وبلاگنويس، اگرچه در ذاتِ خود وجودي يگانه است، در عرصهیِ وبلاگنويسی نمیتواند بسگانگیِ پديداریِ خود را انکار کند و از خود «منِ» واحدي بسازد—اگر میخواهد که صادق باشد؛ زيرا صداقتِ او در وفاداریِ او به چیستیِ قلمروي ست که آن را برایِ اقامتِ خويش برگزيده است. او برایِ پرهيز از رياکاری بايد به معنایِ دقيقِ کلمه رياکار باشد—بازیگر باشد: او انديشهگری را چونانِ بازیگری تجربه میکند… او میتواند شورمندانه در پیِ نتايجِ آن مقدّماتي رود که به آنها اعتقاد ندارد، کموبيش به سانِ بازیگري که پذيرشِ بیقيدوشرطِ يک نقش را شرطِ يگانه و ضروریِ حياتبخشی به آن—ايفاگریِ آن—میداند. وبلاگنويس کثرتِ خود را آفتابی میکند تا وحدتِ شبانهیِ خود را پنهان کند. به طورِ خلاصه: او دارد صورتکهایِ مختلف را بر خود امتحان میکند.
سلام امیدوارم که حالتون خوب باشه
من تازه تو ورد پرس این وبلاگ ساختم میخواستم لطف کنید و بیایید یه سری به منم بزنید
در ضمن خوشحال میشم با تبادل لینک موافقت کنید
منتظر م ….
@ پسر مریخی:
سلام به وردپرس خوشآمدی. کار سختی باید باشه برای یک مریخی. امیدوارم توی کره زمین بهت خوش بگذره.
به شما لینک دادم.
سلام خیلی خیلی ممنون این سری لینکها عالی بودند . خیلی متاسف شدم که اینقدر دیر خوندمشون