چهار کلمه از زبان دیگران: نوبل ادبیات، دیکتاتور، جنایت‌کار جنگی، کودک

آقای هارولد پینتر (Harold Pinter) در سنخرانی‌اش به مناسبت دریافت جایزه‌ی نوبل ادبیات سال 2005*:

از بعد از جنگ جهانی دوم تا امروز، تک‌تک دیکتاتورهای راست‌گرای نظامی جهان توسط ایالات متحده‌ی آمریکا به وجود آمده‌اند یا این‌که مورد حمایت این کشور بوده‌اند. منظور من اندونزی، یونان، اروگوئه، برزیل، پاراگوئه، هائیتی، ترکیه، فلیپین، گواتمالا، ال‌سالوادور و البته شیلی است. وحشتی که ایالات متحده در سال 1973 بر شیلی تحمیل کرد هرگز [از حافظه‌ها] پاک نخواهد شد و هرگز بخشیده نخواهد شد.

صدها و هزاران مرگ در سراسر این کشورها رخ داد. آیا این [کشتارها] رخ دادند؟ آیا می‌توان همه‌ی آن‌ها را به سیاست‌ خارجه‌ی آمریکا نسبت داد؟ پاسخ «بله» است. آن‌ها به راستی رخ دادند و آن‌ها با سیاست خارجه‌ی آمریکا پیوند دارند. ولی شما نباید بدانید.

چند نفر آدم باید بکشید تا بتوان شما را جنایت‌کار جنگی یا قتل‌عام کننده خواند؟ صد هزار نفر؟ فکر می‌کنم این تعداد کاملا کافی باشد. بنابراین جورج بوش و تونی بلر را باید در دادگاه بین‌المللی جنایات (International Criminal Court of Justice) محاکمه کرد. اما بوش زرنگ است. او [کشورش] هرگز حاضر نشده دادگاه بین‌المللی را به رسمیت بشناسد… اما [کشور]‌ تونی بلر دادگاه را به رسمیت شناخته و بنابراین برای محاکمه آماده است. در صورت تمایل دادگاه بین‌المللی، می‌توانیم می‌توانیم نشانی او را بدهیم: لندن، خیابان داونینگ، پلاک 10.

اوایل حمله به عراق در صفحه‌ی اول روزنامه‌های انگلیس عکسی از تونی بلر در حال بوسیدن گونه‌ی یک کودک عراقی منتشر شد با عنوان «یک کودک قدرشناس». چند روز بعد، در یکی از صفحات داخلی روزنامه، داستان و عکسی بود از یک کودک چهارساله‌ی دیگر عراقی که بازوهایش را از دست داده بود. خانواده‌اش در حمله‌ی موشکی کشته شده بودند و او تنها زنده مانده بود. او پرسید: «کی بازوهایم را پس خواهم گرفت؟» و داستان به همین‌جا ختم می‌شد. تونی بلر او را در آغوش نگرفته بود، او هیچ‌کدام از سایر کودکان معلول عراقی را نیز در آغوش نگرفت. او جسد هیچ‌کدام از کودکان عراقی را هم در آغوش نگرفت. خون کثیف است. پیراهن و کراوات آدم را کثیف می‌کند و برای سخنرانی‌های صمیمانه و پرمحبت در تلویزیون خوب نیست.


* بدیهی است (هست؟) که این نقل‌قول‌ها برای آشنایی و مطالعه‌ی اولیه است و من نه فقط این‌جا بلکه در لینک‌های روزانه، نقل‌قول‌ها و اصولا هر جا از منبعی لینک می‌دهم یا نقل قولی می‌کنم «اکیدا» و «قویا» توصیه می‌کنم مطلب اصلی به صورت کامل خوانده شود تا نیت و پیام اصلی گوینده یا نویسنده به درستی منتقل شود.

18 دیدگاه در چهار کلمه از زبان دیگران: نوبل ادبیات، دیکتاتور، جنایت‌کار جنگی، کودک

  1. شبنم می‌گه:

