من کوهنورد نیستم، نبودهام و احتمالا هرگز نخواهم بود. اما به نظر من فتح قله کوهها یکی از لذتبخشترین، مفرحترین و در عینحال با شکوهترین کارهاییست که میتوانم انجام دهم. شاید برای خیلی از «کوهنوردان» فتح قله توچال یک موضوع عادی باشد. اما بعد از آن همه تلاش طافتفرسا فتح «قله توچال» برای من اتفاق مهمی بود.
این یک سفرنامه یا گزارش تصویری نیست؛ شاید تلاشی است برای ثبت احساس بزرگی که امروز داشتهام. عکسها و نوشتهها هم به عَمد هیچ ترتیب زمانی یا مکانی ندارند.
متاسفانه دوربین خوب همراهم نبود (چون دوربین خوب سنگین است و من وزن خودم را هم به زور تا قله کشیدم!) و عکسها را با موبایل گرفتهام آنهم در لحظههایی که نفسام جا بوده و حس عکس گرفتن داشتهام وگرنه صحنههای نفسگیر و زیبا بسیار بود.
در کوهنوردی همه برندهاند. من برندهام. تو برندهای، همه برندهایم. کسی که زود میرسد برنده است، کسی که دیر میرسد هم برنده است…
– یک کوهنورد
جانپناه سنگسیاه – ارتفاعات توچال
از اینجا تا قله فقط 1 ساعت است. به پای شما میشود 2 ساعت، نه بیشتر. امروز هوا خوب است، حیف است تا سنگسیاه که آمدهاید قله را نزنید…
– یک همنورد
مسیر پناهگاه شیرپلا تا سنگسیاه روی یک یال بزرگ بود. با اینکه آسمان صاف بود و هوا آفتابی چنان باد سردی میآمد که بدون بادگیر و کلاه امکان نداشت بتوانم راه بروم. یال که پیچ خورد ناگهان در دو سویم کوهها و برفها و قلههای مجاور را دیدم. احساس کردم زنده هستم. بعد از مدتها…

آرامش در قله توچال – صرف چای داغ در سردترین نقطه اطراف تهران
پایگذاشتن روی قله برای اولین بار، آنهم برای آدمی مثل من که سابقه کوهنوردی اندکی دارد لحظهای غیرقابل توصیف است. واقعا خسته شده بودم، خیلی خیلی زیاد. به سختی نفس میکشیدم… اما به محض اینکه پایم را روی قله گذاشتم همه را فراموش کردم. اینجا قله بود، و من توانسته بودم. خستهگی خاطرهای مربوط به گذشته بود. من اینجا بودم، جایی که خواسته بودم باشم.
کوه آدم را رام میکند. باد خودخواهی و حماقت انسان را میخواباند. انسان در کوه تخلیه میشود و وقتی برگشت روی زمین دیگر بهانهگیری نمیکند. کوهنورد میداند کسی نیست، انسان هیچکس نیست، بنابراین آرام و تسلیم است. کوه انسان را تسلیم میکند…
– یک کوهنورد کهنهکار

قله توچال – ارتفاع از سطح دریا 3965 متر
کوهنوردی به رکورد ارتفاع و زمان را شکستن، مربوط نمیشود. کوهنوردی تمرین صبر و حوصله و پذیرفتن عظمت طبیعت است. کوهنوردی فقط یک ورزش نیست، تمرین زندهگی است.
– یک کوهنورد با تجربه
این جملات را یک کوهنورد دوستداشتنی به من گفت. خسته بودم و این وزن تن را انگار که میلیونها تن شده باشد دنبال خودم میکشیدم. این جملات سبکام کرد. کوهنوردی به زمان مربوط نمیشود. آهسته میروم، اما میروم…
آرامش در قله توچال – خوابیدن روی پشتبام تهران
توچال کوه درشتی است، پهن و ضمخت و گنده. از آن کوهها که هزار پستو و دره و یال دارند؛ خیلی هم ساکت و مغرور که اگر پایات را از مسیر خارج کنی پاسخات را با مرگ میدهند.
– یک کوهنورد قدیمی
آمادهْ رفتن…
همه میتوانند کوه بروند. بیتجربه یا باتجربه، حرفهایی یا غیرحرفهایی فرقی نمیکند. مهم مدیریت مصرف انرژیست. کمتوانی، آهستهتر میروی، پرتوانی تندتر میروی.
«آهسته برو، خیلیخیلی آهسته برو. آهسته که بروی نمیبُری: آهسته و پیوسته… این جمله را مدام تکرار کن…»– یک همنورد
آرامش در قله توچال – خوابیدن در ارتفاع 3965 متری آنهم توی لحاف و تشک و نه کیسه خواب!
گروه توجه کنید! کسی ننشیند. ایستاده استراحت کنید. اگر نشستید بلند شدن برایتان مشکل میشود.
– رهبر یک گروه کوهنوردی

دره اوسون – ارتفاعات توچال
دره اوسون در فصل بهار پر از شکوفه و بوی بیدمشک و صدای جویبار است. شاید یکی از بهترین و خوشآب و هواترین مسیرهای بازگشت از توچال در فصل بهار همین مسیر دره اوسون باشد.
میدانی چرا دره اوسون اینقدر زیبا و تمیز و تازه است؟ چون مردم اینجا نمیآیند. چون بیشتر آدمها زور زدن و بالا رفتن از کوه را دوست ندارند.
– یک کوهنورد

صعود تا ارتفاع 2750 متر (پناهگاه شیرپلا) شما را «کوهنورد» نمیکند؛ شما صرفا یک «تلاشگر» هستید! البته این یک شوخی بود که با دیدن پیام بالا که در یکی از سالنهای پناهگاه نصب شده بود به ذهنمان رسید.
اول ممکن است خسته شوی. بعد بیشتر خسته میشوی. اما کمکم زمانی میرسد که در مییابی پاهایت خودشان تو را میبرند. هدف و انگیزه مهمتر از تجربه است.
– یک کوهنورد

دره اوسون – ارتفاعات توچال
یعنی باز باید به میان این همه دود و سیاهی تهران بازگردیم؟
– یک همنورد در مسیر بازگشت