آن‌روزها ایران به مردان نقاب‌دار نیاز داشت

نوشته کوتاه زیر نقل قول از یک دوست فرزانه است.

در ایران تازه انقلاب شده بود و من با وجودی‌که تازه دوره دکترایم را در رشته اقتصاد در یکی از دانشگاه‌های آمریکا شروع کرده بودم عزم بازگشت به ایران کردم. شور و شوق عجیبی برای بازگشت به ایران داشتم که از انگیزه ادامه تحصیلاتم مهم‌تر بود. استاد راهنمایم که یک آمریکایی بود با من مخالف بود و تلاش زیادی کرد که مرا از انصراف تحصیل و بازگشت به ایران بازدارد. یکی از جملاتش این بود:

تلویزیون را روشن کن و ببین امروز ایران به «مردان نقاب‌دار ِ تفنگ به دست با مشت‌های گره کرده» نیازمند است. اما تخصص تو چیز دیگری است. بهتر است این‌جا بمانی و تحصیلات‌ات را تمام کنی. ایران روزی به مردان تحصیل‌کرده نیاز خواهد داشت و آن‌روز می‌توانی به کشورت بازگردی.

آن‌روزها حرفش را نشنیده گرفتم و دکترایم را رها کردم و به ایران بازگشتم. امروز می‌فهمم آن بی‌نوا «پیچش مو را دیده بود» و من در حیرت «مو» بودم.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

دنیای کوچک و بی‌نهایت بزرگ عکاسی ماکرو

عکس‌های زیر اصطلاحا «عکس‌های ماکرو» هستند و آن‌ها را در سفر چند روزه اخیرم به استان گلستان و در جنگل‌های اطراف گرگان گرفته‌ام. عکس‌ها همه سردستی گرفته شده‌اند (بدون پایه) و لنز مورد استفاده من نیز یک لنز ماکرو 100 م‌م‌ کانون بوده است.

عکس‌گرفتن از فاصله نزدیک که در آن اندازه تصویر با اندازه سوژه عکاسی تقریبا یک‌سان باشد را «عکاسی ماکرو» (macro photography) می‌گویند (بزرگ‌نمایی 1). بیشتر دوربین‌های دیجیتال مدرن امکان عکاسی ماکرو را دارند، اما ماکرو به معنای واقعی آن (بزرگ‌نمایی 1) فقط با استفاده از لنزهای مخصوص (لنز ماکرو) امکان‌پذیر است.

برگ‌ها

_MG_7685

این برگ‌های طرد و ظریف تازه جوانه زده‌اند. یکی از مشکلاتی که موقع گرفتن عکس از آن‌ها داشتم لرزش خفیف آن‌ها در اثر باد بود.

در عکاسی ماکرو «عمق میدان» (depth of field) بسیار کم است و حتی تکان‌های بسیار نامحسوس سوژه می‌تواند آن‌را از فوکوس خارج و عکس را تار (out of focus) کند.

در پایین برشی از عکس فوق را ببینید:

_MG_7685-1

قارچ

_MG_7689

این قارچ‌های کوچک زیبا که از نظر ارتفاع فقط کمی بلند‌تر از یک بند انگشت هستند را تصادفا پای یک درخت پوسیده دیدم و بافت، رنگ و شکل آن‌ها توجهم را جلب کرد. متاسفانه باید بدون پایه از آن‌ها عکس می‌گرفتم و چون خیلی پایین بودند مجبور شدم روی زمین جنگل بنشینم (تقریبا دراز بکشم). عکس‌ها خراب می‌شدند،‌ قارچ‌ها تکان می‌خوردند، دست من می‌لرزید، نور کافی نبود و … فکر کنم بیشتر از 20 دقیقه به همان حال بودم و متوجه حضور ده‌ها حشره که از فرصت استفاده کرده و از لباس و بدن من بالا رفته بودند نشده بودم. در پایین نمای نزدیک‌تری از قارچ سمت راست را مشاهده می‌کنید.

