خانه > سفر و سفرنامه, شخصی > 180 ساعت در سنگاپور

180 ساعت در سنگاپور

سفر خاطره‌انگیز و یک هفته‌ای (به طور دقیق‌تر حدود 180 ساعت) من به سنگاپور تمام شد. بدون این‌که قصد بیان جزییات سفرم را داشته باشم یا این‌که بخواهم سنگاپور را به صورت مستند توصیف کنم، چند نکته و عکس از مشاهدات عینی‌ام می‌آورم. اگر علاقه‌مند به جزییات و حقایق رسمی هستید، لطفا به صفحه‌ی ویکی‌پدیای سنگاپور مراجعه کنید.

این نوشته کامل نیست و نمی‌خواهد هم کامل باشد. بی‌شک یک شهر خیلی بیش از «من یک مسافر 180 ساعته هستم و می‌خواهم همه‌ی زوایه‌های شهر شما را ببینم» حرف برای گفتن دارد…

_MG_9467-flower-and-ant

یک باغچه‌ی بزرگ؛ یک باغچه‌ی زیبا

باغچه‌ای به بزرگی یک شهر

سنگاپور شبیه یک باغچه‌ی بزرگ است که در میان درخت‌ها و بوته‌هایش خیابان و کوچه کشیده باشند. انواع گیاهان استوایی (tropical) با چیدمانی زیبا و هوشمندانه چهره‌ی نفس‌گیری به خیابان‌ها و بزرگ‌راه‌های شهر داده‌اند. این «جزیره‌-شهر-کشور» انگار نقطه‌ی بایر و برهوتی ندارد. هیچ نقطه‌ای هم به امان خدا رها نشده که خودش سبز شود. وجب به وجب را شخم زده‌اند و به صورت انتخابی کاشته‌اند!

«مسافر 180 ساعته» احتمالا ساعت‌های زیادی را در «باغ-خیابان‌ها» و «باغچه-کوچه‌های» این شهر می‌گذراند و از هوشمندی و دقتی که در انتخاب و نگهداری گیاهان صرف شده حیرت می‌کند: سنگاپور یک باغ بزرگ است.

_MG_9187-chinatown

سنگاپور دیوانه‌وار تمیز است.

حتی یک‌دانه چوب‌ کبریت

مسافر تازه‌وارد (مانند من) ممکن است ساعت‌ها توی خیابان‌های شهر و اماکن عمومی راه برود بدون این‌که به یک ذره زباله یا آشغال یا حتی لکه روی زمین برخورد. شاید تا نبینید باور نکنید، اما این شهر انگار نه جوب آب دارد که در آن گنداب جریان داشته باشد، نه ماشین‌هایش خراب می‌شوند که روغن موتورشان آسفالت را لکه کند، نه آدم‌هایش آدامس می‌جوند که تفاله‌اش را روی زمین بیاندازند! فضاهای عمومی به حدی تمیز هستند، که به سختی می‌شود فرقی میان بیرون و درون ساختمان‌ها (از لحاظ تمیزی) قایل شد.

سنگاپور بی‌نهایت تمیز است. این چیزی است که یک مسافر «180 ساعته» مدام به خود می‌گوید.

_MG_9178-football-court

زمین فوتبال و تنیس عمومی درست در مرکز شهر.

در طول این یک هفته‌ای که در سنگاپور بودم، (بدون اغراق) شاید در کل 3 یا 4 تکه زباله (مثلا پوست شکلات) در شهر دیدم. ممکن است ساعت‌ها در شهر حرکت کنید و هیچ‌ زباله‌ای حتی به اندازه‌ی قسمتی از یک چوب‌کبریت، به چشمتان نخورد.

شخصا سر از کار مکانیسمی که این شهر را این چنین تمیز و نو نگاه می‌دارد در نیاوردم.

_MG_9618---airport-singapore

فرودگاهی که پرسنل آن در سلام و احوال‌پرسی با مسافرین پیش‌دستی می‌کنند.

