نیم‌میلیارد بار فایرفاکس – نیم‌میلیارد دانه برنج

ترجمه از صفحه ویژه موزیلا به مناسبت نیم‌میلیارد بار دانلود فایرفاکس توسط کاربران و دعوت موزیلا به مشارکت در بازی «دانه برنج» برای کمک به مردمان گرسنه جهان.

فایرفاکس به 500,000,000 اُمین دانلود خود رسید. بدون شک این یک دست‌آورد مهم برای فایرفاکس است. تصور واقعی این عدد شاید کمی دشوار باشد:

  • 10000 بار بیشتر از تعداد تماشاگرانی که در کولوسیوم رم جا می‌شدند.
  • جرم 8500 هواپیمای بوینگ 747 به کیلوگرم.
  • با این مقدار دلار می‌توانید همراه با 15 نفر از دوستانتان به ایستگاه فضایی بین‌المللی سفر کنید…

شاید هم بتوانید 15 نفر از دوستان خود را به یک بازی دعوت کنید و به 25000 نفر غذا بدهید. با کمک شما ما می‌توانیم امروز یک رکورد دیگر در «برنج رایگان» بشکنیم: نیم‌میلیارد دانه برنج در یک روز. تصور کنید در حال بازی کردن با لغت‌ها به سیر کردن عده‌ای آدم گرسنه کمک کنید!


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

سلاح ضدماهواره و نگرانی‌های روزافزون

به لطف «ارکستر رسانه‌ای» بیشتر اتفاقات مهم جهان امروز دور از چشم‌های «مردم» نگاه داشته می‌شود. این مساله در کشورهای آزاد حساس‌تر است، چون قدرت نهادهای مردمی در این کشورها بسیار زیاد است در نتیجه اگر «افکار عمومی» کنترل نشود سلطه حاکمیت به شدت به خطر خواهد افتاد.اما برخی خبرها هستند که هرچند ظاهری عادی داشته باشند، ذهن‌های پرسش‌گر را نگران می‌کنند. به عنوان مثال استفاده اخیر ارتش آمریکا از یک موشک ضدماهواره بر ضد یک ماهواره از کار افتاده از این دست خبرهای نگران کننده است.

به گفته مقامات پنتاگون این ماهواره از کار افتاده حاوی سوخت سمی بوده است و باید از میان برداشته می‌شده است. تحلیل‌گران «بی‌طرف» البته حق دارند «حسن نیت» ناگهانی ارتشی که صدها و بلکه هزاران تن اورانیم سوخته (Depleted Uranium) در صربستان و عراق (و در واقع محیط زیست همه جهان) پخش کرده است را «مشکوک» تلقی کنند. ist2_3133748_universal_soldier_silhouetted

به غیر از «مردم جهان» که نگران صلح و امنیت خود و خانواده‌هایشان هستند، قدرت‌های دیگر نیز نگران توازن نظامی خود هستند و داستان از میان بردن ماهواره قدیمی را فقط یک بهانه برای آزمایش فن‌آوری‌های تسلیحاتی جدید می‌دانند.

پس ِ پشت هیاهوهای ظاهری برای برنامه‌های نظامی کشورهای کوچکی مانند ایران یا کره شمالی که هرگز کوچکترین تهدیدی برای امنیت جهان نبوده و نخواهند بود، «غول‌ نظامی جهان» در حال گسترش زرادخانه خود و افق امپراطوری خود به مرزهای فضا است. بی‌تردید چنین حرکت‌هایی از سوی بزرگترین نیروی اقتصادی-نظامی جهان، سایر قدرت‌ها (از جمله دوست، رقیب، دشمن، جهانی یا منطقه‌ای) را به سوی مسابقه تسلیحاتی و تشدید سرمایه‌گذاری بیشتر در فن‌آوری‌های نظامی سوق می‌دهد.

