فیس‌بوک دوستان شما را پیدا می‌کند

در مورد «سیستم‌های پیشنهاددهنده» (Recommendation Systems) قبلا نوشته بودم. این سیستم‌ها بر اساس اطلاعات مفصلی که از نحوه فعالیت کاربران (سلیقه آن‌ها) گردآوری می‌کنند به کاربر پیشنهادهایی می‌دهند که به احتمال زیاد مورد توجه او قرار خواهد گرفت.

برای اطلاعات بیشتر نوشته‌های قبلی‌ام با عنوان «آشنایی با سیستم‌ها پیشنهاددهنده و جای‌گاه آن‌ها در وب‌ آینده» یا «فیلم بعدی که می‌بینید چیست؟»  را بخوانید.

facebooklogofresh این‌جا خواندم که «شبکه اجتماعی فیس‌بوک» (FaceBook) در یک حرکت انقلابی ولی بی‌سر و صدا چنین امکانی را فراهم آورده است. در واقع فیس‌بوک «سیستم پیشنهاد دهنده دوست» را راه‌اندازی کرده است و بر اساس تحلیل شبکه دوستان شما افرادی را که احتمال می‌دهد شما هم بشناسید به شما معرفی می‌کند.

 people-you-may-knowاگرچه فیس‌بوک اولین شبکه اجتماعی‌ای نیست که «سیستم پیشنهاد دهنده دوست»‌ ارائه می‌دهد (LinkedIn قبلا این‌کار را می‌کرد) اما چنین حرکتی از سوی روبه‌رشدترین شبکه اجتماعی موجود قابل توجه است و می‌تواند زمینه را برای انواع پیچیده‌تر «سیستم‌های پیشنهاد دهنده افراد» فراهم کند.

پتاسیل بزرگ

فکرش را بکنید «سیستم‌های پیشنهاد دهنده» در «شبکه‌های اجتماعی» چه پتانسیلی عظیمی دارند. ساده‌ترین‌اش همین است که الان می‌بینید، معرفی دوستان احتمالی شما. اما می‌تواند متنوع یا پیچیده‌تر هم باشد.

مثال ساده: فرض کنید قصد سفر به کشوری خاص را دارید و دوست دارید در کشور مقصد کسی را بیابید که شما را راهنمایی کند و در صورت امکان با شما همسفر باشد. یک «سیستم‌ پیشنهاد دهنده مناسب+شبکه‌ اجتماعی» می‌تواند بهترین همسفر یا راهنما را در کشور مقصد برای شما انتخاب کند. هر چه باشد خلق و خو و نوع دوستان شما توسط سیستم شناخته شده است و کافی است نمونه نزدیک آن را در کشور مقصد بیابد. احتمالا کسی که خودش علاقه‌مند به همسفر شدن با کسی مثل شما باشد.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

خانه من کجاست؟

شاید به نظر سئوال پیش‌پا افتاده‌ای برسد اما الان چند وقتی است که من بدجوری به این فکر افتاده‌ام که به راستی خانه چیست و کجاست؟

فکر نکنید این سئوال را می‌پرسم چون این روزها خیلی به مردم فلسطین یا عراق فکر می‌کنم. به آن‌ها فکر می‌کنم اما دلیل این‌که این سئوال همین‌طور توی ذهنم می‌چرخد بیشتر شخصی است: من به خاطر نوع شغلم هیچ‌وقت جای ثابتی نیستم. اگر بخواهم «خانه‌» را جایی بدانم که اغلب اوقات فراقت و راحتی‌ام را در آن سپری می‌کنم در یافتن مصداق مشخص و معینی که در این تعریف بگنجد دچار مشکل عجیبی خواهم شد: چون چنین محلی به صورت «یگانه» و «مشخص» وجود ندارد، اگر چه به صورت «غیریگانه» و «غیرمشخص» وجود دارد.

تعریف خانه

سعی کردم موضوع را اصولی‌تر نگاه کنم. به خودم گفتم اگر بخواهم HOME_CARTOONبدانم خانه من کجاست، ابتدا باید تعریف دقیق و مشخصی از «خانه» داشته باشم. و این تعریف از نوع «شرح چیستی» باشد و «خانه» را به صورتی انتزاعی «جایی چنین و چنان» تعریف کند و دیدگاه معماری یا تزئینی نداشته باشد. به این ترتیب برای این‌که خیالم راحت باشد که تعریفم شخصی و ذهنی نیست دست به دامان فرهنگ لغت و دانش‌نامه‌ شدم.

تعریف‌های رسمی خانه

فرهنگ دهخدا خانه را «آن‌جایی که در آن آدمی سکنی می‌کند» تعریف می‌کند که خیلی کلی‌ای است و کمکی به من نمی‌کند. دانش‌نامه بریتانیکا برای کلمه «خانه» تعریفی ندارد. شاید چون موضوع بیش از حد پیش‌پا افتاده به نظر می‌رسد. انکارتا هم با نگاه معماری و دکوراسیون خانه را تعریف کرده است. اما دانش‌نامه ویکی‌پدیا درباره خانه چنین می‌نویسد:

خانه جایی است که در آن یک شخص، خانواده یا گروهی از افراد با هم زندگی می‌کنند. معمولا خانه محلی است برای خوابیدن و نگاه داشتن وسایل شخصی و دارای تحهیزات بهداشتی و ابزار تهیه و تولید غذا.

ویکی‌پدیا در قسمت «مفهوم خانه» ادامه می‌دهد:

مفهوم خانه (Home) مفهومی وسیع‌تر از محل فیزیکی اقامت (مثلا House) است. خانه معمولا محل «امنیت» یا «پناه‌بردن» است؛ جایی که امورات دنیای بیرون کمرنگ می‌شوند و اشیاء یا افرادی که شخص دوست می‌دارد مرکز توجه هستند. بسیاری از افراد به «خانه» به عنوان جایی که در آن بزرگ شده‌اند فکر می‌کنند و «خانه» می‌تواند «از جنس زمان» باشد تا «از جنس مکان».

فرهنگ‌هایی هستند که دارای «خانه ثابت» نیستند، مانند عشایر، مردمانی که اغلب در حال حرکت از جایی به جای دیگر هستند.

تعریف تکان دهنده

قبول دارید تعریف تکان دهنده‌ای‌ است؟ خانه محل «امنیت» و «پناه بردن» است. زیبا و تکان دهنده، چرا که مطابق این تعریف اگر جایی نداشته باشی که در آن احساس «آرامش و امنیت» کنی انگار خانه نداری. به این معنا خانه‌ی تو لزوما «خانه» نیست حتی اگر دارای «دیوار» و «تلفن» و «تخت» و «آشپزخانه» باشد.

تعریف فوق تکان دهنده است. چرا که از دیدگاهی دیگر خانه را می‌تواند مفهومی جهانی کند. تصور کنید شخصی (فیلسوفی شاید) پیدا شود که «همه جا» احساس امنیت کند. چنین شخصی می‌تواند «همه جا» را خانه خود بداند. جالب نیست؟ این جمله را که روزگاری «رند شاعری» گفته شنیده‌اید که «دنیا خانه من است»؟

zzHome

خانه من کجاست؟

و باز می‌گردم به پرسش اصلی‌ام که «خانه من کجاست؟» و انگار پاسخی نمی‌توانم برایش بیابم. من «این‌جا» راحت هستم. «این‌جا» در «بیابان‌های بهارش داغ و زمستانش سوزان و تابستانش کشنده» که اگر شب درب اتاقم را باز بگذارم ممکن است یک شتر به داخل سر بکشد (این اتفاق واقعا یک شب افتاد!). من در دریا هم راحت هستم و احساس امنیت می‌کنم. مهم نیست که اتاقم کوچک و با چند نفر غریبه مشترک باشد و حتی مهم نیست تنها جایی که می‌توانم چند قدم پشت سر هم بدوم بدون این‌که به چیزی برخورد کنم باند هلی‌کپتر (دایره‌ای به شعاع 10 متر‌) باشد. مهم نیست که غذاهای عجیب و غریب آشپزخانه صحرایی ممکن است چندان باب دندانم نباشد. این‌ها مهم نیست، چون من در این محیط‌ها توانسته‌ام و می‌توانم آرامش داشته باشم. پس آیا می‌توانم این کمپ‌های صحرایی و این کابین‌های کوچک دریایی را «خانه» خطاب کنم؟

