می کشنت.
    اما در مورد این قضیه که گفتید: (در دین اسلام، دین پدر بر فرزند هم جاری می‌شود. یعنی اگر مرد مسلمان با زن مسیحی ازدواج کنه، فرزند اونا باید مسلمان باشه… ) موضوع سر همین بایدست دیگه. کی این باید رو گذاشته. آیا کسی دید دیدگاهش با پدرش فرق می کنه نمی تونه یه انتخاب دیگه داشته باشه؟
    شما هم از مسلمان بودن و شیعه بودن خودت بسیار خوشحال باش و فکر کن که بهترینی. هیچ اشکالی نداره. اما این حق رو به بقیه هم بده.

    ——————————————————————————————————
    بامداد: آریا جان موضوع به کمال رسیدن به کمک مذهب نیست. موضوع اینه که اصولا توجه متعصبانه به فرعیات و فراموش کردن اصول مشترکی که خلاصه ارزش‌های بشریت هست خطرناکه. مذهب خیلی فرعی‌تر از دین هست و دین خیلی فرعی تر از ارزش‌های مشترک بشری. مخالفتی البته با گرایش به فرعیات نمی‌شه کرد، اما تا جایی که کورکورانه و متعصبانه باعث نادیده گرفتن کلیات و ارزش‌های اساسی نشه. مثلا بحث‌های بین مذهب‌ها یا بین دین‌ها نباید باعث بشه اصل موضوع برادری و برابری فراموش بشه.


  8. بارکالله به شما مسلمان شیعه برهانی

    به یومن این ایمانت و این براهینت و همچنین این عید سعید تورا به دریافت لقب شیخ الادیب نائل مینمایم ، باشد که شما نیز برای تحکیم این پیوند و بازکردن دایره دوستان وردپرس پارسی نیز چنین کنید و به ما بلنکید !

    با سپاس / شیخ یاب وردپرس

    ———————————————————-
    بامداد:‌شیعه برهانی! اصطلاح جالبی بود. بهت لینک دادم برادر!

  9. soroushvs Says:

    من هم به این سه جاندار دوزیستی که سه نظر آخر را دادند لقب شیخ ابله را در نظر میگیرم.

  10. parissa Says:

    کاملا درست می فرمایید . به نظرم برای همین هم هست که خارجی هایی که به اختیار خودشون مسلمان شده اند ، خیلی متعهد تر از ایرانیان مسلمان هستند .
    البته این فقط یک مثال بود . کاری به مسلمان بودن یا نبودن ندارم.
    ———————————————————————————-
    بامداد: البته این خارجی‌ها دیگه خیلی کلی بود. کلا بهتره از کسانی صحبت کنیم که «آزدانه» و «اندیشیده» مسلک خودشون را «انتخاب/طراحی» می‌کنند.

  11. tntmoney Says:

    کاشکی یک مقاله ی دیگر تحت عنوان “چرا من یک مسلمان شیعه شدم؟” در آینده بنویسید.

  12. Nazi Says:

    toooye ghoraane khoda ham neveshte hich ejbaari dar din nis !!!!!
    ey khodaaaaaaaaaaa

  13. آزاده Says:

    جالب بود…

    ولی “کنایه بودن” این “قوانین منطقی” که آوردی،به تنهایی و بدون خوندن پاسخ هایی که به کامنت ها دادی، به راحتی به ذهن القا نمی شد !!
    حتی یک علامت تعجب هم نداشت!
    ————————————————————————-
    بامدادی: مخصوصا علامت تعجب نداشتم، واقعا به نظرت متن نوشته گویا نبود؟ این استدلال‌ها پذیرفته هستن؟

  14. آزاده Says:

    نه، این استدلال ها اصلا به نظر من پذیرفته شده نیستند، ولی من فکر می کنم ممکن بود اینطور القا نشه، با توجه به ابنکه تو بعضی Comment ها هم اینو حس کردم.

    بگذریم از اینکه این استدلال ها ، واقعا ذهنیت خیلی هاهست!!
    ————————————————————————————————–
    بامدادی: بله بعضی از کامنت‌ها سردرگم‌کننده‌ هستند. :)


Leave a Reply