مدتهاست که تصمیم گرفتهام هویت واقعی خودم رافاش کنم. از نوشتن با اسم مستعار خسته شدهام. مدام از خودم میپرسم خوب که چه؟ چرا نباید با اسم واقعی خودت بنویسی؟ چرا شخصیت حقیقیات را از لذت حضور در دنیای مجازی محروم میکنی؟ به این ترتیب از مناسبت فراهم شده استفاده میکنم و هویت واقعی خودم را فاش میکنم. پیشنهاد میکنم شما هم اگر تا به حال با نام مستعار نوشتهاید سفرهی دلتان را بگشایید و خیال خودتان را راحت کنید.
من «نادر نیلینژاد»، متولد چهاردهی بهمن 1353 در سمنان هستم. البته نسب من از یک سمت به شیراز و از سمت دیگر به تهران میرسد، اما آن موقعها به خاطر شغل پدرم ما در سمنان زندگی میکردیم. قدم دقیقا 182 سانتیمتر و وزنم هم 85 کیلوگرم است. چشمهایم قهوهای است و موهایم هم مشکی.
این هم عکسی از من که همین چند وقت پیش یکی از دوستان از من گرفته، درست چند لحظه قبل از پرواز:

دربارهی خودم حرف زیاد دارم که بزنم. حتما باز هم خواهم نوشت.
پینوشت1: این نوشته به هیچعنوان دروغ سیزده فروردین سال 1388 نیست.
پینوشت2: تمام نوشته های بالا از جمله پینوشت 1 دروغ مربوط به روز سیزده فروردین سال 1388 هستند.
بسیار خوشحالم از آشنایی بیشتر با شما
——————————————-
بامدادی: من هم خوشبختم. لطف دارید.
احمد پویا
متولد 1985 اکثرا وبلاگ های تان را می خوانم
خوشبختم!
—————————————————–
بامدادی: ارادتمند هستم. شما به من لطف دارید.
با سلام.
از اینکه با هویت واقعی شما آشنا شدم ، خوشحالم.
فک کن دروغ سیزده نباشه.
بالاخره دلیل این همه سفرهای آقای بامدادی معلوم شد.
)
بالتیمور،هارلم، نیویورک، پاریس و …
و ما متوجه شدیم که شما خلبانید!
سفر بی خطر آقای بامدادی!
——————————————————–
بامدادی:
خوشحال شدم… شغلتون؟!
تَ حال خوارَ؟ خوش ِ؟ سالَمه؟ چَ مَکَه؟
نفسم در اومد دو کلمه سمنانی بنویسم.
شاد باشی.
حالا دروغ ۱۳ فروردین نباشه دروغ اول آوریل که هست نه ؟ :دی
بامدادی (نادر) جان کار خوبی کردی. به نظر منبا هویت واقعی نوشتن تاثیر بیشتری داره، هر چند خطر هم داره. من هم سالها با هویت جعلی وبلاگ نوشتم ولی برای آخرین وبلاگم تصمیم گرفتم با هویت واقعی و عکس واقعی بنویسم. هر چند با این کار آدم مجبور می شه کمی با احتیاط بنویسه.
از آشنایی با شما خوش وقتم. همیشه وبلاگت رو می خونم.
پیروز باشی
——————————————————
بامدادی: ممنون و سپاس. من هم از آشنایی با شما خوشبختم.
خوشحالم از آشناییتون هم شهری.
البته من در حال حاضر سمنان زندگی میکنم اما شمارو نمیدونم.
میشه گفت هم قددیم اما من حدود 20 کیلو از شما سبکترم!!
در هر صورت خوشحال شدم
——————————————–
بامدادی: حیف که سمنانی نیستم.
ولی باور بفرمایید سمنانی ها رو دوست دارم
من فرض میکنم شما سمنانی هستید. اصلاً چه فرقی میکنه کجای این کره ی خاکی هستید، مهم اینه که خوب مینویسید.
(البته این نظر شخصیه خودم بود)
نمیدونم تو مصاحبت بود یا همین جا تووبلاگت دلایلت برای مخفی نویسی رو گفته بودی
اتفاق جالبی بود
مشعوف شدیم نادر جان
D:
خيلي خوشحالم از آشنايي با شما نادر جان !
دونقطه دي به توان اِن
I was really surprised with this post…
captain 
Good Luck
البته «بامدادی» هم عنوان قشنگی بود….
شما مگه مهندس برق نبودید؟
مگه تو شرکت نفتی کار نمیکردید؟یعنی خلبان اونجا هستید؟
شرمنده از این همه فضولی
———————————————-
بامدادی: همه رو درست حدس زدید غیر از خلبان
سلام،به نظرم این کار خیلی به شما آرامش می ده، موفق باشید
پس خلبانید … عجیبه …نمی دونم چرا همش فکر میکردم مهندس هستید !!!
اما من می گم کماکان دروغ سیزده است، حالا فروردین هشتاد و هشت نه، مثلاً هشتاد و هفت. اصلاً شوخی اول آوریله.
به هر حال این اشاره ی دقیقی که دروغ سیزده فروردین هشتاد و هشت نیست یه خورده مشکوکه.
مطمئنم که شوخی سیزده است. حتی خود پی نوشت.
تازه خلبان یا هر جور مهندس هواپیما، محدودیت های امنیتی داره نمی تونه به راحتی و بدون اسم مستعار وبلاگ بنویسه
———————————————————
بامدادی: درست مطمئن بودی
خیلی خندیدم . مرسی…………..
بعد از یک سال . فقط همین بامدادی جان
—————————————
بامدادی: با هم خندیدیم. ارادتمند.
یادم رفته بود بگم که تگ های پست هم توش سیزده و سیزده فروردین داره. اومدم این رو اضافه کنم، بعد دیدم که خودتون پی نوشت گذاشتید. : دی
————————————————————————————-
بامدادی: درست دقت کردی سارا. تگ ها رو برای راهنمایی گذاشته بودم
متاسفانه من دروغ را بعد از افشا دیدم
————————————
بامدادی: اشکال نداره. از قدیم گفتن دروغ را هر وقت بخوانی تازه است.
ای بابا! نگذار سر کار جوانهای مردم را. چه فانتزی ها که با این عکس در ذهنمان ساختیم! همه ویران شد…
خدای من! این چه کاری بود؟ تو دیگه مردی مرد!
تو اوین میبینمت یا… خدا بهت رحم کنه!
اول آوريل كه نيست تاريخ مطلب مي گه دوم. ولي همون سيزدهه
ولي من شما رو به خاطر باورهاتون دوست دارم(اسم مهم نيست)
الان خودمم نمی دونم پی نوشت اولی رو باور کنم یا دومی رو !
ولی این عکس استعداد بامدادی شدن رو داره !
[...] به نظر شما تو این مطلب باید کدام پی نوشت را باور کرد [...]
نمی دونم چرا! اما همیشه ترجیح میدم بلاگر ها رو با هویت بلاگیشون بشناسم. پس این پست رو دروغ سیزده فرض می کنم
میشه دروغ سیزده، نصفش راست باشه، نصفش دروغ؟ : ))
چه خشگلی شما:D
سلام. داداش من هم یکی از این عکسها گرفته. ولی هرگز خلبانی نخونده و خلبان نبوده و نیست. بامدادی، هر کسی که باشی دوستت دارم. پایدار باشی!
چه جالب پس این شکلی هستید گرچه از تفکر من خیلی دور بود فکر میکردم کمی جوون تر هستید البته منظورم مثلا30 ساله میاومدید
نمیدونم کار درست این هست که از اولش وقتی با اسم مستعار و با چهره نا شناس مینویسید تا اخرش همین جوری بمونه شاید بهتره مخاطب رو با همون تصویر خیالی نگه داشت یا برعکس از اولش باید با چهره واقعی جلو اومد
مثل اقتباس یک فیلم از روی کتاب میمونه
دوست عزیز این پست دروغ روز سیزده فروردین بوده. پایینش توضیح دادم که .
واییییییییی قبلا که با نام مستعار بودید کلی تبلیغ این اخوند ها رو میکردید حالا که اسمتونم لو دادید به احتمال زیادخامنه ایی رو یک پا گاندی میدونید
البته من اگه جای شما بودم حالا که اسمم رو گفتم سعی میکردم قسمت بحث و تحلیل سیاسی رو درش رو تخته کنم به نفع همه است