حال شما چطور است؟ آیا باز هم به سنگاپور می‌آیید؟

از عظمت و تمیزی دیوانه‌کننده‌ی فرودگاه سنگاپور که بگذریم، چیزی که نظرم را خیلی جلب کرد رفتار مسئولین اداره‌ی مهاجرت و سایر پرسنل خدمات پرواز در فرودگاه با مسافران بود. در سلام کردن پیش‌قدم می‌شدند و با لبخند از تجربه‌ی اقامتم در سنگاپور می‌پرسیدند و می‌خواستند بدانند آیا باز هم به سنگاپور خواهم آمد؟ چنین چیزی را در هیچ فرودگاه دیگری ندیده بودم. مسئولین فرودگاه معمولا از بس سرشان شلوغ است، به آخرین چیزی که فکر می‌کنند خوش و بش کردن با مسافران است! اما حکایت سنگاپور چیز دیگری است. مردم این کشور از صفر همه چیزشان را ساخته‌اند و انگار می‌دانند یک توریست اگر با خاطره‌ی مثبتی از کشورشان برود، باز هم برخواهد گشت.

_MG_9546-sunset

منظره‌ی غروب دریای سنگاپور، پر از کشتی و پالایشگاه‌های نفت است.

دولتی که به جای مردم فکر می‌کند

با چند تا از همکاران سنگاپوری مفصل صحبت کردم. به خصوص توی یکی دو تا برنامه‌ی شام که طبق رسم میزبانی این منطقه خیلی مفصل و رنگ وارنگ است و ممکن است ساعت‌ها طول بکشد. بحث این بود که دولت هوای شهروندان را خیلی دارد (مثلا هر سنگاپوری می‌تواند به راحتی مالک خانه‌‌های ارزان‌قیمتی که توسط دولت ساخته می‌شوند شود) و حواسش هست کجا و چگونه هزینه کند. کار به جایی رسید که یکی از همین سنگاپوری‌ها وضعیت را این‌گونه توصیف کرد: «دولت اینقدر هوای همه چیز را دارد که مردم این‌جا از لحاظ تلاش‌گری فکری نوعی تنبل شده‌اند، چون اعتقاد دارند یک نفر (دولت) هست که به جای ما فکر کند.»

_MG_9186 -massage

ماساژ، برای اولین بار خود را حس کنید.

برای اولین بار احساس کردم «پا» دارم

در فرهنگ آسیای جنوب شرقی انواع بی‌شماری ماساژ وجود دارد که شاید «مسافر 180 ساعته‌ای» مانند من را در انتخاب نوع و محل ماساژ سردرگم کند. من یکی را که دوستان توصیه کرده بودند امتحان کردم: «ماساژ پا و آرامش بدن از طریق تحریک نقاط مختلف کف پا». تجربه‌ی بی‌نظیری بود، برای اولین بار در زندگیم احساس می‌کردم «پا» دارم! در واقع انگار پاهایم را تازه حس می‌کردم.

_MG_9240-man-taxis

تاکسی‌های انسانی و چهره‌ی خسته‌ی راننده‌ها به تجمل اشرافی شهر نمی‌خورند.

تاکسی‌های انسانی

این تاکسی‌های انسانی در منطقه‌های میانی شهر و مراکز شلوغ هنوز کاربرد دارند. این چرخ‌ها موتور ندارند و راننده همه‌ی وزن مسافر(ان) را به تنهایی می‌کشاند.

بین چهره‌ی خسته‌ی دوچرخه‌ران در حال رکاب‌زدن و تجمل و زیبایی خیره کننده‌ی شهر، تضادی تند و تکان دهنده به چشم می‌آید.

_MG_9228-chinese

چایناتاون پر از نور و رنگ

چایناتاون

بیشتر شهرهای بزرگ جهان محله‌ای دارند به نام «چاینا‌تاون» (ChinaTown) که در آن جمعیت مهاجر چینی غالب است و حال و هوای خاص خودش را دارد. چایناتاون‌ها پر از خوراکی‌، مغازه‌های ارزان‌فروش، کافه‌ها، سالن‌های ماساژ و رستوران‌ هستند و معمولا هم بسیار شلوغند.

_MG_9192-chinatown

روش مورد علاقه‌ی پیرمردان چینی برای گذران وقت در جمع دوستان: جنگ‌های جهانی در مقیاس صفحه‌ی بازی!

سنگاپور هم یک چایناتاون بزرگ دارد که با توجه به این‌که بخش بزرگی از جمعیت سنگاپور چینی‌تبار هستند به نظرم عجیب رسید چون فکر می‌کردم چایناتاون فقط مال شهرهایی است که چینی‌تبارها اقلیت جمعیتی را تشکیل می‌دهند.