    آمریکا جنایات بیشماری در عرض چند قرن گذشته علیه بشریت انجام داده است. جنایات آمریکا محدود به بعد از جنگ جهانی دوم نیست. آمریکا با راه انداختن یک جنگ قلابی در اواخر قرن نوزدهم نصف مکزیک را با کمک سلاحهای جنگی خود ازمکزیک
    ربود و به کلنی های خود متصل ساخت. آمریکا بعدازفروپاشی امپریالیسم انگلیس نفوذ خود در قاره های مختلف راباسرکار گذاشتن دیکتاتورهای خونخوارو نوکرصفت – از جمله محمد رضا شاه – بسط داد و به آرایش نیروهای سیاسی منطقه و «غربی کردن» ارزش های حاکم براین مناطق جهت بوجود آوردن یک نیروی ستون پنجمی در این کشورها بکارگرفت. با انتقال
    «مشاوران نظامی» به بهانه «کمونیسم» این مناطق را اشغال کرد و مردم منطقه را با کاپیتالیسون مورد اهانت قرار داد.
    آمریکا با تبلیغ دروغی بنام American Exceptionalism شارلاتانهای ایرانی را هم با خود همراه ساخت. این وضع مدت زیادی نتوانست دوام آورد و شارلاتانهای ایرانی چمدان بدست با پولهای دزدی روانه کشور معبود خود شدند وبعضی ها هم که بار خود را خوب نبسته بودند درآمریکا مزه تهیدستی را چشیده و با دریوزگی به قبرهای خود روی آوردند.
    ما با همبستگی خود وافراد منطقه باید امپریالیسم وامتدادش صهیونیسم را بزیر کشیده و با کوشش و همکاری و پشتیبانی از یکدیگر کشورهای منطقه را بسوی آبادی و صلح رهنمون سازیم و از منافع خود حمایت کنیم.
    امپریالیسم آمریکا با راهانداختن جنگهای پی در پی و کشتار میلیونها نفر از مردم بیگناه کشورهای اسلامی ، صورت زشت خود را بیش از همیشه عیان ساخته و لازم است که همگی با تحریم کالاهای امپریالیسم که شامل دانشگاه های آنان هم می شود، ضربه سختی به اقتصاد این جنایتکاران وارد سازیم زیرا مردم غرب فربه تر از آنند که خود را بخاطرمردم ستم کشیده و داغدار «جهان سوم» به زحمت اندازند. امپریالیسم را می توان با کمک «ضربه اقتصادی » بزیر کشید. آیا مردم آمریکا حاضرند دست از حمایت جنایتکاران بردارند؟ آمریکاییان با مالیات خود از این جنایات حمایت می کنند. آیا قادرند که از منافع خود گذشته و فرزندان خود را – اغلب از طبقات تهی دست اند – در خدمت جنایت های نخبگان آمریکا نگذارند؟ آیا آمریکاییان تاکنون برای خروج نیروهای آمریکایی حاضر شده اند یکروز در هفته دست به اعتصاب زده و کار نکنند؟ هرگز. آنان بهیچوجه از منافع خود بنفع مردمان جهان دیگر نخواهند گذشت. چرا ما نباید با همبستگی و اتحاد یکدیگر منافع خود و منطقه را به پیش بریم؟ نیروهای دشمن را فقط با ضربه اقتصادی میتوان از پای در آورد.
    بنابراین لازم است که نه تنها یک تومان بمنظور ابتیاع کالا های آمریکایی، انگلیسی ندهیم بلکه دانش و استعداد خود را هم از این جنایتکاران دریغ داریم چون آمریکا و کشورهای غربی دیگر نظیر کانادا، انگلیس، آلمان ، استرالیا ، فرانسه با دزدیدن افراد تحصیلکرده کشورهای «جهان سوم» – که با سرمایه این کشورها بمنظور خدمت به اقتصاد جهان سوم تربیت شده اند – را جذب کرده و در خدمت بسط سلاحهای کشتار دسته جمعی یا در خدمت گسترش فرهنگ مصرفی خود بکار گرفته و نفوذ خود را با استفاده از مهارتهای زبانی و فرهنگی این اشخاص
    به جلو می برد. ما با همبستگی خود می توانیم علیه دشمنان منطقه همکاری و همراهی داشته باشیم.
    درضمن این زرنگی آمریکا نیست که توانسته از زیر مجازات شدن بگریزد بلکه سلاحهای کشتار دسته جمعی او است که این امکان را برایش مهیا ساخته است. آمریکا جزو ان پی تی است ولی هنوز بند ششم این پروتوکال که خواستار به صفر رساندن سلاحهای هسته ای کشورهای دارنده این سلاح است نه تنها نداده است بلکه شروع به ساختن سلاحهای هسته ای کوچکتر و مخرب تر هم کرده است. اما این موقعیت برتر آمریکا بدون کمک من و شما میسر نبوده و نیست. تازمانی که دلار پول بین المللی است می تواند از زیر مجازات بگریزد. ما با نخریدن
    کالاهای مصرفی آمریکا یی مثل مدارک دانشگاهی – فیلم های بیهوده – موزیک های مستهجن – کتب بی ارزش – تکنولوژی غیر ضروری و دیگر کالاهای مصرفی که بر ما تحمیل
    می شود می توانیم به نجات خود کمک رسانیم.

  2. زهرا می‌گه:

    خانم «شبنم» همیشه کامنتهای خوبی برای شما میذارن، من واقعا لذت میبرم.
    ای کاش خودشونم وبلاگ داشتن :)

    • خودم می‌گه:

      ممنون زهرا. بله فکر می‌کنم مجموعه‌ی کامنت‌های ایشان می‌توانست خود یک وبلاگ باشد :)

  3. مهم نیست می‌گه:

    گاهی دقت در شیوه‌های موفقیت دیگران می تواند برای همه‌ی ما درس‌آموز باشد. می‌خواهم در این‌جا با اجازه‌ی شما روش برخی وبلاگ‌نویسان را برای‌ کسانی که از راه و چاه این کار بی خبرند باز کنم. البته انتخاب این‌جا برای درج این نوشته به دلیل موفقیت نسبی شما در پیاده کردن این شیوه‌هاست. امیدوارم اجازه دهید سایرین نیز از این شیوه‌ها استفاده کنند.
    1. انتقاد از سیاست‌های استعمارگران غربی: شما به راحتی می‌توانید از جنگ در افغانستان و عراق انتقاد کنید. خصوصا اگر در ایران زندگی می‌کنید یا کارتان به نحوی است که با ایران سر و کار دارید این کار فواید زیادی برای‌تان خواهد داشت. ذیلا برخی از این فواید را ذکر می‌کنم:

