مردی که پشت همه کوه‌های ایران را دیده است

وقتی وارد اتاق نیکول شدم شوکه شدم. نیکول روی تخت دراز کشیده بود و به آرامی نفس می‌کشید. به خاطر بیماری هولناکش نمی‌تواند حرکت کند یا حتی حرف بزند. گاه چشم‌هایش را باز می‌کند و هوشیارانه به اطراف می‌نگرد و اطرافیان از او سئوال‌های آره یا نه می‌پرسند و او هم با تکان دادن خفیف ابروها یا دست منظورش را می‌رساند.

به من گفتند هوشیار است و صدای مرا می‌شنود. دستش را گرفتم و سلام کردم. چشم‌هایش که به نظر بی‌حالت می‌رسیدند نوری گرفتند و متوجه شدم مرا نگاه می‌کند. دستش را کمی فشار دادم و حس کردم او هم هر چند ضعیف دستم را فشرد. به او گفتم «نیکول شما خوشبخت هستی چون همه دوستت دارند». می‌دانم که صدایم را شنید و حضورم را حس کرد چون چند بار دستم را فشار داد و با چشم‌های کم سویش مدتی طولانی به من نگریست. نیکول با چشم‌هایی که «همه مردم ایران» را دوست دارند و به قول آیدین آغداشلو «پشت همه کوه‌های ایران را دیده‌اند» به من نگاه می‌کرد و من حس عجیبی داشتم. این اولین بار بود که شخصی چنین از نظر جسمانی ضعیف این چنین نیروی شخصیتی عظیمی به من منتقل می‌کرد. واقعا چه نیرویی است که هنوز نیکول را زنده نگاه داشته است؟
Nikol Birthday - Day 1386
نیکول فریدنی در جمع دوستانش (عکس از بامدادی)

آن شب تولد نیکول بود. دوستانش همه در خانه و گالری ساده‌اش جمع شده بودند و نیکول هم برای لحظاتی در میان جمع حضور یافت. یکی از دوستان نزدیک نیکول گفت: «استودیوی عکاسی نیکول همه ایران بود». و این حرف چقدر برازنده کسی است که بیش از 50 سال از تمامی زاویه‌های طبیعت و فرهنگ و مردم ناشناس این مرز و بوم عاشقانه عکس گرفته است.

Nikol
آدم‌هایی هستند که خیلی راه می‌روند، خیلی می‌بینند، خیلی می‌شنوند، خیلی حس می‌کنند و خیلی ماندگار می‌شوند. نیکول یکی از این نوع آدم‌هاست.


مطالب این وب‌لاگ را از طریق خوراک‌خوان دنبال کنید.