<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: دانش بدون نظریه</title>
	<atom:link href="http://bamdadi.com/2008/06/30/science-without-theory/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://bamdadi.com/2008/06/30/science-without-theory/</link>
	<description>فرش ایرانی از تار و پود فرهنگ، سیاست و جامعه اطلاعاتی</description>
	<lastBuildDate>Fri, 25 May 2012 21:58:20 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<item>
		<title>توسط: آزاده</title>
		<link>http://bamdadi.com/2008/06/30/science-without-theory/#comment-10199</link>
		<dc:creator><![CDATA[آزاده]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 15 Jan 2009 21:53:44 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.wordpress.com/?p=1229#comment-10199</guid>
		<description><![CDATA[مقاله فوق ایده طراحی عامل های هوشمنده که درطراحی عامل های هوشمند تمامی ادراکات به پایگاه دانش اضافه می شه و عامل هوشمند برای پیدا کردن عملکرد بهینه ، با استفاده از قوانین منطقی استدلال می کنه.. همونطور که گفتی مدل وجود نداره ولی قوانین بسیار قوی ای برای جستجو طراحی میشه.

بحثی است بسیار گسترده و شیرین.. 

ممنون از یادآوری و تجدید یک سری مطالعات قدیمی ام تو این زمینه از گذشته.

&quot;بامدادی&quot; تو هر زمینه ای سخن خوب برای خوندن داره!!!
:-)
---------------------------------------------------------------------
&lt;strong&gt;بامدادی&lt;/strong&gt;: بله، در واقع مدل وجود داره. اما شاید بشه گفت پیچیدگی مدل از پیچیدگی‌ نتایجی که تولید می‌کنه خیلی کمتره..]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مقاله فوق ایده طراحی عامل های هوشمنده که درطراحی عامل های هوشمند تمامی ادراکات به پایگاه دانش اضافه می شه و عامل هوشمند برای پیدا کردن عملکرد بهینه ، با استفاده از قوانین منطقی استدلال می کنه.. همونطور که گفتی مدل وجود نداره ولی قوانین بسیار قوی ای برای جستجو طراحی میشه.</p>
<p>بحثی است بسیار گسترده و شیرین.. </p>
<p>ممنون از یادآوری و تجدید یک سری مطالعات قدیمی ام تو این زمینه از گذشته.</p>
<p>&laquo;بامدادی&raquo; تو هر زمینه ای سخن خوب برای خوندن داره!!! <img src='http://s0.wp.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':-)' class='wp-smiley' /><br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
<strong>بامدادی</strong>: بله، در واقع مدل وجود داره. اما شاید بشه گفت پیچیدگی مدل از پیچیدگی‌ نتایجی که تولید می‌کنه خیلی کمتره..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: ali</title>
		<link>http://bamdadi.com/2008/06/30/science-without-theory/#comment-4057</link>
		<dc:creator><![CDATA[ali]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 Jul 2008 15:04:23 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.wordpress.com/?p=1229#comment-4057</guid>
		<description><![CDATA[khyli khob bod .mamnonam.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>khyli khob bod .mamnonam.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: سولوژن</title>
		<link>http://bamdadi.com/2008/06/30/science-without-theory/#comment-4049</link>
		<dc:creator><![CDATA[سولوژن]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Jul 2008 18:02:19 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.wordpress.com/?p=1229#comment-4049</guid>
		<description><![CDATA[بامدادی عزیز! فکر کنم هر دوی‌مان حرف‌های‌مان را زدیم. بحث جالب‌ای بود.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بامدادی عزیز! فکر کنم هر دوی‌مان حرف‌های‌مان را زدیم. بحث جالب‌ای بود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: bamdadi</title>
		<link>http://bamdadi.com/2008/06/30/science-without-theory/#comment-4047</link>
		<dc:creator><![CDATA[bamdadi]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Jul 2008 13:55:26 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.wordpress.com/?p=1229#comment-4047</guid>
		<description><![CDATA[@سولوژن:
به معنای عام حرفت کاملا درسته. به نظر من دانش بدون نظریه بی‌معناست. بالاخره باید یک دستگاه منطقی وجود داشته باشه که بر اساس اون آمار گردآوری بشه. 