Armwrestling

بخت و اقبال «بشریت» بلند بود که از آخرین مسابقه تسلیحاتی ابرقدرت‌های جهان «زنده» به در آمد. اما معلوم نیست بشر همیشه همان‌قدر خوش‌شانس باشد.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

هستی‌شناسی عکس‌های خانواده‌گی

اگر کسی به عکس‌های خانواده‌گی ما نگاه کند فکر می‌کند ما موجودات همیشه خوشی هستیم؛ فارغ و دور از هر گونه اندوه و حادثه. مردم عادت دارند لحظه‌های شاد زندگی خود را ثبت کنند. هیچ‌کس از چیزی که می‌خواهد از آن فرار کند عکس نمی‌گیرد، چیزی را که بخواهد فراموش کند. برای اغلب آدم‌ها عکاسی یکی از اشکال هنری نیست، بلکه یک موضوع عادی و طبیعی در زندگی است؛ کاری که انجام می‌شود فقط به خاطر این‌که عادی است. همین و همین. آنقدر عادی و بی‌اهمیت که برای گرفتن یک عکس ممکن است چند لحظه یا ثانیه هم زیاد به نظر برسد.

جملات فوق در ابتدای فیلم «عکس فوری در یک ساعت» یا One Hour Photo توسط راوی نقل می‌شود.BillionMonkeyCartoon این جمله‌ها ماه‌ها بعد از این‌که فیلم را دیدم هنوز در ذهنم باقی مانده بودند، شاید بیشتر از صحنه‌های خود فیلم. و این موضوع (یعنی اثر دراز مدت تاثیر نوشته، عکس یا فیلم در ذهنم) همیشه برایم بهترین معیار میزان علاقه‌ام به یک مطلب بوده ‌است.

بررسی «عکاسی خانواده‌گی» یا «عکاسی غیرحرفه‌ای» موضوع جالبی است. تا جایی که می‌دانم تئوریسین‌های زیبایی‌شناسی هنر و به خصوص عکاسی کمتر به این نوع عکاسی و خصوصیات بارز آن توجه کرده‌اند. به ذهنم رسید مقدمه کوچکی در مورد ماهیت عکاسی غیرحرفه‌ای بنویسم که البته برداشت‌های تجربی و شخصی خودم هستند و مسلما کار تئوریک و تحقیقی در این زمینه مجال و دانش ِ بیش می‌طلبد.

عکاسی «غیرحرفه‌ای» چیست؟
بسته به زاویه دید و نوع بررسی می‌توان تعریف‌های مختلفی برای انواع عکاسی به دست آورد. یکی از متداول‌ترین دسته‌بندی‌های عکاسی، آنرا به سه دسته عکاسی «حرفه‌ای»، «آماتوری پیشرفته یا نیمه‌حرفه‌ای» و «آماتوری یا غیر‌حرفه‌ای یا خانواده‌گی» تقسیم می‌کند. در بسیاری موارد اصطلاح عکاسی آماتوری به جای همان عکاسی آماتوری پیشرفته یا نیمه‌حرفه‌ای به کار می‌رود که غلط مصطلحی است و به همین علت هم من در این نوشته از اصطلاح «عکاسی غیرحرفه‌ای» استفاده می‌کنم.

عکاسی غیرحرفه‌ای هنری فراگیر است
چند نفر را می‌شناسید که عادت به نوشتن خاطرات خود داشته باشند؟ چند نفر از آشنایان یا دوستان شما در طول زندگی خود مجموعه‌ای از آثار مجسمه‌ای ِ دست‌ساز خلق کرده‌اند؟ چند نفر را می‌شناسید که دستی در موسیقی داشته باشند و در حد نواختن یک ساز با موسیقی آشنا باشند یا در دوران فراغت خود «آهنگ‌سازی» کنند؟4_family8_sm
متاسفانه نتواستم آمار دقیقی از ضریب نفوذ «خلق آثار هنری» مختلف در میان مردم پیدا کنم اما قویا اعتقاد دارم از نظرگاه تولید هنری، عکاسی غیرحرفه‌ای یا خانواده‌گی یکی از محبوب‌ترین رشته‌های هنری است و شاید محبوب‌ترین آنها. در اغلب خانه‌ها آلبوم‌های عکس خانواده‌گی وجود دارد که همچون آثار مهم و عزیز هنری از آنها نگهداری می‌شود. خالق بیشتر این عکس‌ها اعضای خانواده هستند و البته بخشی از آن‌ها هم در آتلیه‌های عکاسی تهیه شده است. اما تقریبا همیشه درصد قابل توجهی از عکس‌های آلبوم‌های خانواده‌گی توسط دوربین‌های ارزان قیمت و توسط آدمهایی که هیچ‌گونه تخصصی در عکاسی ندارند گرفته می‌شود. احتمال وجود داشتن یک آلبوم عکس خانواده‌گی در منزل یک خانواده‌ «متعارف» از طبقه متوسط شهری بیشتر از احتمال وجود دفترچه خاطرات روزانه و یا یک آلت موسیقی است.