اما جایی که در آن بزرگ شده‌ام و خانواده‌ام در آن زنده‌گی می‌کنند چطور؟ من که فقط بخش کوتاهی از سال را آن‌جا هستم. اگر آن‌جا را «خانه» خود بدانم، پس تمام لحظات شیرین و دل‌پذیری که در شب‌های صحرا زیر نور ماه یا کنار آرامش عظیم دریا داشته‌ام چه می‌شوند؟‌ آیا این فضای کوچک و ایمن و راحتی که در کابین صحرای‌ام دارم و در آن کتاب می‌خوانم و چای سبز دم می‌کنم و فیلم می‌بینم و از خودم و زنده‌گی‌ام می‌نویسم خانه من نیست؟

آیا من چند خانه دارم؟ آیا من بی‌خانه هستم؟‌ آیا همه جا خانه من است؟ به راستی خانه من کجاست؟


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (25-03-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

اپل ناجوانمردانه قلب فایرفاکس را نشانه می‌گیرد

حتما خبر دارید که شرکت اپل هفته پیش برای اولین‌بار نسخه نهایی مرورگر سافاری را برای کابران ویندوز ارائه داد. ارائه این مرورگر حق انتخاب کاربران را افزایش می‌دهد و بازار رقابت را نیز داغ‌تر می‌کند و به خودی‌خودی خبر خوبی است. اما مشکل این‌جاست که اپل برای بازاریابی و گسترش محبوبیت محصول جدید خود از قدرت و نفوذ خود در بازار به شیوه‌ای بحث‌برانگیز استفاده می‌کند.

توجه: این نوشته در پی مقایسه فنی امکانات مرورگر سافاری با سایر مرورگرها نیست.

روش بحث‌برانگیز ارائه سافاری

اپل دارای بزرگترین فروشگاه‌‌ فروش موسیقی آن‌لاین در جهان است (70 درصد فروش جهانی موسیقی از طریق اینترنت ، 6 میلیون آهنگ، 4 میلیارد فروش). همین‌طور دستگاه‌های پخش موسیقی آی‌پاد اپل محبوبیت‌ترین در بازار هستند (110 میلیون آی‌پاد تاکنون فروخته شده). فروشگاه‌ موسیقی اپل و دستگاه‌های آی‌پاد این شرکت هر دو از طریق نرم‌افزاری به نام iTunes مدیریت می‌شوند. پس می‌توان گفت دست کم کابرانی که از آی‌پاد استفاده می‌کنند روی کامپیوتر شخصی خود نرم‌افزار iTunes را هم دارند.

همه کاربرانی که iTunes دارند به صورت خودکار سافاری (Safari) را نیز دریافت می‌کنند: به عنوان «هدیه‌ای از طرف اپل». توجه کنید این نرم‌افزار مخصوص به روزرسانی نرم‌افزارهای نصب شده کاربر (Apple Software Update) است و استفاده از آن برای نصب نرم‌افزار جدید، نوعی سو‌ءاستفاده و فرصت‌طلبی به نظر می‌رسد. کاری که متاسفانه اپل انجام می‌دهد.

Safari-iTunes-update

عکس از CNet

سافاری بر ضد فایرفاکس و اپرا

safari-logoابا توجه به تعداد قابل توجه کاربرانی که از iTunes استفاده می‌کنند این خطر وجود دارد که اقدام شرکت اپل به ضرر مرورگرهای فایرفاکس یا اپرا (و حتی اینترنت اکسپلورر) تمام شود. این اقدام اپل بی‌شباهت به اقدام مایکروسافت نیست که اینترنت‌اکسپلورر خود را به صورت نرم‌افزار همراه با سیستم‌عامل ویندوز ارائه داد (می‌دهد)، اقدامی که در نهایت منجر به تضعیف و نابودی عملی مرورگر نت‌اسکیپ شد.

آقای جان لیلی مدیر عامل شرکت موزیلا (تولید کننده فایرفاکس) نسبت به نادرست بودن روش نصب سافاری چنین هشدار می‌دهد و چنین عملی را مشابه توزیع نرم‌افزارهای هرز می‌داند:

کاری که اپل انجام می‌دهد درست نیست. این کار اعتمادی را که معمولا مشتریان به شرکت‌های بزرگ دارند زیر سوال می‌برد، و این خوب نیست. نه فقط برای اپل، بلکه برای امنیت کل وب.

اپل نصب نرم‌افزاری که کاربران درخواست نکرده‌اند (یا شاید اصلا نخواسته باشند) را به صورت «پیش‌فرض» قرار می‌دهد. این کار نادرست است و روی لبه مرز نرم‌افزارهای هرز (MalWare) راه رفتن است.

حرکتی هوشمندانه یا یک اشتباه بزرگ؟

از نظرگاه محدود و کوتاه مدت که نگاه کنیم حرکت اپل اقدامی هوشمندانه به نظر می‌رسد. چرا که حتی اگر موزیلا یا اپرا نسبت به این اقدام اپل رسما اعتراض کنند و کار به دادگاه بکشد و بر فرض دادگاه بر ضد اپل رای دهد، باز هم اپل برنده است. چون در طول چند ماه آینده،‌ تعداد زیادی از کاربران از طریق iTunes‌ سافاری را دریافت خواهند کرد. به این ترتیب دست‌کم در کوتاه مدت اپل برنده به نظر می‌رسد: میلیون‌ها کاربر از طریق iTunes‌ دارای Safari خواهند شد و حضور مقتدرانه سافاری را تضمین خواهند کرد.

Usage_WebBrowsers_Chart

سهم مرورگرهای مختلف در وب زمستان 2008 (منبع ویکی‌پدیا با تغییرات)

اما مواردی چون

  • خرج کردن از اعتمادی که شرکت طی سال‌ها به دست آورده است و به خطر انداختن اعتبار شرکت نزد مشتریان
  • به خطر انداختن بازار رقابت وب و نرم‌افزار و تشویق شرکت‌های رقیب به ارائه روش‌های مشابه
  • خطر اقدامات تنبیهی سنگین از سوی سیستم قضایی و رقبا را به جان خریدن

شاید در دراز مدت اقدام شرکت اپل را تصمیمی نادرست و اشتباه نشان دهد.

آینده نشان خواهد داد.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

درخواست استراتژیک ایران از چین و روسیه

در خبرها آمده است:

در نشست دوره‌ای «سازمان همکاری‌ شانگهای» یا «پیمان شانگهای» که در تاجیکستان برگزار می‌شود، ایران رسما درخواست عضویت در این سازمان را کرد. تاجیکستان در سال جاری میلادی ریاست سازمان را برعهده دارد و نشست سران نیز در شهر دوشنبه برگزار می شود.

سازمان همکاری‌ شانگهای چیست؟

«سازمان همکاری‌ شانگهای» یا (Shanghai Cooperation Organisation) در سال 2001 توسط کشورهای چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان تاسیس شد و هدف آن گسترش همکاری‌های امنیتی-اقتصادی-فرهنگی میان اعضا است (با تاکید روی همکاری‌های امنیتی).

کشورهای ایران، پاکستان، هندوستان، مغولستان نیز اعضای ناظر این سازمان هستند.

غول خفته‌ای به نام «سازمان همکاری‌ شانگهای»

اگر چه به صورت مستقیم در اساس‌نامه این سازمان ذکر نشده ولی اهمیت استراتژیک 250px-SCO_Taiwan_Mapاین سازمان را از لحاظ رقابت با نیروی نظامی ناتو و ایالات متحده را نمی‌توان نادیده گرفت. ناظران غربی اعتقاد دارند این سازمان در واقع نوعی «پیمان ورشوی مدرن» است. کشورهای عضو و ناظران این سازمان روی هم رفته بزرگترین قدرت اقتصادی-نظامی و بزرگ‌ترین تولید کننده و مصرف‌کننده انرژی در جهان هستند. همچنین این کشورها دارای 25٪ خاک کره زمین هستند.

