مزرعه
مزرعهی حیوانات
مزرعهی
خروسهای بیمحلِ بدصدای بگذار غرمان را بزنیم،
مرغهای زندگی همینیست که هست،
گربههای زرنگِ تهیمغز،
گلهی خرهای بیمخِ ثم چماقی،
اسبها،
اسبها،
اسبها،
اسبهای سکوت و کار،
موشهای عینکیِ کتابخوار،
بزهای استاد عالیجناب دکتر دکترزادهی دکترپور دارندهی دکترا در دکترین دکتراها،
سگهای هر شب کفشها را لیس بزنیم که برق بزند،
لشگر گوسفندهای کلهعلفی خوشحال،
گاوهای خیلی گاو از گاو هم گاوتر،
شغالهای روز میهمان سفرهی شرافت و رفاقت، شب پوزه به پوزه دزدی،
شپشها،
ساسها،
آبدزدکها،
خفاشهای خون چه خوشمزه است،
کبوترها،
کبوترهای چشم سیاه مضطرب خسته،
کلاغها،
کلاغهای تیزبین پرسر و صدا،
روباههای زبان دراز نزدیکبین،
قاطرهای اختهی مهربان،
ماهیها،
ماهیها،
ماهیها،
ماهیهای خانهای به وسعت یک حوض.
و خوکها،
خیلی خوک،
خیلی زیاد خوک،
بیشمار خوک،
خوکهای گردنکلفتی،
خوکهای لباس خوب و ادکلن،
خوکهای سفته و سهام،
خوکهای شنل،
خوکهای اسلحه،
خوکهای تریاک،
خوکهای صندلی و تخت،
خوکهای فاکسی فاکسی،
خوکهای س..ک…س،
خوکهای نقاب،
خوکهای ریش،
خوکهای روشنفکری،
خوکهای معرفت،
خوکهای لبخند و چاقو،
خوکهای نوخوک،
خوکهای راستخوک،
خوکهای چپخوک،
خوکهای هرشب در صدای مزرعه مصاحبه و سخنرانی،
خوکهای خدمت به خوکها،
خوکهای خوک،
خوکهای خوک،
خوکهای خوک.
و علفزار،
و گلها،
و مزرعه،
و دشت،
و سنجابها،
و درختها،
و آسمان،
و دریاچه،
و چشمه،
و سایه،
و عرقریزان گندم و برنج،
و پرچینهای انتظار،
و پرندههای عاشقم پس آزادم،
و زنبورهای عسل،
و زنبورهای عسل،
و میلیونها زنبور عسل،
و میلیونها زنبور عسل.
