خانه > شخصی, ورزش و طبیعت > قله توچال را فتح کردم

قله توچال را فتح کردم

من کوه‌نورد نیستم، نبوده‌ام و احتمالا هرگز نخواهم بود. اما به نظر من فتح قله کوه‌ها یکی از لذت‌بخش‌ترین، مفرح‌ترین و در عین‌حال با شکوه‌ترین کارهایی‌ست که می‌توانم انجام دهم. شاید برای خیلی از «کوه‌نوردان» فتح قله توچال یک موضوع عادی باشد. اما بعد از آن همه تلاش طافت‌فرسا فتح «قله توچال» برای من اتفاق مهمی بود.

این یک سفرنامه یا گزارش تصویری نیست؛ شاید تلاشی است برای ثبت احساس بزرگی که امروز داشته‌ام. عکس‌ها و نوشته‌ها هم به عَمد هیچ ترتیب زمانی یا مکانی ندارند.

متاسفانه دوربین خوب همراهم نبود (چون دوربین خوب سنگین است و من وزن خودم را هم به زور تا قله کشیدم!) و عکس‌ها را با موبایل گرفته‌ام آن‌هم در لحظه‌هایی که نفس‌ام جا بوده و حس عکس گرفتن داشته‌ام وگرنه صحنه‌های نفس‌گیر و زیبا بسیار بود.

در کوه‌نوردی همه برنده‌اند. من برنده‌ام. تو برنده‌ای، همه برنده‌ایم. کسی که زود می‌رسد برنده است، کسی که دیر می‌رسد هم برنده است…

– یک کوه‌نورد

DSC00106

جان‌پناه سنگ‌سیاه – ارتفاعات توچال

از این‌جا تا قله فقط 1 ساعت است. به پای شما می‌شود 2 ساعت، نه بیشتر. امروز هوا خوب است، حیف است تا سنگ‌سیاه که آمده‌اید قله را نزنید…

– یک هم‌نورد

مسیر پناه‌گاه شیرپلا تا سنگ‌سیاه روی یک یال بزرگ بود. با این‌که آسمان صاف بود و هوا آفتابی چنان باد سردی می‌آمد که بدون بادگیر و کلاه امکان نداشت بتوانم راه بروم. یال که پیچ خورد ناگهان در دو سویم کوه‌ها و برف‌ها و قله‌های مجاور را دیدم. احساس کردم زنده هستم. بعد از مدت‌ها…

DSC00123

آرامش در قله توچال – صرف چای داغ در سردترین نقطه اطراف تهران

پای‌گذاشتن روی قله برای اولین بار، آن‌هم برای آدمی مثل من که سابقه کوه‌نوردی اندکی دارد لحظه‌ای غیرقابل توصیف است. واقعا خسته شده بودم، خیلی خیلی زیاد. به سختی نفس می‌کشیدم… اما به محض این‌که پایم را روی قله گذاشتم همه را فراموش کردم. این‌جا قله بود، و من توانسته بودم. خسته‌گی خاطره‌ای مربوط به گذشته بود. من این‌جا بودم، جایی که خواسته بودم باشم.

کوه آدم را رام می‌کند. باد خودخواهی و حماقت انسان را می‌خواباند. انسان در کوه تخلیه می‌شود و وقتی برگشت روی زمین دیگر بهانه‌گیری نمی‌کند. کوه‌نورد می‌داند کسی نیست، انسان هیچ‌کس نیست، بنابراین آرام و تسلیم است. کوه انسان را تسلیم می‌کند…

– یک کوه‌نورد کهنه‌کار

DSC00135

قله توچال – ارتفاع از سطح دریا 3965 متر

کوه‌نوردی به رکورد ارتفاع و زمان را شکستن، مربوط نمی‌شود. کوه‌نوردی تمرین صبر و حوصله و پذیرفتن عظمت طبیعت است. کوه‌نوردی فقط یک ورزش نیست، تمرین زنده‌گی است.

