پایان کودکی آرتور سیکلارک
مارس 19, 2008
محصل بودم و روزی که برای اولین بار کتاب «راز کیهان» را از روبهروی دانشگاه خریدم و با حالتی از ناباوری و حیرت و هیجان تا آخرین صفحهاش را خواندم هرگز فراموش نخواهم کرد. افتادم به جان کتابفروشیهای دستدوم فروش و هر کلمهای که از این موجود ترجمه شده بود را گیر آوردم. چند هفته بعد «پایان کودکی» را خواندم. کتابی که بیتردید قویترین و خلاقانهترین اثر علمیتخیلی است که تا به امروز خواندهام. بعدها کمکم انتشار کارهای دیگر سیکلارک در ایران به جریان افتاد.
آرتور سیکلارک متفاوت بود. مثل آسیموف تخلیلی نویس محض نبود و نگاه دقیق علمی داشت و همچون ریبرادبری هم سرد و نچسب نمینوشت. همیشه به خودم میگفتم درست همانطوری مینویسد که اگر روزی خودم نویسنده بودم مینوشتم. اما من نویسنده نبودم و آرتور بود و درست همانطور مینوشت که باید مینوشت: عالی و بینقص.
یواشکی پرده را کنار میزد و به جای همه ما نیمنگاهی به آنسوی قصه میانداخت.
عاقبت دوران کودکی را پشت سر گذاشت این پیرمرد دوست داشتنی من. پایان کودکی آرتور سیکلارک را گرامی بداریم…



مارس 19, 2008 at 1:46 ب.ظ
سلام. بهتر بود این رو هم اضافه می کردید که جهش فناوری اطلاعات در نیا مدیون این مرده. چون یک فکر تخیلی ایشون باعث شد تا ماهواره ها ، این قمرهای مصنوعی سراسر زمین را بپوشنن. مطلب جالبی بود. من شما رو تو وب شخصی خودم لینک کردم. خوشحال می شم آدرس من رو هم لینک کنی.
موفق و پیروز باشی
مارس 19, 2008 at 7:04 ب.ظ
یادش گرامی
مارس 28, 2008 at 6:55 ب.ظ
[...] پیشبینیهای آرتور سیکلارک 28 03 2008 دوستان گرامی من یکفتحی و زنگوله به صورت عام (و خاص) از همه دعوت کردهاند که به مناسبت رسیدن بهار و سال نو در «جشنواره نوروزی» شرکت کنند و یک مطلب جالب و سرگرمکننده به خوانندهها هدیه دهند. من هم بهار را دوست دارم، هم تخیل را و هم آرتور سیکلارک را که چند وقت پیش درگذشت. [...]