این سئوالیه که هنوز بهش پاسخ درستی داده نشده. هوش چیه‌ و چه چیز ما رو از اون کامپیوتر متمایز می‌کنه. 

بحث به نظر من همون میزان انتزاعی بودن مدل هست و همونطور که گفتم اگه موضوع رو خیلی موشکافی کنیم، به بن‌بستی می‌رسیم که اتاق چینی می‌رسه. همیشه در یک سطحی انتزاع وجود داره و مدل از واقعیت فاصله می‌گیره (یعنی دیگه فقط یک ابزار ریاضی می‌شه) حتی تجربی‌ترین مدل‌‌ها.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>@سولوژن:<br />
به معنای عام حرفت کاملا درسته. به نظر من دانش بدون نظریه بی‌معناست. بالاخره باید یک دستگاه منطقی وجود داشته باشه که بر اساس اون آمار گردآوری بشه. </p>
<p>این سئوالیه که هنوز بهش پاسخ درستی داده نشده. هوش چیه‌ و چه چیز ما رو از اون کامپیوتر متمایز می‌کنه. </p>
<p>بحث به نظر من همون میزان انتزاعی بودن مدل هست و همونطور که گفتم اگه موضوع رو خیلی موشکافی کنیم، به بن‌بستی می‌رسیم که اتاق چینی می‌رسه. همیشه در یک سطحی انتزاع وجود داره و مدل از واقعیت فاصله می‌گیره (یعنی دیگه فقط یک ابزار ریاضی می‌شه) حتی تجربی‌ترین مدل‌‌ها.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: سولوژن</title>
		<link>http://bamdadi.com/2008/06/30/science-without-theory/#comment-4038</link>
		<dc:creator><![CDATA[سولوژن]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Jul 2008 01:03:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.wordpress.com/?p=1229#comment-4038</guid>
		<description><![CDATA[من تصورم این بود که بحثِ اصلی این است که آیا «دانش بدون نظریه» معنادار است یا نه.
حال در بحث جدیدی که مطرح کردید این سوال برای‌ام پیش می‌آید: آیا تفاوت تنها در این نیست که انتزاع مدل‌ها گاهی توسط انسان انجام می‌شود و گاهی توسط ماشین؟]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من تصورم این بود که بحثِ اصلی این است که آیا «دانش بدون نظریه» معنادار است یا نه.<br />
حال در بحث جدیدی که مطرح کردید این سوال برای‌ام پیش می‌آید: آیا تفاوت تنها در این نیست که انتزاع مدل‌ها گاهی توسط انسان انجام می‌شود و گاهی توسط ماشین؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: کمانگیر</title>
		<link>http://bamdadi.com/2008/06/30/science-without-theory/#comment-4037</link>
		<dc:creator><![CDATA[کمانگیر]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Jul 2008 00:15:23 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.wordpress.com/?p=1229#comment-4037</guid>
		<description><![CDATA[عالی بود بامداد عزیز.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عالی بود بامداد عزیز.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: bamdadi</title>
		<link>http://bamdadi.com/2008/06/30/science-without-theory/#comment-4030</link>
		<dc:creator><![CDATA[bamdadi]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 Jun 2008 13:55:36 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.wordpress.com/?p=1229#comment-4030</guid>
		<description><![CDATA[@سولوژن:
اول ممنون از کامنت خوبت.

قبول دارم که نوشته مبحث هوش مصنوعی و اتاق چینی را به گونه‌ی نه چندان مستدلی به «روش علمی» و «رابطه‌ی بین مدل انتزاعی و تجربه‌ی عینی» ربط داده. 

ولی بیا موضوع را از دید دیگری نگاه کنیم. در واقع اجازه بده برگردیم به اتاق چینی و مثال‌هایی که در خود نوشته آمده از گوگل.
در این‌جا بحث اصلی این نیست که آیا مدل وجود دارد یا نه، داده وجود دارد یا نه. به نظرم اختلاف اصلی این است که با استفاده از مدل‌های کاملا ریاضی که هیچ ربطی به آن پدیده‌ی تجربی و عینی بیرونی ندارند، بیاییم و رفتار یا خصوصیت‌های آن پدیده‌ را پیش‌بینی کنیم. یعنی مدل ما درباره‌ی آن پدیده نباشد، و صرفا یک مدل انتزاعی باشد. 