اهمیت آلبوم‌ عکس خانواده‌گی
آلبوم‌های عکس خانواده‌گی معمولا در بهترین و امن‌ترین نقطه خانه نگهداری می‌شوند. جایی که کمتر در معرض عبور و مرور است و دست رطوبت و موریانه به آن نمی‌رسد. اگر خطر دزدیدن جواهرات وجود نداشت، احتمالا آلبوم‌های عکس نقاط امن‌تری مانند گاوصندوق‌ها را در منزل خانواده‌ها اشغال می‌کردند.family در شرایط خطر و یا اضطرار مانند آتش‌سوزی، بعد از «اشخاص» و «مدارک مهم» مانند کارت شناسایی و احتمالا اشیای گران‌بها، خانواده‌ها آلبوم‌های عکس خود را نجات می‌دهند.

خاطرات دیجیتال
عصر دیجیتال به هیج وجه از محبوبیت و گسترده‌گی کاربرد عکاسی غیر‌حرفه‌ای نکاسته است. کاملا برعکس به نظر می‌رسد به صورت روزافزون تعداد بیشتری عکس غیر‌حرفه‌ای گرفته می‌شود که سهم عکس‌های دیجیتال پیوسته در حال افزایش است. سهولت و ساده‌گی عکاسی دیجیتال، هماهنگی کامل با خصوصیات عکاسی غیرحرفه‌ای دارد.

اما این خصوصیات چیستند؟ در ادامه به برخی از مهمترین خصوصیات عکاسی ِ غیر‌حرفه‌ای اشاره می‌کنیم:

More...
خصوصیات زمانی (Temporal)
عموما افراد و خانواده‌ها ترجیح می‌دهند لحظه‌های شاد و مهم زندگی خود را در غالب عکس ثبت کنند. رسانهٔ عکس از نظر کاربرد زمانی خانواده‌گی به عنوان یک رسانه شاد شناخته می‌شود. چیزی که در مورد رسانه نوشتن کمتر مصداق دارد و افرادی که عادت به نوشتن دارند معمولا یا همه جزییات شاد و غمگین و روزمره زندگی خود را ثبت می‌کنند و یا گرایش بیشتری به ثبت وقایع درونی دارند. البته در موارد نادر ممکن است افراد اقدام به ثبت (عکس) لحظه‌های غمگین یا خاص زندگی خود کنند، اما اولا اینگونه عکس‌ها جنبه عمومی ندارند و ثانیا این افراد اغلب روحیه عکاسی نیمه‌حرفه‌ای دارند و به همین دلیل از موضوع عکاسی غیرحرفه‌ای دورتر هستند. cartoon-picture-of-groom-bride

خصوصیت دیگر عکس‌های غیرحرفه‌ای وابستگی شدید آن‌ها به زمانی است که در آن ثبت شده‌اند. یک عکس غیرحرفه‌ای خانوادگی معمولا برچسبی از زمان بر خود دارد که آن را از همه عکس‌های دیگری که در زمان‌های دیگر گرفته شده‌اند متمایز می‌کند. مانند «این عکس من است در شش سالگی…» از این لحاظ عکس‌های غیرحرفه‌ای یا خانواده‌گی به «عکس‌های خبری» نزدیک هستند. آن‌ها «اخبار» مربوط به خانواده را در تاریخ ثبت می‌کنند.

