خانه > شخصی, عکاسی > تا هیچ روزنه‌ای به جز کتاب باقی نماند

تا هیچ روزنه‌ای به جز کتاب باقی نماند

تهران، خیابان سهروردی: آقای کتاب‌فروش با دقت و آرامشی ستودنی کتاب‌ها را دانه به دانه و ستون به ستون می‌چیند تا هیچ «روزنه‌ای» به جز کتاب باقی نماند.

هانسل و گرتل را یادتان هست؟ دختر و پسری که در جنگل به خانه‌ی سراسر شکلاتی جادوگری پناه جستند. حالا که رویاپردازی مجاز است، من هم دلم می‌خواهد توی همان جنگل یک کلبه‌ داشته باشم که همه چیزش از کتاب باشد. دیوارهایش، پله‌هایش، تخت‌خوابش، میزش، پنجره‌اش، پرچین‌هایش … همه کتاب باشد.

بعد هم دلم می‌خواهد درب خانه‌ام را ببندم و تا مدت‌ها با خودم تنها باشم. با کتاب‌ها و برای خاطر کتاب‌ها.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

  1. اکتبر 28, 2008 در t 10:24 ب.ظ | #1

    وای چه محشره کجای سهر وردیه که من ندیده ام؟ تا اونجا برای من یه ربه تا 20 دقیقه راهه …کتاباش همه قدیمین نه؟

  2. اکتبر 28, 2008 در t 10:26 ب.ظ | #2

    وای چه محشره کجای سهروردیه که من ندیده ام؟

    تا اونجا برای من یه ربع تا 20 دقیقه راهه …کتاباش همه قدیمین نه؟

    (کامنت اصلاح شده پس از فروکش هیجان و بازگشت موقتی سواد!)

  3. اکتبر 28, 2008 در t 10:50 ب.ظ | #3

    @ From Tehran, with love!:

    :)

    توی سهروردی شمالیه. طرف‌های تخت‌طاووس. کتاب‌های جدید هم داره، قدیمی هم داره.

  4. اکتبر 29, 2008 در t 4:45 ق.ظ | #4

    آدم توی این کتب فروشیها که میره نمی دونه کجا رو نگاه کنه هر طرف رو که ببینی دلت یه چیزی می خواد

  5. اکتبر 29, 2008 در t 1:57 ب.ظ | #5

    رویای من اینه که یک شب یک جوراب بکشم سرم ( عین دزدهای بانک) بزنم به یک کتابخونه همه قفسه ها رو بدزدم برم یک جزیره دور دست فقط بشین کتاب بخونم

  6. اکتبر 30, 2008 در t 10:41 ب.ظ | #6

    @ صندوقک:

    مثل کودکی که در اسباب‌بازی فروشی سردرگم می‌شود.

  7. اکتبر 30, 2008 در t 10:41 ب.ظ | #7

    @ farnaz:

    این که رویای من هم هست :)
    حس مشترک

  8. اکتبر 31, 2008 در t 11:03 ق.ظ | #8

    سلام جناب بامدادی
    یه سوال در ذهنم بود می خواستم شما هم به این موضوع فکر کنید
    مطالعه چقدر خوب است ؟ این که ما مدام در حال غوطه خوردن در گفتنی های این و آن باشیم و تبدیل به مخزنی از اطلاعات ولو خوب شویم آیا راه درستی پیش گرفته ایم؟
    یکی از عوارض این کار وابسته شدن بیش از حد به تفکر دیگران هست که به نوعی منجر به ضعف خود فرد برای داشتن تفکری مستقل می شود
    یا نه مطالعه باید محدود به کتب بسیار مستند و تایید شده توسط افراد اهل فن درباره ی یک موضوع باشد تا خود ما هم فرصتی برای تفکر درباره ی یک موضوع را داشته باشیم در اینصورت دیگر به یک مصرف کننده ی محض تبدیل نمی شویم

  9. nillgoonn
    اکتبر 31, 2008 در t 10:16 ب.ظ | #9

    احيانا مهمون ناخوانده هم به اين خونه راه ميدين ؟
    به صرف چند بيت شعر و يك فنجون چاي .

  10. masood hedayati
    نوامبر 2, 2008 در t 1:42 ب.ظ | #10

    منم دیدمش چند بارمش ازش خرید کردم جای باحالی هستش واسه خودش یه کلاس دیگه ای بر عکس این کتاب فروشی های شیک مدرن .

  11. نوامبر 18, 2008 در t 5:39 ب.ظ | #11

    هوس کردم برم اونجا بگم آقا شاگرد نمیخواین؟ بدون حقوق , فقط بذاره که تا هر وقت بخوام اونجا بمونم

  12. نوامبر 18, 2008 در t 10:48 ب.ظ | #12

    @ سروش:

    :)
    حتما قبول می‌کنه :)

  1. نوامبر 2, 2008 در t 2:40 ب.ظ | #1