از لابهلایِ نمورِ دیوارِها
از میان سایه افسردهٔ پرچینها
از فرازِ سقفِ آسمانیِ خانه
رخنه میکند.
«شَمعدانیِ» کوچک
«ماهیِ» قرمز حوض
«شکوفه»ٔ گلابی
آغشته
در نَفَسِ
تابستان…
چیزی
سرد و تاریک و دور
موذیانه
بیصدا
در شخصیترین زوایایِ روحِ «باغچه»
نفوذ میکند.
بامداد /.