خصوصیات فضایی (مکانی) (Spatial)
عکس‌های غیرحرفه‌ای اغلب از نظر مکانی هم دارای وجوه مشترک زیادی هستند. به طور کلی عکس‌های خانواده‌گی و یا غیر‌حرفه‌ای در مکان‌هایی گرفته می‌شوند که آدم‌ها و به خصوص آدم‌های آشنا حضور دارند. آبژه عکس‌های غیرحرفه‌ای «انسان آشنا» و «محیطی است که او در آن نفس می‌کشد». انسان آشنا می‌تواند خود فرد، عضوی از خانواده، دوست، فامیل و یا یک همسفر باشد. محیط مانوسش هم یا خانه است، یا مدرسه و یا محلی که خاطره‌ای در آن رخ داده است. بسیاری از عکس‌های غیرحرفه‌ای اختصاص به ثبت «موقعیت‌هایی» دارند که افراد در آنها قرار می‌گیرند. به این ترتیب افراد حضور خود را در مکان‌های مختلف به کمک عکس ثابت می‌کنند. «این عکس من است در کنار درب موزه لوور»، «این عکس همسر من است در حیاط خانه عموی بزرگ» و …

خصوصیات معنایی (Semantic)
شاید پیچیده‌ترین نوع نگاه به عکس‌های نیمه‌حرفه‌ای نگاه از زاویه «معناشناختی» باشد. با این وجود مطالعه مقدماتی عکس‌های غیرحرفه‌ای ما را با الگو‌های آشنا و مهمی آشنا می‌کند.

عکس‌های غیرحرفه‌ای معمولا برون‌گرایانه و عینی (objective) هستند. به این معنی که کمتر خصوصیات ذهنی سوژه عکاسی (subject) یا شخص عکاس را نمایش می‌دهند. عکاسی مانند هر غالب هنری دیگری می‌تواند بیان‌گرایانه (expressive) باشد،Parade اما عکس‌های غیرحرفه‌ای عموما غیربیان‌گرایانه یا در واقع واقع‌گرایانه (realistic) هستند و به اصطلاح به واقعیت محض بیشتر وفادارند. یک عکس خانواده‌گی بیشتر از هر نوع عکس دیگری صادق است، به این مفهوم که چیزی را که نشان می‌دهد مهم‌تر و قبل‌تر از هر چیز وجود داشته است، حتی مهم‌تر از اهمیت نقش عکاس یا این واقعیت که او وجود داشته است. در معناشناسی عکس‌های غیر‌حرفه‌ای صحبتی از عکاس (subject) نیست و هر چه هست در کادر عکس ثبت شده است. عکاسی غیر‌حرفه‌ای «عینیت صادقانه محض» (sincere pure objectivity) است.

خصوصیت پسینی (a posteriori)
نکته جالب توجه در عکاسی غیرحرفه‌ای نحوه پراکنده‌گی میزان اهمیتی است که افراد به آن می‌دهند. عموما عکس در لحظه‌ای که عکاسی می‌شود و قبل از آنکه عکاسی شود اهمیت اندکی دارد. در این مرحله افراد اهمیت کمی به عکس می‌دهند و اصطلاحا فقط آن را می‌گیرند. این وجه مشخصه به حدی مهم است که شاید بتوان گفت هر کسی که هنگام گرفتن عکس به آن اهمیت زیادی دهد و وقت و دقت و انرژی قابل توجهی برای گرفتن آن و تنظیم کردن آن صرف کند از گروه عکاسان غیرحرفه‌ای نیست و روحیه نیمه‌حرفه‌ای دارد. عکاسان عکس‌های غیرحرفه‌ای بعدها که زمان و مکان عکاسی سپری شد کم‌کم بهای بیشتری به عکس‌ها می‌دهند و این موضوع را می‌توان از پی‌گیری‌ها و تعجیلی که در ظهور و چاپ عکس‌های خانوادگی می‌کنند و وقتی که صرف نگاه کردنشان می‌کنند و لذتی که از مشاهده آنها می‌برند فهمید. به این ترتیب عکاسی غیرحرفه‌ای دارای اهمیت پسینی (a posteriori) است. برخلاف عکاسی نیمه‌حرفه‌ای و حرفه‌ای که در آن جنبه‌های پیشینی (a priori) عکس هم بسیار مهم است. به عنوان یک فرد علاقه‌مند به عکاسی جدی‌تر همیشه از کلنجار مزمنی که با افراد مختلف هنگام گرفتن عکس دارم رنج برده‌ام. افراد معمولا حاضر نیستند بیشتر از چند ثانیه برای گرفتن یک عکس وقت صرف کنند و معمولا وسواس کسانی مثل من را بر نمی‌تابند. اما همیشه همین افراد وقتی که زمان سپری می شود با سماجت از من می خواهند که یک نسخه از عکس‌ها را به آن‌ها بدهم! یکی از دلایل این بی حوصلگی هم به خصوصیتی که قبلا به آن اشاره کردم بر می‌گردد. عکاسی غیر‌حرفه‌ای تا آنجایی که بتواند واقع‌گرایانه و صادق است و از هر گونه تلاش بیانگرایانه عکاسانی چون من برای ذهنی‌تر کردن عکس می‌گریزد.