_MG_9337-maiko

مایکو: اوریگامی‌ در خدمت رویاپردازی

رویاها از کجا می‌آیند؟

«مایکو» از شرقی‌ترین سرزمین آسیا به سنگاپور آمده و مثل خیلی از دخترهای ژاپنی عاشق اوریگامی است. او معتقد است هر رویایی را می‌توان با اجسام کوچک کاغذی عینیت بخشید. من اما فکر می‌کنم «مایکو» با کنایه حرف می‌زند: شاید «می‌توان به کمک اوریگامی‌های ظریف و خلاق، سبک‌بال رویاپردازی کرد».

_MG_9196-hindo-temple

مرد تامیل در حال خروج از یک معبد هندو، زنگ‌ها را به صدا در می‌آورد.

سنگاپور 4 زبان رسمی دارد: انگلیسی، ماندارین، مالایی و تامیل و بافت جمعیتی آن متشکل از چینی، مالایی و تامیل است.

_MG_9249 -sea food

آسیای جنوب شرقی از لحاظ تنوع مواد غذایی بهشت روی زمین است.

همه‌ چیز خوردنی است

بدون تردید منظقه‌ی آسیای جنوب شرقی بهشت غذاست. تنوع غذایی در این منطقه از جهان به حدی زیاد است که می‌توانید هفته‌ها و ماه‌ها را به امتحان کردن غذاهای جدید مشغول باشید بی‌آن‌که مجبور شوید یک غذا را دوبار امتحان کنید. به خصوص غذاهای دریایی بی‌شماری که تقریبا دنیای ناشناخته‌ای برای ما محسوب می‌شوند.

_MG_9222-hidden-layer

لایه‌های پنهان یک شهر را چطور می‌شود در 180 ساعت دید؟

لایه‌ی تاریک شهر

صحنه‌های نادری مانند این (بالا) به «مسافر کنجکاو 180 ساعته» گوشزد می‌کند، حتی زیباترین شهر-ویترین‌های جهان هم لایه‌های تاریک دارند. لایه‌های تاریکی که البته با زیرکی و هوشمندی اغلب از دید توریست‌هایی مانند من پنهان نگاه داشته می‌شوند.

_MG_9535-the-other-side

«180 ساعت» برای یافتن لایه‌های تاریک و پنهان یک شهر کافی نیست، اما اگر خوش‌بین باشید احتمالا می‌توانید در همین مدت کوتاه برخی از زیبایی‌ها و نکات مثبت یک شهر را تشخیص دهید.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

  1. هادی جامی
    آگوست 6, 2008 در 6:29 ق.ظ. | #1

    سفرنامه جالبی بود جناب مارکوپولوی وبلاگستان ، زیبا ، کامل و هوشمندانه . لذت بردم از مطلب . از سفر هم خسته نباشید :)

  2. yasetti
    آگوست 6, 2008 در 6:42 ق.ظ. | #2

    سلام:
    ازتوصیف وتصویرنگاری تان نصف عیش ، نصیبم شد.امیدوارم هرچه زودتر این عیش وگشت کامل شودبرام ودیگران.
    برقرارباشید.

  3. آگوست 6, 2008 در 1:00 ب.ظ. | #3

    آقا اينكه اينها از هر موجود زنده اي يك چيز خوردني درست ميكنند دليل نمي شود كه بهشت غذا باشد! به نظر من از نظر خوراك يكي از بدخوراك ترين مردمان زمين شرقي ها علي الخصوص چيني ها هستند

  4. آگوست 6, 2008 در 2:11 ب.ظ. | #4

    واقعا عالی نوشته بودی
    من که همه رو کامل خوندم
    بریم سنگاپور زندگی کنیم

  5. آگوست 6, 2008 در 3:17 ب.ظ. | #5

    خیلی جالب بود.
    پیام

  6. آگوست 6, 2008 در 4:49 ب.ظ. | #6

    عکسات خیلی زیبا هستند.
    موفق باشین.

  7. nillgoonn
    آگوست 7, 2008 در 12:31 ق.ظ. | #7

    يك مسافرت 180 ساعته و اينهمه عكس دوست داشتني
    ممنون كه ما رو هم به سنگاپور بردين

  8. محمدرضا
    آگوست 7, 2008 در 2:17 ق.ظ. | #8

    بسیار جالب بود. استفاده کردیم.
    در مورد غذا که گفتی واقعا حسرت خوردم وقتی به این فکر کردم که یه روز درمیان غذاهای تکراری میخورم.

  9. hamlet20002002
    آگوست 7, 2008 در 5:31 ق.ظ. | #9

    حضی فراوان بردیم و بسیار آموختیم
    توصیفات شما بس خواندنی و شیرین بود

  10. آگوست 7, 2008 در 7:04 ق.ظ. | #10

    بامدادی تو کم کم داری از مارکوپولو جلو میزنی من تعریف سنگاپور رو زیاد شنیدم.در مورد پاکیزگی شهر که گفتی دلم به حال خودمون سوخت!سفر بعدی کجاست؟

  11. طلا
    آگوست 7, 2008 در 12:09 ب.ظ. | #11

    خوب من سنگاپور زندگی می کنم در موزد تمیزی شهر به این دلیل که اگه پلیس ببینه کسی آشغال می ریزه 250 تا 500 دلار جریمه داره.
    سنگاپور کشور خوبیه امنیت خیلی بالایی داره به دلیل پلیس قوی که داره اما کشوری نیست که بشه مدت زیادی توش زندگی کرد می شه اما زیبایی های رو که تو مدت کوتاه ازش دیده می شه از دست می ده

  12. آگوست 7, 2008 در 1:41 ب.ظ. | #12

    جالب بود ..ممنون

  13. آگوست 7, 2008 در 1:49 ب.ظ. | #13

    شاید به قول خودتون این نوشته کامل نبود، ولی می شد بیشترین استفاده را از اون برد. قبلا هم در وبلاگ های مختلفی در مورد کشور های مختلف مطالبی خونده بودم. ولی طرز بیان و نوع نگارش شما و استفاده کردن از عکسها در جای مناسب زیبایی این مطلب رو بیشتر کرده بود.
    ممنون!

  14. آگوست 7, 2008 در 2:30 ب.ظ. | #14

    @ yasetti:

    :)
    من هم امیدوارم تجربه‌ی دیدن سنگاپور نصیب شما شود.

  15. آگوست 7, 2008 در 2:31 ب.ظ. | #15

    @ peyman:

    سفر بعدی یه رازه :)

  16. آگوست 7, 2008 در 2:32 ب.ظ. | #16

    @ طلا:

    طلا جان، من هم در مورد جربمه‌های سنگین شنیده بودم. اما به نظرم موضوع علت‌های دیگه‌ای هم داره. وگرنه جریمه به تنهایی نمی‌تونه این‌ چنین نظم اجتماعی و نظافت عمومی‌ای ایجاد کنه.

  17. آگوست 7, 2008 در 2:34 ب.ظ. | #17

    @ Merisol:

    :)
    ممنون از لطفت. خوشحالم که مورد توجه شما واقع شده.

  18. mohammad jahromi
    آگوست 7, 2008 در 3:32 ب.ظ. | #18

    doste aziz lotfan tarikhe sangapore va vaghayei ra ke dar an migozarad daghightar barresi farmayid.in shar keshvar 9 forudgah darad ke 8 taye an nezami ast.dar haghighat in shahr yek deje nezamie bozorg ast.hich hezb va party nemitavanad hozor dashteh bashad.tamizie ziad va ghanoon be elate padegan boodan ast.be nazare man in deje nezami etelaati ke ba komake mostaghime esrail be onvane tanha keshvari ke hazer be komak shod mafhome khasi darad.lotfan ehsasati nashavid .tamame vagheiat ra bebinid.

  19. آگوست 8, 2008 در 4:14 ق.ظ. | #19

    سفرنامه ای کامل و بی نقص که فقط می تونه توسط یک جفت چشم تیزبین ودقیق بوجود آمده باشد ، اینطوری همش هوس سفر می کنیم.

  20. کورش
    آگوست 8, 2008 در 4:11 ب.ظ. | #20

    واقعا خوب نوشته بودی.
    منم دوست دارم سنگاپور رو ببینم، ولی فقط برای گردشگری. نه چیز دیگه. آخه هیچ جا ایران نمیشه.

  21. آگوست 8, 2008 در 5:07 ب.ظ. | #21

    سلام . پسر نمیدونستم رفتی سنگاپور . کاش از هزینه ها هم مینوشتی . یادش بخیر .

    موفق باشی

  22. amin4562
    آگوست 9, 2008 در 10:42 ق.ظ. | #22

    خسته نباشید.آره سنگاپور قشنگه دربارش زیاد شنیدم .آدم وقتی درباره ی کشورهای دیگه میشنوه حسرت میخوره . کاش ایران ما هم مثل این کشورها بود.

  23. آگوست 9, 2008 در 12:51 ب.ظ. | #23

    چقدر دوست دارم که شغلی مثل مال شما داشته باشم و زیبایی ها و زشتی های زمین را ببینم.

  24. جليل
    آگوست 11, 2008 در 9:41 ق.ظ. | #24

    با سلام به شما و همه زيباييها
    خوشا به حال شما (ايرانيان و سنگاپوريان) بياييد مارو ببينيد كه هنوز در جنگيم ( جليل از افغانستان)

  25. آگوست 12, 2008 در 2:07 ق.ظ. | #25

    @ جليل:

    جلیل عزیز، ممنون از حضورت در بامدادی.
    امیدوارم سرزمین و مردم افغانستان به صلح و آرامشی پایدار دست پیدا کنند که البته اولین مرحله برای حرکت به سمت توسعه است.

  26. آگوست 12, 2008 در 2:09 ق.ظ. | #26

    @ صادق:

    :)
    راستش رو بگم؟
    من هم خیلی هوس کردم شغلی مثل شغل شما داشته باشم تا بتونم از نزدیک شهر و خانه زندگی کنم.
    می‌خوای عوض کنیم جامونو یه مدتی؟

  27. آگوست 12, 2008 در 2:11 ق.ظ. | #27

    @ mohammad jahromi:

    ممنون از توضیحات. من در این مورد اطلاعی نداشتم اگر چه چیزهایی شنیده بودم.
    مثلا یکی از دوستان سنگاپوری من گفته بود که دولت سنگاپور به هیچ‌عنوان تحمل انتقاد رو نداره و توی این زمینه‌ها بسیار مقتدرانه و تند برخورد می‌کنه.

    به هر حال همونطوری که شما هم گفتید و من هم اشاره‌ی کوچکی کردم، مسلما نکته‌های تاریک و پنهان زیادی درباره‌ی سنگاپور هست که من توریست اون‌ها رو ندیدم. سفر طولانی‌تر و مطالعه‌ی دقیق‌تری می‌طلبد.

  28. آگوست 13, 2008 در 3:53 ب.ظ. | #28

    واقعا مطلب جالبی بود.

    خوشحال میشم این مطلب وبلاگ من رو هم بخونید:

    پروژه گیگاپنیزاسیون ایران (قسمت سوم):
    http://payamspot.blogspot.com/2008/08/blog-post_13.html

    پیام

  29. farzane
    اکتبر 20, 2008 در 6:41 ب.ظ. | #29

    salam
    besiar jazabo jaleb bod
    man 2 hafte dige azeme sangaporam
    azaton taghaza daram darbare soghatihayi ke ba gheymate monaseb mishe az onja avard ham begin ya be man mail bezanid
    ba tashakor az bloge zibaton

  30. اکتبر 21, 2008 در 5:47 ب.ظ. | #30

    @ farzane:

    دوست خوب اگر مایل بودی با ای‌میل صحبت می‌کنیم.
    سنگاپور یکی از هاب‌های تجارت جهانیه و تقریبا هر چیزی که توش بخوای پیدا می‌شه. قیمت‌ها به خصوص برای تجیزهات الکترونیک خیلی ارزونه و تنوع غذایی بی‌نظیر آسیای جنوب شرقی رو هم می‌تونی توش حس کنی.

    سفر خوبی خواهی داشت. اگه سئوالی بود در خدمتم.

  31. farzane
    اکتبر 25, 2008 در 9:24 ق.ظ. | #31

    mishe emaileton ro dahste basham
    ta darin more sohbat konim montazeram ba sepas
    bedrod

  32. مهدی
    دسامبر 25, 2008 در 10:44 ب.ظ. | #32

    Dorood bar shoma,
    Aya Singapore barname ie baraye eghamate daem darad? aar darad, ba che sharayeti?
    sepas

    • دسامبر 26, 2008 در 11:42 ق.ظ. | #33

      مهدی:

      هر کشوری به هر حال برنامه‌ای برای اقامت دائم خارجی‌ها دارد. در مورد جزییات ولی اطلاعاتی ندارم.

  33. مارس 24, 2009 در 11:06 ق.ظ. | #34

    خيلي خوب بود به دلم نشست
    دستت درد نكنه

  34. hajar
    ژانویه 3, 2010 در 10:30 ق.ظ. | #35

    خاطرات سفر شيرين يك هفته اي خودم رو برام زنده كرديد.سنگاپور خيلي خيلي جالب تر از اين است كه در متن صحبت هاي ما بگنجد.هركسي كه نرفته حتما يه سفر بره!

    • خودم
      ژانویه 3, 2010 در 2:05 ب.ظ. | #36

      این طوری که شما گفتید خودم هوس کردم دوباره یه سر برم :)

  1. هنوز دنبالکی دریافت نشده.