    الف: ایجاد احساس رضایت‌مندی بسیار بالا از خود: شما می‌توانید به خودتان افتخار کنید چون در اخلاق و معرفت سنگ تمام را گذاشته‌اید و حال استعمارگران ظالم را گرفته‌ و در مقابل‌شان ساکت ننشسته‌اید.
    ب: قرار گرفتن در مرتبه‌ی پست استراکچری: شما می توانید به عنوان یک روشن‌فکر ضمن بررسی روند تاریخی مسئله‌ی استعمار و انواع مختلفش از گذشته تا به حال، ترفندهای استعمار نو را برای مخاطبان‌تان به تفصیل توضیح دهید. برای این‌که تاثیر کلام‌تان دوچندان شود کافی است در بین جملات ضد استعماری‌تان چند نقل قول از ادوارد سعید یا فوکو هم بگنجانید و یا به ژورنال‌های موجود غربی سری بزنید و چند جمله از یکی از مقاله‌هایی را که در نقد سیاست‌های دول استعماری است ترجمه‌ای کنید. مطمئن باشید که این حرکت، شما را تا درجه‌ی یک روشن‌فکر پست‌مدرن بالا می‌برد.

    2. عدم انتقاد از حاکمان داخلی: کاری به کار حاکمان ضد امپریالیستی وطنی نداشتن، بسیار مفید و سودمند است. پر واضح می‌تواند باشد که هر چقدر هم حاکمان وطنی جنایت‌کار باشند، به پای استعمارگران و امپریالیست‌های غربی نمی‌رسند و شما می‌توانید بدون احساس گناه تنها از جنایت‌کاران کلان انتقاد کنید. البته نیازی نیست از حاکمان وطنی تعریف کنید. همین که در نوشته‌هایتان اصولا آن‌ها و کارهای‌شان را در نظر نگیرید کافی است و اما فواید این گونه نوشتن عبارتند از:
    الف: به دست آوردن مقبولیتی نسبی در بین موافقان و مخالفان حکومت. ب: در امان بودن از هزینه‌های انتقاد از طرف حکومت. ج:حتی می‌توان بعد از رسیدن به درجه روشن‌فکر پست‌استراکچر و مقبولیت در میان مخاطبان روی این شیوه به عنوان منبع درآمد نیز حساب کرد.

    • bamdadi می‌گه:

      ممنون از کامنت شما. متاسفانه این کامنت توی سیستم هرزگیر وردپرس رفته بود و من همین چند لحظه‌ی پیش متوجه‌اش شدم. شرمنده از این‌که دیر منتشر شد.

      این صحبت‌ها اگر چه شاید مستقیما به سمت من نشانه گرفته نشده، ولی به هر حال همان‌طور که اشاره هم کردید و «من را در این زمینه موفق دانسته‌اید» به نوعی انتقاد مستقیم از من هم هست.

      حرف‌های شما هم درست است و هم درست نیست. درست‌اش این است که این روش واقعا هم می‌تواند جزییات و توصیفی مشابه همان که شما گفتید داشته باشد.

      نادرست‌اش این است که «احتمالا» شما نمی‌توانید درباره‌ی نوع سلیقه‌ها، نیت‌ها و علایق «من نوعی»‌ مطمئن باشید و یا قضاوت کنید. به خصوص در عرصه‌ای مانند وبلاگ که تریبونی شخصی است و درآمدی برای نویسنده‌ی آن ندارد و «احتمالا» هرگز هم نخواهد داشت ولی ممکن است دردسرهای احتمالی برایش داشته باشد. شاید این موجودی که آن‌را «کسی که برای کسب رضایت درونی و خودنمایی به عنوان یک روشن‌فکر میان‌مایه‌ی فراساختارگرا تلاش می‌کند» نامیده‌اید در وبلاگ‌ش به دنبال همان به دست آوردن حداقل حس رضایت باشد. شما حق ندارید این را از او بگیرید.

      شما حق ندارید با چنین نگاه بدبینانه و شاید تحقیرآمیز، آزادی او را محدود کنید. آزادی‌ای که به آزادی هیچ‌کس لطمه‌ای وارد نکرده است، آزادی‌ای که وارد حریم شخصی هیچ‌کس نشده است، آزادی‌ای که اگر منتقد سینه‌چاک دستگاه‌های اقتدارگرای محلی و جهانی نبوده، اما مجیزگو و خدمت‌گذار هم نبوده است. بله شما حق ندارید آزادی او را محدود کنید. اما حاکمیت شاید حق داشته باشد و اگر چنین تصمیمی بگیرد من او را درک می‌کنم. حاکمیت به خاطر ماهیت اقتدارگرایی که دارد (اگر اقتدارگرا نباشد که دیگر حاکمیت نیست، هست؟) از نظرگاه حفظ، توسعه و یا تثبیب اقتدارش قابل درک است که بخواهد صداهای غیرهم‌نوا را خاموش یا تحدید کند،
      اما شما چطور؟ شما از چه نظرگاهی به خود حق می‌دهید «کسانی را که برای کسب رضایت درونی و خودنمایی به عنوان یک روشن‌فکر میان‌مایه‌ی فراساختارگرا تلاش می‌کنند» محکوم کنید؟