اهمیت استراتژیک بالقوه این سازمان وقتی بالفعل می‌شود که اعضای ناظری مانند هندوستان (قطب عظیم اقتصادی-صنعتی) و ایران (دارای دومین ذخایر نفت و گاز در جهان و دارای نقش کلیدی در خاورمیانه به صورت عضو دائمی این سازمان درآیند.

سازمان همکاری‌ شانگهای و مسابقه تسلیحاتی

جاه‌طلبی‌های روزافزون آمریکا در راستای حفظ هژمونی و سلطه خود به عنوان ابرقدرت جهانی را باید از مهمترین انگیزه‌های تشکیل «سازمان همکاری‌ شانگهای» دانست. به عنوان مثال گسترش فعالیت‌های نظامی آمریکا به فضا، گسترش ناتو و طرح نصب سپر دفاعی موشکی در اروپای شرقی، اشغال نظامی افغانستان و به دنبالش عراق و تهدیدهای روزافزون علیه ایران.

قابل توجه است که اولین مانور نظامی مشترک اعضای «سازمان همکاری‌ شانگهای» در اگوست 2003 انجام شد. یعنی درست چند ماه پس از حمله نظامی آمریکا به عراق.

سازمان همکاری‌ شانگهای: ابرقدرت پنهان

با توجه به نزدیکی روزافزون روسیه و چین، سازمان همکاری‌ شانگهای برای تبدیل شدن به مهمترین وزنه سیاسی-اقتصادی-نظامی در معادلات جهانی یا به عبارت دیگر «ابرقدرت جهانی» دست‌کم به سه عامل زیر نیازمند است:shanghaico_logo

1. عضویت هند: حضور هند و اتحاد استراتژیک آن با کشورهای روسیه و چین «مثلث خطری» را تشکیل خواهد داد که قادر است موازنه قدرت را در سطح جهان عوض کند (دست‌کم از لحاظ تئوری). آمریکا در سال‌های اخیر پیوسته از نزدیک شدن هند به کشورهایی مانند چین و روسیه واهمه داشته است و برای بازنگاه داشتن هند، امتیازهای فراوانی به این کشور داده است. (نمونه همکاری‌های هسته‌ای آمریکا و هند)

2. عضویت ایران: در صورت نزدیکی و اتحاد با ایران، پشتوانه «نفت و گاز ایران» استقلال سیاسی و قابلیت مانور قدرت‌هایی مانند «چین» یا «هندوستان» را به مراتب در سطح جهانی افزایش می‌دهد و در واقع آسیب‌پذیری این کشورها را کم می‌کند. به اعتقاد من یکی از مهمترین دلایل فشارهای وارد شده به «ایران» از سوی غرب را باید در همین موضوع ریشه‌یابی کرد. حاکمیت «ساز مخالف‌زن» ایران که به دلایل مختلف قادر به اتحاد استراتژیک با غرب نیست، مستعد گرایش و پیمان با شرق است. آمریکا به شدت با هرگونه نزدیکی «ایران» با «چین» یا «هند» مخالف است. نمونه‌ مخالفت آمریکا را در موضوع خط لوله ایران-پاکستان-هند دیده‌ایم. آمریکا پاکستان را به تحریم تهدید کرد و باج‌دهی‌های هسته‌ای‌اش به هند  هنوز هم ادامه دارد.

3. عضویت پاکستان: پیوستن بزرگ‌ترین متحد آمریکا (غرب) در آسیای جنوبی (مرکزی) که پیوند کلیدی میان «ایران و چین» را نیز تقویت خواهد کرد می‌تواند رویای ابرقدرت درحال ظهور باشد.

اهمیت روزافزون سازمان همکاری شانگهای

نوام چامسکی درباره هند و اهمیت روزافزون «سازمان همکاری‌های شانگهای» می‌گوید:

هند هر دو مسیر را پیش می‌رود. بخشی از انگیزه آمریکا برای دادن امتیازهای هسته‌ای به هند تشویق این کشور به عضویت در «حلقه آمریکا» (US Orbit) بود. اما هندی‌ها بازی دوگانه‌ می‌کنند.‌ آن‌ها روابط خود با چین را بهبود داده‌اند. از لحاظ تجاری، سرمایه‌گذاری‌های مشترک یا روابط دیگر. هندی‌ها اگر چه هنوز به عضویت سازمان همکاری‌ شانگهای در نیامده‌اند، اما به عنوان ناظر در این سازمان که به طور غالب «چینی» است ولی به سرعت در حال رشد است و می‌تواند دربرابر ناتو مطرح شود،حضور دارند. این سازمان متشکل از کشورهای آسیای مرکزی و روسیه با منابع عظیمش است و همین‌طور چین که یک اقتصاد بزرگ در حال رشد است. این سازمان آمریکا را شامل نمی‌شود و درخواست آمریکا برای حضور به عنوان ناظر را تا‌کنون رد کرده است.

به تدریج ممکن است کشورهای دیگر منطقه نیز به آن ملحق شوند. کره جنوبی که تا کنون عضو نبوده ولی ممکن است به عنوان یک کشور صنعتی به عضویت این سازمان درآید. ژاپن نیز اگرچه تاکنون نقش خود را به عنوان وابسته (Client) آمریکا پذیرفته، اما این موضوع لزوما دائمی نخواهد بود.

چرا عضویت ایران در این سازمان مهم است؟

با توجه به مواردی که بر شمردم، عضویت ایران در «سازمان همکاری‌ شانگهای» (در صورت عملی شدن) می‌تواند «نقطه عطفی» در حیات این سازمان تلقی شود. چرا که حضور ایران در این سازمان ممکن است در درازمدت هند را نیز تشویق به پیوستن کند. از دیدگاه ایران نیز حضور در این سازمان می‌تواند راه خروجی از سیاست‌های فشار غرب از طریق تحریم و تهدید تلقی شود.

ایران بارها تمایل خود را برای عضویت در این سازمان اعلام کرده است. ولی «شرایط جهانی» تا این لحظه اجازه نزدیکی بیشتر ایران را به هند و چین نداده است. به خصوص آمریکا شدیدا با این موضوع مخالف است. درخواست رئیس‌جمهور ایران آقای احمدی‌نژاد برای نزدیکی بیشتر به این سازمان با برخورد منفی آمریکا روبه‌رو شد. دونالد رامسفلد وزیر دفاع وقت آمریکا دراین‌باره گفت:

به نظر من خیلی عجیب است که کسی بخواهد کشوری مانند ایران که بزرگترین ملت تروریستی در جهان است را به عضویت سازمانی در آورد که مدعی مقابله با تروریسم است.

طبیعی است که رامسفلد واقعا منظورش «تروریست بودن» ایران نیست. «سازمان همکاری‌ شانگهای» هم البته برای برخورد با تروریسم طراحی نشده است. ترجمه روان و ساده این جملات صادفانه ولی پنهان پشت واژه‌های سیاسی این است:

من به نماینده‌گی از اقلیت حاکم بر آمریکا از عضویت ایران در سازمانی که هدفش (ماهیتش) ‌رقابت اقتصادی-نظامی با ناتو و آمریکاست مخالف هستم.

طبیعتا نفوذ اقتصادی-نظامی آمریکا در جهان امروز به حدی است که می‌تواند عامل تعیین کننده‌ مهمی در تصمیم‌گیری دولت‌ها، حتی دولت‌های قدرتمندی مانند چین یا هند باشد. ولی به نظر می‌رسد امپراطوری آمریکا دوران اوج خود را پشت سرگذاشته است و روزهای افول در راه است. شاید همین نکته است که آمریکا را از هر لحظه‌ دیگری در صد سال اخیر برای امنیت ایران و جهان «خظرناک‌تر» می‌کند.

و این خود حکایت دیگری است…


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (24-03-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی