دوستتر میداشتم اگر آقای اوباما به جای پیام نوروزی قشنگ و محترمانهای که خطاب به ملت و دولت ایران دادند:
- تحریمهای یکجانبه و غیرمنصفانهی اقتصادی که از سال 1995 از سوی آمریکا علیه «مردم ایران» اعمال شده است را لغو میکردند.
- محدودیت صدور روادید برای ایرانیان که بخش قابلتوجهی از فرهیختهترینهایشان «به جبر زمانه» در آمریکا زندگی میکنند را بر طرف میکردند.
- تحریم سیستمهای بانکی ایران را که وزنهی سنگین و طاقتفرسایی بر دوش اقتصاد گردنشکستهی ایران است را بر میداشتند.
- تحریم یکجانبهی شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران را که بزرگترین و مهمترین شرکت حمل و نقل دریایی ایران است را برمیداشتند.
- نیروهای نظامی گستردهی آمریکا در خاورمیانه که برای چندصد بار نابود کردن ایران کافی هستند را کمتر میکردند.
- بودجهی چهارصد میلیوندلاریای که «رسما و علنن» برای ناپایدارسازی و انجام عملیات نظامی پنهانی داخل خاک ایران تصویب شده است را لغو میکردند.
- ضمن عذرخواهی رسمی از مردم ایران به خاطر حملهی ناو آمریکایی به هواپیمای غیرنظامی ایرانی و کشتار بیرحمانهی سرنشینان بیگناه آن، تحریم صنایع هواپیمایی ایران از سوی آمریکا را لغو میکردند.
- ضمن عذرخواهی از مردم ایران به خاطر حمایت آمریکا از صدام و صدامیان و فروش صنایع بمبهای شیمیایی به این کشور و همهی مصائبی که به خاطر چنین حمایتهایی بر مردم رنجدیدهی ایران رفته است، به مردم ایران «تضمین» میدادند که رفتار آمریکا در قبال مردم این سرزمین برای همیشه عوض خواهد شد.
- از مردم ایران به خاطر توصیف کشورشان به عنوان «محور شرارت» و «حامی تروریست» عذر خواهی میکردند.
- داراییهای مسدود شدهی ایران در آمریکا را «آزاد» میکردند.
- به حمایت آمریکا از گروهکهای شبهنظامی یا تروریستی مخالف ایران پایان میدادند.
- رسما از مردم ایران به خاطر سازماندهی و حمایت از کودتای نظامی علیه حکومت مردمی مصدق عذر خواهی میکردند.
- به پرواز هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی که از سال 2003 تا امروز بر فراز آسمان ایران ادامه دارد خاتمه میدادند.
- به اتهامات واهی علیه ایران در قبال برنامهی هستهای صلحآمیز این کشور خاتمه میدادند و رسما از حق ایران برای دستیابی به هرگونه فنآوری صلحآمیز هستهای حمایت میکردند.
- یازده دیپلمات و شهروند ایرانیای که به اتهامات نامعلوم هنوز در اسارت نیروهای آمریکایی هستند را آزاد میکردند.
- شاید مهمترین آن: رسما پایان تلاشهای آمریکا برای ناپایداری سازی ایران را اعلام میکردند و تاکید میکردند که آمریکا «هرگز» علیه ایران دست به اقدام نظامی نخواهد زد. سایهی سیاه این تهدید بیش از هر چیز باعث بسته بودن فضای داخلی ایران شده است. ترس و واهمهی حاکمیت از ناپایداری داخلی و یا جنگ یکی از مهمترین عوامل رشد بنیادگرایی و بسته شدن فضای سیاسی و سرکوب مخالفان بوده است و سبکتر شدن این فشارها بر ایران از سوی آمریکا میتواند به بازتر شدن فضای داخل ایران و نفس کشیدن مخالفان سیاسی کمک کند.
پیام آقای اوباما که اینچنین سر و صدایی به پا کرده، اتفاق «ماهوا» جدیدی نیست. در واقع کاخ سفید هر سال مشابه چنین پیامهایی را خطاب به مردم یا دولت ایران صادر میکند (صرفنظر از اینکه لحن این بیانهها چقدر قشنگ و نازنین بوده یا نبوده). اما با توجه به آنچه در بالا گفته شد، تا وقتی که گامی هر چند کوچک ولی «قابل اندازهگیری» (tangible) از طرف آمریکا برداشته نشود، میتوانیم نسبت به ارزش واقعی اینگونه پیامها «خوشبین» نباشیم.
پینوشت کامنتی و جوابی:
سلام آقای بامدادی
به نظر من مطالب به حقی رو اشاره کردید ولی به نظر شما چطور می شود یهو همه اینها رو کناری گذاشت؟
قطعا با مذاکراتی و به تدریج اینها قابل حل است و در این سطج هم به نظر من در قالب یه پیام نوروزی می تونه مقدمه خوبی باشه برای ارتباط بیشتر و حل مسائل فی مابین.
————————————————————————————————————
بامدادی: متوجه نظر شما هستم. منظور من هم این نبود که همه چیز یک شبه انجام شود. اما بهتر میبود دستکم دربارهی یکی از این موارد اقدامی صورت گرفته میشد و به عنوان هدیهی نوروزی به مردم ایران تقدیم میشد. حتی یک مورد کوچک عملی بهتر از صدها سخن زیبا میتوانست برای گرهگشایی کارساز باشد.
با تعداد زیادی از موارد موافقم
اما نه با همش
بامدادی: کاش ذکر میکردید بیشتر با کدام موارد موافق نیستید.
یعنی همه رو با هم انجام میداد؟ به نظر من که این پیام قشنگ و نازنین، کار مهمی بود و میتونه مقدمهی امیدوار کنندهای برای اقدامات بعدی باشه، به شرطی که طرف مقابل هم درایت اهمیت دادن به مصالح کشورش رو داشته باشه.
بامدادی:
البته نه اینکه همه را با انجام بده. ولی حسن نیت را در عمل نشان بدهند بهتر است تا در حرف. در عمل آمریکا رفتار بسیار متخصانهای در قبال ایران دارد. ایران کجا چنین رفتاری در قبال آمریکا دارد؟
الان نوبت آمریکاست که دست از مواضع دشمنانهاش بکشد تا نشان دهد آمادهی عوض کردن اوضاع است.
با سلام و تبریک سال نو…بعد از مدتها تقریبا اولین پست در حوزه مسایل سیاسی که «منصفانه» نوشتی
بامدادی:
ممنون. سال نوی شما هم مبارک.
سلام آقای بامدادی
به نظر من مطالب به حقی رو اشاره کردید ولی به نظر شما چطور می شود یهو همه اینها رو کناری گذاشت؟
قطعا با مذاکراتی و به تدریج اینها قابل حل است و در این سطج هم به نظر من در قالب یه پیام نوروزی می تونه مقدمه خوبی باشه برای ارتباط بیشتر و حل مسائل فی مابین
———————————————————————————-
بامدادی: متوجه نظر شما هستم. منظور من هم این نبود که همه چیز یک شبه انجام شود. اما بهتر میبود دستکم دربارهی یکی از این موارد اقدامی صورت گرفته میشد و به عنوان هدیهی نوروزی به مردم ایران تقدیم میشد. حتی یک مورد کوچک عملی بهتر از صدها سخن زیبا میتوانست برای گرهگشایی کارساز باشد.
به نظرم اوباما اصلا ادعایی نداشت که می خواد حسن نیت آمریکا و فراموش کردن همه چیز رو نشون بده.یا حتی پشیمونی آمریکا رو
این سخنرانی فقط نشانه ای بود از اینکه ما آماده گفتگو هستیم. البته از موضع پدری که به بچه تخسش پوئن می دهد تا خودش را اصلاح کند. غیر عادی هم نیست: قدرت جهانی است
اوباما لحناش و شعارش و اصولا موضعگیری رسمیاش اینه که میخواد خیلی چیزها رو عوض کنه به خصوص موضوع ایران. این پیام هم در همون راستا میتونه معنا بشه دست کم هدفش این بوده که اینطور معنا بشه.
استی سال نو تون هم مبارک
ممنون. سال نوی شما هم مبارک.
آقای بامدادی واقعا محشر بود.
افسوس میخورم پرا نباید شما در دستگاه دیپلوماسی کشور باشید
نظر لطف شماست.
تغییر «قابل اندازهگیری» (tangible) رخ داده است، صرف نظر اینکه پیام برای اولین بار به صورت تلوزیونی و نه مکتوب انتشار یافته مهمترین تغییر به رسمیت شناختن دولت جمهوری اسلامی ایران و تبریک به رهبران کشور است. چیزی که تا کنون نبوده. به این پیام صرفا به عنوان یک آغاز می توان نگاه کرد.
پاسخ مناسب به این می تواند آغازگر باقی مسائل مورد بحث باشد.
پیام تبریک احمدی نژاد از شبکه 4 انگلستان پخض شد در حالی که پیام نوروزی اوباما در ایران پخش نشد.
در این صورت دولت ایران هم در قبال مسائلی که شما در بالا مطرح کردید احتمالا برای اشغال سفارت آمریکا و گروگان گیری، کمک به نا آرامی های عراق و مسائلی از این دست که مورد ادعای آمریکایی ها است عذرخواهی کند و همچنین رئیس جمهور ایران حداقل در خاک آمریکا به رهبران آن کشور را متحم نکند.
امیدوارم اینطور باشه که شما میفرمایید. بدبین نیستم، تاریخ من رو شکاک کرده.
http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146309979
فرصت پیام نوروزی اوباما
دیروز هم زمان با نوشدن سال در ایران، انتشار خبر پیام تصویری آقای اوباما، رئیس جمهور آمریکا به ملت و رهبران جمهوری اسلامی ایران به سرعت به خبر اول دنیا تبدیل شد. محتوای متفاوت آن و اعلام درخواست پایان تیرگی روابط دو کشور و توجه به فرهنگ غنی ملت ایران واستفاده از عنوان جمهوری اسلامی ایران و تبریک به ملت و رهبران کشور،دلیل تفاوت و اهمیت خبر در جهان بود. این بی شک یک فرصت تاریخی است. نمی توان اهمیت آمریکا را برای وضعیت فعلی ایران نا دیده گرفت. بی شک در همه ی پرونده هایی که در مورد ایران به وجود آمده و حد اقل از نظر اقتصادی با این تحریم ها آسیب فراوانی به ملت ایران وارد آمده،رد پای دولتمردان آمریکا را نمی توان نادیده گزفت. اکنون و پس از تغییردولت در آمریکا این تبریک اگر مورد توجه قرار گیرد می تواند مهمترین فرصت مهم سیاسی و اقتصادی و تاریخی تلقی شود. همچنان که بی توجهی به آن با اجماعی که اوباما می تواند در رهبران سیاسی و در افکار عمومی بر علیه ایران شکل دهد، شرایط را از دوران بوش هم می تواند خطرناک تر کند. این نشانه ی ترس و وادادگی نیست که کشوری از موقعیت های تاریخی برای به دست آوردن حقوق ملتش استفاده کند. سال نو می تواند سال مهم و تعیین کننده ای در ایران باشد. هم از نظر انتخابات در ایران وهم از نظر شرایط جهانی. الهی که سال خوبی باشد .
دربارهی فرصت تاریخی بودنش زوده که قضاوت کنیم. ولی سعی میکنم مثل شما خوشبین بمانم. ممنون.
عزیزم از شما بعیده، مگر این چیز ها واقعاً در دست رئیس جمهوره؟ ایشون به عنوان «انسان خوب» پیغامشون رو دادند، همونطور که انتظار میرفت، والسلام!
درسته کاملا دست رئیسجمهور نیست اما دیگه اینطورها هم نیست که رئیسجمهوری که با شعار تغییر اومده امکان ارائهی نمایش عملی در این زمینه رو یکسره نداشته باشه.
در اینکه پیام تبریک ایشان به عنوان یک حرکت محترمانه و مودبانهی انسانی قابل تحسینه، ولی با توجه به انتشارش در وبلاگ رسمی کاخ سفید موضع رسمی رئیس جمهور آمریکا و در نتیجه موضع رسمی دولت آمریکاست و صرفا یک نظر شخصی نیست.
منتظر میمانیم تا ببینیم بعد از این حرکت «مثبت» کلامی، گام عملی کابینهی آقای اوباما در راستای تغییر «سیاست امور خارجهی آمریکا» در قبال ایران چیست.
خوب این که شد خیابان یکطرفه. واقعاً شما هم یکی از نخبه گان علوم سیاسی هستید، البته از نوع پرورش یافته در جمهوری اسلامی.
لحن شما رنگ و بوی ترور شخصیت و اتهام زدن بیاساس داره. متاسفم.
حاجی اینها توهمات بعد از مهمانی عیده یا داری جدی جدی میگی ؟
اگه این کارهارو بکنه اونوقت کور و کچل هایی مثل روسیه و انگلیس و فرانسه و … چطوری آشغالهاشون را به ده برابر قیمت جهانی به من و تو غالب کنند .
جریان لحاف ملا را که شنیدی ؟ این نسخه بین المللیشه
دقیقا می خواستم همین مطلب رو ذکر کنم که دوستی زحمتشو کشید و شما هم لطف کردید جواب دادید.
اما به نظرتان ایرانی که حتی به این پیام تبریک هم واکنش خوبی نشان نداد و رهبر عزیزش بر می گردد می گوید باید بررسی کنیم که این دست امریکا که دراز کرده است حقیقی باشد؛ لیاقت امتیازات دیگر را دارد؟
من به عنوان یک ایرانی، یک مسلمان، یک شیعه، یک میهن پرست؛ در حال حاضر کشورم را لایق هیچ چیزی نمی دانم.
چرا کشورتان را لایق چیزی نمیدانید؟ مردم ایران چه جرمی مرتکب شدهاند که باید از حقوق اساسی و اولیهی بینالمللی و همینطور اجتماعی محروم شوند؟
سلام بامدادی
اره حق داری منم همون لحظه به این مسئله فکر کردم که نمیشه با عید شما مبارک به زبان فارسی یک دفعه احساساتی شد و از همه چیز چشم پوشی کرد
اما نمیشه یک طرفه هم دید اصئلا دولتمردان ایران عادت به خط و نشون کشیدن دارند
خیلی از چیز ها با مذاکره حل میشه.اما کلی بگم با همه اپشن های بالا موافقم.
اما سخنرانی خامنه ایی هم مهوع اور بود
سلام.
اتفاقات سیاسی آنقدرها هم که فکر میکنید تابع حرفها نیستند. حرفها بیشتر روی افکار عمومی تاثیر میگذارند ولی تصمیمیات سیاسی مهم بیشتر تابع واقعیتهای ژئوپولیتیک و زیربناییست. بنابراین نه صحبتهای آقای اوباما را چندان مثبت ببینید و نه مواضع مقامات ایرانی را چندان مخرف.
بهتر نیست قبل از همه، سران ایران و در راس همه خامنه ای رسما از بابت گروگانگیری و اشغال سفارت امریکا عذرخواهی کنند (همانطور که مادلین البرایت از بابت کودتای 28 مرداد از ایران عذرخواهی کرد) تا بعد برسیم به این مواردی که شما اشاره کردید؟ آن چیزی که بر خود می پسندی بر دیگران هم بپسند.
این ایران نیست که آمریکا را محاصره و تحریم اقتصادی کرده و کشورهای همسایهی آنرا به اشغال نظامی خود در آورده. رفتار کاملا تهاجمی و خصمانهی آمریکا نسبت به ایران جایی برای شروع عذرخواهی از سمت ایران باقی نگذاشته است.
پیغامی بود که از روی کار آمدن اوباما باید داده میشد. اما زمان مناسب برای مخاطب قراردادن مردم و حاکمیت، که زمان سنجی خوبی داشت.
اما ایرادی که همیشه میشه گرفت اینست که دولتمردان کاخ سفید هیچ وقت صدای مردم ایران نشنیده اند یا نخواسته اند بشنوند. اگر آقای اوباما تمایل به شنیدن دارد، چرا مستقیم نگوییم تا در صورت عدم تمایل برای گفتمان دوطرفه دور آن خط قرمز بکشیم.
بعضی از خواسته های به مانند مسئولین بمباران شیمیایی و امثال آن ، مقوله ایست که غرب تمایل به صحبت در مورد ان را در حال حاضر ندارد.
نمونه آن شرکت هلندی فروشنده مواد اصلی بمب های شیمیائی که در سکوت خبری به سر میبرد . و راهی برای صحبت ندارد.
با تحریم شرکت کشتیرانی در حال حاضر موافقم و دلیلی بر لغو آن نمیبینم.
نگفتید چرا با تحریم شرکت کشتیرانی موافقید؟
درسته ولی همه این مسائل نباید مانع گفتگو باشه.به هر حال ایران وآمریکا منافع مشترک زیادی در منطقه دارند.
فراموش نکنیم طالبان و صدام دشمنان ایران هم بودند که توسط همین آمریکا از بین رفتند.دعوای ایران و آمریکا شبیه جنگ گربه ها میمونه! هر کدوم یه پنجول میکشه میپره عقب!
بنظر من زمان گفتگوی مستقیم فرارسیده.
در همین رابطه پیشنهاد میکنم نوشتههای سری نگاه استراتژیک رو بخونید. شمارهی اولیش رو تازه نوشتم. اونجا در مورد همین مساله منافع مشترک و غیره صحبت شده.
میشه این پیام اگر با پاسخی درخور از طرف ایران همراه بشه شروع و قدم مثبتی برای این اقدامهایی که گفتید تلقی بشه.
امیدوارم.
این پست رو نیستم اصلن. هیچ جوره نیستم. انگار کسی که این پست رو نوشته هم اصلن نمی شناسم.
کاش بیشتر توضیح میدادید. به هر حال ممنون از اینکه نظرتون رو گفتین.
من یک سوالی برایم پیش آمد. آیا مجموعه کارهایی که آمریکایی ها بر علیه ما (با فرض شما که نظام ایران دقیقا مساوی است با ملت ایران و من نیز این را می پذیرم و قبول دارم) انجام داده اند از بمباران اتمی ژاپن که این همه انسان (نقل از ویکی پدیا که ۲۲۰ هزار انسان فقط ظرف ۲ روز در آن ذوب شدند) دردآورتر و خانمان سوزتر است؟ مستقل از پاسخ شما چرا امروز ژاپن یکی از بزرگترین متحدان آمریکاست و ما دشمن آمریکا؟
سئوال خوبیه. جایی میخوندم که ژاپنیها وقتی مورد تهاجم یا ظلم قرار میگیرن یا مثلا شکست میخورن به جای اینکه از دشمن نفرت به دل بگیرن، به این توجه میکنن که اون چه نکتهای داشته که باعث پیروزیش شده. این توی آموزههای تاریخی و فرهنگیشون هست که از دشمن یاد بگیر.
ما برعکس هستیم. ما کینه به دل میگیریم و انزوا پیشه میکنیم.
البته این رو فقط به عنوان یه نکته گفتم. مشکلات ایران و آمریکا دلایل دیگه داره.
سلام
بنظر من شما در تحلیل مطلب یک اشتباه کردید.اونم اینه که از کی میخواهیم به ماجرا نگاه کنیم.اگه بخواهی به مساله کودتا در زمان دکتر مصدق نگاه کنیم درسته آمریکا باید معذرت بخواد ولی در مطالبی که شما ذکر کردید به این نکته اشاره نشده بود.اگر بخواهیم بعد از گروگانگیری و اشغال سفارت آمریکا مسلرو نگاه کنیم ما هم به آمریکا معذرت خواهی بدهکاریم حتا اگر شانتاژهای جمهوری اسلامی رو هم بپذیریم و بگیم اونا اونجا جاسوسی میکردن بازم عرف دیپلماتیک اجازه اشغال خاک یک کشور یا سفارت را نمیدهد.حالا جرم ما هم کم نبوده،اشغال سفارت یعنی اشغال خاک آمریکا.حالا انتظار دارید آمریکا بیاد از ما تشکر کنه،هنوزم خاکش در اشغال ماست!!!بنابر این با هم در جنگیم تو جنگم ودکا پخش نمیکنن!!!!.مشکله من با آقای خامنهای اینه که میگن آمریکا بیاد رفتارشو درست کنه ماهم خودمون درست میکنیم.شما هم در همین راستا آمدین تحلیل کردید،اما گیرم که رفتار آمریکا بده حالا که بعد از ۳۰ سال دارن از گفتار ملایم استفاده میکنن چرا ما هم متقابلا در گفتار ملایم نباشیم،چرا همیشه روی نکته منفی بحث کنیم،بالاخره باید از یکجا شروع کنیم تا روابط درست بشه اونوقت میتونیم اموال مسدود شده یا تحریم هارو پشت سر بذاریم،اما متاسفانه آقای خامنهای میخوان از موضع یک رهبر دینی به موضوع نگاه کنن نه یک سیاستمدار،اینجا مساله جدایه دین از سیاست خودشو نشون میده،اگه حکومت دینی نبود انقدر این مساله مشکل نمیشد
موضوع حکایت مرغ و تخممرغه
دستت طلا
ارادت
بلغور کردن ….های صدا و سیما این روزها شده روشنفکری برخی از خارج نشینها.
————————————————————————–
بامدادی: بیادب گستاخ!
بلغور کردن فعلیه که بار منفی داره.
…. که به کار بردی حرف رکیکیه و به فضای نوشتهی من نمیخوره. اینجا که سر میدون نیست.
روشنفکری رو به عنوان یک ارزش منفی به کار بردی که اینطور نیست. این کلمه مفهوم ارزشمندی داره. چماق هم نیست که بکوبیش سر آدمهای گردنباریکی مثل من.
خارجنشینی رو به عنوان یک ارزش منفی به کار بردی. در حالی که نه خارجنشینی ضدارزشه و نه داخلنشینی ارزش.
در ضمن عبارتهایی که به کار بردی سرشار از تصورات و اتهاماته. از کجا میدونی من خارجنشین هستم؟ از کجا میدونی من ادعای روشنفکری دارم؟ چرا و به چه حقی به خودت اجازه میدی من رو ترور شخصیت کنی؟
به خودت نگاه کن، شاید از اینکه توی یک جمله اینهمه پرت رفتی و چرند نوشتی خجالت بکشی.
ارادتمند
بامداد
جناب بامدادی ؛
پستتون رو خوندم . کلا خواننده وبلاگتون نیستم . این رو هم چون چند باری در فرندفید شر شده بود خوندم .
راستش نمی تونم با نظرتون موافق باشم . هم من و هم شما می دونیم که آمریکا در طول این سی ساله و به ویژه پونزده سال اخیر ، بارها به اصطلاح چراغ سبز نشون داده ، و واکنش دولت ایران چه بوده ؟ جز اینکه فرصت سوزی کرده ؟ جز اینکه مذاکره با آمریکا تابو بوده ؟ جز اینکه برای اینکه نام معاهده رو بر روی توافقنامه الجزایر نذارن ، عنوان بیانیه بهش دادن ؟ جز اینه که ، رهبر ایران اجازه بر سر میز مذاکره نشستن رو نمی دن ؟
آقای بامدادی ،
در این جهان نامتحد ، هر دولتی به دنبال منافع خودشه . این یه مساله طبیعیه ولی وقتی دولت ایران نمی خواد به منافعش بپردازه ، تقصیر دیگران چیه ؟
در مورد مسائل هسته ای ، شک نکنید که اصل قضیه تقصیر ایران بوده . ایران بارها و بارها در طول این سال ها اجازه بازرسی به بازرسان آزانس رو نداده و یا – بر خلاف تعهداتش – فعالیت هاش رو گزارش نکرده . این ها همه خلاف تعهداتشه . بنابراین اتهام ها واهی نیستن . دست کم در ریشه های حقوقیش . بحث سیاسیش به کنار .
آقای بامدادی ؛
آیا دولت ایران به خاطر نقض حریم دیپلماتیک و اسارت 444روزه دیپلمات های آمریکایی عذرخواهی کرده که انتظار دارید آمریکا عذر خواهی کنه . می دونید که دولت ایران به خاطر این کارش به عنوان یک مدل ناقض قوانین مسلم دیپلماتیک در دانشکده های حقوق دنیا و ایران ، تدریس می شه ؟ مطمئنا دخالت های آمریکا در ایران درست نبوده و عذرخواهی هم لازمه ، ولی شما فقط یک روی قضیه رو می بینید ؟
آقای بامدادی ؛
آیا چیزی درباره دیوان ایران – آمریکا شنیده این ؟ اگر به وجود موثر این دیوان توجه می کردید متوجه می شدید که ایران هیچ دارایی بلوکه شده ای نداره ، چون همه اون دارایی به گفته شما بلوکه شده ، و حتی مبلغی بسیار بیشتر از اون ، صرف پرداخت غرامت به شهروندان آمریکایی شده به علت شکست ایران در دعاوی مطروحه در اون دیوان .
آقای بامدادی ؛
با وجود روابط بسیار تیره ایران و آمریکا در طول سی سال گذشته ، دولت آمریکا ، هرگز نام مجاهدین خلق رو از لیست گروه های تروریستی ، خارج نکرده . این نشونه چی می تونه باشه ؟
آقای بامدادی ؛
بحث تخصیص بودجه و … این ها همه درست ، اما لطفا کمی بیندیشید .
به این که دولت آمریکا نخستین دولتی بود که حکومت جمهوری اسلامی رو به رسمیت شناخت ، پس … چی شد … ؟! چه اتفاق هایی در این سال ها افتاد که به اینجا رسید ه ایم ؟!
دولت ایران چندان دولت پاکدستی نیست . نه تنها پاکدست نیست بلکه سیاست خارجی قدرتمند و منطقی ای هم نداره . ضمن اینکه خیلی وقت ها کارهایی کرده کاملا بر خلاف تعهدات بین المللیش . قضایای میکونوس ، گروگان گیری ، ادعای محو اسراییل و … رو که فراموش نکرده این ؟!
من نمی خوام دولت آمریکا رو پاک و بی گناه نشون بدم ولی می خوام به یاد داشته باشید که از ماست که بر ماست !
آقای بامدادی ؛
یکی از مهم ترین ابزارهای گفتگو و پیشبرد مناسبات در جامعه بین المللی ، مذاکره است . تا مذاکره ای در کار نباشه ، تا دیوارهای بی اعتمادی فرو نریزه ، تا دولت ها شفاف از اونچه که از روابطشون انتظار دارن ، سخن نگن ، هیچ کدوم از اون توقعاتی که شما از دولت آمریکا دارین برآورده نمی شه .
حرف برای گفتن خیلی زیاده ، ولی راستش تنبل تر از اونم که بیش از این به خودم زحمت گفتن بدم . تا الان هم خیلی زیاد گفتم و پرگویی کردم .
با سپاس .
دوست عزیز افرا:
صداقت شما دربارهی اعتراف به اینکه خوانندهی من نیستید و همین طور تنبلی در نوشتن قابل تحسینه. البته دومی رو قبول ندارم چون کامنت خوب و مفصلی نوشتید
من به جای اینکه مورد به مورد پاسخ بدم به صورت کلی نظرم رو خدمتتون عرض میکنم.
برای بررسی هر پدیدهی تاریخی باید زمینهها و بسترها رو در نظر بگیریم وگرنه بررسی دقیق و درستی نخواهیم داشت. بله، کیه که حمله به سفارت آمریکا و گروگانگیری دیپلماتهای آمریکایی رو تایید کنه؟ اما تاریخ پشتش چی بود؟ حافظهی تاریخی پشتاش چی بود؟ شرایط ایران در آن روزها چطور بود؟ برای اینکه حسی از ذهنیت انقلابیون و حتی بخش بزرگی از مردم ایران داشته باشید این جملهی یکی از مهاجمان به سفارت آمریکا را در نظر بگیرید:
«شما حق ندارید گلایه کنید، چون اگر ما سفارت شما را به گروگان گرفتیم شما در عوض در سال 1953 کل ملت ما را به گروگان گرفتید» (اشاره به کودتای آمریکایی علیه مصدق).
+++++++++++++++++++++++++++++
برخلاف آنچه اشاره کردید، این طور نبوده که آمریکا مدام به ایران چراغ سبز نشان دهد و هی ایران رد کند. در واقع اوضاع کاملا برعکس است. کاملا برعکس. حرفها و تعارفها را بگذارید کنار و عملکرد را ببینید.
آمریکا به صورت سیستماتیک و پیوسته فشار بر ایران را افزایش داده و بارها دست همکاری ایران را پس زده و درخواست ایران برای گفتگو و برقراری رابطه را بیتوجه گذاشته.
ایران در افغانستان به آمریکا کمک کرد. در عراق همینطور. در سال 2003 رسما دولت ایران به دولت آمریکا اعلام کرد که حاضر به مذاکره و مصالحه در همهی زمینههای مورد اختلاف است. پاسخ آمریکا چه بود؟ افزایش هولناک نیروهای نظامی در منطقه، افزایش تهدیدها علیه ایران و سنگینتر کردن تحریمها و حلقهی محاصره علیه ایران، تصویب بودچه برای ناپایدار کردن ایران و ….
شکی نیست که راه بیشبرد روابط از جادهی مذاکره و دیپلماسی عبور میکند اما دیپلماسی با زورگویی جواب نمیدهد. هم اکنون بعد از این همه خصومتورزی و اعمال فشار مستقیم و غیرمستقیم علیه ایران و ایرانیان، این نوبت آمریکاست که چراغ سبز نشان دهد.
با تشکر از کامنت شما و اینکه بد گذراندید و به بامدادی سر زدید. به هر حال مقدم شما همیشه گرامی خواهد بود، به خصوص اگر مخالف باشید.
ارادتمند
بامداد
آقای اوباما! بع … بع …
مودب باشید.
نوشته ها و گفته های ایرانیان بیشتر نمایانگر نداشتن اطلاعات کافی جهت اظهارنظربرمبنای وقایع است وازآنجاییکه اپوزیسیون فرصت طلب ومقلدایران که اکثر آنان امروز جزو سرمایه ثابت کافه «صدای آمریکا» شده اند طبق تحلیل های کافه ای خود خواهان موافقت هر چه زودتر ایران با » هدیه اوباما» هستند و در وبگاه های مختلف نوشته اند که ایران نباید «این فرصت طلایی » را از دست بدهد. عده دیگری از این اپوزیسیون خارج نشین و داخل نشین مانند صادق زیبا کلام طبق همیشه از قدمهای
مثبت آمریکا » درجهت صلح» قدردانی کرده و دولت ایران را مسئول سازمان دادن مردم ایران حول یک «دشمن» دروغین جهت ابقای حکومت اسلامی معرفی کرده و «شکست روابط» این روابط را از هم اکنون پیش بینی کرده و آب پاکی را بر روی دست مردم ریخته اند.
همانطوریکه دوستان می دانندبرای کشورهاهیچ چیزی جز «منافع» دائمی نیست. بنابراین روابط خصمانه ایران و آمریکا به نفع این دو کشور که از لحاظ تاریخی همیشه در کنار هم بوده اند نیست. این روابط خصمانه فقط می تواند در جهت منافع اسراییل و حتی روسیه باشد نه آمریکا. ولی از آنجاییکه سیاست های خارجی آمریکا مانند کانادا شدیدا» تحت تأثیر لابی یهودیان به نفع منافع اسراییل به بازی گرفته شده است و از این رو نئوکانها منافع اسراییل را با تبلیغات گمراه کننده بعنوان منافع آمریکا قلمداد کرده اند که خوشبختانه در
سالهای اخیر این موضوع کمی شکافته شده است و مخالفانی را با خود بهمراه آورده است.
اوباماکه با شعار» تغییرات»انتخابات را برداکنون بامسئله عظیمی مانند لابی یهودیان مواجه است که در این موقعیت بد اقتصادی نمی تواند این لابی را علیه خود فعال نماید. بنظر من اوباما برای اینکه انتخاب شود و عضوی از الیت گردد می دانست که لابی را باید راضی نگه دارد بهمین جهت دردوران انتخابات به کنفرانس ایپک رفت و سرسپردگی خود را بیشتر از همه – حتی کلینتون و مک کین-دراین کنفرانس به اثبات رساند. او در ضمن سخنرانی در حضور صهیونیستها گفت:
«تماماورشلیم بعنوان پایتخت اسراییل را برسمیت می شناسد.» هیچ کاندیدایی درتاریخ رییس جمهوریت ، حتی سفید پوست ، تا این حد خود را برده لابی نشان نداده بود.ولی این سرسپردگی درصد انتخاب شدنش را در بین یهودیان بسیار بالا برد.
بنابراین ایرانیان نه تنها به گفتاراوباما باید توجه کنند بلکه اعمال و تصمیم گیری هایش را هم مورد توجه قراردهند.
امروز لابی صهیونیسم برای گمراه کردن جامعه جهانی در نقشه های خودجهت بزیر کشیدن ایران تغییراتی – بعلت انتخاب
اوباما – داده است. انتخاب اوباما – بقول جیمز پتراس اولین رییس جمهور یهود – با برنامه های آمریکا و اسراییل هم خوانی دارد زیرا انتخاب یک سیاه پوست – بخیال هیأت حاکمه – می تواند تا اندازه ای وجهه آمریکا را در جهان بهبود بخشد و به پیاده کردن برنامه هایشان در آسیای مرکزی – خاورمیانه – وآفریقا از جمله سودان و زیمباویوه کمک رساند.
اوباما با فرستادن این پیام ، مردم ایران و هیئت حاکمه را مورد خطاب قرار داد و از تهدید های تکراری حذر کرد. درضمن از آنجاییکه آمریکا به کمک ایرانیان احتیاج دارد از طریق اوباما و همنیطور شیمون پرس با برجسته کردن تمدن ایرانی و دستآوردهایش بخیال خودهندوانه های زیادی رازیربغل ایرانیان قرار دادندکه مردم ایران رابا خود همراه سازند. هدف از این برنامه اینست که توپ را باصطلاح در حیاط ایران بیاندازند و در صورت شکست مذاکرات ایران را گناهکار و مسئول به جامعه جهانی معرفی کرده و کشورهای بیشتری رابرای اجرای سیاستهای تنبیهانه با خودهمراه سازند. بهمین جهت ایران باید بسیار هشیار بوده و با شناخت کامل از سیاستهای صهیونیستها اهداف آنان را مانند گذشته نقش بر آب سازد.
اوباما بجز این پیام تمام سیاستها و اعمالش تابحال در جهت حفظ منافع صهیونیستها و علیه منافع ایران بوده است و هیچ مدرکی ندارد که غیر از این را ثابت کند. انتخاب دنیس راس بعنوان مشاور در امور خلیج فارس ومسائل ایران انتخابی است که از طرف صهیونیستها به اوباما تحمیل شده است واو هم قبول کرده است. انتخاب کلینتون بعنوان وزیر امور خارجه و معاون رییس جمهور- جوزف بایدن که خود را یک صهیونیست وفادار غیر یهودی معرفی کرده است – از طرف لابی به اوباما حقنه شده است زیرااین افراداز مهره های قابل اعتماد صهیونیسم بشمار می روند.
دنیس راس در زمان کابینه کلینتون نماینده آمریکا در امور مربوط به اسراییل و فلسطین بود که با حقه «پروسه صلح» در حقیقت صلح را درقفس زندانی کرده تاوقت بیشتری برای اسراییل بمنظور گرفتن زمین های بیشتر بخرد . درزمان او بالاترین درصد شهرک سازی درتاریخ اسراییل باهمت دنیس راس پیاده شد.دنیس راس دراین مدت خودرا بعنوان مهره صهیونیسم برای حفظ منافع اسراییل – نه آمریکا-به دنیاثابت کرده است.ایران ازانتخاب دنیس راس اظهار نارضایتی کرد ولی حرفش بجایی نرسید. در حقیقت حرف اوباماهم بجایی نخواهدرسید زیرا هفته گذشته شخصی بنام «چارلز فریمن» که برای سازمان ملی امنیتی آمریکا از طرف اوباما درنظر گرفته شده بود توسط لابی اسراییل به زیر کشیده شد. این فرد از طرف لابی به ضد اسراییل بودن متهم و از گردونه خارج گردید. جالب اینست فریمن که فقط انتقاد کوجکی از سیاستهای مخربانه نئوکانها در مورد جنگ عراق کرده بود توسط شخصی بنام استیون روزن – که اکنون منتظر محاکمه خود به اتهام جاسوسی برای اسراییل نشسته است – بزیر کشیده شد. آمریکاییان آزاده و دیگر سیاستمداران از این روند بسیار نگران شدندو در مطبوعات منعکس ساختند که اوباما حتی نمیتواند کاندیدای خود که بمنظور حفظ منافع آمریکا انتخاب شده بود را بر مسندنشاند چگونه می تواند در مقابل لابی اسراییل درمورد ایران ایستادگی و مقاومت کند؟ بنابراین اوباما وقتی از طرف مشاورین تشویق می شود که برای بدست آوردن اذهان عمومی ایرانیان شعر زیر را بخواند:
بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند
آقای خامنه ای هم می تواند در جواب بگوید : دوصد گفته چون نیم کردار نیست
اوبامااگربخواهد همچنان خواسته های اسراییل رااز طریق دنیس راس بر ایران تحمیل کند مسلما» به نتیجه نخواهد رسید چون همانطوریکه الیت نظامی آمریکا نظیر ویلیام مودن هم در گذشته اظهار نظر کرده اینست که:
{ما می توانیم ایران اتمی را مانند شوروی مهار کنیم زیرا نگرانی های ایران که توسط کشورهایی نظیر آمریکا، روسیه ، پاکستان ، اسراییل و هند با هزاران سلاح اتمی محاصره شده است قابل درک است.}
ایران خواهان روابط وهمکاری بر مبنای منافع مشترک است. غنی کردن اورانیوم در داخل کشور مانند اعضاءدیگر آن پی تی حق مسلم ایران است و ایران نباید بعلت سیاستها ی لابی اسراییل ازاین حق محروم گردد.ایرانی ضعیف بنفع هیچ کشوری جزاسراییل و روسیه نیست. بنابراین شناخت منافع ایران توسط اوباما از ارکان مهم بهبود این روابط است زیرا دو کشور منافع مشترک دارند. ما منتظر شناخت این منافع هستیم.
ممنون از کامنت مفصل شما.
ژنرال آمریکایی که چند ماه پیش فوت شد ویلیام اودم نام دارد نه ویلیام مودن. عذر می خواهم.
من نمیدانم افرادی مانند » افرا» در کدام کره زندگی می کنند که اینقدراز اوضاع و وقایع به دورند. آمریکا به ما بلیونها دلار بدهکار است و باید این پول را با سود آن به ملت ایران برگرداند. ما به کدام شهروندآمریکایی بدهکار هستیم؟ شاید منظورتان صهیونیستها ی آمریکایی است که یکی دونفر از آنها در اسراییل – سرزمین فلسطین – در اثر بمب کشته شدند و گوشه ای از ترور اسراییل که این افراد ازآن حمایت می کنند را چشیدند باشد؟ اسراییل باید در مقابل کشتار عظیم مردم و کودکان فلسطینی منتظر عکس العمل باشد زیرا مردم بومی نمی توانند همیشه گوشت دم توپ اسراییلیها باشند. بعضی وقتهااین جنایتکاران توسط مردم بومی مورد هدف قرار می گیرند. برای پایان دادن به این اوضاع اسراییل باید به اشغال فلسطین خاتمه داده و شهروندهای صیهونیست هم بایددست از حمایت این دولت نژاد پرست بردارند. بجای این، یک مشت افراد متکبر و پول پرست از قدرت لابی یهودیان در آمریکا استفاده کرده و سعی در چاپیدن اموال مردم ایران رادارند. این افراد که یکی دونفر را در جریان بمب گذاری حماس در اسراییل از دست داده اند، بااستخدام وکیل های فرصت طلب و پول پرست شکایت از حماس به دادگاه بردندو چون حماس ثروتی ندارد به دنبال دارایی های ایران درآمریکا واروپا روان شدند که ایرانیان را هم مانند دیگر کشورهای اروپایی غارت کنند. آمریکا با کشتار روزانه مردم افغانستان و عراق و پاکستان در مجالس عروسی ، مدرسه ، عزاداری نه تنها عذری نمی خواهد بلکه غرامتی هم به هیچکس نداده ودر صورت فشار سازمانهای گوناگون 500 دلار یا حداکثر 1000 دلار به یک خانواده – آنهم خیلی بندرت پرداخته است.این متکبرین صهیونیست در دادگاههای قلابی و مغرضانه برای دو نفراز فامیل خود از طریق قاضی های مغرض و حامی صهیونیسم میلیونها دلار بر روی کاغذ ازایران – با بهانه به اینکه ایران از حماس حمایت می کند – بخیال خود تلکه کرده اندو سعی دارند مانند گرفتن بلیونها دلار از آلمان ، سوئیس ، و کشورهای دیگر ایران راهم غارت نمایند. زیرا این متکبرین خود را از «قوم برگزیده» دانسته ولی فلسطینی ها را نه تنها انسان نمی دانند بلکه در حمایت از دولت نژا د پرست اسراییل از هیچ گونه کمکی هم در یغ نمی کنند.
شمادزدیهای این اشخاص را نادیده گرفته اید و با دادگاههای قلابی و مغرضانه هم صدا شده اید؟ اسراییل دهه هاست که نه تنها سرزمین فلسطین را اشغال کرده بلکه با بهانه های مختلف قصد دارد تمام فلسطین را هم با کشتن ونابود کردن افراد بزیر کنترل خود کشد. اسراییل با کشتن نوزادان و کودکان با بمب های فسفری و اورانیوم موفق شده بیش از 85 درصد سرزمین فلسطین را دزدیده و سبب بی ثباتی فلسطین و منطقه گردد. اسراییل با تروررهبران فلسطینی وافراد دیگر، مردم فلسطین راداغدار کرده است . مشهوداست که فلسطینی ها هم در مقابل اینهمه ظلم و ستم و آدمکشی و آدم ربایی و زندانی کردن افراد عکس العمل نشان دهند. این مردمان از خود راضی وقتی کسی را از دست می دهند نه تنها به اعمال فاشیستی خود نگاه نمی کنند بلکه از آنجایی که نفرت و تکبر در مدت طولانی جزو خصوصیات آنان شده سعی دارند که بیشترین ضربه را بر آن گروه وارد
آورند. خواندن مقاله زیر جهت شناختن روانشناسی این گروه را به همگی توصیه می کنم.
http://www.dissidentvoice.org/2009/03/war-on-terror-within-the-end-of-jewish-history/
اگر قرار بود سوالهای شما میدانی برای طرح پیدا کنند از نظر من میبایست پیام اوباما این چنین میبود:
http://blogs.tnr.com/tnr/blogs/the_plank/archive/2009/03/20/tnrtv-kirchick-s-new-year-greeting-for-iran.aspx
میدانید چرا این پست شما باعث میشود که دیگران از جمله من کمی باغیض کامنت بگذارند؟ برای اینکه شما هم به مانند اوباما ملت و جمهوری اسلامی را مساوی هم قرار داده اید؟ که این از دو حالت خارج نیست. یکی آنکه شما هم به نوعی دست در دست این رژیم دارید و یا کم تجربه و کم اطلاعید. و این همان چیزی است که نوشته شما در وحله اول ناخودگاه مرا برآشفت. آیا شما به من حق میدهید؟
بحث مساوی گرفتن ملت و جمهوری اسلامی نیست. بحث اینجاست که مواردی که ذکر شد (تحریمها، تهدید نظامی، حمایت از صدام، حمله به هواپیمای مسافری، و …) حرکتهایی است که عملن بر ضد «مردم ایران» انجام شده است.
حکومت کجا بود؟ مردم قربانی اصلی سیاستهای آمریکا در قبال ایران بودهاند و هستند.
همانطور که قبلاً گفتم شما نگاهی یک جانبه داردید ( خیابانی یک طرفه). البته من میتونم بفهمم کسی که در جمهوری اسلامی رشد و نمو کرده و افکارش ساخته شده بتواند مشکل این دو سمئله را از هم جدا کند. ولی برایم جالب است که شما خودتان در جائی گفته اید که باید مسائل را در کنسپت تاریخی خودش دید، ولی وقتی برای مثال به حمله هواپیمای مسافری میرسد کنسپت تاریخی را فراموش میکنید و یکدفعه آمریکا «شیطان بزرگ» میشود و ایران ( بخوان رژیم ولایت فقیه) قربانی. این آن جائی است که من با دید شما مشکل دارم. اگر اشتباه نکنم شما به تازگی راهی خارج از کشور شده اید و باز اگر اشتباه نکنم به دایره دوستان ایرانیان ضد بوش ( فقط ضد بوش و دیگر هیچ) و دوستدارن ادوارد سعید پیوسته اید.
من نه وقتی بوش ما را محور شرارت نامید خودمان را شرور پنداشتم و نه حالا که اوباما مارا ملتی بزرگ با دستآوردهای بزرگ مینامد به خود غره میشوم.
اما در عجبم که چرا عدهای فکر میکنند که هیچ کدام از کارهایی که غرب میکند بر ضد مردمِ ایران نیست. که آشکارا هستند
خطاب به رهگذر: این کامنت شما بر خلاف قبلی دیگه ارزش پاسخ دادن نداره. چون به جای بحث کردن به برچسب چسباندن و ترور شخصیت من بر اساس توهمات و اتهامات بیپایه پرداختهاید.
متاسفم.
سلام
سال نو مبارک
خیلی وقت بود یک تحلیل خوب و منصفانه و در عین حال دقیق نخونده بودم. همه یا اینوری افتاده بودن، یا اونوری. اما این تحلیل شما خیلی خوب بود. ممنون
بعضی از دوستان در کامنت ها گفته بودن ایران برای گروگانگیری توضیح بده. خیلی ببخشید دوستان! فکر نمی کنید قبل از اون جناب آمریکا درباره جاسوس هاش در خاک ایران باید توضیحاتی بده؟ جاسوس هایی که جاسوس بودنشون مستنده.
فکر نمی کنید امریکا درباره حمله طبسش باید توضیح بده؟
بقیه اش پیشکش.
پیام جناب اوباما یک نگاه از بالای دیگر بود. من به عنوان یک ایرانی، وقتی خواندمش، احساس کردم که یکی بالای سرم با چوب ایستاده است. من اوباما را فقط یک رییس جمهور با اخلاق انگلیسی می دانم. او انگار اصلا امریکایی نیست. مرموز است!
با یک رییس جمهور مرموز باید مرموز برخورد کرد. دیگر بوش سرکار نیست که کارهایش شلوغ کاری باشد.
ببخشید! طولانی شد!
ممنون
ممنون نکته ای را ناگفته نگذاشتید.
[...] به پیام نوروزی آقای اوباما خوش بین نباشم؟ (بامدادی) (+) فیلم پیام نوروزی آقای رئیس (سایت کاخ سفید) (متنی – صوتی [...]
با سلام خدمت تمام دوستان باید عرض کنم تمام چیزهای که آقای بامدادی نوشتند به نظر من فقط یک برخورد احساسی میباشد که با پیام اوباما دارند قبل از هر چیز بگم من نه موافق اوبا ما هستم نه رژیم چون در اساس خودم رو یک چپ می بینم و نمی خوام در این نوشته کوتاه هم باورهای خودم رو دخیل کنم . اما هر کدوم از شما هر وقت که بخواهید مطلبی رو بنویسید باید به موقعیت تاریخی مطالب تون توجه داشته باشید.بهتره به پیشنهاد های آقای بامدادی برسیم .
«نیروهای نظامی گستردهی آمریکا در خاورمیانه که برای چندصد بار نابود کردن ایران کافی هستند را کمتر میکردند.»
عزیز جان مثل اینکه شما از قافله خیلی عقب هستید یا اصلا در مطالب هیچ مطالعه ای نداشتید .در جواب به شما و آن عزیز مفلوک و فریب خورد ه که فرموده بودند .در رابطه با جریان گروگانگیری ها که آمریکا باید بخاطر جاسوسی از ایران عذر بخواد باید به همه تون گفت هیچ مادری برای زیر نظر داشتن فرزندش از فرزند خودش اجازه نمی خواد امیدوارم گرفته باشید
علت گروگانگیری رو هم باید در متن تاریخی خودش قرار بدیم جمهوری اسلامی با شعار ضد امپریالیستی سر کار آمد و توانست حمایت گرو های ضد امپریالیستی رو جذب کنه حالا چنین رژیمی که خودش ساخته دست امپریالیست بود مانند خمرهای سرخ چگونه باید این حرف مفت خودش رو ثابت میکرد که هم وجهه مثبتی در داخل پیدا کنه هم نفعی برای خالق خودش اگه شما نمی دونید برید اسناد رو مطالعه کنید یکی از بزرگترین منفعت های که در جریان گروگانگیری بدست آورد بهانه ای بود که آمریکا با استفاده از آن توانست ناو جنگیش رو به خلیج فارس بیاره حالا شما می گید نیروهاش رو کم کنه. این رژیم بیشتر به یک سوداگر شبیه تا یک دولت سوداگری که به جز سود به هیچ چیز پایبند نبوده و پرستیژ و این جور مسائل براش کشکه عمو
برگردیم به جنگ ایران وعراق : ایران بهتر بگم رژیم بزگترین بهره رو از جنگ هشت ساله برد جنگی که برای آدم های کودن دفاع مقدس نام گرفت قبل از بررسی به این موضوع میخوام نکته ای رو براتون بگم در زمان جنگ مسلحانه کردستان زمانی که هیئت نمایندگی برای مذاکره که طالقانی و داریوش فروهر و عزت الله سحابی و چند تن دیگه بودن به سنندج اومدن استاندار وقت روبه سحاب میگه آیا شما واقعا برای مذاکره با مخالف ها اومدید در جواب میگه ما اومدیم وقت بگیریم تا جایگاه خودمون رو تو مرکز محکم کنیم بعد از شش ماه دیدیم که چه جنایتی رو انجام دادن برادر میهن پرست ایرانی . بی شعورهای مذهبی توهین به آدم های مذهبی نشه تو تهران برای جهاد بر ضد کرد ها تو تهران و اصفهان تظاهرات میکردند جنگ یک بزار برای
پایدار نمودن رژیم های توتالیتر ه که ایران از این ابزار به خوبی استفاده کرد برید شورای انقللاب فرهنگی رو بررسی کنید . دلبندم حالا شما میاید میگید اوباما عذر خواهی کنه . اصلا دلیل تشکیل دولت جمهوری اسلامی رو میدونید یا نا دانسته حرف میزنید .دلیلش این بود تا علاوه بر سرکوب نیروهای انقلابی و ترقی خواه در ایران انقلاب را به ضد انقلاب تمام عیار تبدیل کند . واهرم فشاری باشد برای کشورهای عربی که این یکی کاملا واضح و آشکار است اینها رو برای شبنم خانم میگم تا بفهمه شما که انفدر سنگ فلستطن رو میزنید که اونهم دروغ محضه لطف کنید به کردستان تشریف ببرید و جنایت های حکومت امام زمان تان را مشاهده کنید که سی سال پیش چی بر سر این مردم آورد و امروز روز هم مرتب کوهستان های قندیل رو بمباران میکنه اونهم فقط به مردم بی دفاع حمله میکنه براستی شم دارم از اینکه خودم رو هموطن چنین آدم های بدانم چراغی که به خانه رواست به مسجد حرامه . تا زمانی که امثال شبنم خانم وجود داره و دنبال خرافات و دروغ میرند هنوز تو زباله دان تاریخ میگردند تا اشغالی رو پیدا کنند بعد پوز میهن پرستی و تمدن تاریخی و اینجور کشک ها رو بدن ایران اگه سراسر گیتی رو فتح کنه هنوز هیچ حرفی برای گفتن نداره . در کجای جهان انسانی برای داشتن اندیشهیی متفاوت باید زندانی و اعدام بشه خیلی دوست دارم این شبنم خانم جواب بده . راستی شبنم خانم میشه بگید این جنبش حماس که انقدر قیم تون آیت الله خامنه ای دوستشون دارند با رهبری شیخ یاسین برای چه مقصدی تشکیل شد.میشه بگید چر آیت الله خمینی به فرانسه رفت زحمت بکشید یه تماس با آقای ابراهیم یزدی بگیرید راستی زمان جنگ ایران سلاح هاش رو از کجا تامین میکر د البته اگه دوستان درون رژیم هم کمکش کنند بد نیست
لابد فکر کردی مثلا اگه اون پولها آزاد شه چیزیش به ملت میماسه، آره؟!
باسمه تعالی
با سلام و تبریک سال نو
متاسفانه آقای اوباما هم درگیر همان اطرافیان و مشاوران روسای جمهور قبلی هستند و ودر حال وهوای گذشته سیر می کنند و با این توهمات دارند وقت خودشان را تلف می کنند. آقای اوباما باید چند کار را همزمان انجام می دادند
1-چند مشاور بی طرف و با سواد و دلسوز نسبت به مردم دوکشور ایران و امریکا از دانشمندان داخل و خارج ایران و دارای تابعیت ایرانی و امریکایی انتخاب می کردند و هنوز هم دیر نشده است.
2-ارتباط خودرا با مردم ایران واقع بیانانه می کردند و دیداری اهم با مردم ایران از طریق شبکه های اینترنتی و تلویزیونی برقرار میکردند .
3-سعی میکردند با اتخاذ تدابیر بهتر نظر مردم ایران را در زمینه ارتباط مفید و مژثر از طریق یک همه پرسی جویا می شدند یعنی از مردم می خواستند از طریق یک وب سایت خواسته های خود را از دولت امریکا بگویند و بعد از آنالیز این خواسته ها سیاست های خودرا اتخاذ می نمودند.
5-از رشد بخش خصوصی در ایران حمایت می کردند و اقدامات جبرانی بیشتری را در پیش می گرفتند. اقدامات شعاری در ایران امروز جواب ننی دهد باید مقدارزیادی به مردم توجه کنند. اقدامات تهدید آمیز باید کنار گذاشته شود ومذاکره الکی فایده ندارد
5-بیاد داشته باشید عقب مانده گی های ایران حاصل دخالت های دولت و حامیان امریکا تلقی شده است
اغلب «دانشمندان» دارای تابعیت آمریکا- ایران باید منافع
آمریکا و بخصوص صهیونیسم را پیاده کنند وگرنه شغل خود را ازدست میدهند. ایرانیان مطرح در آمریکا مسلما» با منافع آمریکا و صهیونیسم که علیه ایرانست همراه و همکاری دارند. آذر نفیسی، سبحانی، میلانی، سازگارا،هوشنگ امیراحمدی وحتی تریتا پارسی نمی توانند بعنوان شهروندآمریکایی منافع ایران را اولویت دهند.یکی از همین «دانشمندان» آمریکایی – ایرانی بنام «ولی نصر» پسر دکترحسین نصر از نزدیکان دربار قبلی و نزدیک به فرح پهلوی در سمت مشاور»ریچارد هولبروک» – یکی از صیهونیستهای طرفدار اسراییل که در جنایات بالکان رل اساسی را در کابینه کلینتون بعهده داشت – بعنوان مسئول مسائل افغانستان ازطرف اوباما تعیین شده- مشغول کار است. ولی نصر نظرات لابی اسراییل را در بین ایرانیان تقویت می کندو نمی تواند قابل اطمینان باشد چون اگر قابل اطمینان بود بهیچوجه از طرف لابی اسراییل بعنوان مشاور ریچارد هولبروک انتخاب نمی شد. ایرانیان نباید گول «ایرانی بودن» افراد را بخورندزیرا این نوع افراد آنقدر جاه طلبند که بخاطر آن همه چیز حتی انسانیت را فراموش می کنندوبادشمن همقدم میشوند. ایرانیان بدانند که کسی را بخاطر «دانش» بر نمی گزینند بلکه بخاطر منافع الیت آمریکابه اجاره می گیرند.بنابراین اوباما اگر واقعا» به دنبال دیپلماسی و روابط بهتر بمنظور حفظ منافع دوکشوراست، باید اول ازهمه جاسوس اسراییل بنام دنیس راس که از طرف لابی اسراییل به او تحمیل شده و دانشی در مورد ایران و تاریخ ایران ندارد را اخراج کرده و افراد صاحبنظر و خیر خواه بنفع منافع دو کشور مانند «ساسان فیاض منش» استاد و رییس بخش اقتصاددانشگاه کالیفرنیا یا حتی خلید خلیدی استاد دانشگاه کلمبیاکه به اوباما نزدیک است را بعنوان مشاور برگزیند تا گره ای ازگره ها گسسته شود.وجود چنین مشاورانی تمدیدتحریمهای غیرقانونی که بنفع هیچکس جزاسراییل نیست را حتما» بنفع آمریکا و بهبود منافع ارزیابی نمی کرد و شعر خوانده شده سعدی توسط اوباما بیشتر به دلها می نشست زیرا
در این حالت دیگر احتیاجی به این نبود که کسی بگوید:
بزرگي سراسربه گفتار نيست / دوصد گفته چون نيمکردارنيست
اوباما بايد روزي صد بار از ما عذرخواهي كند
آآخر ما ايراني هستيم
وبخش اعظم توليد علم و صنعت و تكنولوژي و فرهنگ و اقتصاد و… دنيا كار ماست .
[...] 7, 2009 نوشته بامدادی درباره پیام نوروزی اوباما من را یاد زمانی انداخت که در [...]
[...] احساس گرایی و قضاوت ناعادلانه بد دردی است « لویاتان نوشتهی لویاتان در انتقاد از نوشتهی من دربارهی پیام نوروزی اوباما. [...]
I will translate this post English and I’ll publish it in your name.
جواب پیام نوروزی آقای اوباما خطاب به ایرانیان
آقای اوباما رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا
این پیام اکثریت مردم داخل و خارج ایران است که به شما می گویم .
مقدمه :
آقای اوباما شما میدانید که در 34 سال پیش دموکراتها بودند که با حمایت خود از آقای خمینی وی را بر سر کار آوردند . شما باید به عنوان نماینده حزب دموکرات از این انتخواب شرمسار باشید و سعی در برطرف کردن لکه ننگی برای مردم ایران و جهان باشید که به خاطر برای بر سرکار آوردن نظام فاشیستی-کمونیستی و به ظاهر اسلامی ایران به آنها تحمیل شد .
به لیست قسمتی از دارائیهای مقامات سیاسی-نظامی-دولتی جمهوری اسلامی و فرزندان آنها که در طی این سالها با دزدی از مردم ایران به دست آورده اند و در رسانه های جهان (CNN)منعکس شده است نگاهی بکنید. شما اینها را تحریم نکردید و فقط مردم ایران و راه درآمد آنها و صادرات و واردات مایحتاج اصلی و غذائی آنها را مسدود کردید . با سقوط ارزش ریال و بالا رفتن دلار توان مردم ایران را برای مسافرتهای خارج و دیدن واقعیتهای جهان و زندگی دیگر ملل و مقایسه آن با خودشان و دروغهای حاکمانشان را بستید .
اصل موضوع پیغام :
اگر شما واقعا نگران مردم ایران هستید و می خواهید به آنها کمک کنید:
پس لطفا قانونی را به تصویب برسانید تا اولا مقامات ایرانی چه قبل از داشتن پست و چه بعد از آن حق افتتاح حساب شخصی و خرید سهام و املاک و سرمایه گذاری شخصی در خارج از کشور را به میزان بالای 500هزار دلار نداشته باشند . اگر آنها میخواهند چنین کاری را انجام دهند باید در مجامع بین المللی و پولی و حقوقی ثابت کنند و بررسی شود که آین درآمد از چه راهی بدست آمده است و اینکه با میزان حقوق و مزایای آنها در طی پستهائی که تابحال داشته اند همخوانی دارد یا خیر . و اینکه آنها را از راه غیر قانونی و قاچاق و رانت خواری و پولشوئی و با دزدی و اختلاس و راههای غیر قانونی(از نظر قوانین قانون اساسی ایران و قوانین پولی و حقوقی بین المللی ) به دست آورده اند یا نه.
اگر این درآمدها غیر قانونی و غیر معقول و نامعلوم است پس باید آن حسابها بسته شود و سهامها فروخته و املاک و سرمایه هابه مزایده گذاشته شود و باید پول آنها به صندوق ذخیره ارزی ملی و دولتی ایران ایران ریخته شود تا خرج مردم داخل ایران شود . لا اقل مجلس نیم نگاهی به آن دارد و حداقل یارانه مردم ایران را آقای احمدی نژاد از آن محل برداشت میکند .
باید این اقدامات نیز در رسانه ها و دادگاه ها بین المللی پیگیری شود.تمام
عاقبت مردمان ایران کی از خواب بیدار می شوند؟!
من سال گذشته (اواخر ۲۰۰۹) شماره حساب ولیست اسامی برخی ازگردانندگان درجه یک جمهوری اسلامی را تحت یک مقاله «افشای حساب بانکی های سران جمهوری اسلامی ایران در خارج» منتشر نمودم که امروز هنوز بخشی از آن مقاله در سایت زیر مانده است.
baloochistan.blogspot.com
اخیرا لیست دیگری به دستم رسیده که اسامی جدیدی در آن هست و برخی از اسامی لیست قبل رانیز همراه دارد. لذا لازم دانستم برای یادآوری مجدد این مقاله و مطلب جدید را بنویسم. این بار روی سخنم، مستقیم با سران مسلمان این رژیم است که اگر صحت ندارد، درباره آن موضع بگیرند و اگر واقعیت دارد، شهامت نشان دهند و با مردمان ملتهای ایران این حقیقت تلخ را درمیان بگذارند و باصطلاح ارادت و بندگی خود به اسلام را ثابت کنند! آیا این دزدیهارا اسلام به آنها یادداده است؟ اگر پاسخ مثبت است، آیا اسلام بغیر از دروغ و دزدی و نیرنگ راه دیگری به باور مندان خود نشان نمی دهد؟!
حدود ۳۲ سال پیش هنگامی که کارمندان شریف بانک ملی ایران لیست دزدیهای سران رژیم شاه را بیرون دادند که پولهای مردم را بحساب خود به بانکهای خارجی منتقل کرده بودند، بنده هیچ تعجب نکردم، زیرا پنجاه سال رژیم دیکتاتوری پهلوی این نوکران و بادمجانهای دور قاب را طوری تربیت کرده بود که هر کدام فقط به فکر آینده خود بودند وهیچکسی از اینها، گرچه همه پستها و مقامهای کلیدی داشتند، دلش بحال مردم و مملکت نسوخته بود. آخرین نفر این لیست که من اورا به دلیل آشنائی از نزدیک زمان رئیس سازمان آب وبرق خوزستان بودنش و بعدها وزیر آب و برق ایران شدن تقریبا از نزدیک می شناختم و هیچ باورم نمی شد که او نیز دزد و از آن تیپ آدمهای دست بگیر روی کلاهت باد نبرد، باشد. زیرا همین دکتر وحیدی یک انسان متواضع و بظاهر متین و افتاده بود، تا جائی که با من درجه دار آن زمان ارتش دست می داد و تقریبا دوست شده بود. یادم هست او همزمان رهبر حزب رستاخیز شاهی در خوزستان بود. روزی یکی از خدمه اش اعلامیه ای حزبی روی تابلو کلاس انگلیسی من چسبانده بود. چون خانه من و دفتر حزبی ایشان در یک طبقه ساختمان فتحی در اهواز بود. من دوستانه به او شکایت بردم که خدمتکار حزب با اعلامیه حزبی تابلو کلاس انگلیسی مرا پوشانده است. ایشان ضمن عذر خواهی ازمن، دستور داد یک تابلو فلزی بالبه و پشت چوبی که بیش ازپنجاه تومان آن زمان قیمتش بود، برایم درست کنند و بر سر در خانه آویزان کردند. در هر صورت او کمترین مبلغ را به بانکهای خارجی واریز کرده بود. من عین جمله ای را که درباره او در مقاله سال پیش نوشته ام، در اینجا می آورم: «لیستی که در اوایل انقلاب از خروج پول ازایران توسط سران نظامی ونوکران سیاسی مملکتی در رژیم محمدرضا شاه بیرون داده شد که از صدها میلیون دلار آغاز شده بود و کمترین آنها معادل سیزده میلیون وهفتصد هزار مارک متعلق به دکتر ایرج وحیدی وزیر آب و برق ایران، ختم می شد، نمونه ای از دزدیهای هزار فامیل در رژیم دیکتاتوری شاه بود». خوب درآن لیست دکتر وحیدی که نجیب ترین آنها بود، کمترین دزدی را کرده بود. بنابراین آنها در آن اواخر عمر رژیم پی برده بودند که دیگر باید زندگی بعد از مرگ رژیم شاه را تأمین نمود. بهمین دلیل برای خانواده خود بدون در نظر گرفتن اخلاق و انسانیت مملکت را غارت کردند و پولهایشان را منتقل بانکهای خارجی نمودند و مردم عادی مانند بنده هیچ انتظاری هم از آنها نداشتیم و چه بسا خودرا مقصر می دانستیم که اجازه داده بودیم چنین رژیمی با این طرز تفکر ارتجاعی «دست بگیر روی کلاهت باد نبرد»، برما حاکمیت کند. حالا ازخود می پرسیم؛ اکنون دیگر چرا؟ مگر این ها ادعا نمی کنند که «حکومت عدل علی» بر جامعه حاکم است؟ پس دلیل این دزدی و بی اعتمادی به «بانکهای اسلامی» ایران چیست؟ که کمترین رقم پول دزدی این آقایان خادمین»روحانیون» یعنی عیسی کلانتری با حدود پنج میلیون دلار و فرهاد دانشجو با حدود هشت میلیون دلار هستند. در این رابطه نمایندگان واقعی مردمان ملتهای ایران از سران رژیم که اگر واقا خود دزد نیستند، قاطعانه می خواهند که این اسامی را زیر فشار بگیرند که حداقل ۹۰ درصد پولهای خود را یابهتر است بگوئیم پولهای غارت شده ازصندوق مردم را به ایران برگردانند وآن ده درصد دیگر زهرمار خودشان بشود. در غیر آنصورت از همه مشاغل و پستهای مهم دولتی بر کنار و محاکمه شوند. البته این انتظار را همه ما از مسلمانان معتقد داریم، نه مسلمانان خادم پول و دزدی!
روزی یکی ازپناه جویان برای راهنمائی به من مراجعه کرد و بعد از گرفتن راهنمائی در باره کار پناهندگی اش، به من گفت: یک هم اطاقی مسلمان دارد که اگر سرش برود نمازش نمی رود. نیمی ازاطاق مشترکمان، انباری از ضبط سوت، واکمن ها، گوشی های متفاوت، هندی و دیگر وسایل الکترونیک است و همه را او از فروشگاه به قول خودش کافران، بدون پرداخت پول آورده است. جالب است که او درست جلو این وسایل دزدی جانمازش را پهن می کند و نماز می خواند. وقتی من از او می پرسم: آیا نماز خواندن با این دزدی های او می تواند انطباق داشته باشد و آیا این نماز باطل نیست؟ با خنده می گوید: رهبران دینی ما خودشان می گویند که هرچه از مال کافر غارت کنید حلال است و نمازرا باطل نمی کند. اینهاکه کافر هستند! من می گویم: آخر، همین کافرها مارا پناه داده اند و ما نان اینها را می خوریم. در پاسخ باخنده می گوید: ما اینجا آمده ایم که اینهارا مسلمان کنیم. خوب همین جنایتکاران اسلامی که اینگونه برای مردم عادی موعظه می کنند، پولهای مردم مسلمان و غیر مسلمان را می دزدند و در بانکهای همین کافران که باید مسلمان شوند، به امانت می سپارند!!
این لیست دیگر از سران رژیم اسلامی، نه فقط مرا بلکه بسیاری ازدیگر هموطنان را شکه نموده است، رژیمی که همه کمونیستهای صادق، یا به قول این حضرات بی خدایان و سوسیال دمکراتها و حتا لیبرالهارا از دم تیغ گذراند، زندانی کرد و فراری داد و خودرا مسلمان ناب محمدی می داند، مرتکب کثیف ترین کار یعنی انتقال پول باد آورده مملکت به حساب بانکی های شخصی خود خارج ازکشور منتقل نموده است. در این لیست هر کدام از سران رژیم اسلامی هرچه توانسته اند از ثروت مملکت به حساب خود دربانکهای خارجی انبار کرده اند. دقیق همان کاری که در اواخر حکومت شاه، فرصت طلبان و «با خدایان لیبرال» یا به قول همین رژیم اسلامی «بهائیان» از دین بریده و مرتد انجام داده اند، اکنون این اسلامیان مومن زیرنام حکومت عدل علی انجام می دهند. این است که آدم از خود می پرسد؛ عاقبت کی اکثر این مردمان ملتهای ایران از خواب بیدار می شوند و می فهمند که اینها از رژیم شاه بدتر اند؟! من بیش ازاین نمی نویسم و مایلم مقاله سال گذشته را باهمان لیست چند سال پیش در اینجا ضمیمه کنم و از همه سایتها تقاضا دارم آن را بدون وقفه منتشر نمایند. بگذارید خوانندگان جوان شما برای والدین محترم و باورمند خود بخوانند و توضیح دهند که اینها چگونه سر مردم زیر نام اسلام کلاه می گذارند.
سوم دی ماه:انتشار لیستی از پول مقامات و رهبران جمهوری اسلامی در خارج از کشور توسط سی.ان.ان، شنبه ۰۴ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۳۹
گزارش دریافتی: شبکه تلویزیونی C.N.N شب گذشته در گزارشی که روی سایت این شبکه قرار دارد، اعلام داشت که توسط یکی از کارکنان ایرانی بانک های کشور مالزی در جریان لیستی از پول مقامات و رهبران جمهوری اسلامی درخارج از کشور دست یافته است. این شبکه تلویزیونی مدعی شد که کارمند ایرانی بانک های مالزی بدلیل علاقه ای که به جنبش سبز در ایران دارد، این لیست را برای انتشار در اختیار C.N.N گذاشته است. C.N.N ضمن تشکر از این فرد ایرانی که نام وی را اعلام نکرده است، لیست مورد بحث را انتشار داده است که به شرح زیر است:
۱ـ غلام حسین الهام:۲۵ میلیون دلار در دوبی، ۱۳ میلیون دلار درترکیه، ۱۷ میلیون دلار درسوئیس، ۰.۷ میلیون دلار در بیروت
۲ ـ س. ح. پناهی: ۱۱ میلیون دلار در بانک اسلامی شریعت، ۴ میلیون ایورو در مالزی
۳ ـ مسعود کاظمی: ۴۵ میلیون دلار در آلمان، ۴.۲ میلیون دلار در دوبی
۴ـ علی هاشمی بهرامیان:۵.۲ میلیون دلاردر کویت،۱۱ میلیون ایورو در بلژیک، ۲۳ میلیون دلار در دوبی و مبلغی نامشخص در الناخال کمپانی
۵ ـ محمد محمدی:۱۲ میلیون دلار در دوبی، ۱۷ میلیون دلار در کویت، ۸ میلیون ایورو درترکیه
۶ ـ مهدی احمدی نژاد:۱۸ میلیون ایورو در بلژیک،۴۵ میلیون ایورو در سوئیس،۴۴ میلیون دلار دربانک اسلامی شریعت
۷ـ نازیه خامنه ا ی:۷ میلیون دلار در ترکیه،۵۶ میلیون ایورو در آلمان،۱۲۲ میلیون پوند درگریت انگلیس
۸ ـ صادق محصولی:۱۴ میلیون ایورو در امارات متحده عربی، ۲۴ میلیون دلار در ترکیه، ۳ میلیون ایورو درمالزی
۹ ـ مجتبی خامنه ای: ۱ بیلیون پوند در گرین انگلیس( احتمالا بلوکه شده است)، ۲.۲ بیلیون ایورو در آلمان، ۷۶۶ میلیون دلار در قطر. مبلغی نامشخص در بانک سوئیس
۱۰ ـ حسین معادی خواه ۱۵ میلیون دلار در کویت، ۴۵ میلیون ایورو در استرالیا، ۷ میلیون دلار در امارات متحده عربی
۱۱ ـ عیسی کلانتری :۳.۲ میلیون ایورو در بلژیک، ۱.۲ میلیون دلار در ایتالیا
۱۲ ـ حسین طائب: ۱۲۲ میلیون دلار در امارات عربی، ۴۲ میلیون ایورو در ایتالیا
۱۳ ـ مسعود حجاریان کاشانی ۹۲ میلیون دلاردر استرالیا،۱۳.۷ میلیون دلاردر قطر
۱۴ ـ سردار احمد وحیدی: ۳۲ میلیون دلار در امارات متحده عربی،۶۵ میلیون دلار در ترکیه، ۱۲۲ میلیون دلار در آلمان( احتمالا بلوکه شده)
۱۵ ـ عباس کدخدائی: ۲.۵ میلیون دلارایتالیا،۷.۱ میلیون دلاردر کویت، ۳.۲ میلیون دلار دوبی
۱۶ ـ مجتبی مصباح یزدی:۱۸۴ میلیون دلار در دوبی، ۲۲۱ میلیون دلار الناخال کمپانی
۵۵ میلیون ایورو در اسپانیا
۱۷ ـ علی مصباح یزدی : ۴۵ میلیون دلار امارات متحده عربی، ۱۷ میلیون دلار در ترکیه، ۶۵ میلیون پوند دربانک انگلیس،۷۵ میلیون دلار در افریقای جنوبی ، ۱۱۰میلیون ایورو آلمان
۱۸ ـ حسین فیروز آبادی:۳۲۰ میلیون دلار در مالزی، ۶۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۰۳ میلیون دلار در کویت، ۱۷ میلیون دلارترکیه،…
۱۹ ـ پرویز فاتح ۱۶ میلیون دلار ترکیه، ۵.۲ میلیون ایورو در ترکیه، ۲۲ میلیون دلار سوئیس
۲۰ ـ حسین شاجونی:۶۶.۵ میلیون دلار در دوبی، ۳۹ میلیون دلار در کویت، ۱۱.۲ میلیون دلار در بیروت ۸ میلیون دلار مالزی
۲۱: حبیب الله عسگراولادی: ۱۷۲ میلیون دلار در بلژیک،۱۲۰ میلیون ایورو در آلمان، ۴۲۰ میلیون دلار درالناخال کمپانی، ۴۲ میلیون دلار در ترکیه، ۲۱۹ میلیون دلار در مالزی
۲۲ ـ حسین جنتی:۲۲۸ میلیون دلار دوبی، مبلغی نا مشخص در بانک سوئیس و مبلغی نا مشخص دربانکی در ترکیه ۲۰۰ میلیون دلار در مالزی، ۱۵۰ میلیارد دلار درژاپن ۳۲ میلیون دلار در مالزی
۲۳ـ سکینه خامنه ای ۲۵ میلیون دلار در مالزی، ۱۴ میلیارد دلاردر قطر، ۱۱۲ میلیون دلار در دوبی
۲۴ـ اسفندیار رحیم مشایی: ۵.۲ میلیون دلار در آلمان ۳۲ میلیون دلار درایتالیا، ۴۱ میلیون دلار دردوبی
۲۵ ـ ح. محمدی اقائی: ۴۸.۴ میلیون دلار در دوبی، ۲.۴ میلیون دلار دربیروت،۵۶ میلیون ایورو در اسپانیا
۲۶ ـ علی اکبر ولایتی:۲۴۴ میلیون ایورو در المان، ۶ میلیون ایورو در استرالیا ۵۶ میلیون دلار در مالزی
۲۷ ـ محمد محمدی ریشهری:۲۴۱ میلیون دلار الناخال کمپانی و ۱۲۱ میلیون دلار دردوبی، ۴۸ میلیون دلار درآلمان، ۴۳ میلیون دلار درایتالیا
۲۸ـ محسن هاشمی بهرامانی: ۳۵ میلیون دلار در ایلات متحده عربی، ۵۶ میلیون دلار در بلژیک
۲۹ ـ محسن هاشمی ثمره: ۱۱ میلیون دلار در قطر، ۵.۹ میلیون دلار درمالزی
۳۰ ـ علی لاریجانی:۱۸۵ میلیون ایورو در استرالیا،۱۶ میلیون ایورو در امارات متحده عربی، ۱۱۲ میلیون ایورو در مالزی
۳۱ ـ عباس آخوندی:۹ میلیون دلار در امارات متحده عربی، ۵۰۲ میلیون دلار در بانک بیروت
۳۲ ـ محسن رفیق دوست، ۱۲۹ میلیون دلار در بلژیک، ۴۴ میلیون دلار درکویت، ۹۲ میلیون دلاردر کویت
۳۳ـ حمید حسینی:۳۰ میلیون دلارمالزی، ۸۲ میلیون ایورو در اسپانیا
۳۴ ـ محمد حسینی:۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۷ میلیون دلار در کویت، ۳ میلیون دلار درترکیه، ۱۱ میلیون پوند در….