  4. فرشته می‌گه:

    چه متن اصلی قشنگی بود. بخصوص شعرها و آن شعری که خود پینتر گفته بود، راجع به مرگ. اما مسئله اینست که ظاهرا که این غربی ها همه چشم و گوش ها را بسته اند و نمی خواهند درک کنند امریکا به بهانه دموکراسی و آزادی ملت ها چه برسر دیگران نیاورده است. جالبه همه می دانند ولی هیچ کس هیچ چیز نمی گوید و همکاری هم می کنند. پس بی خود نبود وقتی چاوز به اوباما کتابی داد که در مورد دسته گل هایی بود که امریکا در امریکای لاتین به آب داده و خود امریکایی ها خیلی بهشان برخورد. چون چوب را که برداریم …
    فقط ای کاش آنهایی که در ایران آنقدر سنگ آرمان های امریکا را به سینه می زدند می فهمیدند این ها فقط کلماتی یا برای رسیدن امریکا به امیالش است وگرنه امریکا چشمش را بروی همه گونه نقض این آرمانها در کشورهای دوست اش بسته و هیچ کس در مورد آنها جرات نداردابراز مخالفت کند. یا با ما یا علیه ما. ایران دومی را برگزیده ….

  5. ای کاش ما هم در کشورمان می توانستیم بدون ترس از عواقبش بگوییم سیاستهای نابخردانه‌ی جمهوری اسلامی موجبات زیان های هنگفت فرهنگی٬ اقتصادی٬ آموزشی٬ اجتماعی٬ روانی و … برای مردم کشور شده است. اما افسوس که تنها عقب رفتن روسری یک دختر ۱۵ ساله٬ مصداق اشاعه‌ی فرهنگ مبتذل غرب و تشویش اذهان عمومی و توهین به مقدسات و تلاش برای بر هم زدن امنیت ملی و … تلقی میشود.

  6. بامدادی عزیز
    همین ویندوز٬ لینوکس یا مک یا هر سیستم عامل دیگری که استفاده می کنی آمریکایی است. هر بار که یک کلمه را گوگل می کنی٬ یا یک جمله را توئیت می کنی یا چیزکی در فرندفید می نویسی یا … چندین سنت به حساب یک شرکت آمریکایی واریز می کنی. هربار که سوار هواپیما میشوی٬ احتمالا نصف هواپیما آمریکایی است. دوست عزیز٬ آمریکا همه بدی نیست. بد مطلق در دنیا وجود ندارد. حداقل بزرگترین حسن آمریکا همین است که میتوان بدون ترس از عواقب چنین حرفهایی آنها را به سادگی بر زبان راند. کاش کمی هم معایب خود را ببینیم و درصدد رفع آنها برآییم. مقصر تمام بدبختی های ما آمریکا نیست.
    ———————————————————————————
    بامدادی: فکر نمی‌کنم جایی نوشته باشم یا گفته باشم که آمریکا همه بدی است. من منتقد سیاست‌ امور خارجه‌ی آمریکا هستم که البته خود تابعی از سیستم اقتصادی حاکم بر این کشور که عملا حرف آخر را شرکت‌های بزرگ می‌زنند است. اما چه کسی می‌تواند منکر ارزش‌های نهادینه در جامعه‌ی آمریکا مثل سخت‌کوشی، آزادی‌گرایی شود؟

  7. شبنم می‌گه:

    دوستی می نویسد:
    {همین ویندوز٬ لینوکس یا مک یا هر سیستم عامل دیگری که استفاده می کنی آمریکایی است. هر بار که یک کلمه را گوگل می کنی٬ یا یک جمله را توئیت می کنی یا چیزکی در فرندفید می نویسی یا … چندین سنت به حساب یک شرکت آمریکایی واریز می کنی. هربار که سوار هواپیما میشوی٬ احتمالا نصف هواپیما آمریکایی است. دوست عزیز٬ آمریکا همه بدی نیست.}

    نمیدانم این دوست می داند که اگر نتیجه جنگ جهانی دوم بعکس بود – یعنی آلمان پیروز شده بود – همین دوست باز هم همین جملات
    را پشت سر هم سوار می کرد ؟ البته در اخر بجای «آمریکا» می بایستی از واژه «آلمان» استفاده می نمود؟ هردو هم با «آ» شروع می شوند. خب که چی؟ اینترنت که امروز رابط من و شما ست با این عملکرد مورد هدف نبوده است. اینترنت حاصل پژوهش های نظامی آمریکاست که امروز از آن برای بسط سیستم سرمایه داری ،گسترش بازرگانی ، بسط جمع آوراطلاعات «امنیتی» و خبر چینی، گسترش کنترل بیشتر مغزها و به بازی گرفتن جامعه بین المللی، بسط زبان انگلیسی و فرهنگ انگلو ساکسون مورد استفاده قرار می گیرد. در کنار آن من و شما هم به تبادل نظر – که باز هم محدودیتهای خود را دارد – می پردازیم.

    شما نباید فکر کنید که اینترنت وسیله ای است کاملا» «آزاد». امروز با وجود اینکه صد در صد کنترل نمی شود ولی محدودیتهای خودش را دارد و بسیار کسانی هستند که درغرب بعلت از «خط خارج شدن» در اینترنت به زندان افتاده اند. اینترنت بعنوان یک وسیله پروپاگاندا روزانه مورد استفاده ی صهیونیسم و امپریالیسم برای تحمیق نگاهداشتن توده ها بکار گرفته می شود. بعنوان مثال باید گفت که بعد از نسل کشی در غزه اسراییل هزاران عامل را روانه سایتهای بیشمار از جمله
    «چپ » نمود و با روش مخصوص بخود – که خیلی زود مشخص شد -سعی در فریب اذهان عمومی نمود که معلوم نیست تا چه حد اثر گذار بوده است. تکنولوژی کنونی در اثر تلاش و کوشش بسیاری ازافراد با پیشینه ی متفاوت – 49 درصد از افراد خبره در آمریکا غیر آمریکایی هستند – و منابع سرشار حاصل از شکست آلمان و برجسته شدن رل آمریکا بعنوان قدرت برتر – بعلت آسیب کمی که از جنگ جهانی دوم دید – بوجود آمد. آمریکا به کمک این تکنولوژی تمام هم خود را برای نابودی فرهنگ
    دیگری که رقیب او بود گذاشت و از هر چیز و هر کس برای نابودی رقیب استفاده برد. بهمین علت است که امروز افراد مطلع سوء ظن زیادی به گردانندگان این سیستم دارند زیرا بعداز فروپاشی شوروی این سیستم که خود را تنها سوار میدان می دید نیازی به دستکش هایش هم حس نمیکرد و با دستهای لخت و بهانه های طراحی شده در واشنگتن و تل آویو بجان فرهنگ های دیگر افتاد که میراث تمدن های دیگر را بنفع خود نابود سازد و جاده را برای » حکومت جهانی » یا
    «جهانی شدن » هموار گرداند. خب،اگر تکنولوژی خوب است – که همه معتقدند تکنولوژ ضروری است – چرا این سیستم – که شما آنرا خوب ارزیابی می کنید – اجازه نمی دهد دیگر کشورها هم از مواهب تکنولوژی و صنعت با منابع و مغزهای خود استفاده کنند؟ تکنولوژی حاصله از تراوش مغزها ی افراد بیشمار از جمله » جهان سوم»را چه کسانی مورد استفاده قرار میدهند؟ آیا میلیونها کودک که قبل از پنج سالگی در اثر زد و بندهای سیاسی و عملکرد کشورهای هژمان تلف می شوند استفاده ای می برند ؟ آیا این تمدن است که افراد غیر آمریکایی فقط از بمب های رقیق شده و فسفری مخرب استفاده برند ؟ یا آمریکاییان سیاهپوست بعنوان موشهای آزمایشگاهی برای مقاصد نظامی آمریکا مورد استفاده قرار گیرند ؟ چرا دنیا با اینهمه تکنولوژی و انباشت ثروت اینگونه به قهقرا رفته است و کشورهای زیادی رابسوی » کشورهای از هم پاشیده » سوق داده و آنها را به زیر می کشند؟ از قضا در کنار این کشورها همیشه امپریالیسم حضور فعال داشته است.
    بنابراین کافی نیست که دوستان تکنولوژی را مظهر تمدن گرفته و افراد را به خاموشی در مقابل جنایات بیشمار آنها دعوت نمایند. بلکه این تکنولوژی باید با مسئولیت انسانی همراه باشد وگرنه چیزی جز نابودی و فساد بدنبال نخواهد داشت که هیچ انسان آزاده ای حاضر نیست آن را حمایت کند.

  8. شبنم عزیز٬ ردیف کردن لیستی از کالاهای امریکایی در پاسخ به این عبارت شما بود:

    ما با نخریدن کالاهای مصرفی آمریکا یی مثل مدارک دانشگاهی – فیلم های بیهوده – موزیک های مستهجن – کتب بی ارزش – تکنولوژی غیر ضروری و دیگر کالاهای مصرفی که بر ما تحمیل می شود می توانیم به نجات خود کمک رسانیم.