اگر من با استفاه از «مدلی نحوی از زبان انگلیسی» و «مجموعه‌ی محدود واج‌ها و واژه‌های یک زبان» شروع به اصلاح عبارت‌های انگلیسی کنم، موضوع فرق می‌کند تا این‌که با استفاده از یک مدل صرفا آماری و با مراجعه به تعدادی بی‌شماری (از نظر فیزیکی بی‌شمار) نمونه‌ از جمله‌های انگلیسی این کار انجام دهم. بدون این‌که مدل من هیچ تصوری از زبان انگلیسی داشته باشد. شاید بشود به نوعی گفت، مدل اول (نحوی) به سوژه‌اش آگاه است‌ ولی در حالت دوم، مدل من به سوژه‌اش آگاه نیست.  

اگر خیلی این موضوع را موشکافی کنیم، در دل آن به همان تجربه‌ی اتاق چینی خواهیم رسید که برایش جوابی هم وجود ندارد. موضوع خیلی پیچیده می‌شود و از حالت عملی خارج و به یک تجربه‌ی ذهنی تبدیل می‌شود که در نوع خود همیشه جالب است.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>@سولوژن:<br />
اول ممنون از کامنت خوبت.</p>
<p>قبول دارم که نوشته مبحث هوش مصنوعی و اتاق چینی را به گونه‌ی نه چندان مستدلی به «روش علمی» و «رابطه‌ی بین مدل انتزاعی و تجربه‌ی عینی» ربط داده. </p>
<p>ولی بیا موضوع را از دید دیگری نگاه کنیم. در واقع اجازه بده برگردیم به اتاق چینی و مثال‌هایی که در خود نوشته آمده از گوگل.<br />
در این‌جا بحث اصلی این نیست که آیا مدل وجود دارد یا نه، داده وجود دارد یا نه. به نظرم اختلاف اصلی این است که با استفاده از مدل‌های کاملا ریاضی که هیچ ربطی به آن پدیده‌ی تجربی و عینی بیرونی ندارند، بیاییم و رفتار یا خصوصیت‌های آن پدیده‌ را پیش‌بینی کنیم. یعنی مدل ما درباره‌ی آن پدیده نباشد، و صرفا یک مدل انتزاعی باشد. </p>
<p>اگر من با استفاه از «مدلی نحوی از زبان انگلیسی» و «مجموعه‌ی محدود واج‌ها و واژه‌های یک زبان» شروع به اصلاح عبارت‌های انگلیسی کنم، موضوع فرق می‌کند تا این‌که با استفاده از یک مدل صرفا آماری و با مراجعه به تعدادی بی‌شماری (از نظر فیزیکی بی‌شمار) نمونه‌ از جمله‌های انگلیسی این کار انجام دهم. بدون این‌که مدل من هیچ تصوری از زبان انگلیسی داشته باشد. شاید بشود به نوعی گفت، مدل اول (نحوی) به سوژه‌اش آگاه است‌ ولی در حالت دوم، مدل من به سوژه‌اش آگاه نیست.  </p>
<p>اگر خیلی این موضوع را موشکافی کنیم، در دل آن به همان تجربه‌ی اتاق چینی خواهیم رسید که برایش جوابی هم وجود ندارد. موضوع خیلی پیچیده می‌شود و از حالت عملی خارج و به یک تجربه‌ی ذهنی تبدیل می‌شود که در نوع خود همیشه جالب است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: bamdadi</title>
		<link>http://bamdadi.com/2008/06/30/science-without-theory/#comment-4029</link>
		<dc:creator><![CDATA[bamdadi]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 Jun 2008 13:32:34 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.wordpress.com/?p=1229#comment-4029</guid>
		<description><![CDATA[@شهریار:
بله درسته، به کمک مدل با داده‌های نسبتا اندک می‌تونیم قدرت پیش‌بینی نسبتا زیادی به دست بیاریم. اما در مواقعی که مدل‌سازی ناممکن یا بسیار پیچیده هست، روش تولید دانش بدون استفاده از مدل می‌تونه کارساز باشه.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>@شهریار:<br />
بله درسته، به کمک مدل با داده‌های نسبتا اندک می‌تونیم قدرت پیش‌بینی نسبتا زیادی به دست بیاریم. اما در مواقعی که مدل‌سازی ناممکن یا بسیار پیچیده هست، روش تولید دانش بدون استفاده از مدل می‌تونه کارساز باشه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: bamdadi</title>
		<link>http://bamdadi.com/2008/06/30/science-without-theory/#comment-4028</link>
		<dc:creator><![CDATA[bamdadi]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 Jun 2008 13:28:13 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.wordpress.com/?p=1229#comment-4028</guid>
		<description><![CDATA[@صندوقک: 
ترس هم داره. در مورد تکینگی تکنولوژیک و این نظریه که ممکنه انسان از دانش تولید شده توسط محصولات خودش عقب بمونه شاید بنویسم.

@نگاه:
به مفهوم هوش مصنوعی مرتبطه، ولی این دو مقوله با هم یکی نیستند. بحث اتاق چینی البته ماهیت هوش رو به شکل بی‌نظیری به پرسش می‌گیره که هنوز که هنوزه پاسخ مناسبی براش پیدا نشده.

@صادق:
ظاهرا مسیر به سویی می‌رود که از آن بخش کوچک مغزمان هم کمتر استفاده کنیم!]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>@صندوقک:<br />
ترس هم داره. در مورد تکینگی تکنولوژیک و این نظریه که ممکنه انسان از دانش تولید شده توسط محصولات خودش عقب بمونه شاید بنویسم.</p>
<p>@نگاه:<br />
به مفهوم هوش مصنوعی مرتبطه، ولی این دو مقوله با هم یکی نیستند. بحث اتاق چینی البته ماهیت هوش رو به شکل بی‌نظیری به پرسش می‌گیره که هنوز که هنوزه پاسخ مناسبی براش پیدا نشده.</p>
<p>@صادق:<br />
ظاهرا مسیر به سویی می‌رود که از آن بخش کوچک مغزمان هم کمتر استفاده کنیم!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: ershad</title>
		<link>http://bamdadi.com/2008/06/30/science-without-theory/#comment-4027</link>
		<dc:creator><![CDATA[ershad]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 Jun 2008 08:25:46 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.wordpress.com/?p=1229#comment-4027</guid>
		<description><![CDATA[جالب بود.ایول]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جالب بود.ایول</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: سولوژن</title>
		<link>http://bamdadi.com/2008/06/30/science-without-theory/#comment-4025</link>
		<dc:creator><![CDATA[سولوژن]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 Jun 2008 07:09:46 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.wordpress.com/?p=1229#comment-4025</guid>
		<description><![CDATA[بامدادی‌ی عزیز،
ممنون از این خلاصه‌ای که قرار دادید.
چیزی که برای‌ام نگران‌کننده است کنار هم قرار دادن تکه‌هایی است که به هم ربط ندارند. این مقاله ادعاهایی می‌کند که کم و بیش (ولی نه کاملا) درست‌اند، اما وقتی همه‌شان را کنار هم می‌گذارد به نتایج  نادقیق‌ای می‌رسد.

بیاید مهم‌ترین ادعای این مقاله را بررسی کنیم:
«روش علمی کلاسیک بر اساس ساخت فرضیه و مدلی که رویدادهای تجربی را توصیف کند، پایه‌گذاری شده است. اما ما اکنون به اندازه‌ی کافی داده از مشاهداتمان داریم که بتوانیم بدون این‌که مدل یا فرضیه‌ای داشته باشیم، رویدادها یا مشاهدات بعدی را پیش‌بینی کنیم»