– یک کوه‌نورد با تجربه

این جملات را یک کوه‌نورد دوست‌داشتنی به من گفت. خسته بودم و این وزن تن را انگار که میلیون‌ها تن شده باشد دنبال خودم می‌کشیدم. این جملات سبک‌ام کرد. کوه‌نوردی به زمان مربوط نمی‌شود. آهسته می‌روم، اما می‌روم…

DSC00122

آرامش در قله توچال – خوابیدن روی پشت‌بام تهران

توچال کوه درشتی است، پهن و ضمخت و گنده. از آن کوه‌ها که هزار پستو و دره و یال دارند؛ خیلی هم ساکت و مغرور که اگر پای‌ات را از مسیر خارج کنی پاسخ‌ات را با مرگ می‌دهند.

– یک کوه‌نورد قدیمی

DSC00116

آمادهْ رفتن…

همه می‌توانند کوه بروند. بی‌تجربه یا باتجربه، حرفه‌ایی یا غیرحرفه‌ایی فرقی نمی‌کند. مهم مدیریت مصرف انرژی‌ست. کم‌توانی،‌ ‌آهسته‌تر می‌روی، پرتوانی تندتر می‌روی.
«آهسته برو، خیلی‌خیلی آهسته برو. آهسته که بروی نمی‌بُری: آهسته و پیوسته… این جمله را مدام تکرار کن…»

– یک هم‌نورد

DSC00124

آرامش در قله توچال – خوابیدن در ارتفاع 3965 متری آن‌هم توی لحاف و تشک و نه کیسه خواب!

گروه توجه کنید! کسی ننشیند. ایستاده استراحت کنید. اگر نشستید بلند شدن برایتان مشکل می‌شود.

– رهبر یک گروه کوه‌نوردی

DSC00090

دره اوسون – ارتفاعات توچال

دره اوسون در فصل بهار پر از شکوفه و بوی بید‌مشک و صدای جوی‌بار است. شاید یکی از بهترین و خوش‌آب و هواترین مسیرهای بازگشت از توچال در فصل بهار همین مسیر دره اوسون باشد.

می‌دانی چرا دره اوسون این‌قدر زیبا و تمیز و تازه است؟ چون مردم این‌جا نمی‌آیند. چون بیشتر آدم‌ها زور زدن و بالا رفتن از کوه را دوست ندارند.

– یک کوه‌نورد

DSC00082

صعود تا ارتفاع 2750 متر (پناه‌گاه شیرپلا) شما را «کوه‌نورد» نمی‌کند؛ شما صرفا یک «تلاش‌گر» هستید! البته این یک شوخی بود که با دیدن پیام بالا که در یکی از سالن‌های پناه‌گاه نصب شده بود به ذهن‌مان رسید.

اول ممکن است خسته شوی. بعد بیشتر خسته می‌شوی. اما کم‌کم زمانی می‌رسد که در می‌یابی پاهایت خودشان تو را می‌برند. هدف و انگیزه مهم‌تر از تجربه است.

– یک کوه‌نورد

DSC00088-2

دره اوسون – ارتفاعات توچال

یعنی باز باید به میان این همه دود و سیاهی تهران بازگردیم؟

– یک هم‌نورد در مسیر بازگشت


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

  1. آوریل 18, 2008 در 9:55 ب.ظ. | #1

    وای بامدادی جان نگو که دلم برای توچال یه ذره شده . من پارسال کل زمستون و بهار رو تو کوها بودم . البته جمعه هاش . زمستون زیباتر از توچال و تابستون زیبا تر از راه دربند نیست . تا حالا قسمت نشده سنگ سیاه و قله رو بزنم ولی هر هفته تا ایستگاه 5 یه بار هم تا ایستگاه 7 میرفتم . مفرح ترین و با نشاط ترین ورزشه به نظر من . کلی سوشال خوب هم توش داره .مخصوصا پیرمردهای توچال و دربند . کاش بشه بازم هر هفته 5 صبح پای کوه باشم . ممنون از پستت منو یاد آور روزای خوشی کردی …

  2. آوریل 19, 2008 در 4:02 ق.ظ. | #2

    از سیاه سنگ تا قله را یکساعته زدی !
    پس چرا میگی کوهنورد نیستی ، خیلی خوبه ، برای من در بهترین شرایط حدود یک ساعت و نیم میشه
    از شیرپلا تا سیاه سنگ را هم نمیتوانم کمتر از دوساعت بزنم
    گرچه من بیشتر از مسیر پلنگچال میرم
    دیروز هم اونجا بودم به سلیقه ام بیشتر میخوره
    بد نیست مسیرهای دیگه را هم امتحان کنی

    مثلاً باوجودیکه کلکچال تمیزترین مسیر هست ولی برای من یکبار امتحانش کافی بود که عطایش را به لقایش ببخشم

    خلاصه بذار منم بعنوان یک (کم نورد) نظر بدم (بابا فروتنی !)

