لینک‌های روز (01-09-2008)

  • چرا این‌جا سیاه است؟
    این وبلاگ سیاه پوش شده است، بخاطر شصت کودک افغانی که چند روز پیش در حمله‌ی هوایی آمریکا قتل عام شدند. من عزادارم بخاطر اینکه هیچکس حرفی از اینها نمی‌زند. این سکوت یعنی مرگ اندر مرگ.
  • پیاده‌روها؛ پیاده‌روهای عاشق
    مثل بیشتر نوشته‌هایش ساده، غم‌انگیز و خواندنی
  • سوسک: غذای آینده
    تحقیقات نشان می‌دهد حشرات نسبت به گوشت گاو و مرغ هم ارزش غذایی بیشتری دارند و هم تولید آن‌ها به محیط زیست آسیب کمتری می‌رساند. بنابراین به نظر می‌رسد در آینده، خوردن حشرات در بیشتر نقاط جهان متداول شود. (آفرین به پسر فهمیده، چرا که گفتن برخی از حرف‌ها جسارت می‌خواهد، حتی اگر منطقی و علمی باشند).
  • سیستم مدیریت محتوای شرکت بلومبرگ باعث مرگ آقای استیو جابز شد
    استیو جابز بزرگ درگذشت. اما نه، صبر کنید، ظاهرا اشتباهی شده است!
چه کسی مسئول خون بی‌گناه کودکان افغانی و عراقی است که هر روز به زمین ریخته می‌شود؟ پاسخ منحصر به «تجارت‌پیشگان جنگ» نمی‌شود. تک‌تک کسانی که در همین وبلاگستان (اسم نمی‌آورم) در توجیه طبیعی‌ بودن بی‌عدالتی، توجیه طبیعی بودن جنگ، طبیعی‌ بودن تخریب محیط زیست به بهانه‌ی سرمایه‌داری و یک کلام طبیعی بودن سیستمی که «خواه ناخواه و بر اساس نهادی‌ترین اصولش» منجر به چنین جنایت‌هایی می‌شود قلم‌فرسایی می‌کنند، ناخواسته در این گناه شریک هستند.

یک خبر غم‌انگیز: یک جزیره‌ی عظیم به نقشه‌ی جهان اضافه شد

بعد از چند وقت داشتم هافینگتون‌پست را تورق دیجیتالی می‌کردم که چشمم به این لینک خورد. وقتی خواندمش، تا چند دقیقه‌ مسخ بودم. بحران محیط‌زیست جدی است، خیلی جدی…

برای اولین بار در تاریخ، قطب شمال به خاطر آب شدن یخ‌های قطبی تبدیل به یک جزیره‌ شده است. یک دانشمند هشدار داد آب شدن یخ‌های قطبی وارد «یک چرخه‌ی مرگبار» شده است.

نتیجه‌ی همان روندی است که سال‌های سال است دانشمندان و خردمندان جهان درباره‌اش می‌نویسند و می‌گویند و هشدار می‌دهند، اما مگر طمع کور سرمایه‌داری اجازه‌ی راه حل عاجل و درازمدت را داده است؟

داستان، داستان گرمایش زمین و نابودی محیط‌زیست است. داستان، داستان حماقت است. حماقتی که هر روز با چهره‌‌ی زشتش به شعور و هوش «انسان و همه‌ی دست‌آوردهایش» دهن‌‌کجی می‌کند: جنگ، فقر، گرسنگی، تبعیض، برده‌داری مدرن و شاید مهم‌تر از همه‌ی آن‌ها‌: «محیط زیست».

سودپرستی «انسان‌های حاکم بر انسان» با ظاهری از جنس «توسعه‌ی اقتصادی و صنعتی» به مرزی از جنون رسیده که دارد دامن حیات کل بشریت را می‌گیرد. سودپرستی‌ای که به مرزهای جنون نزدیک شده است و شاید هم مرزهای دیوانگی را رد کرده باشد.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی