سردرگم شدن در بزرگترین فرودگاه اروپا یعنی فرودگاه شارل دوگول پاریس خیلی آسان اتفاق میافتد. اگر شمارهی ترمینال را اشتباه کنید بیش از نیمساعت طول میکشد که بتوانید به ترمینال دیگری بروید. داخل هر ترمینال هم اگر بخواهید از ابتدا تا انتهایش را پیاده طی کنید، شاید یک ساعت طول بکشد.
از این فرودگاه چندان خاطرهی دلچسبی ندارم. اولین باری که وارد فرودگاه شارل دوگول شدم، روزی بود که سقف ترمینال 2E فرو ریخته بود (23 می 2004) و یادم هست کلی نگرانم شده بودند. یک بار هم همراه با دوستی بودم و با این تصور که دنبالم میآید از یک پلهی برقی یک سویه بالا رفتم. اما کارش توی بازرسی گیر کرده بود و نتوانسته بود دنبال من بیاید. بیشتر از 45 دقیقه طول کشید تا توانستم دوباره مسیری را که بالا رفته بودم از طریق شبکهی تو در توی آسانسورها و راهروها باز گردم و دوستم را پیدا کنم. یک بار هم که وقت خیلی تنگ بود، تاکسی به جای ترمینال 2A در ترمینال 2F پیادهام کرد که نزدیک بود پروازم را از دست دهم. خلاصه هربار وارد این فرودگاه شدهام، ماجرایی استرسزا پیش آمده …
مونیتورهای اطلاعرسانی معمولا به صورت چندتایی کنار هم هستند و با اینحال چون جای کافی برای نمایش اطلاعات همهی پروازها ندارند باید چند دقیقه صبر کنید تا اطلاعات پرواز شما نمایش داده شود. کافی است کمی عجله داشته باشید تا این لحظههای انتظار استرس کشندهای به شما وارد کند. به خصوص اینکه در میان انبوه اطلاعات نتوانید پرواز خود را پیدا کنید و ناگهان به شک بیفتید که نکند ترمینال را اشتباه آمدهاید و قرار است پرواز را از دست دهید. با وجود وسعت قابل توجه و تعدد ترمینالها و گیتها باز هم فرودگاه شلوغ است و اگر عجله داشته باشید عبور از میان صفهای طولانی مسافران استرس شما را بیشتر میکند.
آدمهای اطراف و حتی بیشتر کارکنان یونیفرمپوش خطوط هوایی مختلف از جزییات مربوط به پرواز شما سردر نمیآورند. فرض بر این است که اطلاعات بصری به اندازه کافی در اختیار مسافران هست که بتوانند راه خودشان را پیدا کنند. برای پیدا کردن باجهی اطلاعات پرواز ممکن است 10 دقیقه یا بیشتر را از دست بدهید. جالب اینکه چندان خبری از اعلامهای عمومی (صوتی) نیست. شاید چون اعلام عمومی در چنین فرودگاه شلوغی بیفایده و سرسامآور باشد.
به طور میانگین در هر دقیقه یک پرواز در فرودگاه شارل دوگل انجام میشود. یعنی بیش از نیممیلیون پرواز در سال.

اگر جوان و با اعتماد به نفس باشید، ممکن است با زوج پا به سن گذاشتهای روبهرو شوید که با لحنی درمانده و مضطرب آدرس فلان گیت را از شما میپرسند. شاید هم خودتان در حالی که مطمئن هستید وقتی برایتان باقی نمانده، ناامیدانه سعی کنید اطلاعات پروازتان را از دیگران بپرسید. نتیجه معمولا واضح است. هیچکس نمیتوان شما را راهنمایی کند! مگر اینکه هوشمندی به خرج دهید و از شخص مناسبی سئوال کنید. اما در شرایط بحران و توی آن محیط شلوغ پیدا کردن شخص مناسب هم هنری است…
با دقت که به این انبوه درهم و برهم و شلوغ نگاه کنید حیرت خواهید کرد؛ حیرتی همراه با تحسین. مدیریت کردن این تعداد پرواز و مسافر؛ آنهم فقط با نشانهگذاری و علامتهای راهنما و با استفاده از حداقل نیروی انسانی، کار سادهای نیست.
شاید این محیط بزرگ و درهم و برهم به یک جنگل انبوه بیشباهت نباشد؛ یک جنگل منظم! بزرگترین فرودگاه اروپا یک جنگل منظم است.
ساعتی بعد شارل دوگول همراه با پاریس به گذشته تبدیل شد. در حالیکه هواپیما به سرعت اوج میگرفت به خودم گفتم:
منتظرم باش پاریس! من برمیگردم…