خورشید خانوم و رستاخیز رنگها در آسمان
می 30, 2008
در این فصل سال خورشید پاریس خیلی دیر غروب میکند؛ اما وقت غروب چه میکند! موقع غروب این خورشید خانوم لوند فرانسوی آسمان و زمین را به هم میریزد. انگار که فراخوانی برای رستاخیز رنگها در آسمان داده باشد.
این مدتی که اینجا بودم بیشتر غروبها را از دست دادم. یا هوا ابری بود یا اینکه نتوانستم درست زمانبندی کنم. خورشید خانوم نازش زیاد است و طبیعتا این من هستم که باید خودم را با او هماهنگ کنم.

چنین لحظههایی فقط چند دقیقه طول میکشند. زود که برسی خورشید روشن و کورکننده است و آسمان سفید و بیخاصیت، دیر که برسی قرص کروی زیبای خورشید و رستاخیز آسمان را از دست میدهی.

خورشید خانوم این همه دلبریهایش را فقط در چند دقیقه انجام میدهد، خوب آدم را به خودش وابسته میکند و بعد هم دل آدم را با خودش برمیدارد و میبرد تا فقط شب و تاریکی و انتظار باقی بماند.

این بوتهی تنهای بینوا هم با من غروب را تماشا کرد. دلم خیلی برایش سوخت، بیچاره بدجوری عاشق خورشید خانوم شده، تمام ساعتهای روز را همینجا بیحرکت منتظر آمدنش میماند. فکر کنم این نقطه را انتخاب کرده چون افق بازی دارد و ساختمانهای شهر جلوی دیدش را نمیگیرند. دم غروب چند لحظه شاد میشود و به هیجان میآید و با همهی شاخهها و برگهایش میخندد، اما دیدن قیافهی ماتم گرفتهاش درست چند لحظه بعد از رفتن خورشید واقعا تاثربرانگیز است.



می 30, 2008 at 7:49 ب.ظ
فوق العاده بود
بسیار زیبا
narration (توصیف) شما هم که دیگه هیچی
لذت بردم
می 30, 2008 at 7:57 ب.ظ
ذلت بخش بود. مرسی از اینکه ما رو هم سهیم کردی
می 30, 2008 at 11:58 ب.ظ
خيلي خيلي زيبا بود!
كلا با عكساتون خيلي حال ميكنه آدم.
می 31, 2008 at 2:50 ق.ظ
معرکه ان… کلا عاشق غروبم …… ا ونم به این زیبایی!
ممنون
می 31, 2008 at 5:13 ق.ظ
بسیار بسیار زیبا بود این خورشید خانوم شما.
می 31, 2008 at 6:03 ق.ظ
این خورشید خانوم شما از منم که خوشگل تره!! حسودی ام شد. (به این می گن یک جور نارسیسم که با پیغام های توئیتری ملت تقویت هم می شه!)
می 31, 2008 at 10:59 ق.ظ
عجب عکس ماندگاری گرفتید.
البته غروبش به اندازه غروبهای ایران غمناک نیست. یه جورایی گرمه!
می 31, 2008 at 3:07 ب.ظ
سلام
عجب عکسی!!!!عجب غروبی
فوق العاده است
خیلی زیباست
ولی ….
دلگیره نیست؟؟ شاید چون من یکمی دلم گرفته نمی دونم
همیشه شاد باشین
می 31, 2008 at 3:11 ب.ظ
سلام
عجب غروبی!
عجب عکسی
واقعا ریبا و فوق العاده است
ولی …
دلگیره نیست!!!!
شاید چون من الان کمی دلم گرفته ، نمی دونم
همیشه شاد باشین
می 31, 2008 at 3:26 ب.ظ
@ ساکت و باقی دوستان: ممنون
@ خورشید: ولی شما برخلاف این خورشید خانوم «غروب» نمیکنید!
@صادق: غروبهای همه جای دنیا غمناک هستن. حتی غروبهای گرم…
@هما: چرا موافقم دلگیره. غروب همیشه دلگیره به خصوص برای کسانی که عاشق خورشید خانوم هستند.
می 31, 2008 at 8:14 ب.ظ
خورشید در زبان فرانسه هم خانوم هست ؟ به سایر زبانها چطور ؟! با این عکسهای خوشکلتون می خواستم بدونم باقی زبونها هم خورشید رو خانوم می دونن یا نه ؟ اگر جواب سوالم رو بدین ممنون می شم !
می 31, 2008 at 11:35 ب.ظ
خیلی خوشگله. خارج از شهر پاریس گرفتی این عکسو نه؟
من فکر میکردم خورشید هر چه نزدیکتر به خط استوا باشیم درشتتر و قرمزرنگتردیده میشه. مثلا تو ایران هر چه به طرف خوزستان بریم اینجوری تر میشه.
حالا نکنه این عکسو از جنوب پاریس گرفتی:)
ژوئن 1, 2008 at 8:46 ق.ظ
چه تراژدی مرگ آوری!
ژوئن 1, 2008 at 1:14 ب.ظ
سلام
خیلی قشنگ بودن من اونارو برا خودم ذخیره می کنم با اجاز ه
ژوئن 2, 2008 at 3:54 ب.ظ
@اعظم:
پس در واقع باید بگیم آقای خورشید فرانسوی …
اتفاقا نکتهی جالبی رو شما اشاره کردید. خورشید در فرانسه مذکره و ماه مونث
ولی چون ما در زبان فارسی صحبت میکنیم و آقای خورشید هم واقعا نچسبه اجازه بدهید همان «خورشید خانوم» عزیز را استفاده کنیم.
@زیتون:
جالب بود…
بله عکس در خارج از پاریس گرفته شده. من هم اینطور فکر میکردم و دیدن این چنین خورشید قرمز و بزرگی برای منم عجیب بود.
جنوب پاریس …
@alone141:
خوشحالم که خوشت اومده. اگر دوست داشتی برات نسخهی بزرگ عکسها رو بفرستم. خبر بده با ایمیل.
آگوست 12, 2008 at 6:06 ق.ظ
وای عکساتون خیلی باهال و توب بود دمتون گرم دست مریضا
ژانویه 7, 2009 at 7:25 ب.ظ
بسیار زیبا ولی دلگیر…
—————————–
بامدادی: چرا دلگیر؟