پیانو

او می‌خواست پیانو بزند

اما دست‌هایش به شاسی نمی‌رسید.

 

آخر وقتی رسید

پاهایش به زمین نمی‌رسید.

 

وقتی پاهایش به زمین و دست‌هایش به شاسی رسید

دیگر نمی‌خواست این پیانوی قدیمی رو بزند….

 

 

یکی از اشعار «شل‌ سیلوراستاین» و با تشکر از «دوستِ بدونِ وب‌لاگم» که این شعر را به من معرفی کرد. /.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

Gravatar
نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s