اهمیت عکس‌های خانواده‌گی

عکاسی غیرحرفه‌ای موضوعی بسیار گسترده و مهم است که کمتر به آن توجه تئوریک و جدی شده است. این در حالی است که عکاسی غیرحرفه‌ای بیشتر از هر نوع دیگر عکاسی به ما نزدیک است و نادیده گرفتن آن از لحاظ فلسفی از همان ماهیت است که نادیده گرفته شدن هوا توسط موجودات زنده!


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

تصاویر پیامبر در ویکی‌پدیا: آزادی یا اهانت؟

در خبرها خواندم که «وب‌گاه ویکی‌پدیا» با حدود 180000 درخواست برای حذف تصویرهای باستانی حضرت محمد از مطالب این وب‌گاه مواجه شده است. با وجودی‌که این تصاویر برای برخی مسلمانان ناراحت کننده و اهانت به مقدسات تلقی می‌شود، ویکی‌پدیا نیز دغدغه دفاع از آزادی اطلاعات و ایده‌ها را دارد و نمی‌خواهد خط قرمز «آزادی اطلاعات» را بشکند.

untitled

تصویر پیامبر اسلام را در حال پادرمیانی در مناقشه سنگ‌سیاه در خانه کعبه نشان می‌دهد.

برخی از مسلمانان اعتقاد دارند «تصویرگری از چهره پیامبر» مجاز نیست و بی‌احترامی به ایشان تلقی می‌شود. از سوی دیگر، مدیران «ویکی‌پدیا» (و بسیاری از کاربران آن) اعتقاد دارند نمی‌توان چنین اطلاعاتی را صرفا به خاطر این‌که عده‌ای آن‌را بی‌احترامی می‌دانند از یک دانش‌نامه عمومی حذف کرد.

Muhammad - Wikipedia, the free encyclopedia_1203340945656

ویکی‌پدیا در حال حاضر صفحه مربوط به حضرت محمد را قفل کرده است و نوشته تا وقتی‌ اختلافات برطرف نشود آن‌را باز نخواهد کرد.

نکته قابل توجه این است که این تصاویر جمله‌گی از میان آثار اسلامی مربوط به ایران و عثمانی انتخاب شده‌اند و تولید کننده‌گان آن‌ها خود مسلمان بوده‌اند. بسیاری از این تصاویر از آثار مهم هنری مذهبی دوران خود محسوب می‌شوند:

Miraj2

یکی از تصاویر بحث‌برانگیز یک مینیاتور ایرانی مربوط به قرن شانزدهم است. در میان این تصویر چهره پیامبر در حال «معراج» تصویر شده است.

در صفحه‌ ویژه‌ای که مخصوص بحث و بررسی درباره این موضوع است اشاره شده:

ویکی‌پدیا تصدیق می‌کند برخی از گروه‌های مسلمان اعتقادات فرهنگی‌ای دارند که آن‌ها را از نمایش تصاویر پیامبر اسلام یا پیامبران دیگر منع می‌کند. اما این اعتقادات در میان همه مسلمانان یک‌سان نیست و به عنوان مثال گروه‌های «شیعه» که اگرچه مخالف چنین تصاویری هستند اما در این زمینه کمتر سخت‌گیری می‌کنند.

مرز میان «آزادی اطلاعات» و «حریم اعتقادات و مقدسات مردمان مختلف» کجاست؟

سئوال اساسی این است: مرز میان «آزادی اطلاعات» و «حریم اعتقادات و مقدسات مردمان مختلف» کجاست؟ آیا باید از «آزادی اطلاعات» تحت هر شرایطی دفاع کرد؟

فکر می‌کنم بشر امروز حتی در مفهوم آزادی نیز دچار نوعی تعصب است. در بسیاری از جوامع در حال توسعه هنوز مفاهیم اولیه آزادی جا نیفتاده و به شدت سرکوب می‌شود. در چنین شرایطی هر گونه حمایت از «نظارت بر اطلاعاتی که ممکن است برای گروه‌هایی از مردمان اهانت‌آمیز تلقی شود» به ساده‌گی برچسب «محدود کردن آزادی» می‌خورد. از سوی دیگر نمی‌توان اطلاعات مرجع و مهمی مانند اسناد تاریخی را حذف کرد و از دسترس محققین دور نگاه داشت. شاید بهتر باشد ویکی‌پدیا برای ارائه چنین مطالبی راه‌کردی بیاندیشد. مثلا این تصاویر در صفحه اصلی نمایش داده نشوند ودر صورتی که کاربری مایل به دیدن آن‌ها باشد به صفحه‌ ویژه‌ای مراجعه کند.

Maome.jpg (JPEG Image, 600x360 pixels)_1203339341187

تصویر مربوط به قرن پانزدهم پیامبر را در حال خواندن قرآن و دعوت به اسلام نشان می‌دهد.

موضع‌گیری شفاف

از همین الان برای این‌که توسط «متعصب‌های راه آزادی» به «جرم مخالفت با آزادی» و یا «متعصبین مذهبی»‌ به جرم «حمایت از ویکی‌پدیای بی‌بند و بار» محاکمه و اعدام نشوم، تاکید می‌کنم به هیچ‌وجه منظور من این نیست که این تصاویر حذف شوند یا بمانند. این خبر بهانه‌ای شد که کمی به این موضوع فکر کنم (کنیم) و منظور این‌جا محکوم کردن یا جانبداری نبوده و نیست. با این وجود ته دلم دوست ندارم تعداد زیادی از آدم‌ها ناراحت باشند. ای کاش در این زمینه روش حذفی در پیش گرفته نمی‌شد و ویکی‌پدیا به جای پافشاری بر موضع خود به دنبال راه حل مناسبی می‌گشت.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

جنون خوراک خوانی و بیماری پرش افکار

یکی از مشکلاتی که مطالعه «خوراک‌ها» ممکن است ایجاد کند، بیماری «پرش افکار» و «ضعیف شدن قدرت تمرکز فکری» است. البته این نظریه از نظرگاه روان‌شناختی ثابت نشده و در این‌جا فقط قصد ایده‌پردازی دارم. تحقیق و ثابت کردنش بماند برای دانشمندان رفتارشناس.

ذهن آدم برای درک و تفسیر واقعیت‌های پیرامون نیازمند میزان معینی «تمرکز» و «مکث» است. اما خواندن سریع تعداد زیادی «خوراک» مربوط به وب‌لاگ‌های مختلف که هر کدام هم «ساز» متفاوتی می‌زنند می‌تواند «مغز» را دچار سردرگمی کند. در چنین شرایطی رفتار طبیعی مغز احتمالا «توجه کمتر» کردن به محتوای‌ مطالب و طوطی‌وار مرور کردن مطلب خواهد بود. به علاوه مغز ممکن است به کل قوای تمرکز خود را از دست دهد.

feeds

تصور کنید شما در حال مطالعه خوراک «دو در دو» هستید:

ist2_1631886_skull_on_fire

جایی که خوراک صدها وب‌لاگ مختلف گردآوری شده و پیش روی چشم‌هایتان قرار می‌گیرد. یکی از خاطرات کودکی‌اش نوشته، دیگری از دستگیری فلان فعال جنبش زنان، یکی در حال دفاع از دکترین‌های بازار آزاد است و بحث اقتصادی می‌کند، یکی از فلان فیلمی که دیده حرف می‌زند و دیگری روزمره‌های دیروزش را نوشته و تاکید کرده به تازه‌گی با خاله‌جانش آشتی نموده است و …