این حرف صحیح نیست.
اول از همه چیزی که این مقاله به اسم روش علمی‌ی کلاسیک می‌شناسد نیز نیاز به داده دارد تا میزان صحت‌اش با احتمال‌ای مشخص شود (و نه اثبات شود).
نکته‌ی دوم این است که بدون فرضیه‌ای اولیه هیچ‌گونه استدلال بعدی‌ای ممکن نیست. حتی اگر بی‌نهایت داده نیز داشته باشیم،‌ بدون داشتن «فرضیه» در مورد پدیده‌ی تولیدکننده‌ی این داده‌ها نمی‌توان پیش‌بینی‌ای انجام داد. این‌که می‌بینیم خیلی وقت‌ها به نظر می‌رسد که چنین فرضیه‌ای وجود ندارد به این دلیل است که این فرضیه را به صورت بارز (explicit) بیان نکرده‌ایم و به جای‌اش فرضیه‌مان به صورت ضمنی (implicit) جایی قرار گرفته است (و گاهی متاسفانه خودِ داده‌کاو نیز از وجود فرضیه ناآگاه است).

تفاوت تنها در میزان قوت و وزن‌ای است که روی فرضیه‌ی اولیه می‌گذاریم. گاهی این فرضیه بسیار قوی است و داده‌ها تنها قرار است بعضی از ناشناخته‌های آن فرضیه را تبیین کنند،‌ گاهی فرضیه‌ی اولیه حداقلی است و بسیاری از ناشناخته‌ها (اما نه همه چیز) به کمک داده‌ها مشخص می‌شوند.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بامدادی‌ی عزیز،<br />
ممنون از این خلاصه‌ای که قرار دادید.<br />
چیزی که برای‌ام نگران‌کننده است کنار هم قرار دادن تکه‌هایی است که به هم ربط ندارند. این مقاله ادعاهایی می‌کند که کم و بیش (ولی نه کاملا) درست‌اند، اما وقتی همه‌شان را کنار هم می‌گذارد به نتایج  نادقیق‌ای می‌رسد.</p>
<p>بیاید مهم‌ترین ادعای این مقاله را بررسی کنیم:<br />
«روش علمی کلاسیک بر اساس ساخت فرضیه و مدلی که رویدادهای تجربی را توصیف کند، پایه‌گذاری شده است. اما ما اکنون به اندازه‌ی کافی داده از مشاهداتمان داریم که بتوانیم بدون این‌که مدل یا فرضیه‌ای داشته باشیم، رویدادها یا مشاهدات بعدی را پیش‌بینی کنیم»</p>
<p>این حرف صحیح نیست.<br />
اول از همه چیزی که این مقاله به اسم روش علمی‌ی کلاسیک می‌شناسد نیز نیاز به داده دارد تا میزان صحت‌اش با احتمال‌ای مشخص شود (و نه اثبات شود).<br />
نکته‌ی دوم این است که بدون فرضیه‌ای اولیه هیچ‌گونه استدلال بعدی‌ای ممکن نیست. حتی اگر بی‌نهایت داده نیز داشته باشیم،‌ بدون داشتن «فرضیه» در مورد پدیده‌ی تولیدکننده‌ی این داده‌ها نمی‌توان پیش‌بینی‌ای انجام داد. این‌که می‌بینیم خیلی وقت‌ها به نظر می‌رسد که چنین فرضیه‌ای وجود ندارد به این دلیل است که این فرضیه را به صورت بارز (explicit) بیان نکرده‌ایم و به جای‌اش فرضیه‌مان به صورت ضمنی (implicit) جایی قرار گرفته است (و گاهی متاسفانه خودِ داده‌کاو نیز از وجود فرضیه ناآگاه است).</p>
<p>تفاوت تنها در میزان قوت و وزن‌ای است که روی فرضیه‌ی اولیه می‌گذاریم. گاهی این فرضیه بسیار قوی است و داده‌ها تنها قرار است بعضی از ناشناخته‌های آن فرضیه را تبیین کنند،‌ گاهی فرضیه‌ی اولیه حداقلی است و بسیاری از ناشناخته‌ها (اما نه همه چیز) به کمک داده‌ها مشخص می‌شوند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: شهریار</title>
		<link>http://bamdadi.com/2008/06/30/science-without-theory/#comment-4024</link>
		<dc:creator><![CDATA[شهریار]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 Jun 2008 05:41:35 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.wordpress.com/?p=1229#comment-4024</guid>
		<description><![CDATA[جالب بود فقط توجه داشته باش که مدل استفاده از تئوری حالتهایی را هم که هنوز اتفاق نیفتاده را نیز پیش بینی می‌کند و یا به آنها اعتبار می‌بخشد (مثلا دستور زبان جملاتی که تا به حال کسی نگفته را اعتبار می‌بخشد)]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جالب بود فقط توجه داشته باش که مدل استفاده از تئوری حالتهایی را هم که هنوز اتفاق نیفتاده را نیز پیش بینی می‌کند و یا به آنها اعتبار می‌بخشد (مثلا دستور زبان جملاتی که تا به حال کسی نگفته را اعتبار می‌بخشد)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: صادق</title>
		<link>http://bamdadi.com/2008/06/30/science-without-theory/#comment-4023</link>
		<dc:creator><![CDATA[صادق]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 Jun 2008 05:08:57 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.wordpress.com/?p=1229#comment-4023</guid>
		<description><![CDATA[خیلی جالب بود. یعنی روزی خواهد رسید که انسان هم از این طریق بتواند تحلیل کند؟ چون ما حجم وسیعی از مغزمان را استفاده نمی کنیم و شاید  آن حجم عظیم جای چنین اطلاعاتی باشند!]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی جالب بود. یعنی روزی خواهد رسید که انسان هم از این طریق بتواند تحلیل کند؟ چون ما حجم وسیعی از مغزمان را استفاده نمی کنیم و شاید  آن حجم عظیم جای چنین اطلاعاتی باشند!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: زهرا</title>
		<link>http://bamdadi.com/2008/06/30/science-without-theory/#comment-4022</link>
		<dc:creator><![CDATA[زهرا]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 Jun 2008 04:50:38 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.wordpress.com/?p=1229#comment-4022</guid>
		<description><![CDATA[یه مقاله مرتبط با این خوندم که الان لینکش رو یادم نیست
عنوانش این بود:

Is Google Making us Stupid?]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یه مقاله مرتبط با این خوندم که الان لینکش رو یادم نیست<br />
عنوانش این بود:</p>
<p>Is Google Making us Stupid?</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: نگاه</title>
		<link>http://bamdadi.com/2008/06/30/science-without-theory/#comment-4021</link>
		<dc:creator><![CDATA[نگاه]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 Jun 2008 04:44:16 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.wordpress.com/?p=1229#comment-4021</guid>
		<description><![CDATA[اين نظريه اي كه مطرح كردي سنگ بناي علم هوش مصنوعيه. اگر به تركيب &quot;هوش مصنوعي&quot; ( 
Artificial Intelligence ) توجه كني, همين مفهوم رو ميرسونه، ولي مهم اينه كه اين ديتابيس و ايندكس بايد ابتدا توسط يك دانش با نظريه پر بشه. حتي در مورد همون زبان چيني. به هر حال هوش مصنوعي براي من هميشه از جذاب ترين موضوعات علمي بوده.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اين نظريه اي كه مطرح كردي سنگ بناي علم هوش مصنوعيه. اگر به تركيب &laquo;هوش مصنوعي&raquo; (<br />
Artificial Intelligence ) توجه كني, همين مفهوم رو ميرسونه، ولي مهم اينه كه اين ديتابيس و ايندكس بايد ابتدا توسط يك دانش با نظريه پر بشه. حتي در مورد همون زبان چيني. به هر حال هوش مصنوعي براي من هميشه از جذاب ترين موضوعات علمي بوده.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: صندوقک</title>
		<link>http://bamdadi.com/2008/06/30/science-without-theory/#comment-4018</link>
		<dc:creator><![CDATA[صندوقک]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 Jun 2008 04:12:59 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.wordpress.com/?p=1229#comment-4018</guid>
		<description><![CDATA[مبحث بسیار جالبی بود ممنون . اما نمی دونم چرا ناخود آگاه در مورد روشهای جدید نوعی ترس دارم . فکر می کنم شبیه کشیشهای قرون وسطا شده ام]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مبحث بسیار جالبی بود ممنون . اما نمی دونم چرا ناخود آگاه در مورد روشهای جدید نوعی ترس دارم . فکر می کنم شبیه کشیشهای قرون وسطا شده ام</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

