کسانی که خواب ندارند؛ کسانی که نان ندارند
داستان همیشگی تاریخ بشر: مبارزه مردمانی که «نان» ندارند علیه کسانی که نان آنها را گرفتهاند ولی از ترس نمیتوانند راحت «بخوابند».
نقل قول آزاد کردهام از حافظه و از کتاب «جغرافیای گرسنگی» نوشته «خوزه دوکاسترو» که سالها پیش خواندهام. دیشب با دوستی گفتگو میکردبم و به این موضوع اشاره شد.
تکلیف «مردم بدون نان» مشخص است: آنها باید برای گرفتن حقوق خود مبارزه کنند. تکلیف «گروه بدون خواب» هم مشخص است: آنها باید مواظب باشند مردم بساط امپراطوری را بر سرشان خراب نکنند.
بلاتکلیف و منگ و مست و ناامید و منفعل و خسته میمانند «گروه میانه» که نقش جماعت هُرهُری مذهب «چوخْبختیار» را بازی میکنند. «تازه به دوران رسیدهگان فکری» یا به قول جلال «منوّرالفکران» که ناخواسته خائنین تاریخی به مردم بوده و هستند و خواهند بود.
راه مردم اما راهی جدا از اینهاست.

کارگران شهرداری – شهرری (عکس از بامدادی)




من اونقدرا دانا نیستم که بتونم نظری رو این پست بدم فقط خواستم بگم هستم و از پست خوبت لذت میبرم …
من اين كتاب رو نخوندم و از پستتون نفهميدم مردمي كه راهشون جداست كدومهان (فقط بي نان!؟)
به نظر من ادمي كه نون نخوره نه جونش رو داره و نه به مغزش اونقدر خون مي رسه كه به فكر مبارزه و حقش بيفته و اين مبارزه تاريخي يه جورايي از نظرم زير سئواله آيا واقعا هيچوقت هيچ جا هيچ قيام مردميي وجود داشته ؟
@ نازنين:
راه مردم از راه روشنفکر نماهای طبقه متوسط که با چهار ساعت برنامه VoA تماشا کردن و اخبار رادیو فردا شنیدن و نقل قول از نوریزاده و سازگارا کردن ، کارشنان دموکراسی و جهان شدهاند جداست. مبهم نوشتم؟
کلماتی مانند «مزدکیان»، «خرمدینان»، «سپیدجامگان»، «سربهداران»، «جنگلیها»، «ستارخانیها و باقرخانیها» و … برای شما مفهومی ندارند؟ کمی به تاریخ مردم ایران و جهان نگاه کنید تا بفهمید «قیام مردم بدون نان» همیشه وجود داشته و دارد و خواهد داشت.
من با تاريخ مشكل دارم!..