    به نظر من هیچ کس حق ندارد یک ملت را سراسر پلیدی و تباهی نشان دهد. آمریکا خیلی جنایات مرتکب شده و احتمالا باز هم خواهد شد. اما در همین امریکا٬ و حتی در دولت امریکا هم افراد زیادی هستند که به نفع بشریت کار می کنند. افراد بسیاری هستند که با به خطر انداختن جان و مال خود٬ سعی در کمک به افراد و کشورهای جهان سومی می کنند. (احتمالا خواهید گفت این موسسات خیریه نیز ابزارهای استعماری جدید هستند که البته احتمالا بعضی از آنها چنین اند اما نه همه.)
    این طبیعت و خوی بشریست که اگر قدرت دارد٬ زور می گوید. اعراب مسلمان در دوران عمر و علی و عثمان٬ با قدرت گرفتن٬ سلطه‌ی خود را به اکناف عالم گستردند و از کفار «جزیه» می گرفتند و تازه انها را نجس هم می دانند. آنها کار را به جایی رساندند که کشوری مثل مصر٬ با فرهنگ هزاران ساله اش رسما عرب شد.
    ژاپنی ها جنین را از شکم مادر آبستن چینی بیرون می کشیدند.
    اسکندرمقدونی نیم دنیای متمدن انروز را زیر سم اسبان خود گرفت و نابود کرد.
    مغولان مسیر حرکت خود از مغولستان تا قلب اروپا را شخم زدند.
    ما ایرانیان نیز تقریبا هر چه پشتوانه‌ی پول داریم از ثروتهایی است که نادر شاه افشار در جنگ با هند به غارت برد.
    آلمانی ها٬ شوروی ها٬ فرانسویان٬ هلندیان٬ بلژیکی ها٬ اسپانیایی ها و پرتغالی ها و … نیز کم در قاره‌ی آفریقا و آمریکای جنوبی و آسیا جنایت نکردند.
    آمریکا هم آخرین و احتمالا قویترین عضو این باشگاه جنایتکاران است. و البته این قدرت منحصر به فرد و بی سابقه اش را مدیون پیشرفت های حیرت اور تکنولوژیکی است.
    اما جان کلام این که هیچ ملتی بد مطلق نیست. برگردم به حرف اولم٬ این طبیعت و خوی بشریست که اگر قدرت دارد٬ زور می گوید. همین الان در داخل کشور٬ حکومت زور دارد و به مردم زور می گوید. حتی به خود حق می دهد رنگ لباس جوانان را تعیین می کند.
    من و توی وبلاگ نویس هم می توانیم تنها آگاهی بدهیم٬ اما از دایره‌ی انصاف بیرون نرویم که اگر چنین کنیم٬ ما هم به سهم خود از قدرت خود سوء استفاده کرده ایم.
    با احترام

  9. شبنم می‌گه:

    دوست عزیز:
    من از سیاستهای دولت آمریکا – مانند آمریکاییان آگاه – انتقاد می کنم نه از ملت آمریکا. بسیاری از آمریکاییان خود با سیاستهای دولت مخالف بوده و حتی بعضی از آنان از اینکه گذرنامه آمریکایی دارند «شرمنده» اند زیرا می دانند که سیاستهای آمریکا چه عواقب وحشتناکی – بعنوان مثال – برای عراق ، افغانستان ، سودان یا فلسطین به بار آورده است. همراهی و همکاری آمریکا با صهیونیسم یکی از دغدغه های امروز آمریکاییان است و این افراد نمی توانند بدنهای سوخته و تیکه تیکه شده ی بچه های فلسطینی و یا
    عراقی را بدست فراموشی سپارند. این درست است که بعضی قدرتها برای دائمی شدن قدرت و بسط آن متوسل به زور و جنایت می شوند اما همانقدر هم درست است که بگوییم این دول زورگو همیشه منتقدانی را برای خود بوجود آورده اند. بنابراین جنایات وخرابی ها نمی تواند بدون اعتراض ادامه داشته باشد.
    هدف از تحریم کالاهای مصرفی آمریکا اینست که منابع مالی امپریالیسم را تا آنجا که بتوانیم محدود کرده تا گستره این جنایات واهداف ضد بشری را محدود سازیم. شما مرتب روی ملت آمریکا انگشت می گذارید درصورتیکه بیشتر مردم آمریکا بجز
    الیت از ناراضیان سیستم هستند ولی مردم آمریکا بعلت تبلیغات شدید منافع الیت آمریکا را منافع خود دانسته و به وجود اختلافات طبقاتی زیاد آگاه نیستند زیرا دولت با فراهم کردن کالاهای نسبتا» ارزان مصرفی که در چین بدست کارگران بسیار ارزان ساخته می شود توانسته است این اختلافات را کمرنگ تر نماید و از اتحاد افراد معترض جلوگیری کند. این جلوگیری از همبستگی مردم آمریکا علیه سیستم با کمک منابع مالی دولت صورت می گیرد. بنابراین افراد – ایرانی و غیر ایرانی – با محدود کردن مصرف کالاهای آمریکایی می توانند در بیرون کردن اشغالگران از منطقه کمک کنند ولو بعضی از افراد مزدور که خود را در خدمت منافع اشغالگران گذاشته اند و خواهان ادامه حضور سربازان آمریکایی و جاسوسان صهیونیسم درمنطقه هستند با این کار مخالف باشند.

  10. [...] 30, 2009 دوستی ناشناس در کامنتی که پای یکی از مطالب اخیر بامدادی با عنوان «چهار کلمه از [...]

  11. خوانندگان گرمی

    نوشتار شبنم تبلیغات تکرای و آشنایی هستند که همواره از تلوزیون دولتی ایران میشنویم. با اینکه من بر این باورم که خوانندگان با این نوشتار مانند تبلیغات و با شبهه که این نوشتار سزاوار آن است برخورد خواهند کرد، ولی با این حال من مایل هستم چند نکته را روشن کنم.
    درست است که ما در چدین جنگ درگیر شده ایم ولی ما همیشه از جنگ بعنوان آخرین گزینه استفاده کرده ایم و این در حالی بوده است که امنیت ملی و ملت ما با تهدید روبرو بوده اند.

    در این موارد ما همچنین به مردم این کشورها برای تاسیس دولتی دموکراتیک و انتخاب رهبران خود از طریق انتخابات آزاد کمک کرده ایم. عراق و افغانستان مثالهای اخیر هستند، کشورهایی که انتخابات آزاد نداشتند و مردمی که نمی توانستد برای سرنوشت خود تصمیم بگیرند. در این دو مورد، ما با رژیمهای ستمگری روبرو بودیم که تهدیدی به کشورهای همسایه خود و جامعه جهانی در کل بودند. ما همین کار را در مورد ژاپن و المان هم انجام دادیم. نه اینکه نوع حکومت انان مورد تعید ما نبود، بلکه به این دلیل که این رژیمها امتناع خود را برای زندگی مسالمت آمیز با همسایه ها ی خود و ایالات متحده ثابت کرده بودند.

    تصور این بسیار غیر واقعگرایانه خواهد بود که جامعه جهانی شامل ایالات متحده باید و یا میتواند درمقابل مسائل امنیتی در چهارگوشه جهان بی تفاوت بماند، در حالیکه آنها امنیت ملی ما و یا هم پیمانان ما را بطور مستقیم تحت تاثیر قرار میدهد.
    مسائل امنیتی در خاور میانه میتواند و در واقع امنیت ملی ما را در اخل ایالات متحده تحت تاثیر قرار داده است. همانگونه که شاید به یاد داشتته باشید، در دوران طالبان افغانستان به هاشیه امنی برای گروهای تروریستی فرا ملیتی شامل القاعده شده بود، گروهی که حمله تروریستی 11 سپتامر را در خاک ایالات متحده انجام داده و هزارن نفر مردم بی گناه را به قتل رساند. پس از اینکه اسامه بنلادن مسئولیت آن حمله را بر عهده گرفت، دولت ما خواستار استرداد اواز طالبان شد ولی آنها از استرداد او سر باز زدند. این ما را ناچار به استفاد از گزینه نظامی کرد. همانگونه که میبینید ما همواره از عمل نظامی بعنوان آخرین گزینه استفاده کرده ایم.

    ما متوجه هستیم که هیچ وقت جنگی نبوده است که مردم غیر نظامی در آن کاملا محافظت شده باشند و از آنجاییکه گروهای افراطگرا مانند طالبان از مردم غیر نظامی بعنوان سپر استفاده میکنند، این کار حتی سختر میشود. با این حال، برای به حد اقل رساندن تلفات غیر نظامیان، ما اقدامات پیشگیرانه مهمی را انجام داده ایم که هم اکنون نتیجه آن روشن است.
    مطبوعات بین المللی، سازمان های حقوق بشری و سازمان ملل متحد اعلام کرده اند که همچنان اکثریت تلفات حملات طالبان غیرنظامیان افغان می باشند. این حقیقت در یکی از گزارش های اخیر سازمان ملل تائید شده است. بر اساس این گزارش، تلفات حاصله از حملات افراطیون طالبان در افغانستان از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹، ۴۱درصد افزایش یافته است، در حالی که تلفات غیرنظامیان ناشی ازعملیات نیروهای ائتلاف ۳۰درصد کاهش یافته است.
    http://unama.unmissions.org/Default.aspx?tabid=1741&ctl=Details&mid=1882&ItemID=7260
    به علاوه، بنا بر گزارشاهای اخیر، ۸۵ درصد قربانیان القاعده که نتیجه بمب های کنار جاده ای و دیگر حملات هستند خود مسلمانان بوده اند . برای اطلاعات بیشتر به این سایتها مراجعه فرمائید.
    http://www.sarkhat.com/fa/news/135596938/
    پرسشی که باید از افرای مانند شبنم پرسید این است که آیا فکر میکنید اگر ایالات متحده در جنگ جهانی دوم وارد نشده ومسیر و نتیجه آن را تغیر نداده بود، متوانست به نفع دنیا و کشور شما باشد؟
    آیا فگر میکنید بهتر بود اگر ایالات متحد ه به نسل کشی در بوسنی هرزگوین و کوزوو پایان نمیداد؟
    آیا با برکناری رژیمهای طالبان و صدام مخالف هستید؟ آیا فکر میکنید مردم افغانستان و عراق و کشورهای همسایه آنها با وجود آن رژیمها موقعیت بهتری داشتند؟
    آگر ما در جنگ جهانی دوم وارد نمیشدیم، به دلیل اینکه ما کاری برای پایان دادن به تهدید نازیها انجام ندادیم ، امروز از ما انتقاد نمی کردید؟
    اگر ما وارد جنگ کوزوو نشده و به نسل کشی پایان نمیدادیم، امروز از ما انقاد نمی کردی؟
    فکر مکینید نباید ارتش ایالات متحده برای پایان دادن به نسل کشی مسلمانها در بوسنی به آنجا میرفت؟