_MG_7690

قاصدک

_MG_7691

عکس ماکرو گرفتن از قاصدک هم دردسرهای خاص خودش را دارد. اول این‌که قاصدک ثابت نیست و کوچک‌ترین وزش باد آن‌را می‌لرزاند. دوم این‌که معمولا ارتفاع چندانی ندارد و دولا شدن و قوز کردن هم لرزش دست را زیاد می‌کند. بهترین کار استفاده از پایه و نورپردازی مصنوعی است که در اختیار من نبود.

_MG_7692

قاصدک‌ آشفته شده در اثر باد: وقتی سوژه عکاسی می‌لرزد امکان ندارد بتوانید عکس ماکروی خوب و شفاف بگیرید. در این حالت باید از فن‌آوری‌های فوکوس که دوربین‌های دیجیتال جدید دارند استفاده کنید.

دوربین‌های کانون مجهز به نوعی روش فوکوس به نام«روش فوکوس خودکار حرکتی هوشمند» (AI Servo AutoFocus) هستند. با انتخاب این نوع فوکوس، دوربین به طور خودکار فوکوس را با حرکت‌های سوژه عکاسی حفظ می‌کند.

این نوع از فوکوس برای عکاسی ماکرو بسیار مناسب است (در واقع شاید ضروری است). عکس فوق را با استفاده از همین نوع فوکوس گرفته‌ام.

_MG_7693

تار عنکبوت

_MG_7694

عنکبوت‌های جنگل احتمالا موجودات بسیار خوشبختی هستند. معمولا تارهای عنکبوتی که در جنگل تنیده می‌شود به سرعت پر از حشره‌های لذیذ می‌شوند. البته فقط حشره‌ها نیستند که به دام تارها می‌افتند. گلبرگ خشک‌شده گل‌ها و تکه‌های کوچک برگ و هزارجور آت و آشغال دیگر هم به دام تار می‌افتند. عکس فوق یک تار پر از آشغال را نشان می‌دهد که احتمالا تمیز کردن‌اش ساعت‌ها وقت جناب عنکبوت را خواهد گرفت.

سن درختی

_MG_7578

اگر موفق شوید این حشره را که از قدرت استتار بی‌نظیری برخوردار است روی سطح تنه درخت پیدا کنید عکس گرفتن از آن کار دشواری نیست. چندان علاقه‌ای به تکان خوردن ندارد و تنه درخت هم جسمی ثابت و بی‌حرکت است. تنها مشکل عکاس از آن عمق میدان است. در عکس فوق فسمت جلوی بدن ساس و پاهای آن از فوکوس خارج و تار شده است.

با بستن روزنه (aperture) می‌توانید عمق میدان را اندکی افزایش دهید، اما این‌کار هم حدی دارد چون مجبورید برای تامین نوردهی، سرعت شاتر (shutter speed) را پایین بیاورید. با پایین آوردن سرعت شاتر لرزش دست شما یا تکان‌های سوژه عکاسی عکس را خراب می‌کند. به خصوص در شزایطی مانند عکس فوق که به دلیل سایه بودن، نور محیطی چندان قوی نیست امکان بستن روزنه و افزایش عمق میدان محدود است.

مگس‌ها

_MG_7695

مگس فوق را هم کاملا تصادفی دیدم. خیلی کوچک بود و در نگاه اول تکه‌ای چوب که روی برگ افتاده باشد به نظر می‌رسید. برگ مدام تکان می‌خورد و از میان ده‌ها عکسی که گرفتم این یکی نسبتا شفاف و خوب شده. سعی کردم بیشتر به مگس نزدیک شوم، اما هر بار فرار کرد. این جانور خیلی باهوش است!

_MG_7574

و مگس سبز کلاسیک که با شکل و شمایلش بیشتر آشنا هستیم. این عکس به طرز قابل توجهی خوب از آب درآمده و زیبایی این حشره منفور را نشان می‌دهد. عکس زیر برشی از عکس بالاست و فوکوس و عمق میدان عکس را نشان می‌دهد.

