
همهی بچهها هنرمند هستند، مساله این است که چگونه میتوان در بزرگسالی هم هنرمند باقی ماند. — پابلو پیکاسو
All children are artists. The problem is how to remain an artist once he grows up. — Pablo Picasso

همهی بچهها هنرمند هستند، مساله این است که چگونه میتوان در بزرگسالی هم هنرمند باقی ماند. — پابلو پیکاسو
All children are artists. The problem is how to remain an artist once he grows up. — Pablo Picasso
وزیر حمل و نقل اسرائیل به دولت این کشور توصیه کرد:
اسرائیل باید گفتگوها را خاتمه دهد و سیاست «کشتار هدفمند اشخاص» را در قبال دولت حماس پیشه سازد.
Israel’s transportation minister, Shaul Mofaz:
Israel should stop talking and launch a personal targeted killing policy against Hamas.

دولت اسرائیل دهها سال است «اشخاصی» را که خطرناک تشخیص میدهد «ترور» میکند و از بیان علنی آن حتی پیش از انجام ترور، ابایی ندارد. اصطلاح «کشتن هدفمند» (Targeted Killing) یادآور این سیاست تاریخی دولت اسرائیل است که رسانههای بزرگ غرب برای پرهیز از کاربرد اصطلاح مخوف «تروریسم دولتی» به کار میبرند.
هیچ دولتی در جهان تا این حد گستاخ نبوده است که اینچنین رسما و علنا مرتکب «فعل ترور» شود.
مبحث دادهکاوُشی (Data Mining) یکی از جالبترین موضوعات علوم کامپیوتر است. ایده این است که با تحلیل بانکهایِ اطلاعاتی بزرگ شامل دادههای خام میتوان به الگوها یا اطلاعات نوینی دست یافت که شاید در نگاه اول هیچگونه همبستگی آشکاری با موضوع اصلی بانک اطلاعاتی نداشته باشند. مثلا فرض کنید با دادهکاوی روی اطلاعات فروش یک فروشگاه زنجیرهای بتوان الگوهای خرید گروههای مختلف سنی یا جنسیتی مشتریان را شناسایی کرد و با توجه به این الگوها چیدمان یا حتی قیمتهای اجناس داخل فروشگاه را اصلاح نمود.
یک مصداق دیگر دادهکاوی را توی خبرها دیدم و به نظرم جالب رسید چون یک نمونهی شاخص دادهکاوُشی است از نوعی که شاید اصلا به ذهن نرسد. این بار «گوگل شیوع آنفلوانزا را در منطقههای مختلف پیشبینی میکند!»
در واقع ایده همان دادهکاوُشی روی بانک اطلاعاتی است. گوگل تکتک کلیدواژههای کاربران را هنگام جستجو ذخیر و نگهداری میکند، همینطور موقعیت جغرافیایی کاربران را. بعد گوگل در این سایت جدید خود، با توجه به آمار جستجوهای مربوط به این بیماری (مثلا درد، مسکن، تب، سرفه و …) و اوج گرفتن موضعی آنها شیوع این بیماری را در ناحیهی معینی از آمریکا پیشبینی میکند و به این ترتیب به کاربرانی که در آن ناحیه زندگی میکنند هشدار میدهد که در معرض خطر ابتلا به آنفلوانزا هستند. این نوع پیشاخطار (Early Warning) در عمل میتواند بسیار موثر باشد. مردم و همینطور پزشکان با علم به اینکه اِپیدمی آنفلوانزا در راه است میتوانند تدابیری بیاندیشند تا سرعت رشد آن را کاهش دهند.

این جور سرویسها را پیش از آنکه بخواهیم کاربردی ببینیم باید به عنوان نمونههای جالبی از تلاش برای دستیابی به روشها و تکنیکهای دادهکاوشی در نظر بگیریم.
توی ترافیک بودم و باران میبارید. اینقدر سرجایم توی ماشین نشستم که خسته شدم. ماشین را گوشهای رها کردم و دلم را به دریا زدم. هم خودم خیس شدم و هم دوربینم که ضد آب نیست. اما در عوض هم به مقصد رسیدم (مثل موش آبکشیده) و هم چند تایی عکس توی مسیر گرفتم. عکسها ترتیب معینی ندارند.
اجازه دهید حسم را بگویم: وقتی باران میبارد، ماشینها عین زندان میشوند. باید آمد بیرون و طعم رهایی را چشید. باور کنید.
وقتی باران میبارد و غروب هم باشد، تهران به یک پارکینگ بزرگ شبیه میشود.
جوبهای تهران هم مثل خیابانهایش کم میآورند و زباله و آشغال و تندآب به پیادهروها سرازیر میشود.
زیر باران میتوان برای خرید روزنامه از یک رودخانهی باصفا عبور کرد.
فرق جوبها و خیابانهای تهران این است: جوبها صاحب دارند.
زیر باران میشود چتر را با دوستی شریک شد.
زیر باران میشود، ساعتها در انتظار چراغ سبز ماند.
زیر باران، در شهری که خیابانهایش از تراکم ماشین تبدیل به پارکینگ عمومی شدهاند، میتوان دقیقههای طولانی منتظر یک «ماشین» شد.
زیر باران میشود توی ماشین نشست و تخته گاز داد که «بگذار من این چند متر را بگازم و رد شوم، اینکه عابران خسته خیس و آلوده شوند که اهمیتی ندارد». زیر باران میشود فقط نوک دماغ خود را دید.
زیر باران میشود از سر کار بازگشت در حالی که خرید خانه در دستهایت است.
زیر باران میشود دونفری از خیابان عبور کرد.
زیر باران میشود دونفری انتظار کشید.
زیر باران پاییزی میشود دونفری «خیس» شد.
زیر باران میشود خود را تا حد مرگ توی ماشینها زندانی کرد.