لینک‌های روز: عشق‌بازی با وطن در وبلاگستان

  • سلطان و شبان، عشقبازی با وطن « هزاران نقطه
    «شبان» ساده‌انگار هم نیست. خیلی تحقیق می‌کند و زحمت می‌کشد. همه چیز را گوش می‌دهد و از همه چیز نت برمی‌دارد. بیل او رایلی، مجری یکی از برنامه‌های فاکس‌نیوز، پیش از جنگ عراق در چند میزگرد گفت: «ملت عراق با نرخ تورم دو رقمی و فقر چندین سال است گرفتارند. مردمی که این وضعیت را قبول می‌کنند، دیگر صلاحیت تصمیم‌گیری بر آینده خود را ندارند و حالا آمریکا باید این مردم را از دیکتاتوری صدام، خلاص کند.»
    «شبان» هم در دفتر خود نوشت: نرخ دو رقمی تورم. از این رو بود که یکی از نوشته‌ها برای برنامه‌ی طولانی مدت خود را این گونه آغاز کرد: «برای کشوری [ایران] با نرخ تورم دو رقمی، تغییر رژیم دیگر موضوعی حتمی است که زمان اَن سر نرسیده است.»
  • جهان‌بینی آماری، جهان‌بینی اخلاقی « رونوشت
    اگر بپذیریم جهان‌نگری بر مبنای آمار و ارقام درست است، اقدام هیتلر در سربه‌نیست کردن انسان‌های معلول یا پیر و یا کودکان چه ایرادی دارد؟ آیا واقعا در یک دستگاه فکری «آماری» اینان «مصرف‌کننده‌های بدون تولید» نیستند؟ فکر می‌کنم جواب این یک سوال ساده گویای تفکر ما باشد درباره دوگانه‌ی «آمار در برابر اخلاق» ( گاهی این دو کاملا دربرابر هم قرار می‌گیرند).
  • این نوشته‌ی صمیمانه‌ی سارا و به خصوص آن قسمتی که درباره‌ی علم و مذهب (به جای مذهب بگذارید جهان‌بینی، اخلاق، هر چه) می‌نویسد را باید بارها و بارها خواند
    چیزی که ضد مذهبیون نمی‌فهمند اینست که مذهب یک انتخاب است، همانطور که کافر شدن و ضد خدا شدن هم یک انتخاب است. علم نه مذهب را تایید و نه رد می کند. علم با گزاره های درست و غلط سروکار دارد. در محدوده آزمایشاتش می تواند بگوید که چه چیزی می تواند از تئوری به در آید و قانون شود و چه چیزی نمی تواند. علم بسیار فروتن است چرا که می داند که فرق بین تئوری و قانون چیست. می داند که حساب احتمالات چیست. علم به بایدها و نبایدها هم کاری ندارد. هیچ خط قرمز و کار درست و غلطی هم از آن در نمی آید. علم فقط فرآیند و پیامدهای یک واقعه را می تواند تعریف کند. اما مذهب را میتوان بوجود آورد، یک مذهب لازم نیست که حتما قائم به ذات خودش باشد.
  • آمریکا به اسرائیل بمب‌های ضدسنگر می‌فروشد
    مخصوص نابود کردن تجهیزات یا تاسیساتی که زیر سنگرهای بتونی پنهان شده‌اند. حدس بزنید کاربردش کجاست؟
  • امکان راست به چپ نوشتن در جی‌میل فراهم شد
    مدت‌ها بود منتظر این امکان ساده ولی مهم بودیم.
ریاکار کیست؟ آن‌کس که قلب و چهره‌اش هم‌آوا نباشند.

مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

سربازها بهترین شاهدان جنگ هستند

با هم گوشه‌هایی از افشاگری‌های سربازان آمریکایی درباره‌ی نحوه‌ی برخورد ارتش «امپراطور متمدن،‌ دموکراسی‌خواه و بسیار حساس به حقوق‌بشر جهان» با مردم عراق را می‌خوانیم. به غیر از خود مردم عراق، سربازان آمریکایی بازگشته از جنگ (و مخالف جنگ) بهتر از هر کسی می‌توانند آن‌چه را در عراق می‌گذرد توصیف کنند. این نوشته قسمت‌هایی است از گزارش کوتاهی که ظهر جمیل تهیه کرده است.

یک گروهبان آمریکایی:
زن عراقی‌ای را دیدیم در حالی‌که گونی‌ای را به دنبال خود می‌کشید و به نظر می‌رسید در حال نزدیک شدن به ماست. ما او را با یک موشک‌انداز دستی منفجر کردیم. اما وقتی که گرد و غبارها خوابید متوجه شدیم گونی‌ای که همراه داشت پر از خوار و بار بوده. زن قصد داشته بود برای ما غذا بیاورد و ما او را تکه‌تکه کردیم.

یک گروهبان آمریکایی:
به ما توصیه می‌کردند که اگر جایی «اسلحه‌ یا سلاح سرد» (drop weapon or shovel) روی زمین دیدیم برداریم و همراه خود داشته باشیم. این اسلحه‌ها به دردمان می‌خورد، چون در مواقعی که یک غیرنظامی را می‌کشتیم، می‌توانستیم اسلحه را در جسدش جاسازی کنیم و وانمود کنیم شبه‌نظامی بوده است.

یک تک‌تیرانداز آمریکایی:
یک‌بار دستور آمد که به سوی همه‌ی تاکسی‌ها شلیک کنیم چرا که دشمن از آن‌ها برای حمل و نقل استفاده می‌کند. یکی از تک‌ تیراندازها پرسید: «درست شنیدم؟ به همه‌ی تاکسی‌ها شلیک کنیم؟» افسر فرمانده پاسخ داد «سرباز، دستور را شنیدی، همه‌ی تاکسی‌ها را هدف قرار دهید». بعد از آن شهر روشن شد با نور ناشی از انفجار ماشین‌ها.

یک تفنگدار آمریکایی:
بسیار پیش می‌آمد که خشاب‌هایمان را بدون شناسایی هدف و به صورت تصادفی در شهر شلییک می‌کردیم و بعد با نفربرهایمان گشت می‌زدیم و از جسدها عکس‌های پیروزی (trophy photos) می‌گرفتیم.

یک سرباز آمریکایی:
«اگر دیدید کسی ظاهرا تسلیم شده، دست‌هایش را بالا گرفته همراه با یک پارچه‌ی سفید، آرام حرکت می‌کند و هر چه را که دستور می‌دهید اطاعت می‌کند، فرض کنید یک حقه است و به او شلیک کنید.» این بخشی از دستورالعملی بود که به ما در جریان حمله‌ی سال 2004 به فلوجه داده شده بود.

یک سرباز آمریکایی:
گاهی به بچه‌های عراقی شکلات می‌دادیم، نه به خاطر این‌که به آن‌ها محبت کنیم، چون می‌خواستیم نزدیک ما بمانند. وقتی بچه‌ها نزدیک ما باشند، کسی به ما حمله نمی‌کند. ما از بچه‌ها به عنوان سپر محافظ استفاده می‌کردیم.

یک عضو ارشد گروه سربازان مخالف جنگ (Veterans Against the War):
مقیاس جنایت‌هایی که در عراق رخ می‌دهد بسیار فراتر از چند اشتباه یا تصمیم شخصی است و مستقیما به سیاست‌های دولت آمریکا در خاورمیانه و عراق باز می‌گردد.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی