سپیدی آزاردهنده‌

سپیدی کاغذ چشم‌هایش را می‌زد. با خود گفت شاید بتواند اندکی از این تیزی آزاردهنده بکاهد. دست‌هایش را لغزاند و پوست لطیف کاغذ را خراشی داد. تراوشی گرم و آرام مثل شکوفه‌ای سراسر پیکر کاغذ را در بر گرفت و قلم به خون کاغذ آغشته شد. رشته‌های باریک و بلند سرخ از این میانه کشیده شدند و اندک‌اندک سایه روشن صورتی رنگی در مرزهای شکوفه جان گرفت. چند ساقه و برگ به آن افزود و زمینه‌ی ملایم آبی رنگی به کل طرح پاشید.

جای خالی امضا را در گوشه‌ی سمت راست و پایین با اندکی از عطر همیشگی‌اش پر کرد. پاکتی برداشت و طرح را که هنوز گرم و زنده بود به آدرسی که فقط خودش می‌دانست فرستاد.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

5 دیدگاه در سپیدی آزاردهنده‌

  1. صندوقک می‌گه:

    سپیدی رنگ همه چیز است

  2. محمد می‌گه:

    عادت نداریم از بامدادی این تیپی بخونیم. ذوق زدمون کردی.

  3. میرکا می‌گه:

    بیخیال عمو بامداد
    کی میبینه این همه احساس رو
    حسابی سور زدی به سورآلیسم و هرچی بد پوز احساس ایسم هست
    رینگ نوشته پر طراوت حسابی شل و پلم کرد
    LOL

  4. nillgoonn می‌گه:

    چقدر زيبا
    ممنون

  5. مریم می‌گه:

    فوق العاده، مثل همیشه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

Gravatar
نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s