خانه > از هر دری, جامعه > نمی‌شد این فیلم لوس‌تان را ببرید خارج از خیابان بسازید

نمی‌شد این فیلم لوس‌تان را ببرید خارج از خیابان بسازید

عکس زیر را در حال رانندگی و با عجله گرفتم. جای ایستادن یا حتی سرعت را کم کردن نداشتم، ولی «چاره‌ای نبود» باید ثبت‌اش می‌کردم!

_mg_1357

تهران - بزرگراه نیایش

چرا باید مراسم «ازدواج ایرانی» به بازی پرخطری تبدیل شود که با سلامتی و امنیت «فیلمبردار» و احتمالا سایر کسانی که در خیابان تردد می‌کنند بازی کند؟

حالا آن قسمت «بوق زدن» و «هورا کشیدن» و «لات‌بازی درآوردن» وسط خیابان‌اش را می‌گوییم سلیقه‌ی شخصی است و حق انتقاد چندانی ندارم، ولی بحث امنیت جانی و مالی من (یا دیگران) که مطرح می‌شود آیا حق ندارم «اعتراض» کنم؟

نمی‌شد این فیلم لوس‌تان را ببرید خارج از خیابان بسازید؟!


لطفا مشترک شوید
بامدادی+لینکدونی
فقط بامدادی
نجواها

  1. دسامبر 10, 2008 در 7:41 ق.ظ. | #1

    هیجان داره :)

  2. دسامبر 10, 2008 در 7:44 ق.ظ. | #2

    یعنی اینا فیلم بردار و بدلکار رو با هم استخدام کرده اند؟ واقعا عین همین صحنه ها رو در جای کاملا خلوت، بسیار امن تر و حتی بدون حرکت هم میشه فیلم گرفت.
    کاش پلیس یه جریمه بسیار سنگین و جدی برای این کارها در نظر میگرفت که بعضی آدم های خودخواه به بهانه خودشیفتگی و ثبت خوشبختی شون، سلامت و خوشبختی آدم های دیگه و خانواده های اون آدم ها رو یه عمر به خطر نندازن.
    کی ما می خوایم یاد بگیریم که اون ور تر از نوک دماغمون دنیایی هم وجود داره خدا میدونه!

    • دسامبر 10, 2008 در 3:37 ب.ظ. | #3

      سلما:

      من که سر درنیاوردم. شاید هم بدل‌کار نبودن و عروس و دوماد واقعی بودن.

  3. علی زالی
    دسامبر 10, 2008 در 8:19 ق.ظ. | #4

    امیدوارم در فیلم عروسی شما از این لوکیشن ها نباشد
    عزیز جان
    عروسی و است و یک بار در عمر

    • دسامبر 10, 2008 در 3:38 ب.ظ. | #5

      علی زالی:
      :)
      یک بار است ولی دلیل نمی‌شود همان یک بار که آغاز زندگی مشترکشان هم هست با مزاحمت و به خطر انداختن جان دیگران آغاز شود.

  4. آتوسا
    دسامبر 10, 2008 در 8:58 ق.ظ. | #6

    كاش درباره‌ي اين رسم احمقانه‌اي كه عروس و داماد رو به هنرپيشه‌هاي يه فيلم كاملا كليشه‌اي تبديل مي‌كنه هم مي‌نوشتي. وخب البته ديگه به خودشون مربوطه!

    • دسامبر 10, 2008 در 3:39 ب.ظ. | #7

      آتوسا:
      :)
      آره دیگه این جور چیزا سلیقه‌ای هست. تا وقتی که مزاحم دیگران نباشن کاریشون نمی‌شه داشت.

  5. aira86
    دسامبر 10, 2008 در 10:42 ق.ظ. | #8

    من از همینجا اعلام میکنم شدیدا لایک !

    • دسامبر 10, 2008 در 3:40 ب.ظ. | #9

      aira86:

      من هم از همین‌جا شدیدا اعلام می‌کنم:

      مرسی!

  6. منيره
    دسامبر 10, 2008 در 10:43 ق.ظ. | #10

    جدي ها!! خيلي از رسم و رسومات عروسي هاي ما بيشتر باعث غم و غصه است تا شادي
    منم عين همين صحنه رو چند روز پيش زير پل غدير اصفهان ديدم
    و جالبي عکس شما به ماشين فيلمبردار هست که تاکسيه :دي

    • دسامبر 10, 2008 در 3:40 ب.ظ. | #11

      منیره:

      فکر کنم بشه یه نمایشگاه‌ از این جور عکس‌ها زد! اسمش هم گذاشت عروسی در خبابان!

  7. فرشته
    دسامبر 10, 2008 در 6:36 ب.ظ. | #12

    سلام.
    عکس قشنگی انداخته اید . به نسبت اینکه مشغول رانندگی بودید و آن موقع آدم باید چهار چنگولی به فرمان بچسبد تا خودش تصاف نکند خیلی عکس خوبی انداخته اید. هرچند خودتان گفته اید عملا یک عکاس حرفه ای هستید.

    • دسامبر 11, 2008 در 8:26 ق.ظ. | #13

      فرشته:

      آره به خصوص که دوربین توی کیفش بود روی صندلی عقب. تو همون چند ثانیه باید از توی کیف درش می‌آوردم و اینا … یه کم هیجان داشت این‌کار!

  8. A.J
    دسامبر 10, 2008 در 10:13 ب.ظ. | #14

    بامدادخان اخیرا زوم کرده‌ای روی فرهنگ ترافیک در بزرگراه‌ها… پلیس نامحسوسی چیزی می‌خوای بشی؟ :دی
    پ.ن: فکر کنم نیایش باشه، البته عکاس شما بودی :دی

    • دسامبر 11, 2008 در 8:29 ق.ظ. | #15

      A.J.:
      :) )
      فکر کنم پلیس نامحسوس خوبی از آب در می‌اومدم، اما یه کم احتمالا بی‌رحم می‌شدم. چون اعتقاد دارم بعضی از راننده‌های تهرانی رو باید زندانی کرد جریمه و اینا کافی نیست!
      آره درست گفتی این‌جا نیایشه. چون بیشتر از همت برمی‌گردم خونه ناخودآگاه نوشتم همت ولی درسته این‌جا نیایش هست.

  9. دسامبر 11, 2008 در 1:20 ق.ظ. | #16

    به به کجاست پلیس بزرگراه که حداقل یک 50 هزارتومنی میشه از این عکس به جیب زد :) )

    • دسامبر 11, 2008 در 8:30 ق.ظ. | #17

      میلاد:
      :) واقعا هم.

  10. دسامبر 11, 2008 در 3:07 ق.ظ. | #18

    چه جیمز باندی شده. راستش من کلا از این فیلم ها و عکس های عروسی خیلی حال نمیکنم. به نظرم یجور عذابه برای همه.

    • دسامبر 11, 2008 در 8:31 ق.ظ. | #19

      آزاده:

      آره من هم کلن دل خوشی ندارم. بیش از حد تصنعی، کلیشه‌ای و لوس هستن.

  11. pepella
    دسامبر 11, 2008 در 5:02 ق.ظ. | #20

    یک نکته کوچک رو بگم!؟
    گمونم بزرگراه نیایش باشه نه همت؟!:دی

    • دسامبر 11, 2008 در 8:32 ق.ظ. | #21

      pepella:

      آره درست گفتی این‌جا نیایشه. چون بیشتر از همت برمی‌گردم خونه ناخودآگاه نوشتم همت ولی درسته این‌جا نیایش هست.
      مرسی به خاطر تذکر توی متن درست کردم.

  12. دسامبر 11, 2008 در 9:29 ق.ظ. | #22

    اي بابا اين كه چيزي نيست، من يك نمونه ديدن كه فيلم بردار به حدي آمده بود بيرون كه فكر ميكنم فقط مي‏تونست از اگزوز ماشين عروس و داماد فيلم بگيره!! كاشكي از اين صحنه عكس داشتم!!

    • دسامبر 11, 2008 در 10:19 ب.ظ. | #23

      پرهام:

      فکر کنم باید بیشتر توی بزرگراه‌های تهران دوربین به دست بچرخم :)

  13. علی زالی
    دسامبر 11, 2008 در 12:55 ب.ظ. | #24

    بامدادی:

    موافقم
    بزرگی می گوید ازادی یعنی امکان اجرای هر کاری که میخواهی بکنی به شرط اینکه ازادی دیگران را مختل نکند
    می شود از این زاویه هم به آن نگاه کرد

    • دسامبر 11, 2008 در 10:20 ب.ظ. | #25

      علی زالی:

      بله دقیقا نکته همین است. آزادی حتی در آزاد‌منشانه‌ترین تعریفش با آزادی مشابه سایر افراد محدود می‌شود.

  14. سي و سه پل
    دسامبر 12, 2008 در 5:53 ق.ظ. | #26

    منظورت چيه خارج از خيابان؟ اين لوس بازيها جاش تو خيابونه ديگه آخه خارج خيابون به کي نشون بدن؟ اوج چشم هم چشمي هم اينجاهاست.
    اصلا اينها نه وه فهمن.

  15. دسامبر 12, 2008 در 3:21 ب.ظ. | #27

    اول اینکه از لینک های روز ممنون. استفاده کردم.
    این عکس هم، اضافه شد به همه نشانه های سقوط فرهنگی مان.

  16. دسامبر 13, 2008 در 5:27 ق.ظ. | #28

    ما همیشه هر وقت از بغل این ماشینا رد میشیم ذوق زده میشیم(نیس حالا خودمون عروسی نکردیم!) بعد هی بوق بوق می کنیم و فیلم عروسی رو از حالت رمانتیک به حالت جوات بازی تغییر میدیم :)

    • دسامبر 13, 2008 در 9:57 ق.ظ. | #29

      مریم‌س:

      ایشالا قسمت بشه ;)

      ولی ما هم میایم بوق و اینا می‌زنیم‌ها :)

  17. دسامبر 13, 2008 در 7:06 ق.ظ. | #30

    فكر كنم عكاسي هنگام رانندگي خطرناك‌تر از فيلمبرداري هنگام رانندگي شخص ديگري باشد! ;)

    • دسامبر 13, 2008 در 9:58 ق.ظ. | #31

      عرفان:

      اتفاقا کاملا حرف شما درسته :) )
      یعنی من خودم وقتی داشتم این پست رو می‌نوشتم به این موضوع فکر کردم. منتظر بودم یکی گیر بده که شما بالاخره گفتی :) )
      دمت گرم.

  18. navidar
    دسامبر 13, 2008 در 11:09 ق.ظ. | #32

    آدمهای ندید بدبد و پر از کمبود این داستان هارو هوا می کنن. این فرهنگ مبتذل تازه به دوران رسیده ها هم دکانی شده برای این فیلمبردارهای آماتور با این هنرپیشه های آماتورتر.

  19. nytreporter
    دسامبر 14, 2008 در 11:42 ق.ظ. | #33

    لایک واسه عکس و سوژه و تیتر این پست!

    • دسامبر 15, 2008 در 8:23 ب.ظ. | #34

      خبرنگار افتخاری نیوریورک:

      ممنون.

  1. می 30, 2009 در 11:21 ق.ظ. | #1