خانه > آمریکا, اسرائیل, ترجمه, جنگ و خشونت, حقوق بشر, خاورمیانه > همه‌ی جانورهای بی‌رحم را نابود کنید – تحلیل نوآم چامسکی از وقایع غزه – قسمت اول

همه‌ی جانورهای بی‌رحم را نابود کنید – تحلیل نوآم چامسکی از وقایع غزه – قسمت اول

به هیچ‌وجه قصد بزرگ‌نمایی ندارم اما فکر می‌کنم تحلیل‌گر سیاسی-اجتماعی در حد نوآم چامسکی (از نظر التزام به بدیهیات اخلاقی، مستند بودن کلام، جامع‌گرایی و روشن‌گری) که در حوزه‌ی عمومی هم فعال باشد، در جهان امروز نداریم.

او فیلسوف و زبان‌شناس است و به عنوان یک دانشمند و محقق علمی برجسته، تسلط عالی‌ای به روش‌ تحقیق، گردآوری مطالب، تشخیص الگوها و استنتاج کردن دارد و البته نکته‌ی مهم‌تر التزام او به بدیهیات اخلاق (مهم‌ترین‌اش پرهیز از نظریه‌هایی که استاندارد دوگانه در خود دارند) است. به این ترتیب وقتی چنین ذهن پویایی به عرصه‌ی نقد سیاسی وارد می‌شود با فرسنگ‌ها فاصله‌، خود را از اغلب تحلیل‌گران دیگر متمایز می‌کند.

نوشته‌ی زیر (که مدت‌ها منتظرش بودم) را آقای نوآم چامسکی درباره‌ی وقایع غزه نوشته است. مطابق معمول در نوشته‌هایش جابه‌جا ارجاع‌های* مختلف به طیف وسیعی از اشخاص و منابع می‌دهد و آن‌چنان تار و پودی از ارجاعات و استنادات همراه با استفاده از اصول بدیهی اخلاق (مثلا پرهیز از استاندارد دوگانه) خلق می‌کند که «چاره‌‌ای» جز پذیرفتن واقعیت هولناکی که پشت کلام او نهفته است باقی نمی‌ماند. خلاصه این‌که برای من خواندن نوشته‌های نوآم چامسکی، همیشه تجربه‌ای منحصر به فرد بوده است.

چون فرصتش را ندارم که این متن را یک‌جا ترجمه کنم و پست هم خیلی بزرگ خواهد شد، در چند مرحله ترجمه و منتشر می‌کنم تا این تحلیل روشن‌گرانه و جامع‌ در اختیار خواننده‌های فارسی زبان قرار گیرد‌. امیدوارم مشغله‌های آتی‌ام باعث بدقولی‌ام نشود و بتوانم همه‌ی این متن را ترجمه کنم. اگر از دوستان کسی مایل بود در ادامه‌ی این ترجمه به من کمک کند بسیار سپاسگزارش خواهم بود. (متن اصلی به انگلیسی)

* عبارت‌های داخل گیومه “” نقل قول مستقیم هستند و داخل «» تاکیدهای من.

“همه‌ی جانورهای بی‌رحم را نابود کنید” : غزه 2009

قسمت اول

روز شنبه 27 دسامبر، جدیدترین تهاجم «اسرائیلی-آمریکایی» به مردم بینوای فلسطین آغاز شد. با توجه به مطبوعات اسرائیل، تهاجم از شش ماه پیش با وسواس و دقت بسیار طراحی شده بود. طرح حمله دو بخش مهم داشت: نظامی و تبلیغاتی. آن‌هم بر اساس درسی که اسرائیل از تهاجم سال 2006 لبنان آموخته بود، حمله‌ای که از نظر بسیاری، طراحی ضعیفی داشت و خوب تبلیغ نشده بود. بنابراین، می‌توانیم تقریبا مطمئن باشیم که بیشتر آن‌چه در غزه اتفاق افتاد، از پیش طراحی شده و مطابق برنامه بود.

مسلما، طرح تهاجم، زمان شروع حمله را هم شامل می‌شد: کمی قبل از ظهر، وقتی بچه‌ها از مدرسه باز می‌گشتند و جمعیت در خیابان‌های غزه‌ی پرتراکم موج می‌زد. فقط چند دقیقه طول کشید تا بیش از 225 نفر کشته و 700 نفر زخمی شوند، یک افتتاحیه‌ی‌ خوش‌یمن برای قتل‌عام مردمی بی‌دفاع که در یک قفس کوچک محبوس بودند و جایی برای فرار نداشتند.