۳۵ ـ محمود حسینی: ۳.۲ میلیون دلار درترکیه، ۱۱.۴ میلیون دلار در کویت
۳۶ ـ مجتبی هاشمی ثمره:۲۸ میلیون دلار در اسپانیا، ۷۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۲۴ میلیون دلار در مالزی
۳۷ ـ کامران دانشجو: ۷۶ میلیون یورو در استرالیا، ۷.۲ میلیون دلار در مالزی
۳۸ ـ احمد رضا رادان: ۹۸ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۶۵ میلیون دلار در کویت، ۱۲۱ میلیون دلار در افریقای جنوبی
۳۹ ـ یدالئه جوانی:۲۲ میلیون دلار در ایلات متحده عربی،۵ میلیون دلار درهند،۲۳ میلیون دلار در پرتقال
۴۰ ـ غلام رضا فیاض: ۶۵ میلیون دلار در مالزی، ۴۰.۹ میلیون دلار در کویت
۴۱ ـ رضا فیاض: ۲۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۱۷ میلیون دلار در ترکیه، ۷ میلیون دلار در ایتالیا
۴۲ ـ علی مباشری: ۱۲ میلیون دلار در بلژیک، ۱۹ میلیون دلار در مالزی، ۴۲ میلیون دلار در کویت
۴۳ ـ محمد نقدی:۱۴۲ میلیون ایورو در ایالات متحده عربی،۲۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۶۶ میلیون دلار در مالزی
۴۴ ـ فرهاد دانشجو : ۲.۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۵.۶ میلیون دلار در ترکیه
۴۵ ـ خسرو دانشجو:۱۱ میلیون دلار در ترکیه، ۷ میلیون دلار در جمهوری چک
۴۶ ـ حمیدی حسینی:۴.۲ میلیون در مالزی، ۲۸ میلیون در ایالات متحده عربی
۴۷ ـ محمد باقری خرازی:۱۲۰میلیون دلار در لبنان،۸۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۴۲ میلیون دلار در برکلی بانک آفریقای جنوبی
۴۸ ـ مهدی هاشمی ثمره:۵.۷ میلیون دلار در ترکیه، ۴۴ میلیون دلار در کویت
۴۹ ـ حمید رسائی: ۶۲ میلیون دلار در مجارستان،۳۲ میلیون ایورو در آلمان، ۱۸ میلیون پوند در انگلیس، ۱۴ میلیون دلار در امارات متحده عربی
۵۰ حسین موسوی اردبیلی: ۲۱ میلیون دلار در کویت، ۱۱۰ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۳۲ میلیون دلار در مالزی
۵۱ـ علی مبشری: ۷ میلیون ایورو در استرالیا،۲۲.۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی
۵۲ ـ حسین شریعتمداری:۲۲۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۵۴ میلیون دلاردرآلاناخل کمپانی، ۶۵ میلیون ایورو در«ح.س. ب. س» بانک انگلیس
۵۳ ـ حسین شاهمرادی:۵۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۶۴ میلیون دلار در مالزی،۷ میلیون دلار درهند
۵۴ ـ کامران دانشجو: ۲۴ میلیون دلار در ژاپن، ۴۳ میلیون دلار در مالزی
۵۵ـ داوود احمدی نژاد ۵۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۴۸ میلیون ایورو در ایالات متحده عربی، ۸ میلیون دلار در بانک پترزبورگ روسیه
۵۶ ـ عبدالئه عراقی: ۸۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۲۷ میلیون دلار در لبنان، ۶۷ میلیون دلار درمالزی ،مبلغی نا مشخص در بانک سوئیس
۵۷ ـ بهاالدین حسینی هاشمی: ۴۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۸۰ میلیون دلار در مالزی
۵۸ ـ محی الدین فاضل هرندی:۵۲ میلیون دلاردرعمان، ۴۵ میلیون دلار در عربستان سعودی
۵۹ ـ احمد جنتی: ۴۵۰ میلیون ایورو در بلژیک، ۱۴۳ میلیون دلار در الناخل کمپانی، ۱۲۴ میلیون دلار در ایالات متخده عربی،۲۶۷ میلیون دلار در مالزی،۱۱۸ میلیون دلار در آفریقای جنوبی و مبلغی نامشخص در بانک سوئیس
۶۰ ـ علی جنتی:۳۵ میلیون دلار در ایلات متحده عربی،۱۵۵ میلیون دلار در ترکیه، ۵۵ میلیون دلار در آلمان ، مبلغ نا مشخص در بانک سوئیس
۶۱ ـمرتضی رفیق دوست: ۱۲۰ میلیون ایورو در آلمان، مبلغی نا مشخص در بانک سوئد
۶۳ ـ م. ح.پارسا:۴۳ میلیون دلار در ترکیه،۱۲ میلیون دلار در مالزی،
۶۴ ـ فاطمه عسگر اولادی: ۴۳ میلیون دلار در قطر،۱۶ میلیون دلار در ترکیه
۶۵ ـ علی اکبر محتشمی: ۱۲۵ میلیون دلار در شارجه، ۸۵ میلیون دلار در کویت، ۲۰۰ میلیون دلار در مالزی، مبلغ نامشخص در بانک سوئیس
۶۶ ـ یاسر بهرامانی هاشمی: ۲۲ میلیون ایورو در آلمان، ۱۲ میلیون ایورو در استرالیا، ۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی
۶۷ ـ غلام علی حداد عادل:۱۲ میلیون دلار در ترکیه، ۲.۴ میلیون دلار در مالزی، ۴۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی
افشای حساب بانکی های
سران جمهوری اسلامی ایران در خارج
سران فعلی رژیم ایران بمراتب از رژیم گذشته بد تر اند، زیرا اینها زیر نام اسلام ناب محمدی و با نظارت صاحب زمان مملکت را غارت می کنند و از نظر اقتصادی مردم را به خاک سیاه نشانده اند و از نظر اجتماعی، جامعه را به قرون وسطا بر گردانده اند. این است بیلانس ۳۰ سال حاکمیت بعد از انقلاب. اکنون هم یواش یواش دارد رو می شود که علاوه بر ذخیره آن ویلاهای رویائی بامسجد و محراب و مناره های متعدد در شمال ونکوور کانادا، متعلق به خانواده هاشمی رفسنجانی، پولهای از راه «حلال» به دست آمده نیز، سر از بانکهای خارج ازایران در می آورند. این کارها همه زیر نظر خود صاحب زمان انجام گرفته و می گیرد!!
معمولا درسیستمهای خودکامه و دیکتاتوری اعتماد بین مردمان ملتهای یک سر زمین با حاکمان از بین می رود. به دلیل اینکه اغلب در چنین سیستمهائی رهبران مملکت نه بخاطر خدمت به کشور و مردم و به جا گذاشتن نام نیک در تاریخ، بلکه با هدف پر کردن جیبهای خود قدرت را غصب می کنند. همان کاری که رضا خان بعد از قاجاریه کرد. نخست او با نیرنگ و استفاده از موقعیت ضعیف آن وقت ایران و بکار گیری تدابیر وهوشش، توانست نظرخارجیان رابخود جلب کند و به قدرت برسد. دوم و در مرحله آغازین کوشید زیرنام خدمت به مملکت به ظاهر گامهائی بر دارد و چون گامها ازبنیاد کج برداشته شد، نتیجه اش را دیدیم. سوم باوصف آنکه بی سواد بود و ژاندارمی صفر، اما قادرشد سران نالایق مملکت و نوکرصفت نیمه انگلیسی را زیر فرمان خود بیاورد. به قول حسین مکی، یک سیاستمدار خانه زاد، خاندان پهلوی: «رضا شاه با دستهای قوی و خشن خود تاج را ازروی دست تیمور تاش برگرفت و بر تارک خود گذارد و شمشیر نادررا بکمر بست آنگاه سوار برکالسکه سلطنتی شده، در خیا بانهای بیرق زده تهران مشغول گردش شد و ازکنار پاسگاههائی گذشت که مدتها تک و تنها سرپا ایستاده، درآنجا قراول میداد واکنون باجلال و جبروت شرقی و صدها درباری متملق و چاپلوس رعایای خویش را تماشا می کرد». تاریخ ۲۰ ساله، جلد ۴، صفحه ۵۰. چهارم با غصب املاک سران عشایر و گرفتن ثروت و زمینهای مرغوب در کشور از متمولین، خود را به جائی رساند که هنگام ترک ایران ثروتمند ترین پادشاه قاره آسیا بود. بازحسین مکی دررابطه باچگونگی کسب ثروت رضاخان می نویسد: «پس از تاجگذاری، رضاشاهی که از میان توده مردم برخاسته بود، میان مردم بزرگ شده بود، بکلی از مردم جدا شد و بیشتر ازپادشاه های سابق ایران دستگاه جاه و جلال برای خود فراهم ساخت و بر تر از همه خودش و همکارانش دست تعدی و تطاول به اموال عمومی و خصوصی گشودند و غالبا همین که ثروت نزدیکانش بحد نصاب می رسید رضاشاه همه آن یا قسمت عمده اش را ضبط می کرد». همانجا و همان صفحه ۵۰. اما او هنوز یاد نگرفته بود همانند جانشینانش، بخش بزرگی از این ثروت را نقدینه کند و به بانکهای خارج از ایران بسپارد آن کاری که بعدها به عنوان مثال پسرش، محمد رضا شاه و دیگر سران کشور، برای «تأمین» آینده زن و فرزندان و ازترس وقوع حادثه ای ناگهانی که خود به خوبی می دانستند هرآن امکان داشت دامان آنها را بگیرد که گرفت، هرچه نقدینگی از هر راهی که به دست آورده بودند به بانکهای خارجی سپردند و در مملکت بظاهر فقط آن خانه و وسایل اولیه ای که برای زندگی مرفه، نیاز بود، داشتند! امروزه نیز سران رژیم، مانند رفسنجانی و خامنه ای و امثال با پیروی از همین تئوری، چنین ادعا می کنند. چند سال پیش بود که در برنامه از کجا آورده ای؟ رفسنجانی ادعا کرد که این باغهای پسته را قبل از انقلاب هم داشته است و یک وجب به آن ها هم اضافه نشده. او راست می گفت. یک وجب به باغهای پسته اش اضافه نشده ولی میلیونها دلار کانادا از پول مملکت خرج ویلاهای متعدد بنام خودش یا دخترانش در شمال ونکوور کانادا کرده است. بهر حال او نمی تواند بگوید که این پول ها را از طریق روضه خوانی و از راه «حلال» کسب کرده است!
متأسفانه این مثل صحت دارد که گویند: در باره وقوع اتفاقات مهم در مملکت فقط در یک دوره کوتاه از آن حرف می زنند و بعداز مدتی از اذهان عمومی زدوده می شود و بتاریخ می سپرند. بازهم با تأسف باید گفت که: مردم زود از یاد می برند حقکشی و سرکوبهارا. زود ازخاطره ها می زدایند که دررژیمهای دیکتاتوری گذشته چه رشوه خواریها و چه دزدیها و کلاهبرداریهائی انجام می گرفته و رسانه های داخل هم اجازه نداشتند در این باره بنویسند و اگر مردم هم سر زبانی از آنها باخبر می شدند، اکثرا جرأت نمی کردند چیزی بگویند. آن تعداد معدودی هم که در روز نامه های خارج چنین وقایعی را می خواندند و اعتراض می کردند، با زندان سر و کار داشتند و در زندانها و در زیر شکنجه و تهدید بزودی مطلب را ازیادشان می بردند و یا بطور خودکار فراموش می کردند که آن را یادآوری کرده و به نسل بعدی منتقل کنند. اکنون به همان روال و بدتر از آن هم آن جنایات و دزدیها که در زمانهای رضاشاه و محمد رضا شاه انجام می گرفت و تقریبا بیشترآن به فراموشی سپرده شده، انجام می گیرد. البته هیچ تعجبی ندارد وموضوع نیز باید کاملا طبیعی باشد، زیرا وضع اسفباری که این ملایان با افکار قرون وسطائی جمهوری اسلامی و خدمه خرافه پرور، در این مدت کوتاه سی سال بوجود آورده اند، همه را به سوی بد، بهتر ازبدتر می کشاند. یعنی مردم را بسوی مستبدی بهتر ازخود اینان سوق می دهد.