شما در حال خواندن این آش شله‌قلم‌کار هستید و پشت سر هم کلید j را فشار می‌دهید. گاه روی مطلبی 1 ثانیه درنگ می‌کنید و گه چند دقیقه. مغز بیچاره شما مثل هد هارددیسکی که در حال کپی کردن 10 فایل به طور همزمان باشد، مدام باید از یک نقطه به نقطه دیگر جهش کند. الان باید عاطفی بخواند، لحظه‌ بعد باید حس طنز داشته باشد، لحظه بعد باید به سیاست بیاندیشد، لحظه بعد خانواده‌گی و بعد اقتصادی و بعد انتقادی و بعد هنری و … و …

dodardosample

خواندن بدون «خواندن»

mhp01

مسعود بهنود و خاله خانقزی و معلم ابتدایی و توریست ایرانی در میلان و مباحث شوخی و جدی در IT و اسرائیل و ایران و ادبیات و عمه و گرسنگی و مایکروسافت و منطق‌گرا و عصبانی و آشپزی و آموزشی و خونسرد و بی‌تفاوت و یاگوم و ساختارگرایی در سینما با هم مخلوط می‌شوند و مغز را به حالت نیمه‌تعطیل در می‌آورند. بعد از مدتی انگار که خاموش شده یا کاراییش به حداقل رسیده باشد به کلمات و واژه‌ها می‌نگرد بی‌آن‌که درک کند، می‌بیند اما نمی‌خواند، نگاه می‌کند اما نمی‌فهمد…

خوراک‌ها زیاد هستند و شما می‌خواهید حتما همه آن‌ها را بخوانید. حتی شده هر یک 1 ثانیه اما باید بخوانید. چیزی به شما می‌گوید اگر همه خوراک‌ها را نخوانید جا مانده‌اید. اطلاعات خارج از وجود شما تولید شده است و شما از آن بی‌خبرید. اضطراب و هراس از جا ماندن وادارتان می‌کند که خوراک‌ها را نجویده ببلعید غافل از این‌که نجویده خوردن دل‌درد و دل‌پیچه به دنبال دارد.

آیا تا به حال از خوردن تعداد زیادی خوراک ناهمگون دچار «سوءهاضمه فکری» یا «فکرْدرد» نشده‌اید؟

پرش افکار و از دست دادن قدرت تمرکز ذهنی

بله داشتم برایت تعریف می‌کردم. دیروز رفته بودم بازارچه رضا که یه دونه ماوس بخرم. ماوس‌های جدید واقعا عالی کار می‌کنن، از نظر طراحی خیلی ظریف و نرم هستن و از لحاظ فنی هم عالی. به خصوص دست رو اصلا خسته نمی‌کنن. باورت نمی‌شه اگه بهت بگم بیشتر کسایی که توی محل کار من هستند اصلا نمی‌دونن ارگونومی چی هست. خوب اطلاعات عمومی‌شون کمه. واسه همینه که من اعتقاد دارم همه باید میزان معینی از سواد عمومی رو داشته باشن. به خصوص توی کشور ما با اون وضعیت آموزش و پرورش. تا حالا یه نگاهی به کتاب‌های درسی انداختی؟ وحشتناکن! یکی نیس بگه این کتابا برای بچه‌هایی نوشته شده که قراره مطلب جدیدی رو یاد بگیرن، اما از بس توی این کتابا مطالب مختلف قرار داده شده که دانش‌آموز فرصت فهم عمیق مطالب رو نداره. فکر می‌کنی علت این‌که ما توی کشورمون این‌قدر عقب مونده هستیم چیه؟ خوب همینه دیگه! دولت به فکر آموزش و پرورش نیست. مگه همین چند وقت پیش نبود که معلم‌ها اعتصاب کردن و جنبش اونا سرکوب شد. واسه چی؟ چون درخواست حقوق بیشتری کرده بودن. اصولا توی این مملکت هر وقت کسی بخواد به چیزی اعتراض کنه باهاش برخورد می‌شه. این به تاریخ ما برمی‌گرده که همیشه به نوعی استبدادزده بوده ….

شخص فوق به بیماری «پرش افکار» مبتلاست. او نمی‌تواند روی یک موضوع تمرکز کند و یک خط داستانی معین را به پایان برساند. در میان هر داستان، داستان دیگری می‌گشاید و سرنخ داستان اولیه را از دست می‌دهد و اگر به حال خود رهایش کنید ساعت‌ها بی‌هدف «یاوه‌سرایی» می‌کند. ist2_1653995_crazy_monkey_man_vector

آیا ممکن است مطالعه مستمر «خوراک‌ها» در «خوراک‌خوان‌ها» قدرت تمرکز ذهنی ما را به تدریج تضعیف کند؟ هر چه باشد خوراک‌های پشت‌سر هم از وب‌لاگ‌های مختلف نمونه‌‌ای از «پرش افکار وب‌لاگی» هستند و با خواندن هر روزه تعداد بسیار زیادی خوراک، ذهن توانایی «تمرکز و درک عمیق‌تر» را ممکن است از دست بدهد.