اتان برونر (Ethan Bronner)، روزنامه‌نگار نیویورک‌تایمز، در تحلیل خود به نام “بررسی دست‌آوردهای جنگ غزه” این نکته را یکی از مهمترین دست‌آوردها می‌نامد. اسرائیل محاسبه کرده بود که اگر «رفتار دیوانه‌وار» (Go Crazy) داشته باشد و وحشتی بسیار بزرگ و غیرمتعارف ایجاد کند سود خواهد برد؛ دکترینی که به سال‌های دهه‌ی 1950 باز می‌گردد. برونر می‌نویسد “فلسطینی‌ها در غزه از همان روز اول پیام را دریافت کردند، وقتی که هواپیماهای نظامی اسرائیل چندین هدف را به طور همزمان قبل از نیم‌روز شنبه بمباران کردند. حدود 200 نفر فورا کشته شدند، حماس شوکه شد، در واقع کل غزه شوکه شد”. برونر نتیجه‌ می‌گیرد که تاکتیک «رفتار دیوانه‌وار» موفقیت‌آمیز بوده است: “به نظر می‌رسد مردم غزه در این جنگ چنان رنجی را متحمل شده باشند که به دنبال مهار کردن حماس برخواهند آمد” — دولت منتخب حماس. این هم یکی دیگر از دکترین‌های قدیمی «دولت ترس» (State of Terror) است. تصادفا، من نمی‌توانم تحلیل نیویورک‌تایمز را درباره‌ی “بررسی دست‌آوردهای جنگ چچن” به خاطر بیاورم، اگر چه دست‌آوردهای آن جنگ هم ظاهرا بزرگ بوده‌اند.

احتمالا برنامه‌ریزی دقیق انجام شده زمان پایان حمله را نیز پیش‌بینی کرده بود: درست قبل از آغاز به کار اوباما؛ تا ریسک هر چند اندک شنیدن جمله‌ها‌ی انتقادی اوباما درباره‌ی این جنایت هولناک حمایت شده توسط آمریکا کاهش یابد.

دو هفته بعد از افتتاحیه‌ی تهاجم در روز سَبَّت (Sabbath) (شنبه، روز مقدس یهودیان) در حالی‌که بخش بزرگی از غزه تبدیل به ویرانه شده بود و آمار کشته‌‌ها به 1000 نزدیک می‌شد، آژانس امدادرسانی سازمان ملل (UNRWA)، که حیات بیشتر مردم غزه به آن وابسته است، اعلام کرد که ارتش اسرائیل مانع ارسال محموله‌های کمک به غزه شده است، چرا که در روز «سَبّت» معابر بسته است. به احترام این روز مقدس، فلسطینی‌ها در آستانه‌ی مرگ و زندگی می‌بایست از غذا و دارو محروم می‌شدند،‌ در حالی که همزمان صدها نفر در حال قصابی شدن توسط بمب‌افکن‌ها و هلی‌کپترهای آمریکایی بودند.

به این «نگرش دوگانه‌ به روز سَبّت» چندان توجهی نشد. البته قابل درک هم هست، چرا که در طومار بلند جرائم آمریکا-اسرائیل، چنین بی‌رحمی و نگرش تیره‌ای به سختی ارزشی بیش از یک پانویس ناچیز را دارد. اما این‌ها همه الگوهایی آشنا هستند. برای نمونه تهاجم اسرائیل به لبنان (با حمایت آمریکا) در ژوئن 1982 با بمباران اردوگاه آوارگان فلسطینی صبرا و شتیلا افتتاح شد، اردوگاهی که بعدها قتل‌عام هولناک دیگری زیر نظر «نیروهای “تدافعی” اسرائیل» (Israeli “Defense” Forces) نیز در همان‌جا اتفاق افتاد. در این بمباران یک بیمارستان محلی نیز هدف قرار گرفت و بنا به گزارش یک شاهدعینی (یک خاورمیانه‌شناس آمریکایی) بیش از 200 نفر را کشت. این کشتار پیش‌درآمد تهاجمی بود که منجر به قتل‌عام پانزده تا بیست‌هزار نفر و نابود شدن بخش عمده‌ی جنوب لبنان و بیروت شد و البته آمریکا حمایت نظامی و دیپلماتیک خود را یک لحظه قطع نکرد: وتوی قطع‌نامه‌ی شورای امنیت برای متوقف کردن حمله‌ی متجاوزانه‌ای که به بهانه‌ی دفاع از اسرائیل در برابر تهدیدات یک تشکیلات سیاسی آرام انجام شده بود. برخلاف داستان‌سازی‌های مرسوم درباره‌ی رنج اسرائیل از موشک‌باران‌های شدید، که فانتزی بهانه‌تراشان بود.

همه‌ی این‌ها عادی است و علنن در گفته‌های سران اسرائیلی مطرح می‌شود. سی سال پیش فرمانده موردخای گور (Mordechai Gur) گفت که از سال 1948 “ما در حال جنگیدن با مردمی بوده‌ایم که در روستاها و شهرها زندگی می‌کنند”. سرشناس‌ترین تحلیل‌گر نظامی اسرائیل، زیف شیف (Zeev Schiff) گفته‌های وی را جمع‌بندی کرد “ارتش اسرائیل همواره جمعیت غیرنظامی را مورد هدف قرار داده است، عامدانه و آگاهانه… ارتش، هرگز میان اهداف غیرنظامی و نظامی فرقی قایل نشده است … [اما] عامدانه و آگاهانه به هدف‌های غیرنظامی حمله کرده است.” علت اتخاذ چنین سیاستی را دولت‌مرد مشهور ابا ابان (Abba Eban) چنین توصیف می‌کند: “هدف کاملا عقلانی‌ای وجود دارد: مردم آسیب‌دیده برای پایان دادن به دشمنی‌ها فشار خواهند آورد”. مطابق برداشت ابان، این روش [کشتار عمدی غیرنظامیان] به اسرائیل اجازه می‌دهد که بدون مشکل چندانی برنامه‌های غیرقانونی توسعه‌ی زمین و سرکوب شدید را ادامه دهد. ابان این جملات را در انتقاد از بگین (Begin) می‌گفت، چرا که او [بگین] در دفاع از کشتار غیرنظامیان از ابان نقل قول کرده بود و اسرائیلی را تصویر کرده بود که “بی‌قیدانه از همه‌ی روش‌های قابل تصور کشتار و سرکوب مردم غیرنظامی بهره خواهد جست، آن‌هم به شیوه‌ای بسیار شبیه رژیم‌هایی که حتی آقای بگین هم جرات ندارد نام‌شان را به زبان بیاورد”. ابان، البته از عمل‌کرد بگین انتقاد نمی‌کرد، فقط از این‌که بگین این نظریات را در ملاء عام مطرح کرده شاکی بود. صد البته برای آقایان ابان یا بگین یا طرفدارانشان مهم نبود که سیاست ‌«دولت ترور»شان واقعا هم شبیه عملکرد رژیم‌هایی بود که جرات نداشتند نام‌شان را به زبان بیاورند.

دلایل ابان برای سیاست دولت ترور، از نظر بسیاری متقاعد کننده است. در حالی که تهاجم اخیر به غزه در جریان بود، ستون‌نویس نیویورک‌تایمز آقای توماس فریدمن (Thomas Friedman) نوشت که تاکتیک‌های اسرائیل هم در حمله به غزه و هم در تهاجم 2006 به لبنان بر مبنای قاعده‌ی پذیرفته شده‌ی “تلاش برای درس دادن به حماس، از طریق تحمیل تلفات سنگین به شبه‌نظامیان حماس و رنج‌دادن مردم غزه” طراحی شده‌اند. این مساله از نظر عمل‌گرایانه پذیرفته است، همان‌طور که در لبنان جواب داد، “تنها راه‌حل بلندمدت برای متوقف کردن خطر آن‌ها، آوردن فشار کافی بر غیرنظامیان (خانواده‌ها و یا حامیان شبه‌نظامیان) است برای این‌که بتوان حزب‌الله را در آینده محدود نگاه داشت”. با منطقی مشابه، تلاش بن‌لادن برای “درس دادن” به آمریکاییان در 9/11 بسیار ستودنی بود و یا حمله‌ی نازی‌ها به لیدایس و ارادور (Lidice and Oradour)، نابود کردن گروزنی توسط ولادیمیر پوتین و سایر تلاش‌های قابل ذکر برای “درس دادن”.

اسرائیل برای این‌که تعهد خود را به این «اصول راهنما» نشان دهد رنج‌ها کشیده است. استفان ارلانگر (Stephen Erlanger‌) خبرنگار نیویورک‌تایمز گزارش می‌دهد که گروه‌های حقوق‌بشر اسرائیلی “با حمله‌ی هواپیماهای اسرائیلی به ساختمان‌هایی که باید در دسته‌بندی غیرنظامی قرار بگیرند مانند مجلس، ایستگاه‌های پلیس و کاخ ریاست‌جمهوری مخالف هستند” — و ما ممکن است اضافه کنیم روستاها، خانه‌ها، اردوگاه‌های پرتراکم آوارگان، شبکه‌ی آب و فاضلاب، بیمارستان‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها، مساجد، تاسیسات امدادرسانی متعلق به سازمان ملل، آمبولانس‌ها و در واقع هر چیزی که بتواند مرهمی بر درد قربانیان بی‌اهمیت باشد. یک افسر ارشد جاسوسی اسرائیل گفت که “ارتش (IDF) به هر دو جنبه‌ی حماس حمله کرد، شاخه‌ی مقاومت یا نظامی آن و شاخه‌ی اجتماعی آن” که این دومی در واقع تعبیر مزورانه‌ای از جامعه‌ی غیرنظامی است. ارلانگر ادامه می‌دهد “او مدعی شد که حماس ماهیتی یک‌پارچه است و در جنگ، حمله کردن به تمامی ابزارهای سیاسی یا اجتماعی حماس همان‌قدر مجاز است که حمله به انبارهای راکت‌ آن”. ارلانگر و سایر نویسندگانش درباره‌ی این حمایت آشکار و عملی از تروریسم گسترده‌ و هدف قرار دادن غیرنظامیان چیزی اضافه نمی‌کنند، بنابراین [این گونه] خبرنگاران و ستون‌نگاران سیگنال‌هایی مبنی بر تحمل کردن جنایت‌های جنگی و حتی حمایت مستقیم از آن  ارسال می‌کنند. با این‌حال برای پیروی از «نُرم»، ارلانگر فراموش نمی‌کند که تاکید کند موشک‌های حماس ” به وضوح از نوع کشتار کور (indiscriminate) محسوب می‌شوند و بنابراین در تعریف کلاسیک تروریسم جای می‌گیرند”.

مانند سایر کسانی که با اوضاع منطقه آشنا هستند، کارشناس خاورمیانه فواز جرجیس (Fawaz Gerges) معتقد است که “چیزی که مقامات اسرائیلی و متحدان نظامی آن‌ها در نظر نمی‌گیرند این است که حماس فقط یک سازمان نظامی نیست بلکه یک جنبش اجتماعی‌ست که پشتوانه‌ی مردمی بزرگی دارد و عمیقا در جامعه ریشه‌دار است”. بنابراین وقتی آن‌ها صحبت از نابود کردن “شاخه‌ی اجتماعی حماس” می‌کنند، در واقع نابود کردن جامعه‌ی فلسطین را هدف خود قرار داده‌اند.

احتمالا جرجیس آدم خوش‌بینی است، چون بسیار دور از تصور است که مقامات آمریکایی و یا اسرائیلی — یا رسانه‌ها یا سایر نویسندگان‌ — از این واقعیت‌ها آگاه نباشند. بلکه، آن‌ها به صورت غیرمستقیم دیدگاه سنتی کسانی که ابزار خشونت را در انحصار خود دارند پذیرفته‌اند: مشت آهنین ما می‌تواند هر مخالفی را خرد کند، و اگر حمله‌ی سهمگین ما تلفات غیرنظامی زیادی هم داشت، چه بهتر، شاید بازماندگان‌شان درس خوبی بگیرند.

افسران ارتش اسرائیل به خوبی می‌دانند که یک جامعه‌ی غیرنظامی را نابود می‌کنند. اتان برونر از یک سرهنگ اسرائیلی نقل قول می‌کند که “جنگجوهای حماس چندان او و مردانش را تحت تاثیر قرار نداده‌اند”. یک تفنگدار اسرائیلی سوار بر نفربر زرهی گفت که “آن‌ها بیشتر دهاتی‌هایی هستند که اسلحه به دست گرفته‌اند”. آن‌ها شباهت بسیاری به قربانیان عملیات جنایت‌کارانه‌ی ارتش اسرائیل به نام «مشت آهنین» (iron fist) در نواحی اشغالی جنوب لبنان در سال 1985 دارند. عملیاتی که زیر نظر شیمون پرز (Shimon Peres)، یکی از بزرگ‌ترین فرماندهان دوران «جنگ با تروریسم» زمان ریگان (Reagan’s War on Terror) انجام شد. در جریان این عملیات، فرماندهان و تحلیل‌گران استراتژیک اسرائیلی توضیح دادند که قربانیان “تروریست‌های دهاتی” بودند و نابود کردن آن‌ها دشوار بود چرا که “این تروریست‌ها با حمایت بیشتر مردم منطقه فعالیت می‌کردند”. یک فرمانده‌ی اسرائیلی گلایه کرد که “تروریست‌… در این ناحیه چشم‌های بسیار دارد، چرا که او این‌جا زندگی می‌کند“. در همان‌حال خبرنگار جروسلم‌پست (Jerusalem Post) از مشکلات سربازان اسرائیلی در رویارویی با “مزدوران تروریست” (terrorist mercenary) و تندروهایی که جملگی این‌قدر متعصب بودند که خطر کشته شدن در برابر ارتش اسرائیل را به جان خریده بودند” می‌نویسد و معتقد است که “ارتش اسرائیل وظیفه دارد نظم و امنیت” را در نواحی اشغال‌شده‌ی جنوب لبنان برقرار سازد، علی‌رغم “بهایی که غیرنظامیان باید بپردازند”. مشکل مشابهی را آمریکایی‌ها در ویتنام جنوبی، روس‌ها در افغانستان، آلمان‌ها در مناطق اشغالی اروپا و سایر مهاجمانی که در حال اجرا کردن دکترین گور-ابان-فریدمن بودند داشتند.

پایان قسمت اول /.


لطفا مشترک شوید
بامدادی+لینکدونی
فقط بامدادی
نجواها

  1. ژانویه 20, 2009 در t 5:37 ب.ظ | #1

    با تشکر از ترجمه به موقع از متنی خواندنی و جالب.
    سوالم اینه که برای ترجمه مستقیم چرا از تاکیدهای خودتون بعنوان مترجم استفاده کردین؟
    —————————————————————————-
    بامدادی: تاکیدها همه از خود اصل نوشته است، ولی استفاده از «» خواندن اصطلاحات ترکیبی رو برای خواننده آسان می‌کنه.
    یکی دو جا که خیلی به نظرم تکان‌دهنده بود رو زیرش خط کشیدم :) سعی کردم تا حد امکان توش دخالت نکنم.

    ممنون از تذکرت.

  2. ژانویه 20, 2009 در t 5:46 ب.ظ | #2

    سلام
    ممنون. خسته نباشید. نوشته ی بسیار خوبی بود.
    ————————————————–
    بامدادی: ممنون مانی عزیز.

  3. peyman
    ژانویه 20, 2009 در t 7:01 ب.ظ | #3

    mersii… aaali bood. lotfan baghi ro ham bezar…

  4. Ahmad
    ژانویه 20, 2009 در t 7:52 ب.ظ | #4

    بامدادی جان پیشنهاد می کنم این ویدیو رو حتما ببینین!!
    خواننده های معروف عرب از همه کشور ها کویت لبنان جزایر و غیره همه اختلافات شون رو فراموش کردن و دور هم جمع شدن و آهنگ قشنگی همراه با ویدیو قشنگتری اجرا کردن!
    فکر کنم برای شما جالب باشه! البته طولانی هست و جند قسمتی اما به نظرم می ارزه

    به نظر من شعر و معنی اش خیلی قشنگه!!
    ———————————————————————–
    بامدادی: من خط اینترنتی خیلی کندی دارم و در حال حاضر نمی‌تونم ویدئوها رو نگاه کنم، اما شما هم فراموش کردین که لینک رو بذارین. لطفا لینک رو بدین بعدا نگاه می‌:نم.

  5. Ahmad
    ژانویه 20, 2009 در t 8:19 ب.ظ | #5

    شرمنده یادم رفت لینک رو بذارم

  6. ژانویه 20, 2009 در t 8:24 ب.ظ | #6

    سلام
    ممنون از اين همه زحمتی كه برای ترجمه كشیدید. امروز هم مثل هميشه تو گوگل ريدر خوندمتون و خواستم رد شم اما ترسيدم بقيه متن ترجمه نشه بنابراين اومدم اينجا كه بنويسم لطفا بقيه شو هم ترجمه كنيد! P-:
    ——————————————————————————-
    فائزه: ممنونم که بهم روحیه می‌دین :) حتما سعی می‌کنم ادامه‌اش رو ترجمه کنم.

  7. ژانویه 20, 2009 در t 9:19 ب.ظ | #7

    ممنون از ترجمه های فوق العادت.
    آقا تو این وبلاگ هم مطالب جالبی در این مورد داره که به ترجمه ش میرزه:
    http://www.utnapishtim.blogfa.com/
    —————————————————————————-
    بامدادی: ممنون از لطف شما. حتما نگاه می‌کنم.

  8. ژانویه 21, 2009 در t 3:43 ق.ظ | #8

    khaste nabashi,matlabe jalebi bod
    eradat
    ——————————————–
    بامدادی: ممنون از لطف شما.

  9. ژانویه 21, 2009 در t 7:39 ق.ظ | #9

    امیدوارم دوستان باخواندن این مطلب( والبته ادامه آن)واقع‌بینانه تر به شکست اسرائیل نگاه کنند.اتفاق کمی نبود بخصوص پس از تجربه جنگ 33 روزه.
    ————————————————————————————
    بامدادی: :)
    ممنون

  10. ژانویه 21, 2009 در t 8:28 ق.ظ | #10

    سلام و واقعاً ممنون.
    از نوام چامسکی معتبرتر و منطقی‌تر هیچ جا ندیدم!
    برای اکثر فیلم‌های مستند و تحقیقی، یک افتخار هست که ایشون دقایقی حتی درباره‌ی یک موضوع بی‌ربط با رشته‌ی اصلیش نظر بده. :)

    بازم ممنون.
    ——————————————————–
    بامدادی: واقعا همین‌طوره که شما می‌گین.

  11. زینب
    ژانویه 21, 2009 در t 9:59 ق.ظ | #11

    عالی بود ،
    حیف که تا 1 ماه دیگه باید پایان نامه ام رو دفاع کنم وگرنه حتما توی ترجمه پایه بودم.
    ————————————————————-
    بامدادی: اشکال نداره، خودم یه کاریش می‌کنم. امیدوارم امتحانا خوب پیش بره :)
    ممنون به هر حال. شاید ترجمه‌ی بعدی :)

  12. Ahmad
    ژانویه 21, 2009 در t 11:08 ق.ظ | #12

    هر کاری کردم بعدش لینک رو بذارم نشد! انگاری دو نظر پشت سر هم نمی شه داد
    این هم لینک

    —————————————————————
    بامدادی: ‌لینک رو بعدا دیدم، رفته بود تو هرزدانی (اسپم). خلاصه باز هم ممنون هستم.

  13. شبنم
    ژانویه 22, 2009 در t 5:40 ق.ظ | #13

    دوستان : چامسکی را متاسفانه ایرانیان بدون نقد قبول کرده اند. چامسکی فرد بسیار کارکشته ای است و انتقادات بسیار و بخصوص در موردجنایت اخیرا نکات درستی راعنوان کرده است. ولی ما اهداف اسراییل را سالهاست که شناخته ایم. چامسکی بسیار زیرکانه حقایقی را ردیف میکند و بعدا” با یک چرخش سعی دارد گناهان اسراییل – در واقع صهیونیسم – را با مرکزیت دادن به رل “امپریالیسم” کم رنگ نماید که یهودیان را از هرگونه انتقادی مبرا سازد. افراد باید بدانند که چامسکی عملا” تا اوایل سالهای 1970 یک صهیونیست فعال بود و مدتی هم در اسراییل زندگی کرده است. او در یکی از مصاحبه ها که 4 سال پیش انجام داد اسراییل را مکان مورد علاقه برای زندگی خود معرفی کرده است و لی می داند که اکنون امکانش نیست. برای همین است که پافشاری زیادی روی “دولت یهود” دارد و قضیه یک کشور برای همه را با موذی گری رد میکند. چامسکی همیشه “امپریالیسم” امریکا را مسئول اصلی آوارگی و ظلمی که به ملت فلسطین رفته معرفی می کند و اخیرا” “جامعه جهانی ” راهم به آن اضافه کرده ولی هیچگاه از رل صهیونیسم که اصلی است حرفی بمیان نمی آورد. این درصورتی است که امروز سیاستهای آمریکا در خاور میانه و آفریقا بخصوص فلسطین توسط صهیونیستهای ستون پنجمی یهودی بنفع اسراییل طرح و اجرا می شود. این موضوع مورد انتقاد شدید بسیاری از روشنفکران از جمله Jeffrey Blankfort و دهها نفر دیگرست که مقالات آنها را میتوانید دراینترنت پیدا کنید. نوام چامسکی و یهودیان صهیونیست مخفی دیگر به نام Gatekeepers معروف شده اند که مقالات را در رابطه با این موضوع می توانید در اینترنت پیدا کنید. از نظرچامسکی ، هوارد زین ، زونس – بسیارنزدیک به چامسکی -و دیگران با مسئول دانستن
    امپریالیسم آمریکا و جامعه بین المللی واز نظر زونس حتی اسراییل بعنوان قربانی مقاصد “امپریالیسم” اذهان مردم نا آگاهرا همچنان ازتوسعه گری های صهیونیسم به “امپریالیسم”
    رهنمون می سازند و بدین طریق – چون مقالات چامسکی در جهان خواننده بسیاردارد– ضرر فراوانی به جنبش ضد صهیونیستی و مسئله فلسطین وارد می کنند. چامسکی و یهودیان هم نظر او اسراییل را دولت آپارتاید نمی دانند و با گفتن این که اسراییل مانند آفریقای جنوبی نیست این موضوع را بنفع اسراییل رد میکنند. اضافه بر آن چامسکی و هم فکرانش خواهان دو کشور یهودی و فلسطینی هستند که این سالهاست از بحث افراد – بعلت شهرک سازی و تغییرات دیگر بمنظور ساختن موانع بر علیه یک کشورفلسطین با حاکمیت بر مرزهای خود ناممکن شده است – بیرون آمده و افراد مترقی به یک کشور فلسطین برای همه معتقدند. درضمن چامسکی معتقد است که اسراییل خواهان “صلح” است ولی آمریکا نمی گذارد که این از طرف خیلی ها با درنظر گرفتن تاریخ 60 ساله و کلک های صهیونیسم قابل قبول نیست. اسراییل و در حقیقت صهیونیسم هیچوقت خواهان صلح نبوده و تمام این بحرانهای ساختگی در جهت غصب کامل سرزمین فلسطین و راندن و کشتن فلسطینی هاست که آنان را بکلی از فلسطین محو گرداند. چامسکی در مقاله اخیر خود غزه هنوز می گوید اسراییل خواهان صلح است که بیهوده گویی است. در انتها باید بگویم که چامسکی و افراد دیگر نزدیک به او با هرگونه تحریم اسراییل حتی دانشگاهی بشدت مخالفند و چامسکی با زیرکی مخصوص بخود و با بهانه اینکه این تحریم نمی تواند زیاد موثر باشد آنرا بازیرکی منتفی میکند. بعضی از ایرانیان که چامسکی را نمی شناسند ومانند کودکی حرفهای اورا بدون انتقاد می پذیرند این زیرکی چامسکی را به ” جواب پخته ” تشبیه می کنند که غلط است. چامسکی
    دقیقا” می داند که چه بگوید که نه کباب بسوزد و نه سیخ و همه راضی به خانه هایشان برگردند.
    ————————————————————————————————-
    بامدادی: ممنون از کامنت خوب شما و اطلاعات تکمیلی. اجازه بدین دو نکته بگم.
    یکی این‌که خیلی از انتقادهایی که مطرح کردید به احتمال زیاد درست هستن و به خصوص مقاله‌ای که در کامنت بعدی لینک دادین جالب بود و من هم بهش توی لینک‌دونی لینک دادم.
    دوم این‌که نمی‌شه با قاطعیت نظر داد و گفت که کسانی مثل چامسکی در حال دفاع از اسرائیل و مامور مخفی لابی صهیونیسم هستند. من فکر می‌کنم نظرات این اشخاص این هست، درست یا غلط یا قابل نقد مثل هر مجموعه‌ی فکری دیگری.

    باز هم ممنون

  14. شبنم
    ژانویه 22, 2009 در t 7:24 ب.ظ | #14

    کسانی که معتقدند دو کشور یهود و فلسطین می تواند این تراژدی انسانی را برطرف سازد کاملا” در اشتباه اند زیرا این عقیده هیچ پایه و اساسی دررابطه با حقایق موجود ندارد و درنهایت منجر به بدبختی و فقربیشتر فلسطینان خواهدانجامید. بنابراین امروزاغلب افرادآگاه با پیشنیه های متفاوت برخلاف چامسکی ، یک کشور برای همه از جمله یهودیان ،را تبلیغ می کنند. چامسکی با بهانه به اینکه یک کشور برای همه هنوز جا نیافتاده ودر حال حاضر از حد تئوری فراتر نرفته ” یک کشور برای همه” را رد کرده و آنرا مطلوب نمی بیند.ویدیئو زیر نه تنها خلاصه ای از تاریخ چند سال اخیر فلسطین را یاد آوری می شود بلکه بر این حقیقت یعنی یک کشور برای همه را بعنوان تنها راه حل اصرار می ورزد.
    http://www.zmag.org/zvideo/2990
    http://www.leftcurve.org/LC29WebPages/Chomsky.html
    ————————————————————————————————–
    بامدادی: لینک‌ها خوب بودن. ممنون از توضیحات تکمیلی.
    پای کامنت قبلی شما بیشتر نوشت‌ام..

  15. شبنم
    ژانویه 23, 2009 در t 1:44 ب.ظ | #15

    خیلی ممنون از نظرات شما.من با شما کاملا” موافقم وچامسکی را یک مامور مخفی صهیونیسم نمی بینم. ولی از آنجایی که چامسکی نفوذ لابی اسراییل دراخذ سیاستهای مربوط به خاورمیانه راهم رد میکند ومرتب “امپریالیسم” رادرهرجنایتی که اسراییل مرتکب می شودمسئول می بیند، موردانتقاد شدید روشنفکران از جمله “جیمز پتراس “قرار میگیرد. خیلی هاوضع بغرنج وغیر
    فعال “چپ” درآمریکابخصوص میان سازمانهای “ضد جنگ” که اغلب تحت رهبری فعالین یهودی اند وشعارنادرست No blood for Oil را
    می دهند بی ربط باموضع gatekeeper ها نمی دانند. چامسکی و نزدیکانش به شعاربالا معتقدان ونظرات روشنفکران دیگر ازجمله جیمز پتراس که برخلاف چامسکی رل کمپانیهای نفتی برای “کنترل” نفت رادر درجنگ عراق ناچیزشمرده وازبین بردن دشمنان اسراییل و آرایش منطقه بنفع اسراییل را محرک جنگ عراق توسط نئوکانها قلمداد کرده است رارد می کنند که این نظر- یعنی نظر پتراس – امروزافراد بسیاری رابخود جلب کرده است. هدف ازاین رد وبدل اینست که ایرانیان عزیزهمه چیزرا فقط خوب یا فقط بد ندیده ونکات قابل انتقاد رابرای هم دیگرمطرح ساخته تا شناخت بهتری ازبازیهای جهانی که گریبانگیرهمه شده است داشته باشند. بهرحال از لطف شما بسیارممنونم.
    http://petras.lahaine.org/articulo.php?p=1768&more=1&c=1
    —————————————————————————-
    بامدادی: ممنون از کامنت‌های خوبی که می‌ذارید و توضیحات تکمیلی. من اون مقاله رو خوب خواندم و شاید یه خلاصه‌ در حد چند پاراگراف به صورت پست منتشر کنم.
    به هر حال خوبه یک‌جانبه و محدود نگاه نکنیم و به قول شما آدم‌ها رو حتی اگر نوام چامسکی باشن، نمی‌شه دربست پذیرفت.
    بسیار سپاسگزار

  16. شبنم
    ژانویه 24, 2009 در t 1:41 ب.ظ | #16

    بنظر می آیدوبسایت پتراس فعلا” فلج شده است.دوستان می توانند
    مقاله پتراس رادر سایت زیر بخوانند:
    http://www.informationclearinghouse.info/article21449.htm
    ———————————————————-
    بامدادی: ممنون. مرتبط با کامنت‌های خوب شما پست «انتقادهای مهم به آقای چامسکی رو نوشتم». با تشکر.

  17. ژانویه 29, 2009 در t 6:34 ب.ظ | #17

    سلام اقای بامدادی
    آیا امکان این وجود داره که وبلاگ من رو که قبلا لینک داده بودید(درقسمت تبادل لینک) ، ادرسش رو به http://noonva.ir تغییر بدین؟ سپاسگذارم
    ————————————————————–
    بامدادی: نونوای عزیز، انجام شد.

  1. ژانویه 22, 2009 در t 4:32 ب.ظ | #1
  2. ژانویه 26, 2009 در t 1:55 ب.ظ | #2
  3. ژانویه 28, 2009 در t 2:06 ب.ظ | #3