همه ما با شعار «شهر ما ، خانه ما آشنا» هستیم ، که البته بیشتر در حد یک حرف برای حفظ پاکیزگی شهری استفاده میشود
ولی در اروپا این شعار به گونه ای دیگر به وقوع پیوسته که برای ایرانیان در پیچه مانده خیلی دلنشین است.
جوانان اروپایی بخصوص در شهرهای عشق مثل پاریس و ونیز هرکاری را که جوان ایرانی در خفای خانه میکند در کوچه و خیابان به معرض نمایش میگذارند
و فکر میکنم در این میان بامدادی عزیز بسی کمرویی به خرج داده که فقط حکایت چنگال در چنگال را گذاشته است
نگاه عزیز منم حس ترا دارم ولی بدلیلی خاص کامنت را گذاشتم ، با نظرت در مورد حس مادر و پسرش موافقم ولی خیلی دوست دارم عکاس بگوید جریان چه بوده و البته غرضش چه بود
دی:
همه ما با شعار «شهر ما ، خانه ما آشنا» هستیم ، که البته بیشتر در حد یک حرف برای حفظ پاکیزگی شهری استفاده میشود
ولی در اروپا این شعار به گونه ای دیگر به وقوع پیوسته که برای ایرانیان در پیچه مانده خیلی دلنشین است.
جوانان اروپایی بخصوص در شهرهای عشق مثل پاریس و ونیز هرکاری را که جوان ایرانی در خفای خانه میکند در کوچه و خیابان به معرض نمایش میگذارند
و فکر میکنم در این میان بامدادی عزیز بسی کمرویی به خرج داده که فقط حکایت چنگال در چنگال را گذاشته است
بر خلاف تصور میرکا اولین چیزی که با دیدن این عکس به ذهن من رسید، یک مادر و پسرش بود
نگاه عزیز منم حس ترا دارم ولی بدلیلی خاص کامنت را گذاشتم ، با نظرت در مورد حس مادر و پسرش موافقم ولی خیلی دوست دارم عکاس بگوید جریان چه بوده و البته غرضش چه بود
دی:
ايول بامدادي جان . كجا بيام حالا
عکس فوق العاده با معنایی هست
تو گویی کودک دست-گیرِ مادر شده است.
درود،
@میرکا:
امیدوارم فکر نکنی بیان آزاد احساسات اشکالی داره. مشکل از جامعهی ماست که خیلی از نمودهای انسانی رو در حصار و پردهپوشی قرار میده.
@نگاه:
آیا مهمه که این عکس مادر و فرزنده یا پسر و دختر؟ چیزی که مهمه حس مشترک و علاقهای هست که توی دستهای این آدمها پنهان شده.
@nakamiha:
@حامی و aMin:
ممنون
اميدوارم هميشه دست گرمي باشه كه دست يك تنها رو بگيره و نزاره تو تنهايي جون بده … .
* طبق عادت به شما لينك ميدم . اگر تمايل داشتيد لينك بديد اگر هم كه نه …