سنت آگوستین در «شهر خدا» روایت میکند روزی یک دزد دریایی را که به تازگی دستگیر شده بود به حضور اسکندر کبیر امپراطور یونان آوردند.
اسکندر پرسید: «چطور جرات میکنی خصمانه ادعای مالکیت دریاها را داشته باشی؟»
دزدِ دریایی شجاعانه گفت: «من یک قایق کوچک دارم بنابراین دزددریایی خطاب میشوم. تو یک ناوگان عظیم از کشتیهای بزرگ داری پس امپراطور خطاب میشوی.»
نتیجهگیری شماره یک : سنت آگوستین نمیخواهد به ما بگوید دزد دریایی معصوم و امپراطور گناهکار است. او میگوید هر دو گناهکار هستند، اما جرم اصلی را امپراطور مرتکب میشود. از این موضوع غافل نباشید!
نتیجهگیری شماره دو: خودتان کمی فکر کنید. تروریسم دزدان دریایی امروز و تروریسم امپراطوران امروز. کدامیک هولناکتر و عظیمتر است؟ بیشتر نگران کدام باشیم؟
[...] وقت پیش حکایت دزد دریایی و امپراطور را نوشته [...]