_MG_7574-1

مگس از نمای نزدیک: با نزدیک شدن به مگس متوجه می‌شوید برخلاف ظاهر زشت و تک‌رنگی که دارد سرشار از زیبایی و رنگ است.

سوسمار

_MG_7719

اگر جنگل پر از حشره است می‌توان انتظار داشت حشره‌خوار هم زیاد باشد. برای مشاهده این سوسمارها از نزدیک باید در نقطه‌ای بی‌حرکت بایستید و مدتی صبر کنید. سوسمار خودش را ناشیانه آفتابی می‌کند و متوجه حضور شما نمی‌شود. با این وجود موجود بسیار ترسویی است و با اندک حرکت شما به سرعت فرار می‌کند.

تکان‌های ناگهانی و بی‌وقفه‌ سوسمار کار عکاسی را دشوار می‌کند. از یک‌سو امکان این‌که از زاویه مناسب عکس بگیرید کم است و از سوی دیگر فوکوس کردن عکس را دشوار می‌کند. حق تکان خوردن هم ندارید! باید بدون این‌که حرکت کنید عکس را بگیرید. احتمالا مجبور هستید مانند من ده‌ها عکس بگیرید تا یکی مانند عکس بالا نصیبتان شود.

سوژه‌های عکاسی ماکرو همه جا هستند ولی از دید عادی ما دور هستند. با در دست گرفتن یک لنز ماکرو و صرف وقت می‌توانید دنیای ناشناخته‌ ماکرو را اکتشاف کنید. دنیایی جدید و بی‌نهایت زیبا که می‌تواند شما را ساعت‌ها سرگرم کند.

توجه: همه عکس‌های فوق توسط این‌جانب (مولف وب‌گاه بامدادی) گرفته شده‌اند و استفاده از آن‌ها فقط با اطلاع من و ذکر منبع مجاز است. در صورت تمایل نسخه‌های با کیفیت بالای عکس‌ها نیز موجود است.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

قله توچال را فتح کردم

من کوه‌نورد نیستم، نبوده‌ام و احتمالا هرگز نخواهم بود. اما به نظر من فتح قله کوه‌ها یکی از لذت‌بخش‌ترین، مفرح‌ترین و در عین‌حال با شکوه‌ترین کارهایی‌ست که می‌توانم انجام دهم. شاید برای خیلی از «کوه‌نوردان» فتح قله توچال یک موضوع عادی باشد. اما بعد از آن همه تلاش طافت‌فرسا فتح «قله توچال» برای من اتفاق مهمی بود.

این یک سفرنامه یا گزارش تصویری نیست؛ شاید تلاشی است برای ثبت احساس بزرگی که امروز داشته‌ام. عکس‌ها و نوشته‌ها هم به عَمد هیچ ترتیب زمانی یا مکانی ندارند.

متاسفانه دوربین خوب همراهم نبود (چون دوربین خوب سنگین است و من وزن خودم را هم به زور تا قله کشیدم!) و عکس‌ها را با موبایل گرفته‌ام آن‌هم در لحظه‌هایی که نفس‌ام جا بوده و حس عکس گرفتن داشته‌ام وگرنه صحنه‌های نفس‌گیر و زیبا بسیار بود.

در کوه‌نوردی همه برنده‌اند. من برنده‌ام. تو برنده‌ای، همه برنده‌ایم. کسی که زود می‌رسد برنده است، کسی که دیر می‌رسد هم برنده است…

– یک کوه‌نورد

DSC00106

جان‌پناه سنگ‌سیاه – ارتفاعات توچال

از این‌جا تا قله فقط 1 ساعت است. به پای شما می‌شود 2 ساعت، نه بیشتر. امروز هوا خوب است، حیف است تا سنگ‌سیاه که آمده‌اید قله را نزنید…

– یک هم‌نورد

مسیر پناه‌گاه شیرپلا تا سنگ‌سیاه روی یک یال بزرگ بود. با این‌که آسمان صاف بود و هوا آفتابی چنان باد سردی می‌آمد که بدون بادگیر و کلاه امکان نداشت بتوانم راه بروم. یال که پیچ خورد ناگهان در دو سویم کوه‌ها و برف‌ها و قله‌های مجاور را دیدم. احساس کردم زنده هستم. بعد از مدت‌ها…

DSC00123

آرامش در قله توچال – صرف چای داغ در سردترین نقطه اطراف تهران

پای‌گذاشتن روی قله برای اولین بار، آن‌هم برای آدمی مثل من که سابقه کوه‌نوردی اندکی دارد لحظه‌ای غیرقابل توصیف است. واقعا خسته شده بودم، خیلی خیلی زیاد. به سختی نفس می‌کشیدم… اما به محض این‌که پایم را روی قله گذاشتم همه را فراموش کردم. این‌جا قله بود، و من توانسته بودم. خسته‌گی خاطره‌ای مربوط به گذشته بود. من این‌جا بودم، جایی که خواسته بودم باشم.

کوه آدم را رام می‌کند. باد خودخواهی و حماقت انسان را می‌خواباند. انسان در کوه تخلیه می‌شود و وقتی برگشت روی زمین دیگر بهانه‌گیری نمی‌کند. کوه‌نورد می‌داند کسی نیست، انسان هیچ‌کس نیست، بنابراین آرام و تسلیم است. کوه انسان را تسلیم می‌کند…

– یک کوه‌نورد کهنه‌کار

DSC00135

قله توچال – ارتفاع از سطح دریا 3965 متر

کوه‌نوردی به رکورد ارتفاع و زمان را شکستن، مربوط نمی‌شود. کوه‌نوردی تمرین صبر و حوصله و پذیرفتن عظمت طبیعت است. کوه‌نوردی فقط یک ورزش نیست، تمرین زنده‌گی است.

– یک کوه‌نورد با تجربه

این جملات را یک کوه‌نورد دوست‌داشتنی به من گفت. خسته بودم و این وزن تن را انگار که میلیون‌ها تن شده باشد دنبال خودم می‌کشیدم. این جملات سبک‌ام کرد. کوه‌نوردی به زمان مربوط نمی‌شود. آهسته می‌روم، اما می‌روم…

DSC00122

آرامش در قله توچال – خوابیدن روی پشت‌بام تهران

توچال کوه درشتی است، پهن و ضمخت و گنده. از آن کوه‌ها که هزار پستو و دره و یال دارند؛ خیلی هم ساکت و مغرور که اگر پای‌ات را از مسیر خارج کنی پاسخ‌ات را با مرگ می‌دهند.

– یک کوه‌نورد قدیمی

DSC00116

آمادهْ رفتن…

همه می‌توانند کوه بروند. بی‌تجربه یا باتجربه، حرفه‌ایی یا غیرحرفه‌ایی فرقی نمی‌کند. مهم مدیریت مصرف انرژی‌ست. کم‌توانی،‌ ‌آهسته‌تر می‌روی، پرتوانی تندتر می‌روی.
«آهسته برو، خیلی‌خیلی آهسته برو. آهسته که بروی نمی‌بُری: آهسته و پیوسته… این جمله را مدام تکرار کن…»

– یک هم‌نورد

DSC00124

آرامش در قله توچال – خوابیدن در ارتفاع 3965 متری آن‌هم توی لحاف و تشک و نه کیسه خواب!

گروه توجه کنید! کسی ننشیند. ایستاده استراحت کنید. اگر نشستید بلند شدن برایتان مشکل می‌شود.

– رهبر یک گروه کوه‌نوردی

DSC00090

دره اوسون – ارتفاعات توچال

دره اوسون در فصل بهار پر از شکوفه و بوی بید‌مشک و صدای جوی‌بار است. شاید یکی از بهترین و خوش‌آب و هواترین مسیرهای بازگشت از توچال در فصل بهار همین مسیر دره اوسون باشد.

می‌دانی چرا دره اوسون این‌قدر زیبا و تمیز و تازه است؟ چون مردم این‌جا نمی‌آیند. چون بیشتر آدم‌ها زور زدن و بالا رفتن از کوه را دوست ندارند.

– یک کوه‌نورد

DSC00082

صعود تا ارتفاع 2750 متر (پناه‌گاه شیرپلا) شما را «کوه‌نورد» نمی‌کند؛ شما صرفا یک «تلاش‌گر» هستید! البته این یک شوخی بود که با دیدن پیام بالا که در یکی از سالن‌های پناه‌گاه نصب شده بود به ذهن‌مان رسید.

اول ممکن است خسته شوی. بعد بیشتر خسته می‌شوی. اما کم‌کم زمانی می‌رسد که در می‌یابی پاهایت خودشان تو را می‌برند. هدف و انگیزه مهم‌تر از تجربه است.

– یک کوه‌نورد

DSC00088-2

دره اوسون – ارتفاعات توچال

یعنی باز باید به میان این همه دود و سیاهی تهران بازگردیم؟

– یک هم‌نورد در مسیر بازگشت


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (17-04-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

آیا ایتالیا هنوز یک دموکراسی است؟

آقای سیلویو برلوسکونی برای سومین بار نخست وزیر منتخب ایتالیا شد. ایتالیا به عنوان چهارمین اقتصاد بزرگ اروپا نقش ویژه‌ای در سیاست‌های اتحادیه اروپا بازی می‌کند.

ظهور آقای سیلویو برلوسکونی (Silvio Berlusconi) به عنوان قدرتمندترین چهره سیاسی ایتالیای یک دهه اخیر یکی از غم‌انگیزترین رویدادهای اروپا محسوب می‌شود. نقش‌های همزمان وی به عنوان «رهبر سیاسی» و «بزرگترین غول رسانه‌‌ای» ایتالیا، تردیدهایی را در زمینه «دموکراسی خواندن» ایتالیا به وچود آورده است.

این درست که آقای برلوسکونی از طریق صندوق‌های رای انتخاب شده است، اما موارد زیر باعث می‌شوند او نسبت به رقبای سیاسی‌اش در شرایط برتری قرار داشته باشد. او:

  • مهمترین شبکه‌های تلویزیونی خصوصی ایتالیا را کنترل می‌کند.
  • مالک چندین روزنامه پر نفوذ است.
  • از جمله ثروتمندترین مردان جهان است و به کمک لابی نیرومندی که در اختیار دارد تصویر خودش در شبکه‌های دولتی را نیز بازسازی کرده است.

7a35da01-cdc3-4d46-aeaf-1af2c647877c_w220باید توجه داشته باشیم دموکراسی فقط شمارش رای‌های افراد نیست. دموکراسی همچنین به امکان دسترسی بی‌طرفانه فردفرد رای‌دهنده‌گان به «انتخاب عادلانه از میان گزینه‌ها» بستگی دارد. این شرایط دست‌کم از سال 1994 در ایتالیا برقرار نبوده است.

دموکراسی به استقلال قدرت سیاسی از قدرت اقتصادی وابسته است. اگر چه در سایر کشورهای صنعنی نظیر انگلستان یا آمریکا نیز وابسته‌گی سیاست به قدرت‌های اقتصادی محسوس است اما در هیچ‌یک از این کشورها قدرت سیاسی و قدرت اقتصادی تا این حد نگران‌کننده به یکدیگر نزدیک نیستند.

فراموش نکنیم

عبور از دموکراسی و تبدیل یک کشور صنعتی به یک کشور «نظامی-فاشیستی» چندان غیر ممکن یا دور از ذهن نیست. فاصله میان «راست افراطی» و «فاشیسم» خیلی «کم» است. 70 سال پیش و روزهای طاعونی ایتالیای موسیلینی را فراموش نکنیم…

منابع {1}، {2}، {3}، {4}


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی