-
کاربر این انتخاب را دارد که میان این لینوکس و سیستمعاملی که نصب کرده انتخاب کند.
-
تعداد توییتهایی که درباره یک نوشته شده، امتیاز آنرا در سیستم PostRank اضافه میکند.
-
این نوشته را قبلا خوانده بودم اما سیبیل طلا که اشاره کرد دوباره خواندم. واقعا عالی نوشته.
بایگانی روزانه: مه 17, 2008
مسافر ایرانی ترانزیت سوئیس
- این دیگر واقعا مسخره است! من که ویزای اروپا دارم. یعنی حتی حق ترانزیت از سویس را ندارم؟
- قربان من مطمئن نیستم، ولی چون شما ایرانی هستید به نظرم برای عبور ترانزیت از بعضی کشورها محدودیت دارید. اجازه دهید چک کنم.
توی وبسایتی رفت و کشور مبدا، ملیت (ایرانی) و کشور ترانزیت (سویس) را انتخاب کرد. خدا را شکر! حق عبور ترانزیت از سویس را دارم. واقعا چقدر اروپاییان لطف دارند.
طرف شک به دلم انداخته بود. برای اینکه مطمئن شوم به سفارت سوئیس زنگ زدم. از خانمی که با لهجه عربی انگلیسی صحبت میکرد سئوالم را پرسیدم. یک لحظه احساس کردم سئوال احمقانهای دارم میپرسم «…خوب معلوم است که ترانزیت مشکلی ندارد!»… اما طرف مکث کرد. بعد با یک نفر دیگر صحبت کرد. بعد از من پرسید ویزای کدام کشور را دارم. بعد پرسید فاصله زمانی بین دو پروازم چقدر است. بعد دوباره مکث کرد. بعد دوباره با آن نفر دیگر صحبت کرد. بعد به من گفت «اقامت ترانزیت تا 5 ساعت مشکلی ندارد».
یعنی چه؟! دنیا را چه میشود؟! یعنی اگر پرواز تاخیر داشته باشد و به هر دلیل بیشتر از 5 ساعت شود مرا بر میگردانند؟ این چه مسخرهبازی است! محض رضای خدا همه چیز را گردن حاکمیت ایران نیاندازید. اینها دیوانه شدهاند. توجه کنید، موضوع ورود به کشورشان نیست، موضوع صدور ویزا نیست. موضوع پیاده شدن من از یک هواپیما، ورود به یک سالن بزرگ که در واقع یک قفس بزرگ است (چون کسی حق خروج از آن را ندارد) و بعد سوار شدن به یک هواپیمای دیگر و خروج از سوئیس است.
مثلا چه فرق ماهوی میان یک ساعت و پنج ساعت وجود دارد؟ شاید فکر میکنند اگر به من فرصت بیشتر از پنج ساعت بدهند، وقت کافی دارم که یک برنامهریزی تروریستی در فرودگاهشان انجام دهم و همه را بفرستم روی هوا. جلاللخالق!!!!
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
چرا صدور ویزای اروپا سه هفته طول میکشد؟
بعد از حدود سه هفته امروز ویزای (همان روادید خودمان) اروپای من آمد. یعنی از لحظهای که گذرنامه را تحویل سفارت فرانسه دادم تا لحظهای که پاسپورتم را با آن برچسب عکسدار سبز ویزای شنگن تحویل گرفتم، حدود 3 هفته طول کشید. از خودم میپرسم، مطمئنا فرایند صدور ویزا این همه طولانی نیست. پس چه چیز باعث میشود یک برچسب و مهر ساده اینقدر طول بکشد؟

چند روز پیش با جسارتی ناشی شده از بیخیالی؛ این سئوالم را از کارمند فرانسوی سفارت فرانسه پرسیدم. لبخند مهربانانهای زد و گفت: «تاییدیه ویزای شما باید از فرانسه بیاید. متاسفانه ما نمیتوانیم کاری بکنیم». لحظهای گمان بردم شاید این تاییدیه باید با کشتی از فرانسه ارسال شود و به خاطر همین هفتهها طول میکشد که به اینجا برسد، ولی بعد متوجه شدم او شماره گذرنامه من را در یک سیستم کامپیوتری وارد کرد و چند ثانیه بیشتر طول نکشید که اعلام کند هنوز آماده نیست.
مودب و مهربان بود و بیتقصیر. قیافه ناراحتی به خودم گرفتم و لبخند تاسفباری و تشکر. در پاسخ گفت: شاید شنبه. حتما شنبه آماده است…
سرشان هم شلوغ نیست
از شهروندان کشورهای شمال یا «انسانهای درجه اول جهان» که اصلا ویزا نمیخواهند که بگذریم، بودند شهروندانی که دو روزه ویزا گرفتند. آنها هم تاییدیههایشان را از «مرکز» گرفتند. پس موضوع این نیست که سرشان شلوغ باشد یا چیزی شبیه به این. موضوع تاخیر سه هفتهای ویزای من چیز دیگری است.
