دیوانه
نگاهِ «دیوانه» را
«باد» با خود میبرد.
شبها
مانند روزها میگذرد.
همه چیزی در تاریکی
به هم تنیده است
و اشیاء
چون معمایی بیپاسخ
سردرگم و
پریشانند.
این «خانه»
«پنجره» ندارد.
بامداد /.
نگاهِ «دیوانه» را
«باد» با خود میبرد.
شبها
مانند روزها میگذرد.
همه چیزی در تاریکی
به هم تنیده است
و اشیاء
چون معمایی بیپاسخ
سردرگم و
پریشانند.
این «خانه»
«پنجره» ندارد.
بامداد /.