صادقانه بگویم، ما یهودیان اسرائیلی مشکلساز اصلی هستیم. فلسطینیها سالها قبل حضور ما را در این کشور به عنوان مردم پذیرفتهاند و مشتاق پذیرفتن هرگونه (هرگونه) راهحلی هستند -راه حل دو دولتی، یک دولتی، بدون دولت، هرچه باشد-. این ما هستیم که به صورت کاملا انحصاری «زمین اسرائیل» را میخواهیم و نمیتوانیم آن را به صورت یک کشور مجسم کنیم، نمیخواهیم حضور ملی فلسطینیها را بپذیریم (ما دربارهی «عربها» در کشور «خودمان» حرف میزنیم [نه دربارهی «فلسطینیهایی» که بخشی از کشور «همهی ما» هستند]). این ما هستیم که هرگونه امکان رسیدن به یک راه حل دو-دولتی را با اشغال بیش از 80 درصد زمینهای فلسطینی سلب کردهایم. بنابراین غمانگیز است، واقعا غمانگیز است، که «دشمنهای ما» صلح و همزیستی میخواهند و «ما» نمیخواهیم.
وقتی من در غزه بودم همه در اسرائیل -حتی رسانههایی که با من مصاحبه کردند- به من هشدار دادند که مراقب باشم، مواظب جانم باشم. از من پرسیدند «آیا شما نمیترسید؟». راستش، در طول سفرم، تنها زمانی که واقعا ترس را حس کردم وقتی بود که به اسرائیل بازگشتم. از غزه که خارج شدم تا از ایستگاه بازرسی مرزی رد شوم (میخواستم نشان دهم که محاصرهی غزه فقط از سوی دریا نیست) در سمت اسرائیلی بلافاصله دستگیر شدم. به اتهام اینکه دستورات نظامیای را که اسرائیلیها را از رفتن به غزه برحذر میدارد شکسته بودم.
امی گودمن و دو خبرنگار «دموکراسیهمینحالا» در حال پوشش خبری تظاهرات بازداشت شدند
واقعا خوب شد، بگذارید این خبر در همهی جهان پخش شود. «امی گودمن» از سرشناسترین و محترمترین روزنامهنگاران آمریکاست. به خصوص به خاطر حضور پررنگش در مهمترین شبکهی رادیویی و تلویزیونی واقعا مستقل آمریکا «دموکراسی همینحالا» (Democracy Now). با دستگیری او، «دشمنان آزادیبیان» مرتکب اشتباه بزرگی شدند. انگار یادشان رفته، آمریکا یک کشور جهان سوم مظلوم نیست که دست مردم به جایی نرسد.
اما انگار کم کم شبهفاشیستهای حاکم بر آمریکا ماسک مهربان و مردمیشان را دارند از چهره بر میدارند تا چهرهی واقعیشان به همه معرفی شود. راست افراطی حاکم بر آمریکا، مدتهاست دندان تیز کرده ریشهی دموکراسی عظیم آمریکا را بخشکاند و هر چه این برخوردها مستقیمتر و خشنتر شود، نشاندهندهی قدرت گرفتن جنبشهای مردمی در آمریکاست، جنبشهایی که نمیخواهند اجازه دهند میراث آزادی و دموکراسی کشورشان به دست نئوکانهای «یک دست اسلحه، یک دست صنعت روابط عمومی» نابود شود.
برگ برندهی ایران: خوشآمد گویی به ناوگان دریایی روسیه در خلیج فارس
بحثهایی هست که میگوید ممکن است ایران به روسیه مجوز برقراری پایگاه نظامی در آذربایجان ایران و جزیره ی قشم بدهد. از چند قرن پیش روسیه خودش را به آب و آتش زده که به خلیجفارس نفود کند و حاضر است برای گرفتن چنین امتیازی جان بدهد. البته شخصا فکر میکنم این سیاست ریسک بسیار زیادی دارد، اگر پای ناوگان روسیه به خلیجفارس باز شود تنشها به سرعت در منطقه بالا خواهد گرفت و این موضوع به سود ایران نیست. اما میتوان تصور کرد، در پاسخ به گسترش سریع ناتو به شرق و تهدیدهای روزافزون علیه ایران این حرکت غرب را در وضعیت «آچمز» قرار خواهد داد.
برای سفر رییسجمهور به آمریکا ایده بدهید
هر چند باور کردن اینکه رئیسجمهوری ایران از عهدهی این ایدهها برآید و برفرض هم که همه برنامهها خوبی پیش برود با یک جملهی نامناسب همهی رشتهها را پنبه نکند برایم مشکل است، اما در کل میتوانم تصور کنم شرایطی را که با این ایدهها موافق باشم. در شرایط فعلی که بنگاههای رسانهای غرب روی هیولاسازی ایران زوم کردهاند، برنامههای ابتکارآمیز و مثبت بالاترین مقام اجرایی ایران در آمریکا میتواند مثل سطل آبی روی آتش رسانهآی که بر ضد ایران برپا کردهاند پاشیده شود.
معضلی به نام کپی کاری مقالات علمی
این جور اتفاقات حتی اگر بسیار معدود باشند، آبرو و حیثیت جامعهی فرهنگی و علمی ایران را در سطح جهان میبرند. به نظرم اینگونه حرکتها را باید مصداق واقعی نشر اکاذیب دانست و جدا تحت پیگرد قانونی قرار داد.
مهندسی، دموکراسی، خودبزرگ بینی
این نوشتهی عالی هزاران نقطه را حتما باید خواند. به خصوص کسانی که خارج از ایران زندگی میکنند یا مثل من میان زندگی در ایران و غربت پادرهوایند.
امی گودمن، روزنامهنگار و میزبان «دموکراسی همینحالا» دستگیر شد
بامدادی و کمانگیر در چند روز اخیر
داشتم بالاگردی میکردم که به لینکی برخورد کردم و کامنتهایی که نشان از حمایت برخی از ایرانیها از حملهی نظامی به ایران میداد.
برای اینکه فضا بیشتر دستم بیاید چند لحظه وبگردی کردم و نوشتهی یکسال پیش کمانگیر به نام «چقدر بده اگر آمریکا به ایران حمله کنه؟» را به صورت کاملا تصادفی دیدم. لحنش طوری بود که وضعیت فعلی ایران را با اینکه به ایران حمله بشود چندان متفاوت ندانسته بود.
در این میانه از روزانههای کمانگیر هم نباید غافل شد: در «وبلاگ نویس، فقط» اعتراف صادقانهای میکند.
گفتگوهای پراکندهای هم در فرندفید درگرفت: مثلا اینجا و اینجا.
لینکهای بدون لینک: گوگل و کروم
مرورگر گوگل به نام کروم عرضه شد که شاید بشود آنرا «دروازهی طلایی ورود به امپراطوری آنلاین گوگل» نامید. برآوردهای اولیه نشان میدهد کروم، دستکم در اجرا کردن برنامههای تحت وب (مثلا جاوااسکریپتها) بسیار سریعتر از فایرفاکس و اینترنتاکسپلورر است.
گوگل در متن موافقتنامه با کاربران یک سوتی حقوقی هم داد که بلافاصله اقدام به اصلاحش کرد. در این موافقتنامه کاربران باید تایید میکردند که هرآنچه (متن و تصویر و …) در کروم نمایش داده شود، نوعی مالکیت معنوی نسبت به آن محتواها برای گوگل همراه خواهد آورد.
هنوز هیچ نشده، مرورگر نوزادهی گوگل (کروم) حدود 6 درصد بازار مرورگرها را به دست آورده است.
حرکت گوگل بینهایت هوشمندانه و دقیق انجام شده است. به قول یک مدیر ارشد گوگل «کروم» فقط یک مرورگر نیست، بلکه یک پلاتفرم (زیربنا و ساختار) برای نرمافزارهای تحت وب و محاسبات ابری (Cloud Computing) است.
از سوی دیگر، این پلاتفرم را بگذارید کنار سیستمعامل موبایل گوگل (آندرویید) و نتیجه را تصور کنید. این که گفتم امپراطوری آنلاین باور کنید اغراق نکردم. گوگل همهی لایهها را همزمان و بسیار پرقدرت مورد تهاجم قرار داده است: لایهی کاربری، محاسبات و پردازش ابری و ذخیرهسازی. همینطور مدیاهایی چون وب، مخابرات و شبکهی تلویزیونی.
متاسفانه این مرورگر از صفحهی اصلیاش در ایران دانلود نمیشود. چون از تکنولوژی گوگلگیرز استفاده میکند که بنا به دلایلی که بر من پوشیده است ایرانیها از آن محروم شدهاند.