عکس زیر را در حال رانندگی و با عجله گرفتم. جای ایستادن یا حتی سرعت را کم کردن نداشتم، ولی «چارهای نبود» باید ثبتاش میکردم!

تهران - بزرگراه نیایش
چرا باید مراسم «ازدواج ایرانی» به بازی پرخطری تبدیل شود که با سلامتی و امنیت «فیلمبردار» و احتمالا سایر کسانی که در خیابان تردد میکنند بازی کند؟
حالا آن قسمت «بوق زدن» و «هورا کشیدن» و «لاتبازی درآوردن» وسط خیاباناش را میگوییم سلیقهی شخصی است و حق انتقاد چندانی ندارم، ولی بحث امنیت جانی و مالی من (یا دیگران) که مطرح میشود آیا حق ندارم «اعتراض» کنم؟
نمیشد این فیلم لوستان را ببرید خارج از خیابان بسازید؟!
هیجان داره
یعنی اینا فیلم بردار و بدلکار رو با هم استخدام کرده اند؟ واقعا عین همین صحنه ها رو در جای کاملا خلوت، بسیار امن تر و حتی بدون حرکت هم میشه فیلم گرفت.
کاش پلیس یه جریمه بسیار سنگین و جدی برای این کارها در نظر میگرفت که بعضی آدم های خودخواه به بهانه خودشیفتگی و ثبت خوشبختی شون، سلامت و خوشبختی آدم های دیگه و خانواده های اون آدم ها رو یه عمر به خطر نندازن.
کی ما می خوایم یاد بگیریم که اون ور تر از نوک دماغمون دنیایی هم وجود داره خدا میدونه!
سلما:
من که سر درنیاوردم. شاید هم بدلکار نبودن و عروس و دوماد واقعی بودن.
امیدوارم در فیلم عروسی شما از این لوکیشن ها نباشد
عزیز جان
عروسی و است و یک بار در عمر
علی زالی:

یک بار است ولی دلیل نمیشود همان یک بار که آغاز زندگی مشترکشان هم هست با مزاحمت و به خطر انداختن جان دیگران آغاز شود.
كاش دربارهي اين رسم احمقانهاي كه عروس و داماد رو به هنرپيشههاي يه فيلم كاملا كليشهاي تبديل ميكنه هم مينوشتي. وخب البته ديگه به خودشون مربوطه!
آتوسا:

آره دیگه این جور چیزا سلیقهای هست. تا وقتی که مزاحم دیگران نباشن کاریشون نمیشه داشت.
من از همینجا اعلام میکنم شدیدا لایک !
aira86:
من هم از همینجا شدیدا اعلام میکنم:
مرسی!
جدي ها!! خيلي از رسم و رسومات عروسي هاي ما بيشتر باعث غم و غصه است تا شادي
منم عين همين صحنه رو چند روز پيش زير پل غدير اصفهان ديدم
و جالبي عکس شما به ماشين فيلمبردار هست که تاکسيه :دي
منیره:
فکر کنم بشه یه نمایشگاه از این جور عکسها زد! اسمش هم گذاشت عروسی در خبابان!
سلام.
عکس قشنگی انداخته اید . به نسبت اینکه مشغول رانندگی بودید و آن موقع آدم باید چهار چنگولی به فرمان بچسبد تا خودش تصاف نکند خیلی عکس خوبی انداخته اید. هرچند خودتان گفته اید عملا یک عکاس حرفه ای هستید.
فرشته:
آره به خصوص که دوربین توی کیفش بود روی صندلی عقب. تو همون چند ثانیه باید از توی کیف درش میآوردم و اینا … یه کم هیجان داشت اینکار!
At last! Someone with real expesrite gives us the answer. Thanks!
ydVi07 wforekmlscho
Xdgcj7 cquogovkvyiu
بامدادخان اخیرا زوم کردهای روی فرهنگ ترافیک در بزرگراهها… پلیس نامحسوسی چیزی میخوای بشی؟ :دی
پ.ن: فکر کنم نیایش باشه، البته عکاس شما بودی :دی
A.J.:
)
فکر کنم پلیس نامحسوس خوبی از آب در میاومدم، اما یه کم احتمالا بیرحم میشدم. چون اعتقاد دارم بعضی از رانندههای تهرانی رو باید زندانی کرد جریمه و اینا کافی نیست!
آره درست گفتی اینجا نیایشه. چون بیشتر از همت برمیگردم خونه ناخودآگاه نوشتم همت ولی درسته اینجا نیایش هست.
به به کجاست پلیس بزرگراه که حداقل یک 50 هزارتومنی میشه از این عکس به جیب زد
)
میلاد:
واقعا هم.
چه جیمز باندی شده. راستش من کلا از این فیلم ها و عکس های عروسی خیلی حال نمیکنم. به نظرم یجور عذابه برای همه.
آزاده:
آره من هم کلن دل خوشی ندارم. بیش از حد تصنعی، کلیشهای و لوس هستن.
یک نکته کوچک رو بگم!؟
گمونم بزرگراه نیایش باشه نه همت؟!:دی
pepella:
آره درست گفتی اینجا نیایشه. چون بیشتر از همت برمیگردم خونه ناخودآگاه نوشتم همت ولی درسته اینجا نیایش هست.
مرسی به خاطر تذکر توی متن درست کردم.
اي بابا اين كه چيزي نيست، من يك نمونه ديدن كه فيلم بردار به حدي آمده بود بيرون كه فكر ميكنم فقط ميتونست از اگزوز ماشين عروس و داماد فيلم بگيره!! كاشكي از اين صحنه عكس داشتم!!
پرهام:
فکر کنم باید بیشتر توی بزرگراههای تهران دوربین به دست بچرخم
بامدادی:
موافقم
بزرگی می گوید ازادی یعنی امکان اجرای هر کاری که میخواهی بکنی به شرط اینکه ازادی دیگران را مختل نکند
می شود از این زاویه هم به آن نگاه کرد
علی زالی:
بله دقیقا نکته همین است. آزادی حتی در آزادمنشانهترین تعریفش با آزادی مشابه سایر افراد محدود میشود.
منظورت چيه خارج از خيابان؟ اين لوس بازيها جاش تو خيابونه ديگه آخه خارج خيابون به کي نشون بدن؟ اوج چشم هم چشمي هم اينجاهاست.
اصلا اينها نه وه فهمن.
اول اینکه از لینک های روز ممنون. استفاده کردم.
این عکس هم، اضافه شد به همه نشانه های سقوط فرهنگی مان.
ما همیشه هر وقت از بغل این ماشینا رد میشیم ذوق زده میشیم(نیس حالا خودمون عروسی نکردیم!) بعد هی بوق بوق می کنیم و فیلم عروسی رو از حالت رمانتیک به حالت جوات بازی تغییر میدیم
مریمس:
ایشالا قسمت بشه
ولی ما هم میایم بوق و اینا میزنیمها
فكر كنم عكاسي هنگام رانندگي خطرناكتر از فيلمبرداري هنگام رانندگي شخص ديگري باشد!
عرفان:
اتفاقا کاملا حرف شما درسته
)
)
یعنی من خودم وقتی داشتم این پست رو مینوشتم به این موضوع فکر کردم. منتظر بودم یکی گیر بده که شما بالاخره گفتی
دمت گرم.
آدمهای ندید بدبد و پر از کمبود این داستان هارو هوا می کنن. این فرهنگ مبتذل تازه به دوران رسیده ها هم دکانی شده برای این فیلمبردارهای آماتور با این هنرپیشه های آماتورتر.
لایک واسه عکس و سوژه و تیتر این پست!
خبرنگار افتخاری نیوریورک:
ممنون.
[...] مراسم عروسی ایرانی را قبلا کرده بودم. مثلا اینجا یا اینجا. حالا این داستان جدید را داشته باشید. از زبان یک دوست: [...]