آیا میدانی
دلم هوایِ شنا کردن در حوضِ آسمان
و دویدن در کودکیِ آرزوهایم را دارد؟
آیا میدانی
دلم هوایِ پاییز دارد
و مدتهاست میخواهد در سکوتِ یک غروبْ گم شود؟
آیا میدانی
برای پرستیدنِ یک رویا
و رقصیدن با آرزوهای کوچکِ زیبا
و غصهها را با باران شستن
هنوز دیر نیست؟
آیا میدانی
دریا
برای تردیدهای «ماهی»
و آسمان
برای اشکهایِ «پرنده»
و جنگل
برای تنهاییِ «درخت»
خیلی بزرگ است؟
آیا میدانی
«زندگی»
برای «اندوه»
خیلی کوچک است؟
آیا هیچ میدانی؟
بامداد /.