سران رژیم جمهوری اسلامی بنا به افشاگری برخی از نیروهای فعال ضد این رژیم قرون وسطائی بی توجه به تبلیغات مشمئز کننده «حکومت عدل علی» خودشان، همان کاری را می کنند که سران مملکت در رژیم شاهنشاهی کردند. بطوری که ارقام در این افشاگری نشان می دهد، هر کدام از ملاها در حد دست رسی خود توانسته اند بدون «ترس ازآتش دوزخ» که خود بخوبی می دانند وجود ندارد، مبالغی سرسام آور به بانکهای خارجی سپرده اند. می گویم سرسام آور که واقعا اگر این مبالغ به تومان بی ارزش ایران هم می بود، برای من نوعی، سر سام آور است. لیستی که در اوایل انقلاب از خروج پول از ایران توسط سران نظامی و نوکران سیاسی مملکتی در رژیم محمد رضا شاه بیرون داده شد که از صدها میلیون دلار آغاز شده بود و کمترین آنها معادل سیزده میلیون و هفتصد هزار مارک متعلق به دکتر ایرج وحیدی وزیر آب و برق ایران، ختم می شد، نمونه ای از دزدیهای هزار فامیل در رژیم دیکتاتوری شاه بود. آن طور که گویند در میان جنرالهای شاه، ارتشبد غلامعلی اویسی با ۱۲۰ میلیون دلار در خارج رکورد نظامیان ایران زمان شاه را شکسته بود. البته در آن لیست منتشر شده زیرنام اویسی فقط معادل چهل میلیون مارک قید شده بود. جالب است که در باره دزدیهای پیشین اویسی، یکی از دوستان صمیمی و همکلاسی سویس شاه، ارتشبد حسین فردوست، در خاطرات خود درباره او می نویسد: «اویسی از آغاز افسر کم سوادی بود و تا پایان نیز معلومات نظامی کمتر از متوسط داشت و مطلقاً اهل مطالعه نبود. حتی در دوره دانشکده افسری در هیچ یک از دروس و تمرینات شرکت نمیکرد و در طول دو سال دانشکده انباردار گروهان بود. ولی او توانست با زدو بند و نزدیک کردن خود به محمد رضا ترقی کند و به مشاغل مهم برسد. اویسی از همان زمان دانشکده افسری ادعای دیانت داشت، ولی به هیچوجه چنین نبود و از هیچ کاری برای بستن بار خود کوتاهی نکرد. زمانی که فرمانده ژاندارمری بود، سهم خود را از تریاکهای وارده از افغانستان و ترکیه بر میداشت و زنش در کرمان تشکیلات سازماندهی فرم تریاک در خانه داشت. او تریاکهای مکشوفه را نیز بلند می کرد و می فروخت. گاه روزنامهها می نوشتند که مثلاً در زیرسازی یک نفتکش یک تن تریاک کشف شده است. قاعدتاً باید این تریاکهای مکشوفه به سازمانی خاص در دادگستری تحویل می شد، ولی اویسی آن را عوض می کرد و به جایش مادهای که مخلوطی ازچند گیاه است تحویل می داد که رنگ و بوی تریاک داشت. باید بگویم که تریاکهای موجود در دادگستری تریاک نبود و ۳/۲ آن از همین مخلوطی بود که یک کیلوی آن یک ریال هم ارزش ندارد. اویسی از این طریق طی چند سالی که در ژاندار مری بود حداقل ۵ میلیارد تومان دزدید و همه را دلار کرد و به خارج برد». (بادلار ۷تومان آن زمان، حدودا می شد ۷۱۴.۳۰۰.۰۰۰ دلار). نگاه کنید به خاطرات حسین فردوست، جلد اول، صفحه ۲۶۵، چاپ اول، تهران ۱۳۶۹. قابل ذکر است من به مطالبی که در داخل ایران جمهوری اسلامی منتشر شود زیاد اعتماد نمی کنم، اما به دلیل اینکه از منابع دیگر درباره رشوه خواری کلان و دزدی اویسی در حیطه فرماندهی اش از دیگر همقطارانش (بدلیل نظامی بودنم در زمان شاه) زیاد شنیده بودم، لذا این بیانات فردوست را نزدیک به حقیقت می دانم.
این فقط یک نمونه از دزدیهای مقامات بالای رژیم شاه بود و برای جلوگیری از طول کلام از آوردن نام چهل نفر از ۱۷۷ نفر افشاء شده، توسط کارمندان بانک ملی که من در اختیار دارم، خودداری می کنیم. بخشی ازآنچه که فردوست در رابطه با کثافتکاریها و دزدی ها و ریزه کاری های مخفی سران رژیم گفته است واقعا می تواند نزدیک به حقیقت باشد، زیرا بدلیل شغل معاونت ساواک، بیشتر گفته هایش را به پرونده های سری ساواک حواله می دهد و آنها هنوز هم موجودند.
و اما رژیم اسلامی و تا دندان مسلح به آئین محمدی همان کاری را که خلفشان در عالم بی دینی یا کم توجهی به دین می کردند، اکنون خود در عالم دین داری و هر روزه درانتظار ظهور صاحب زمان نشستن و شیره برسر مردم مالیدن، می کنند. اخیرا لیستی بیرون داده شده با استناد بشماره حساب بانکی و کشور خارجی و غیره که سران جمهوری اسلامی با نام، دلارهای خودرا یا بهتر بگویم ثروت مملکت را دزدیده و برای روز مبادا ذخیره کرده اند، در اینجا برخی ازاین نامها بامبالغ سپرده شده به بانکهای خارجی، برای اطلاع هموطنان می آوریم و خود ببینند که چرا مردم جان برلبشان رسیده و بد بهتراز بدتررا آرزو می کنند؟!
۱- رهبر جمهوری اسلامی (ولی فقیه) سید علی خامنه ای، در بانک «اشپار کاسه» در فرانکفورت آلمان، بشماره حساب بانکی ۲۳۴۰۷۵۶۱۷، مبلغ ۱۱۲ میلیون و صدهزار مارک ازسال ۱۹۹۷ تاکنون. درکرنر بانک ژنو درسویس بشماره حساب بانکی ۲۱۷۸۲۴، مبلغ ۹۷ میلیون دلار آمریکائی و در کانتوناله بانک لوزان در سویس بشماره حساب بانکی ۷۱۷۱۳، مبلغ ۷۳ میلیون و دویست هزار دلار آمریکائی.
۲- علی اکبر هاشمی رفسنجانی، در یونیون بانک سویس، در ژنو، بشماره حساب ۲۲۳۸۷۰۳۹۰، مبلغ ۵۳۲ و نیم میلیون فرانک سویسی و در بانک سوسایتی جنرال زوریخ در سویس بشماره حساب بانکی ۳۰۰۶۴۱۸۳ مبلغ ۴۷۷ میلیون و دویست هزار مارک از سال ۱۹۹۷ و در بانک اشپارکاسه سیبورگ آلمان بشماره حساب ۲۹۵۷۱۳۲ مبلغ ۲۳۸ میلیون و دویست هزار مارک از سال ۱۹۹۷ میلادی ببعد.
۳- محمد علی تسخیری در بانک سوسایتی جنرال در ژنو (زوریخ) سویس بشماره حساب بانکی ۵۰۰۰۳۲۶۵۴، مبلغ ۲۸۰ میلون و هفتصد هزار مارک آلمانی از ۱۹۹۷ و در بانک میدلند لندن در انگلیس بشماره حساب بانکی ۱۵۰۲۷۰- ۸۳۲، مبلغ ۱۲ میلیون ودویست هزار پوند انگلیسی و در بانک درسدنر دوسلدورف آلمان بشماره حساب بانکی ۸۳۵۴۷۸۳، مبلغ ۴۸ میلیون و سیصد هزار مارک آلمانی از سال ۱۹۹۷
۴- محمد گلپایگانی، کریدیت بانک سویس در ژنو بشماره حساب بانکی «سی ای او ۷۶۸۰»، مبلغ ۸۵ میلیون و هفتصدهزار فرانک سویسی.
۵- بیژن نامدار زنگنه، یونیون بانک سویس در ژنو بشماره حساب بانکی ۳۱۴۳۸۰۳۲۰، مبلغ ۱۴۱ میلیون و صدهزار دلار آمریکائی.
۶- حبیب الله عسکر اولادی، کرنر بانک ژنو در سویس بشماره حساب بانکی «۳۹۸۳ بی اچ کا»، مبلغ ۱۸۰ میلیون دلار آمریکائی.
۷- احمد جنتی، میدلند بانک لندن در انگلستان بشماره حساب بانکی ۹۲۱۱۴۰۱۶، مبلغ ۵۴ میلیون ودویست هزار پوند انگلیسی.
۸- عبدالله ناطق نوری، یونیون بانک سویس، ژنو، بشماره حساب بانکی»۲۱۰۲۱۲۰۳۲ ای ان دی»، مبلغ ۱۲۳ میلیون و نهصد هزار دلار آمریکائی و در دویچه بانک هامبورگ درآلمان، بشماره حساب بانکی ۰۳۲۲۳۴۸۶، مبلغ ۶۴ میلیون و صدهزار مارک آنمانی.
۹- محسن رفیق دوست، یونیون بانک سویس، ژنو بشماره حساب بانکی ۲۱۸۳۱۳۰۶۸۷، مبلغ ۱۲۲ میلیون و هفتصد هزار دلار آمریکائی.
۱۰- محسن هاشمی بهرمانی (بحرمانی)، دویچه بانک مونیخ ۳/ در آلمان به شماره حساب بانکی ۱۷۳۲۷۳۶، مبلغ ۳۷۰ میلیون و هفتصد هزار مارک آلمانی از سال۱۹۹۷ و درکریدیت بانک ژنو سویس، بشماره حساب بانکی»اف سی ۹۲۸۵۳۰»، مبلغ ۱۷۸ میلیون و دویست هزار دلار آمریکائی.
۱۱- عباس واعظ-طبسی، کرنر بانک ژنو در سویس بشماره حساب بانکی اف آ اچ ۷۲۷۲، مبلغ ۹۷ میلیون و دویست هزار فرانک سویس و دربانک اشپارکاسه هامبورگ آلمان بشماره حساب بانکی «۷۲۲۵۱۶۶۰دی اف اچ»، مبلغ ۲۱۶ میلیون وهفتصد هزار دلار آمریکائی.
۱۲- حسین شریعتمداری، میدلند بانک لندن، انگلستان، بشماره حساب بانکی ۳۴۴۱۴۰۱۱، ۳۷ میلیون و هشتصدهزار پوند انگلیسی.
۱۳- محسن رضائی، یونیون بانک سویس، ژنو بشماره حساب بانکی ۴۴۲۷۶۰۴۳۰، مبلغ ۷۸ میلیون و دویست هزار دلار آمریکائی و در کریت بانک ژنو در سویس بشماره حساب بانکی «۷۹۶۷ اف آ اچ» ۵۲ میلیون و هفتصد هزار فرانک سویس.
۱۴- مسعود موحدیان، کامرس بانک کلن در آلمان، بشماره حساب ۳۵۲۸۸۱۷، مبلغ ۲۸۷ میلیون و هشتصد هزار مارک آلمانی از ۱۹۹۷میلادی.
۱۵- کمال خرازی، کرنر بانک ژنو درسویس، بشماره حساب بانکی «۴۵۶۷ آ ام اف»، مبلغ ۱۸ میلیون و دویست هزار دلار آمریکائی.
۱۶- علی رضا معییری، در بانک سوسایتی جنرال ژنو در سویس بشماره حساب بانکی ۵۰۰۲۴۸۱۴، مبلغ ۱۲ میلیون و ششصد هزار دلار آمریکائی.
۱۷- حسین کردی، کرنر بانک ژنو در سویس، بشماره حساب بانکی ۱۴۷۱۰۰۲۵، مبلغ ۱۴ میلیون و هفتصد هزار دلار آمریکائی.
۱۸- عباسعلی فروغی در کرنر بانک ژنو در سویس، بشماره حساب بانکی ۱۲۹۳۰۰۳۴، ۱۰ میلیون و هفتصد هزار دلار آمریکائی.
۱۹- محمد هاشمی بهرمانی (بحرمانی)، دویچه بانک مونیخ در آلمان، بشماره حساب بانکی ۱۷۳۴۷۲۶، مبلغ ۱۷۷ میلیون و دویست هزار مارک آلمانی از ۱۹۹۷.
همانگونه که در پیش ذکر شد، این ارقام اگر به تومان بی ارزش (یعنی ۱۳۰۰ تومان برابر یک یورو اروپانی) هم باشد برای من و میلیونها ایرانی ارقام نجومی هستند. دراینجا لایق ذکر است، بدانگونه که منبع زیر به زبان انگلیسی به ما می گوید، گویا این لیست اسامی در سال ۱۹۹۷ توسط کار مندان با شهامت بانکها در ایران بیرون داده شده و بدست دانشجویانی افتاده است. جالب است مقایسه دو لیست زمان شاه و خمینی که یکی اوایل انقلاب منتشر شد و یکی اکنون می خوانیم، هر دو از طرف آن کارمندان محترم و با شهامت بانکی بیرون داده شده که به منافع مردم اندیشیده و می اندیشند. هموطنان عزیز، این طور معلوم است که آخر های عمر رژیم رسیده و اینها با این وضع اقتصادی وحشت ناک که بوجود آورده اند، دیگر قادر به اداره کشور و حکومت کردن نیستند. بهمین دلیل بوحشت افتاده اند و کوشش می کنند تمام ندانم کاریهای اقتصادی را بگردن یک دیگر بیاندازند ودارند برای شانه خالی کردن از زیر بارسنگین تورم و بیکاری و اعتیاد و نپرداختن حقوق چند ماهه کار گران وغیره، آخرین اسلحه را یعنی حضور صاحب زمان و»ماهیچ کاره ایم، اوست که حکومت می کند»، بکار گیرند. در اینجا برای نشان دادن وضع اسفبار مملکت رجوع می کنیم به چند روزنامه و خبرهای مندرجه در آنها. اکثر این خبرها از روزنامه های اینترنتی گرفته شده اند:
«گزارشی در باره فقر و تورم و گرانی افسارگسیخته در ایران آفتاب یزد، یک شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۷، درباره فقر در ایران، نوشت: عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با بیان این که طبق استانداردهای سازمان ملل افراد زیر خط فقر شدید باید حداقل روزی ۲ دلار درآمـد داشـتـه بـاشـند، گفت: افراد تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی به طور متوسط، ماهانه ۳۷ هزار تومان مستمری دریـافـت مـی کـنـنـد کـه روزی ۱۲۰۰ تـومان می شود. ثروتی در گفتگو با فارس اظهار داشت: در حال حاضر ۶ میلیون نفر از افراد تحت پوشش کمیته امداد امام (ره) و سازمان بهزیستی به طور متوسط ماهانه ۳۷ هزار تومان دریافت می کنند یعنی درآمدی نصف خط فقر شدید دارند. اگر این افراد برای زنده ماندن نیازمند درآمد ۲ دلار در روز باشند باید ماهانه ۶۰ هزار تومان مستمری دریافت کنند. وی تصریح کرد: علاوه بر این ۶ میلیون نفری که تـحـت پـوشـش نـهـادهـای حـمـایـتـی هستند ۶ میلیون نفر دیگر نیز پشت نوبت دریافت حمایت های سازمان هستند که در مجموع ۱۲ میلیون نفر می شوند. از سوی دیگر بر اساس تورم های موجود ۲ میلیون نفر زیر خط فقر شدید رفته اند که در کل تعداد افراد زیر خط فقر شدید در کشور ۱۴ میلیون نفر می شود». این ارقام و اطلاعات از وضع غم انگیز بیش از ۲۰ درصد شهروندان کشور، از دهان برخی از گردانندگان رژیم در آمده است. در روزنامه های دیگری و از جمله در رابطه با وضع اجتماعی مردمان ملتهای ایران و اظهارات مشمئز کننده و احمقانه یک امام جمعه، می خوانیم:
«دستگیری فعالین جنبش زنان بنا به نوشته رزونامه اعتماد، یک شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷، امام جمعه مشهد در خطبه های نماز جمعه این شهر، با کلمات رکیکی خطاب به فعالین کمپین یک میلیون امضا، گفت: «من نمی دانم چرا یک عده خود فروخته و سست عنصر اصرار دارند که ما از خدا و امام زمان صحبت نکنیم. کشور ما کشور امام زمان است. ما شکست های خود را به امام زمان نسبت ندادیم بلکه پیروزی های خود را مدیون ایشان می دانیم.» احمد علم الهدی در ادامه با هرزه و خود فروخته خواندن زنانی که برای تغییر برخی از قوانین تلاش می کنند، خواستار بر خورد با آنان شد. به گزارش ایسنا، وی گفت: «بعضی از عناصر هرزه و خودفروخته ورق پاره ای را در دست گرفته بودند و برای لغو قوانین کشور و لغو حجاب در کشور تلاش می کردند، این ها جریاناتی است که عناصر خودفروخته و جاسوسان استکبار به راه انداخته اند و این کار جریانات جاسوسی بوده است.» وی افزود: «باید با این جریانات برخورد کرد. این ها قضایایی نیست که ما در برابر آن کوتاه بیاییم.»» در ادامه در مورد اعتیاد می خوانیم:
«اعتیاد در آماری که به تازگی از سوی مسئولین استان مرکزی ارائه شده، عنوان شده است که در سال گذشته بیش از ۶ هزار زن معتاد و ۷۲ دختر فراری دراستان مرکزی دستگیر شده اند. جواهری، معـاون امـور بـانـوان استانداری مرکزی، در همین زمینه گفت: بیش از ۶ هزار معتاد زن پارسال در استان مرکزی دستگیر شده اند که میانگین سنی آنان بین ۱۸ تا ۲۵ سال است. وی افزود: ۳۰ درصد معتادان دختر و ۷۰ درصد آنان را زنان تشکیل می دهد. جواهری، با اشاره به تخلفات زنان استان در پارسال افزود: در این مدت ۷۲ مورد دستگیری دختر فراری، ۳۸ مورد جرائم جنسی، ۳۱۸ مورد نزاع دسته جمعی، ۳۲ مورد قتل، ۲۱ مورد خودکشی موفق و هزار و ۴۰۷ مورد خودکشی ناموفق در استان به ثبت رسیده است لازم به ذکر است این تنها مربوط به آمار رسمی ثبت شده برای یک استان می باشد که توسط مسئولین ارائه می شود که بی گمان آمار واقعی و ثبت نشده بسیار بیش از این می باشد. (خبرنامه دانشجویی امیرکبیر، ۷ خرداد ۱۳۸۷)
کراک ایرانی با آنچه در جهان به عنوان کراک شناخته می شود متفاوت است، کراک واقعی از کوکائین ساخته میشود، اما آنچه در ایران به عنوان کراک وجود دارد، هروئین خالص و فشرده است. «اعتیاد به کراک در حال حاضر ۲۶ درصد از معتادان کشور را شامل میشود.» هومن نارنجی ها، مدیرکل فرهنگی و پیشگیری ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور در حالی این خبر را اعلام می کند که تنها حدود ۳ سال از ورود این ماده به بازار می گذرد جانشین دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر در این باره می گوید: «بیش از ۲۵ درصد معتادان کشور کراک ایرانی مصرف می کنند.» (روزنامه همشهری، ۱۸ تیر ماه ۱۳۸۷) خبرگزاری حکومتی فارس، ۱ مرداد ۱۳۸۷، نوشت: فرمانده انتظامی شهرستان دامغان گفت از ابتدای امسال تاکنون ۴۷ هزار نفر از عاملان توزیع مواد مخدر و عاملان مصرف درشهرستان دامغان دستگیر شدند. این آمار در این شهرستان کوچک قبل از هر چیز ابعاد گسترده فاجعه انسانی را نشان می دهد. در واقع صدها هزار نفر در آن جا معتاد هستند که فقط ۴۷ هزار نفر از عاملان توزیع آن دستگیر شده اند؟!»
«ورزشکاران ایران در المپیک سال ۸۷ بیست و نهمین دوره بازی های المپیک، با حضور بیش از ۱۱ هزار ورزشکار در ۲۸ رشته ورزشی، از نیمه مرداد ۸۷ به مدت ۱۶ روز در پکن، پایتخت چین برگزار شد. کشورهای چین، میزبان بازی ها با ۵۱ مدال طلا، آمریکا با ۳۶ مدال طلا و روسیه با ۲۳ مدال طلا به ترتیب در جایگاه های اول تا سوم این بازیها قرار گرفتند.
ورزشکاران ایرانی، در دوره ای که به گفته کارشناسان از جمله بدترین دوره های حضور ایران در المپیک بود در جایگاه ۵۱ مسابقات قرار گرفتند.
تیم ورزشکاران ایران تنها دو مدال، یک مدال طلا و یک مدال برنز گرفتند. مدال طلا را هادی ساعی تکواندوکار ایرانی که در المپیک چهار سال پیش هم برنده مدال طلا شده بود، کسب کرد و مراد محمدی کشتی گیر ایرانی برنده مدال برنز بود.
علی کفاشیان، رییس کمیته بین المللی المپیک، ضعف در تدارکات و بخش های فنی را عامل ناکامی ورزشی ایران برشمرد. مجلس شورای اسلامی هم ناکامی کاروان ورزشی ایران را بررسی کرد و در گزارش خود مدیریت ورزشی کشور را مقصر شناخت اما هیچ تغییری در این عرصه پدید نیامد. عرصه ورزش ایران نیز هم چون عرصه های دیگر، از ضربات مخرب حکومت اسلاکمی مصون نمانده است».
اگر امروز جهان پهلوان، تختی نامدار زنده بود، بحال ورزش ایران می گریست. رژیم جمهوری اسلامی برای کاروان حج و شبهای آشورا و تاسوآ برنامه ریزی دقیق می کند و پول می ریزد، اما برای ورزش، سلامتی و افتخار جوانان و جامعه نه! بله مطرح کردن امام زمان برای عوامفریبی و ترویج خرافات وسیله ای بسیار خوب و راحت است و هیچ کسی هم نمی تواند، به آن اعتراض کرده و یا آن را غیر واقعی بداند و مسخره کند. در این باره می خوانیم:
«تبلیغ خرافات غلامحسین الهام، وزیر دادگستری و سخنگوی دولت طی مقاله ای که در شماره ۱۹ هفته نامه همت (هفته سوم تیرماه ۸۷)، به چاپ رساند، خاطرات تازه ای را از رییس جمهور نقل کرد و نسبت به برخی از اخبار رایج در محافل سیاسی واکنش نشان داد. الهام، پس از ذکر برخی خاطرات خود از همراهی با رییس جمهور، نوشته است: امام عصر را حاضر و ناظر بر امور عالم می داند، او معتقد نیست که دوران غیبت و انتظار ظهور به معنای عدم حضور و عدمِ ولایت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد. حکومت حقه از آن اوست. هر حکومتی اگر متصل به او نباشد غاصب است، مشروعیت نظام جمهوری اسلامی از این اعتقاد است که در اصل پنجم قانون اساسی هم ذکر شده است. بنابراین کار کردن در این حکومت و به اعتبار این اتصال، مشروعیت دارد. «ولی فقیه» به نیابت عام از امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، اساس مشروعیت تصرفات حکومتی است. او استمرار هستی را به خاطر وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می داند، و باید این پاسخ گویی در برابر امام، اساس حرکت حکومت در همه عرصه های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و … باشد و جهان به این نقطه خواهد رسید و عالَم در ظل حکومت انسان کامل به تعالی و ارزش و کمال خواهد رسید.
الهام در ادامه این مطلب نوشته است: احمدی نژاد، در استان های مختلف که برخی از آن ها را خودم حضور داشته ام، در کرمان، مشهد، قم و … در جمع علمای بلاد، عقاید خود را نسبت به مهدویت، نگاه به دین و حکومت دینی صریح ابراز کرده است… به یکی از بزرگان عرض کردم آیا شما در این مبانی اشکالی می بینید؟ نه تنها هر گونه اشکال را نفی کرد، که موید همه این اعتقادات هم بود. در محضر بزرگانی هم چون آیت الله بهجت (دامت برکاته) و هم آیاتی چون آیت الله جوادی آملی و … اظهار عقیده کرده است و همه این بزرگان دعا کردهاند و تایید. او امام زمان را نیازمند سفره غذای دولت – که وجودی ندارد – نمی داند تا ظرف غذا برای او تهیه کند. و محدوده وجود و حضور پربرکت امام را در حد یک سجاده دفتر دولت نمی داند که سجاده بیاندازد و دامنه تصرف او را در عصر غیبت در حد اقامه نماز جماعت، و حد یک «امام جماعت» محل کار خود بداند. او را امام همه عالم می داند و قدرت تصرف ولایی او را در این حد تنزل نداده و خود را هم هرگز در حد ارتباط با آن وجود مبارک بالا نبرده است».
«احمدی نژاد، رییس جمهور حکومت اسلامی، از سخنان فروردین ماه ۱۳۸۷ خود در مشهد، در مقابل منتقدانش دفاع کرده است. آن سخنرانی معروفی که وی در فروردین ماه در جمع طلاب و روحانیون مشهد کرده بود روز دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ از تلویزیون دولتی ایران پخش شد. وی در سخنرانی خود در مشهد، قسم خورد که دست امام مهدی را در همه امور می بیند و گفت هدف او نیز فراهم کردن زمینه برای ظهور امام دوازدهم شیعیان است. او حتا از «موفقیت» سخنرانی در دانشگاه کلمبیای نیویورک، علی رغم آنچه مانع تراشی سیاستمداران آمریکایی خواند، سخن گفت و تاکید کرد که به جز با یاری امام زمان ممکن نبوده است.
وی ادعا کرد که با مدیریت امام زمان ۵۰۰ میلیون نفر سخنان او را از تلویزیون دیده اند. احمدی نژاد، گفت: «من در این دو سال و نیم – البته در تمام دوران انقلاب – به شما عرض کنم ما دست این مدیریت الهی را هر روز داریم می بینیم. خدا خود شاهد است که ما می بینیم. اغراق نمی گویم. ندیده را خدمتتان عرض نمی کنم. درست مثل همان چیزی که شما خدا را در عالم می بینید.»»
خوانندگان محترم به احتمال زیاد بگویند: افراط این مرد که رئیس جمهور ایران می نامندش به حد دیوانگی رسیده. اما متأسفانه این طور نیست، بلکه او شنوندگانش را ساده و دیوانه می پندارد. او می داند که قسم خوردنش دروغ محض است و هر آنچه می گوید یک مشت اراجیف بیش نیست. او خوب می داند، این مدیریت تکنولوژی مدرن است که باصطلاح پانصد میلیون سخنان اورا می شنوند و حتا قیافه اش را می بینند، نه مدیریت امام زمان! این حضرت امام زمان بزرگوار اگر این توانائی را داشت، چرا ۱۲۰۰ سال پیش چنین اعجازی نمی کرد؟! چرا اکنون وضع اقتصاد حتا معتقدان بخودش را رو براه نمی کند؟! حالا من نوعی بجهنم! متمنی است به این جمله «ناب» امام جمعه قم، خوب توجه فرمائید:
«ما به هیچ وجه علم سکولار نداریم و علم یا الهی و یا الحادی است. این آیت الله جوادی آملی تاکید کرد: فلسفه ما الهی و قرآن ما الهی است و بنابراین خلقت شناسی ما نه الحادی و نه سکولار خواهد بود».
تأسف بار است، واقعا تأسف بار. اکنون کسانی برجامعه ایران چند ملیتی با فرهنگی غنی و سابقه تاریخی چند هزار ساله حکومت می کنند و امکان دارند این چرندیات را تحویل مردم بدهند، که روزی این کشور، برای دیگران الگوی فرهنگی بوده است.
من بعنوان یک کرد ایرانی دلسوز برای آینده مملکت، باید بگویم و اخطاری دوستانه به همه نیروهای اپوزیسیون بدهم. شما فعالان کشور باید بدانید تا زمانی که تفرقه و چند دستگی میان نیروهای مردمی درخارج وداخل وجود دارد، احمدی نژاد، آیت الله آملی و بقیه گردانندگان جمهوری اسلامی به راحتی می توانند به خرافات و عوامفریبی ادامه دهند، اگرچه وضع اقتصادی مملکت بمراتب بدتراز امروزهم بشود، این رژیم می تواند تا زمانی که دمکراتهای ایران متحد نشده اند، خود را بر اریکه ی قدرت نگهدارد. پس سرنگونی رژیم قرون وسطائی جمهوری اسلامی با اتحاد همه نیروهای دمکرات و آزادی خواه خارج و داخل کشور گره خورده است.
با آرزوی اتحاد همه نیروهای مبارز و شناسائی حقوق انسانی و رعایت الفبای دمکراسی از طرف همه احزاب و سازمانهای اپوزیسیون خارج از کشور.
هایدلبرگ، آلمان فدرال، ۱۲ آوریل ۲۰۰۹ دکتر گلمراد مرادی
g-moradi@t-online.de
Foreign bank accounts of Iranian leaders
• Jan ۷, ۲۰۰۹ at ۹:۱۱ AM
This was re- posted on daneshjoo.org
Interesting, although I am not sure if it’s true.Supposedly in August Bank employees in Iran sent this partial list outside f the country, if it’s true, it’s sad that our people don’t have safe water or enough food and the oil money is being hoarded by these supposed men of Islam….What do u guys think??On August ۲۰۰۰, a group of Iranian banks employees revealed the financial frauds of most Islamic republic’s regime leaders and published part of their assets in foreign banks. Based on this report sent to outside Iran, which made start indirectly a series of Public statements printed in many Iranian and Foreign Newspapers, Millions of dollars of Public funds have been transferred during the last ۱۵ years while the Islamic leader (on this list) is asking for an investigation on Official corruption and his regime for more loans to supposedly help the Irania