    هیچوقت کوه را دست کم نگیر و هیچوقت خودت را ازش بالاتر ندان که بدجوری زمینت میزنه

  3. آوریل 19, 2008 در 4:58 ق.ظ. | #3

    زنده باد! من هم پارسال به این افتخار نایل شدم. بیست و چهار ساعت طول کشید برنامه مون. امشب از توچال رفتیم بالا و فردا شبش از شیرپلا برگشتیم. ولی حسابی سرویس شدیم ها! :) ) تا یک هفته نمیتونستم از پله ها درست برم پایین!
    تماشای دماوند از اون بالا عجیب آرامش بخشه. خیلی دلم میخواد دوباره برم. دنبال پایه میگردم!
    زنده باشی جوون
    همیشه به کوه و دشت و گردش و صحرا :)

  4. آوریل 19, 2008 در 5:11 ق.ظ. | #4

    خسته نباشی.
    حتماً خیلی خوش گذشت.
    منم چند روز آخر تعطیلات رفته بودم دیلمان. کلی هم قله فتح کردم!

  5. آوریل 19, 2008 در 6:18 ق.ظ. | #5

    @ آذرشب:

    نه جانم یک‌ساعته نزدم! این رو یک کوه‌نورد گفت. من هم فکر کردم حالا من چون آهسته‌تر می‌رم شاید بشه 2 ساعت.
    به کسی نگو ولی 3 ساعت طول کشید. خیلی هم خسته شدم. کاملا بریده بودم. فروتنی نمی‌کنم واقعا برای قله توچال آماده‌گی نداشتم و خیلی اذیت شدم. یه جورایی لج‌بازی و حماقت کردم و باید کمی با آماده‌گی بیشتر می‌رفتم قله. ولی ارزش‌اش رو داشت، الان خوش‌حالم که رفتم.

  6. آوریل 19, 2008 در 4:02 ب.ظ. | #6

    ای بابا، خوش به حالت. ما که رو صندلی کامپیوتر پوسیدیم!

  7. آوریل 20, 2008 در 3:04 ق.ظ. | #7

    نه خسته !
    دلم كوه خواست …

  8. bespar
    آوریل 20, 2008 در 4:33 ق.ظ. | #8

    لذت بردیممممم

  9. آوریل 20, 2008 در 6:57 ق.ظ. | #9

    عالی بود. بردیمون به فضای کوهستان.
    دلم خواست رو همون سنگ ها بگیرم بخوابم. البته من کلا خوب میخوابم!!! حالا چه رو سنگ چه رو تشک.

  10. mehrnoosh mohtashami
    آوریل 20, 2008 در 8:32 ق.ظ. | #10

    به شدت من را به هوس انداختيد
    مدتها بود كه اينقدر از خواندن يك مطلب لذت نبرده بودم !

  11. سپهر
    آوریل 20, 2008 در 11:50 ق.ظ. | #11

    میتونم بپرسم مدل موبایلتون چیه؟ کیفت عکسها قابل ملاحظه است!

  12. آوریل 20, 2008 در 6:04 ب.ظ. | #12

    عکس آخری محشر بود.

  13. بهزاد
    آوریل 20, 2008 در 7:11 ب.ظ. | #13

    مرا به یاد اولین باری که قله توچال را فتح کردم انداختید. آن زمانی که جوانتر و چالاکتر و سبک تر بودم. کاملا احساستان و جملاتتان را با تمام وجود درک می کنم. خیلی خیلی زیبا بود.