بحث بیشتر و …

این مبحث شاخه‌های زیاد دارد و دوست دارم بیشتر در این‌باره بنویسم. اما واقعا دوست دارم دوستان هم در این‌باره نظر بدهند یا در وب‌لاگ‌های خود بنویسند. سئوال‌های مهم این است:

1. آیا مطالعه تعداد زیادی خوراک با سرعت بالا می‌تواند قدرت درک و تمرکز مغز را کاهش دهد؟

2. اگر این‌طور است و خواندن خوراک‌های زیاد ممکن است قوای تمرکز ما را کاهش دهد، راه حل چیست؟

پی‌نوشت: ‌این مطلب را چند روز پیش نوشته بودم اما دیدن نوشته جالب «پانته‌آ» ترغیبم کرد که زودتر ارسالش کنم. «پانته‌آ» البته حسابی پنبه ما را زده ولی نکته مهمی که باید خطاب به او بگویم این است که «ابزارها» در خدمت ما هستند و روزی که ما برده ابزارهای‌مان شویم کارمان ساخته است. من اگر از «خوراک» یا AideRSS نوشتم اشاره به جنبه‌های مفید استفاده از ابزارهای مختلف کرده ام و کاش قبل از این‌که «پانته‌آ» حکم ما را صادر می‌کرد کمی در این‌باره صحبت می‌کرد.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

وقتی شورای نگهبان مدافع حقوق مردم می‌شود

همانطور که می‌دانید فلسفه وجودی «شورای نگهبان قانون اساسی» حمایت و پاسداری از حقوق «مردم» است. شورای نگهبان تشکیل شده است که مانع دخالت‌های فرصت‌طلبانه «حاکمیت» در روند «انتخابات» یا «قانون‌گذاری» شود و از «حقوق» مردم دفاع کند.

اما در طول سال‌های گذشته و چندین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری، مجلس و خبرگان، شورای نگهبان نقش دیگری داشته است. در واقع شورای نگهبان که یک نهاد «انتصابی» است به سود «حاکمیت» وارد میدان شده و «نامزدهای غیرهمسو» را رد صلاحیت می‌نمود: شورای نگهبان، پاسدار منافع مردم نبود و تبدیل شده بود به شورای نگهبان منافع اقلیت حاکم اقتدارگرا.

این وضعیت اکنون عوض شده است. برای اولین بار در تاریخ چند دهه اخیر، «شورای نگهبان» در نقش «مدافع و پاسدار» حقوق مردم وارد عمل می‌شود و 280 نفر از کاندیداهای رد صلاحیت شده توسط وزارت کشور را تایید می‌کند.

این حرکت در راستای بالا بردن اعتبار شورای نگهبان به عنوان یک نهاد مردمی و نه انتصابی صورت گرفته است. دیگر به ساده‌گی نمی‌توان از «غیر مردمی بودن رد صلاحیت‌ها» انتقاد نمود. چون نهاد «وزارت‌ کشور» زیر نظر دولت و رییس‌جمهور است که توسط مردم به صورت مستقیم انتخاب می‌شود. پس اگر «وزارت کشور» دست به رد صلاحیت‌های گسترده بزند، به دلیل این‌که یک نهاد «انتخابی‌» است به ساده‌گی در تیررس انتقاد منتقدین قرار نمی‌گیرد. از سوی دیگر، شورای نگهبان با حفظ پرستیژ خود نه تنها در رد صلاحیت‌ها نقش چندانی بازی نمی‌کند (این وظیفه را به نهاد انتخابی وزارت کشور سپرده است) بلکه حتی در نقش مدافع و پاسدار حقوق انتخاباتی مردم هم ظاهر می‌شود.

به نظر من این حرکت هوش‌مندانه‌ای از سوی حاکمیت «جمهوری اسلامی ایران» است که مهمترین هدف آن افزایش مشروعیت و حیثییت «شورای نگهبان» است.


مطالب این وب‌لاگ را از طریق خوراک‌خوان دنبال کنید.
Balatarin

delicious.med.gif

دنباله

مهندس

مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی