واقعا از دیدن چنین وبلاگهایی آدم میماند. ببینید چطور وبلاگ این دوست ما از خوراک، لینکدونی، عکس، ستونبندی و کلا امکانات خوب طراحی استفاده کرده است.
چه خوب بود اگر در مورد پست “دموکراسی؛ بدون گارد “در وبگاه پات.ریوت هم نظرت رو می گفتی.
اگه یادت باشه یک بار در یکی از کامنتهام به همین موضوع اشاره کردم و جوابی که دادی این بود که روشی برای تشخیص میزان نخبه بودن قشر های مختلف مردم وجود ندارد و باید فرض را بر صحیح بودن حتمی رای اگثریت گذاشت اما جمله زیر به صورت کاملا” منطقی این نکته را بیان میکنه:
« مفهوم یک دموکراسی عقلانی این نیست که مردم باید خودشان حکم رانی کنند، بلکه ایمن نگه داشتن حکمرانی خوب است»
- جان استوارت میل -
و همینطور جملات زیر از وبگاه پات.ریوت:
“”اصولاً در جامعهای که خارج از نرمها بر لزوم حقوق برابر تاکید میشود، هیچ نقش نگهبانی و مصلحتاندیشی برای نخبگان تعریف نشدهاست. از این رو به سادگی میتوان تودههای مردم را در مسیری قرار داد که نتیجهی آن ویران شدن دموکراسی و همهی رهاوردهای یک جامعه خواهد بود.
«گفته میشود اگر یک طبیب در جمع پنج نفر از نزدیکان یک بیمار بر بستر او حاضر باشد، و تصمیم گرفته شود در بارهی نوع و جزئیات نسخهی تجویزی پزشک، به آرای اکثریت رجوع کنند، به احتمال قوی ناخوش خواهد مرد! »”"
@mohsen:
اتفاقا من ذیل همان پست کامنت دارم. سر بزن.
بحث جالبیه. و اینجاست که به مفهوم آنارشیسم و زیبایی و اهمیت اون نزدیک میشیم. دموکراسی به معنایی که امروز وجود داره، میتونه تبدیل به تمرکز قدرت و ثروت در دست گروهی محدود بشه که نهادهای آزادی رو دور بزنن.
به نظر من جوامع بشری (احتمالا) باید راهی رو پیدا کنند که بتونن از تمرکز قدرت و ثروت در دست عدهآی محدود بکاهند و از سوی دیگر پاسخگویی آنها را افزایش دهند. این یعنی نزدیک شدن به آنارشیسم.
تمام لينكها را ديدم متعجب شدم ناراحت شدم خنديدم و………… در اخر نمي دونم افسوس بخوريم يا..
چه خوب بود اگر در مورد پست “دموکراسی؛ بدون گارد “در وبگاه پات.ریوت هم نظرت رو می گفتی.
اگه یادت باشه یک بار در یکی از کامنتهام به همین موضوع اشاره کردم و جوابی که دادی این بود که روشی برای تشخیص میزان نخبه بودن قشر های مختلف مردم وجود ندارد و باید فرض را بر صحیح بودن حتمی رای اگثریت گذاشت اما جمله زیر به صورت کاملا” منطقی این نکته را بیان میکنه:
« مفهوم یک دموکراسی عقلانی این نیست که مردم باید خودشان حکم رانی کنند، بلکه ایمن نگه داشتن حکمرانی خوب است»
- جان استوارت میل -
و همینطور جملات زیر از وبگاه پات.ریوت:
“”اصولاً در جامعهای که خارج از نرمها بر لزوم حقوق برابر تاکید میشود، هیچ نقش نگهبانی و مصلحتاندیشی برای نخبگان تعریف نشدهاست. از این رو به سادگی میتوان تودههای مردم را در مسیری قرار داد که نتیجهی آن ویران شدن دموکراسی و همهی رهاوردهای یک جامعه خواهد بود.
«گفته میشود اگر یک طبیب در جمع پنج نفر از نزدیکان یک بیمار بر بستر او حاضر باشد، و تصمیم گرفته شود در بارهی نوع و جزئیات نسخهی تجویزی پزشک، به آرای اکثریت رجوع کنند، به احتمال قوی ناخوش خواهد مرد! »”"
@mohsen:
اتفاقا من ذیل همان پست کامنت دارم. سر بزن.
بحث جالبیه. و اینجاست که به مفهوم آنارشیسم و زیبایی و اهمیت اون نزدیک میشیم. دموکراسی به معنایی که امروز وجود داره، میتونه تبدیل به تمرکز قدرت و ثروت در دست گروهی محدود بشه که نهادهای آزادی رو دور بزنن.
به نظر من جوامع بشری (احتمالا) باید راهی رو پیدا کنند که بتونن از تمرکز قدرت و ثروت در دست عدهآی محدود بکاهند و از سوی دیگر پاسخگویی آنها را افزایش دهند. این یعنی نزدیک شدن به آنارشیسم.