شوخی
نوشته شده در نوامبر 8, 2007 با bamdadi
باز انگار
این «دوستانِ کاغذیِ» روزگار
هوسِ شوخی کردهاند!
دیروز
داستانِ تنهاییهایِ «پادشاه»
امروز
تصویرهایِ «نیمهرنگیِ» زندگیِ پر «سودایش»
فردا
حکایتی دیگر!
انگار
در این روزهایِ کار و حسرت
برخی «دوستانِ کاغذی»
هوسِ شوخی کردهاند!
حکایتی است این هم برایِ خود
حکایتی غریب!
بامداد /.
Filed under: شخصی, شعر | Tagged: کار, پادشاه, حکایت, روزگار, سودا, سیاه, شوخی, شعر







من مخالف جنگ هستم، مخالف جنگ در هر گوشهای از این دنیا، بهخصوص که این گوشه، ایران باشد.
