غرور
اکتبر 30, 2007
همچون ساقهای بیریشه
بر زمینهیِ
خشک و تاریکِ افسوس
فرو افتادیم
و تمامِ
طولِ
شب
در کوچهباغِ سرد و ساکتِ پاییز
با دستهایِ گریان
غرور و عصمتِ خود را
به خاک سپردیم…
ُآنگاه
تب و فراموشی
هجوم آوَرد
و آرزوهایمان
در سردابِ کهکشان
گم شد.
بامداد /.


