وبلاگنويس، اگرچه در ذاتِ خود وجودي يگانه است، در عرصهیِ وبلاگنويسی نمیتواند بسگانگیِ پديداریِ خود را انکار کند و از خود «منِ» واحدي بسازد—اگر میخواهد که صادق باشد؛ زيرا صداقتِ او در وفاداریِ او به چیستیِ قلمروي ست که آن را برایِ اقامتِ خويش برگزيده است. او برایِ پرهيز از رياکاری بايد به معنایِ دقيقِ کلمه رياکار باشد—بازیگر باشد: او انديشهگری را چونانِ بازیگری تجربه میکند… او میتواند شورمندانه در پیِ نتايجِ آن مقدّماتي رود که به آنها اعتقاد ندارد، کموبيش به سانِ بازیگري که پذيرشِ بیقيدوشرطِ يک نقش را شرطِ يگانه و ضروریِ حياتبخشی به آن—ايفاگریِ آن—میداند. وبلاگنويس کثرتِ خود را آفتابی میکند تا وحدتِ شبانهیِ خود را پنهان کند. به طورِ خلاصه: او دارد صورتکهایِ مختلف را بر خود امتحان میکند.
با عرض سلام خدمت بامدادی عزیز و محترم
قربان سال نوی شما مبارک باشد. ببخشید دیر دارم تبریک عرض می کنم. امیدوارم سالی پر از موفقیت و سلامت و خوبی و خوشی و نیکوئی در پیش رو داشته باشید.
در ضمن ممنون از این سه لینک بخصوص لینک اول.
همیشه خوش و همیشه پرامید باشید.
با تقدیم احترام
محمد (ققنوس)
@ محمد (ققنوس):
هیچوقت برای تبریک گفتن یا حرف خوشآیند زدن دیر نیست. منو کلی خوشحال کردی و در عین حال شرمنده که کم احوالت رو میپرسم.
روزهای خوب و شادی رو برات آرزو میکنم.