تو ایرانی هستی، پس باید صبر کنی
میگویند این تاخیر در صدور روادید به ایرانی بودن مربوط میشود. یعنی چون کشورهای جهان و به خصوص کشورهای غربی روز به روز میانهشان با حکومت ایران بدتر میشود، سختتر ویزا میدهند. خوب، قبول! سختتر ویزا بدهند؛ اگر خیلی دلشان خون است اصلا به کل ویزا ندهند. ولی چه چیز باعث میشود این فرایندِ «دادن یا ندادن» طول بکشد؟ مدارک من که مشخص است، معلوم است کی هستم و کجا و برای چه کاری میروم. دعوت نامه دارم، چندین و چند بار قبلا همین سفر را رفتهام. هم قیافهام مشخص است و هم اثر انگشتم در صدتا سیستمشان ذخیره شده. آمار و سوابق مرا دارند. پس موضوع به تحقیقات و مانند آن مربوط نمیشود. باور نمیکنم پلیس اروپا سه هفته تمام از صبح تا شب در حال گردآوری و تحلیل اطلاعات در مورد من باشد.
ویزا به مثابه یک سلاج سیاسی
و به این نتیجه میرسم که صدور با تاخیر ویزا برای شهروندان کشورهایی مانند ایران، مانند یک تنبیه سیاسی است. یک ابزار فشار که از سوی دولتهای غربی به شهروندان ایرانی وارد میشود که امثال من، از بس توی سفارتهای مرمرینشان توی صف بایستیم و «لبخندهای مهربانانه» و «متاسفمهای صادقانه» بشنویم که کفرمان در بیاید. که عصبی شویم و چیزی توی گلویمان فشرده شود. و بعد این بعض و خشم نهفته را با خودمان ببریم به کشورمان و تخلیهاش کنیم روی سر دولتمردانمان. که مثلا فشار بیاید به حضرات دولتمرد. که مثلا ایران تنبیه شود.
فهرست کشورها و زمان تاخیر اولیه
من فکر میکنم «جناب آقای ویزا» که باید تاییدیههای صدور ویزا را برای امثال من صادر کند روی دیوار اتاقش یک فهرست بلند بالا از نام کشورهای جهان دارد. در مقابل هر کشور یک عدد که میزان تاخیر اولیه در صدور ویزا برای شهروندان آن کشور را نشان میدهد آمده. مثلا در مقابل نام ژاپن نوشته شده 0، یعنی ژاپنیها اصلا برای ورود به اروپا به ویزا نیازی ندارند. مقابل ایران نوشته 20. یعنی وقتی درخواست ص
دور ویزا از طرف یک ایرانی آمد، قبل از اینکه مدارکش را بخوانی و بررسی کنی 20 روز صبر کن. بعد از 20 روز دوره تاخیر دیپلماتیک، پاسپورت و مدارک طرف را بررسی کن و ظرف 10 دقیقه تصمیم به صدور یا عدم صدور ویزا بگیر.
تا جایی که میدانم این عددی که رو به روی اسم ایران نوشتهاند قبلا 14 بود. یعنی دو هفتهای کار تمام میشد. الان شده 20. لابد سال دیگر میشود 100.
پیشبینی روانشناسانه
و من الان خشمگین هستم. از این همه مسخرهبازی بچگانه حرصم گرفته. از اینکه چندین و چند بار باید به خاطر یک برچسب نُنُر و یک مهر بیمزه توی یک ساختمان مرمری بزرگ توی صف بایستم و لبخندهای مودبانه تحویل بگیرم کفرم گرفته است. از اینکه به عنوان یک شهروند ساده باید قربانی بازی کودکانه مشتی «آدم بزرگ جدی» که توی «تجارتخانههای سیاست» نشستهاند و تنها چیزی که از دنیا میفهمند برچسبزدن و برچسبگذاشتن روی آدمها و پاسپورتهاست حرصم گرفته است.
لابد اگر معادلات روانشناختی اینها درست باشد، باید این حرص را در خودم نگاهدارم؛ باید خوب در خودم بپرورانمش تا داغ و سنگین و خطرناک شود. جمعاش کنم با هزاران تحقیر و تبعیض دیگر که در این جهان انسانزدایی شده دیدهام تا تبدیل شود به یک بغض چرکین درونی. و بعد لابد باید این بغض خطرناک و مسمومام را با خودم ببرم به کشورم و فریادش بزنم بر سر هموطنانم.
و من چنین نخواهم کرد. هرگز چنین نخواهم نکرد.