  14. آوریل 20, 2008 در 7:22 ب.ظ. | #14

    سلام موفقیت شما در وبلاگ توچال منتشر شد

  15. آوریل 20, 2008 در 7:22 ب.ظ. | #15

    شرمنده در این لینک
    http://tochaltrip.blogfa.com/post-53.aspx

  16. آوریل 21, 2008 در 3:59 ق.ظ. | #16

    oخوب شد دوربین خوب همراهتون نبود و اینقدر عکسهای زیبا گرفتید

  17. آوریل 21, 2008 در 4:12 ق.ظ. | #17

    @ محمد کشوری:

    امیدوارم زود برگردی ایران و خبر بده با هم یه سر بریم کوه. :)

  18. آوریل 21, 2008 در 4:14 ق.ظ. | #18

    @ پژ:

    مخصوصا پایین اومدن حسابی به عضلات فشار میاره. متاسفانه اون روز هوا کمی گرفته و غبارآلود بود و دماوند دیده نمی‌شد اما شنیدم منظره بی‌نظیری داره از اون بالا.

    من هم همیشه کمبود پایه دارم. خواستی در خدمتیم‌ها!

  19. آوریل 21, 2008 در 4:15 ق.ظ. | #19

    @ صادق:

    ممنون، جات خالی عالی بود. من طرفای دیلمان فقط با ماشین رفتم توی فصل پاییز. شما کوه‌پیمایی کردین اون‌طرفا؟ سرد نبود؟

  20. آوریل 21, 2008 در 4:19 ق.ظ. | #20

    @ آخرین پدرخوانده:

    به خصوص اگر اون همه راه بری و خسته بشی که دیگه روی سنگ و خار هم راحت می‌خوابی!

    ;)

  21. آوریل 21, 2008 در 4:19 ق.ظ. | #21

    @ mehrnoosh mohtashami:

    مهرنوش جان ممنون. تا فصل بهاره و هوا هم نه گرمه و نه سرد سری به کوه بزن. هوس را به عیش تبدیل کن :)

  22. آوریل 21, 2008 در 4:21 ق.ظ. | #22

    @ سپهر:

    موبایل من سونی اریکسون مدل p1i هستش.
    کیفیت دوربین‌اش چندان بد نیست در مقایسه با سایر گوشی‌هایی که داشتم.

  23. حامی
    آوریل 22, 2008 در 1:50 ب.ظ. | #23

    پست خیلی خوبی بود. حدود شش هفت سال من هر پنجشنبه کوه بودم بدون استثنا، تابستونا کوه هایِ اطراف و زمستونا توچال ولی به خاطر درس دور شدم. باشد که به زودی به دامان مادر باز گردم. راستی همین که شما به طبیعت رفتی خودش یه ارزشِ پس زمانِ صعود چندان اهمیتی نداره.
    ببینم می تونم عکس دماوند از رویِ توچال رو پیدا کنم براتون بفرستم.
    سپاس و درود،

  24. حامی
    آوریل 22, 2008 در 2:24 ب.ظ. | #24

    راستی، پناهگاهی که تو عکسِ اول می بینید اسمش پناهگاهِ علی امیری است که توسط دوستان و خانواده یِ او پس از درگذشتش به علت سرمازدگی در اون مکان که از قدیم سنگ سیاه نامیده می شه ساخته شده، که این کار فکر می کنم تا حالا جونِ خیلی ها رو از جمله خودم تو زمستونِ82 رو نجات داده، گفتم بد نباشه این رو هم بگم.
    سپاس،

  25. آتوسا
    آوریل 22, 2008 در 7:45 ب.ظ. | #25

    تبریکان صمیمانه از طرف یک تلاشگر!
    :)

  26. آوریل 23, 2008 در 3:00 ق.ظ. | #26

    بامداد عزیز
    چقدر شیرین و زیبا می نویسید. این پست آخر را خیلی خیلی دوست داشتم و کلی خاطره برایم زنده کرد. ممنون. همیشه سایتتون جذابیت داره.
    کامروا باشی
    راستی اگر هر مقاله یا موضوع خاصی در مطالعات فرهنگی خواستید من اینجا به تمام مجلات دنیا در این زمینه دسترسی دارم و می تونم هم بطور خاص و هم موضوعی براتون ایمیل کنم. حتما به من بگین.

  27. mohamad
    آوریل 23, 2008 در 9:51 ق.ظ. | #27

    نخوندم ولی فکر کنم جالب باشه

  28. آوریل 24, 2008 در 5:09 ق.ظ. | #28

    فروشگاه اينترنتي ايرايان ، پيشرفته ترين فروشگاه اينترنتي ايران
    http://www.erayan.com

    فروش فوق العاده انواع نوت بوك و دوربين ديجيتال در فروشگاه اينترنتي ايرايان آغاز شد.
    قيمت ويژه فقط براي افرادي كه به صورت اينترنتي خريد كنند.
    انواع لپ تاپ
    DELL VOSTRO 1500
    DELL Inspiron 1520
    DELL XPS 1330
    HP Pavilion DV2000 Series
    HP Pavilion DV6000 Series
    HP Pavilion TX Series – tablet pc
    HP Compaq
    Sony Vaio

    انواع دوربين ديجيتال Canon
    Canon PowerShot A460
    Canon PowerShot A570
    Canon PowerShot A720
    Canon PowerShot S5IS
    Canon PowerShot SX100IS
    Canon PowerShot G9

    و بزودي بسياري كالاهاي ديگر
    توجه كنيد كه قيمتهاي سايت پايينتر از قيمتهاي بازار بوده و فقط براي خريداران اينترنتي اعتبار دارد.

    خريد از ايرايان، آسان و با اطمينان
    فروشگاه اينترنتي ايرايان

    http://www.erayan.com

  29. آوریل 24, 2008 در 7:25 ق.ظ. | #29

    شما با توچال تان می نازید و ما هم به خلیج فارس مان !

  30. آوریل 24, 2008 در 10:23 ق.ظ. | #30

    به یه بازی دعوتتون کردم، زیاد شکل بازی نیست. بهم یه سر بزنید…

  31. آوریل 26, 2008 در 7:09 ب.ظ. | #31

    @ حامی:

    ممنون می‌شم عکس‌های دماوند رو برام بفرستی.

  32. آوریل 26, 2008 در 7:10 ب.ظ. | #32

    @ حامی:

    آره این داستان غم‌انگیز رو همونجا روی سردر پناه‌گاه نوشته و واقعا هم این پناه‌گاه جون خیلی‌ها رو نجات داده تا به حال.

  33. آوریل 28, 2008 در 8:50 ق.ظ. | #33

    میدونم لذت آب خوردن از چشمه های کوهستان چیزی نیست که بشه براحتی ازش گذر کرد
    ولی بنظرم باید در این مملکت گل و بلبل که فجایع محیط زیست از پایین و بالایش میبارد در اینگونه لذتهای طبیعی احتیاط کرد
    خانه کوهنوردان تهران گزارشی از چشمه های البرز کرده که نظرت را به چشمه شیرپلا جلب میکنم
    جالب اینکه با کلی از انواع گاز متان و پاتوژن اصلاً غیر قابل شرب است

    اینم لینکش

    http://khanekouh.com/uploads/Files_46.pdf

    خلاصه بپا که بامداد وبلاگستان ما را خمار نکنی

  34. آوریل 30, 2008 در 10:26 ق.ظ. | #34

    @ آذرشب:

    این مطلب هم مارو نگران کرد، هم کمی گیج . نکنه اثر اون آب‌هایی که توی شیرپلا خوردم و به قول دوستی تنها آبی در جهان هست که در منهای 10 درجه هنوز به صورت مایع وجود داره باشه؟

  35. می 1, 2008 در 5:46 ب.ظ. | #35

    به به ، به به
    واقعآ لذت بردم. خیلی عالی بود.
    در اولین فرصت من هم همین کار را خواهم کرد :دی

  36. علی
    ژوئن 7, 2008 در 11:04 ق.ظ. | #36

    خیلی قشنگ بود.مخصوصا برای من که فعلا نمیتوان کوه بروم -برای کسالتم-هر وقت که فکر میکنم چه جوری باید چهار ماه دیگه باید کوه نرم به این نتیجه مرسم که فقط باید خاطرات را بیائدبیاورم.عکسهای توچال من را بد هوایی کرد .
    از طرف یک کوه دوست که قله توچال را در 2:25 دقیقه فتح میکرد .

    با تشکر

  37. پيمان- پارسا
    آگوست 26, 2008 در 10:01 ق.ظ. | #37

    جای خالیت هنوز پس از 14 سال در اشک دیدگانم سنگینی می کند بیاد فاتح جاودان قله های انسانیت و شرف مهندس علی امیری بزرگواری که تکیه گاه محکم دلسوختگان و عارفان بود یادها و نامهای همه از ذهنم فراموش شدند ولی یاد و نام علی امیری در وجودم تازه و داغ است خاطرات او تا ابد زنده است روح بلندش هنوز با ما در ارتباط است و مارا فراموش نکرده است.پس از مرگ آرامگه ما در زمین مجوی که در سینه مردم عارف مزار ماست

  38. پيمان- پارسا
    آگوست 27, 2008 در 3:51 ق.ظ. | #38

    کوله پشتی ام را که پر از عشق ومعرفت به خدای بزرگ و یارانم است می بندم و راهی سنگ سیاه می شوم می روم تا دروازه های بهشت را از سنگ سیاه باز کنم من مهندس علی امیری هستم لبخند و آغوش گشوده ام و روح بلندم در آستانه پناهگاهم در سنگ سیاه منتظر توست همانگونه که در زمان حیاتم پناهگاه دلسوختگان و ضعيفان بودم اگر در پناهگاهم به نماز ایستادی مرا پشت سر خود حس خواهی کرد که با تو نماز میخوانم من هنوز زنده ام روحم به در ماندگان و در راه افتادگان کوه یاری می رساند من مهندس علی امیری هستم که دوستان و یاران پس از 14 سال دوری و فراق به من افتخار می کنند من اکنون فرشته نجات شده ام و خداوند به پاس آنهمه بزرگواری ام مرا در درگاه لطف بی کران خود قرار داده است.

  39. آگوست 28, 2008 در 9:18 ق.ظ. | #39

    @ پيمان- پارسا:

    یادش گرامی.

  40. پيمان- پارسا
    سپتامبر 2, 2008 در 6:25 ق.ظ. | #40

    جناب بامدادی ممنون از سایت قشنگ شما و از اینکه یاد دوست خوبم مهندس علی امیری را گرامی داشتید هنوز جوانهای خوب و با ذوقی در ايران مثل شما هستند که میشه به آنها افتخار کرد کوهنوردها و کوه دوستها انسانهای سالم و شريف و با احساسی هستند ارزوی توفیق و به روز کردن سایت توسط جنابعالی با مطالب جدید تر را دارم و آرزو دارم دیگر کسی مثل من داغ دوستش را در اثر سانحه کوه نوردی نبینه

  41. رضا محمدزاده شريف
    دسامبر 20, 2008 در 6:15 ق.ظ. | #41

    از مطالب شما لذت بردم ولي حقيقتا انسان اگر كوهنورد نباشد مگر از جانش سير خورده باشد بدون تجربه دست به چنين كار خطرناكي بزند لذا از شما دوست عزيز تقاضا دارم دوستان بي تجربه را به چنين كاري دعوت نكنيد كه با حلوا حلوا گفتن دهان شيرين نمي شود.من باتفاق خانمم 29 آذرماه 87صعود كرديم وهوا بسيار خراب شد وبرگشتمان از راه دربند بود كه كولاك شد وراه را گم كرديم وخدا كمكمان كرد وخونسردي خودمان را حفظ كرديم وبالاخره راه را پيدا كرديم و ساعت 19.30دقيقه به دربند رسيديم.

    • دسامبر 22, 2008 در 8:12 ق.ظ. | #42

      رضا محمدزاده:

      حرف شما کاملا درسته، البته ما در فصل تابستان که وضعیت جوی بهتر بود رفتیم. پاییز و زمستان صعود به قله برای آدمی مثل من که وارد نیست عین خودکشیه ک:)

  42. آزاده
    ژانویه 6, 2009 در 8:48 ق.ظ. | #43

    خسته نباشی…
    عکسها زیبا بودند، با اینکه گفتی که با موبایل گرفتی.
    کوهنوردی و فتح قله حس خیلی خوبیه، اعتماد به نفس میده… یکی از قشنگی های دیگه اش،اون حس همکاری گروهی با همراهات تو مسیره..
    ——————————————————————————-
    بامدادی: البته به شرطی که تمرین داشته باشی نه مثل من خودکشی کنی!

  43. arash
    آوریل 8, 2009 در 8:16 ب.ظ. | #44

    آفرین به این اراده ای که داری.من یه کوهنوردم و 5بار به قله رفتم.کوهنوردی یه ورزشیه که به انسان صبر-استقامت-تندرستی-شجاعت و صدها چیزه دیگه میده سعی کن کونورد بشی اول 4یا5سال خودت برو کوه تا قوی شی بد برو باشگاه کوهنوردی-100%در سال 88 به قله های معروف ایران سعود میکنم

  44. Ramezan
    آگوست 18, 2009 در 7:54 ق.ظ. | #45

    با سلام منم توچال رافتح کردم , روزچهارشنبه 21/5/88 که برای انجام کار اداری داشتم به تهران می اومدم کوله پشتی معمولی و لوازم دیگه ام رو هم برداشتم پنجشنبه به کارای اداری رسیدم و ساعت پنج و پانزده دقیقه صبح جمعه 23/5/88 کنار مجسمه کوه نورد در دربند بودم از چندنفری که آماده حرکت بودند مسیر شیرپلا رو پرسیدم یکی از اونا گفت ازکجا اومدی گفتم از مشهد اومدم و برای اولین باره که میخوام به توچال برم یک کم به لهجه مشدی با من شوخی کرد و گفت بیا با هم بریم منم تنهام, ساعت 5 و 20 دقیقه حرکت کردیم و ساعت 7و 40به شیرپلا رسیدیم همراه و راهنمای تازه آشناو مهربان و با کلاس و با شخصیت من پزشک بود ایشان برای کاری باید از شیر پلا برمیگشت و من با یک نفر دیگه همراه شدم و ساعت 7و 50 دقیقه ازشیرپلابه طرف جانپناه مرحوم امیری به را افتادم ساعت 9 و 10 دقیقه به امیری رسیدم و از چشمه آب برداشتم و برای امیری فاتحه خوندم و داخل جانپناه را بازدید کردم و ساعت حدود 9 و 20 دقیقه به طرف قله حرکت کردم و ساعت 10و 45 دقیقه به قله رسیدم یعنی از دربند تا قله توچال کلا 5 ساعت و سی دقیقه طول کشید و مجددا ساعت 12 از قله توچال حرکت کردم و ساعت یک در امیری و ساعت دو و 15 دقیقه در شیرپلا و راس ساعت 4 و سی دقیقه از دربند سوار مینی بوس شدم و به اقامتگاهم رفتم خدا را بسیار سپاسگزارم که به من چنین توفیقی عطا کرد

    • آگوست 18, 2009 در 8:23 ق.ظ. | #46

      تبریک عرض می‌کنم. شما واقعا بدن سالم و توانایی دارید. فتح توچال برای من خیلی دشوارتر از این‌ها بود. ولی فکر می‌کنم با همه‌ی سختی‌هاش ارزش‌اش رو داشت و تجربه‌ی بی‌نظیری بود.

      امیدوارم همیشه شاد و سالم باشید.

  45. Ramezan
    اکتبر 7, 2009 در 12:24 ب.ظ. | #47

    خدا یارو و نگهدارت باشه رمضان جان

  46. پیمان-پارسا
    اکتبر 10, 2009 در 11:53 ق.ظ. | #48

    پانزدهمین سالگرد مهندس علی امیری نزدیک است یاد و نامش گرامیباد خاطرات خوب او همیشه با مااست هیچگاه فراموشش نخواهیم کرد.

  47. alireza siri
    فوریه 4, 2010 در 7:43 ب.ظ. | #49

    salam.khalvatgahetoon jaleb bood omidvaram age tamayool dasstid too khanekoohnawardan darkhedmatetoon boodim wwww.khanekouh.com

  48. فوریه 6, 2010 در 12:10 ب.ظ. | #50

    سلام بر بامدادی عزیز
    دوست خوبم ببخش من رو، من این مطلب رو تازه امروز دیدم (1388.11.17) ولی خیلی خوشحال شدم که مطلب اولین صعودت رو به توچال خوندم.
    برات آرزوی موفقیت و تکرار این تجربه غرور آمیر رو دارم

    • خودم
      فوریه 6, 2010 در 4:43 ب.ظ. | #51

      مهزیار عزیز

      ممنون از لطف شما. در خدمت هستم. و برای شما هم آرزوی موفقیت درام.

  1. هنوز دنبالکی دریافت نشده.