آن سوی دیوار
آگوست 15, 2008
دیوار برای این نیست که مانع عبور «تو» شود؛ دیوار قرار است مانع مزاحمت «دیگران» شود. یادت باشد دیوار فقط جلوی کسانی را که به اندازهی کافی چیزی را نمیخواهند میگیرد.
هر وقت چیزی را خیلی خواستی و دیدی دورش دیواری کشیده شده، خوشحال شو. چرا که دیوار نشان میدهد «آن چیز» فقط برای تو آنجاست و نه برای دیگران. دیگرانی که حتی نمیتوانند آن را ببینند، تو اما اگر به اندازهی کافی مصمم باشی شاید بتوانی روزی از دیوار عبور کنی …
آخرین صحبتهای دوستی نادیده را میخوانم که به خاطر بیماری چند ماه دیگر بیشتر زنده نیست. ایدهی این نوشته را مدیون او هستم. شاید بعدها معرفیاش کنم.



آگوست 15, 2008 at 8:20 ب.ظ
خدایش بیامرزاد. آدم بینظیری بود رندی پاوش.
بیست و پنجم جولای از دنیا رفت.
آگوست 16, 2008 at 3:44 ق.ظ
ایده جالبی بود ، دیوار….
آگوست 16, 2008 at 7:26 ق.ظ
دیوار برای Stop دادن نیست .
برای ان هست که تند نرو، لحظه ای فکر کن بعد برو
مثل همیشه این پست شما هم جالب بود
موفق باشید
آگوست 16, 2008 at 9:19 ق.ظ
خیلی با مفهوم بود.
اما گاهی به نظرم ایهام معنایی هم داشت.
آگوست 17, 2008 at 8:09 ق.ظ
گاهی هم البته این خود ما هستیم که بین خود و دیگران دیوار میکشیم…
حرفی برای گفتن اگر بود
دیوارها
سکوت نمیکردند
*
دیوار!
ای قامت بلند!
آیا زبان آجری تو
در بندبند سیمان
محصورمانده است؟…
“محمدعلی بهمنی”
آگوست 17, 2008 at 4:34 ب.ظ
Sometimes we put up walls
Not to keep people out
but to see
who cares enough
to knock them down
آگوست 20, 2008 at 12:18 ب.ظ
خيلي وقت است پشت ديوار ماندهام …
من كه مزاحم نيودم!