    واقیعت دیگر این است که کمکهای انسان دوستانه ایالات متحده در سایه خبر های جنگ در مطبوعات ناپدید شده است. اگر نگاهی به منابع خبری بکند، خبرهای بسیار اندکی را در مورد کمکهای چشمگیر ایالات متحد ه به کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه خواهید یافت. آن برای این است که در دنیای خبر رسانی، خبرهای مثبت خبر نیستند. اشخاص در مطبوعات با این تصور کار میکنند که مردم علافه مند به خبرهای مثبت نیستد و این تبلیغات زد امریکایی و اهداف رژیمهای زد آمریکایی را تغذیه میکند.
    در سال 2008 ایالات متحده کمکهای خود را به کشورهای خارجی به 26 بیلیون دولار افزایش داد. ایالات متحده تعداد بیشماری از کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته را در زمینه های امکانات تحصیلی، بهداشت و درمان، کشاورزی، تکنولوژی، و دیگر موارد یاری میکند. لطفا برای اطلاعات بیشتر به سایت فارسی زیر مراجه فرمائید.
    http://www.america.gov/st/foraid-persian/2009/August/20090804121928xjsnommis0.2039301.html

    زلزله دریای هند و سونامی سال 2005 را به یاد دارید، به یاد دارید که ایالات متحده ملیونها دلار و ارتش خود را برای امداد رسانی به آنجا فرستاد؟
    زلزله هائیتی را به یاد دارید، جایی که ایالات متحده 100 ملیون دلار و ارتش خود را برای امداد رسانی به آنجا فرستاد؟ به یاد دارید که پیروان تئوری توطعه ایالا ت متحد ه را به استفاد ه از زلزله برای ا شغال آن کشور متهم میکردند؟
    آیا میبینید که پس از پایان عملیات امداد رسانی ما آن کشورها را ترک کردیم؟
    به نظر می آید کسانی مانند شبنیم که با تبلیغات و تئوری توطعه مصموم شده اند همواره بهانه هایی را برای انتقاد از هر عملی که ایالات متحده انجام داده ویا بدهد، پیدا خواهند کرد.

    اگر در مورد حضور نظامی و عملیات ما در در منطقه پرسشی دراید، من با کمال میل پاسخ خواهم داد.

    با احترام
    علی علوی
    «دی.ی.تی» فرماندهی مرکزی ایالات متحده
    http://www.centcom.mil/index.php?lang=fa
    سنتکام را دنبال کنید
    Facebook: http://www.facebook.com/pages/frmndhy-mrzy-ylt-mtdh/408886170528
    Twitter: http://www.twitter.com/CENTCOMNEWS
    YouTube: http://www.youtube.com/user/ccdet

  12. [...] که بامدادی یه کامنتگذار خیلی خوب داره به اسم شبنم و منم زیر یکی از پستهاش از کامنت شبنم تعریف کرده بودم، از اونجائیکه بحثهاش [...]

  13. بهنام می‌گه:

    آقای علوی

    شما آمار UNAMA درباره گشته شدگان افغانستان را ذکر میکنید. این آمار را این سازمان از ناتو گرفته. هر بار ماموران دولت افغانستان و فعالان حقوق بشر کشتار مردم بیگناه را اعلام و مستند کرده اند دولت آمریکا آنرا انکار کرده. دولت شما دروغ میگوید.

    ثانیا سازمان ملل اعلام کرد که در دهه 90 ششصد هزار کودک عراقی بر اثر تحریمهای کشور شما جان باختند.

    ثالثا کشور های پاناما و گرانادا که شما به آن حمله کردید و هزاران بیگناه را در آنجا به قبل رساندید هیچ تحدیدی برای امنیت آمریکا نبودند.

  14. بهنام گرامی

    میتوانید لطفا بگویید که بر اساس کدام سند و یا گزارش معتبر میگویید دولت ایالات متحده گزارش سازمان ملل را مبنی بر کشتار مردم افغان توسط ارتش ما را انکار کرده است؟ بر عکس، ما در مورد گزارشهای سازمان ملل و گزارشهای معتبر دیگر سازمانها تحقیق کرده و برای تصحیح اعمال نادرست سربازان خود قدمهای قانونی را برداشته ایم. در مواردی که عملیات ما منجر به کشته شدن غیر نظامیان شده است، ما خود اولین کسانی بوده ایم که چنین موارد تاسف بای را اعلام کرده ایم. اگر شما امروز وب سایت آیساف را نگاه کنید، بیانیه ای را در مورد تحقیقات ما در باره کشته شدن غیر نظامیان افغان به دست گروه کوچکی از سربازان را خواهید دید و این چیزی است که اگر ما خود آن را اعلام نمی کردیم، شما در این مورد حتی کلمه ای هم نمی شنیدید.

    همانگونه که در نوشتار پیشین من دیدید، بر اساس گزارشهای سازمانهای بین المللی و مستقل،عامل اکثر کشته شدگان غیر نظامی افغان طالبان بوده اند.
    و بر اساس چه سند و گزارش معتبری شما میگویید شصت هزاز کودک عراقی به دلیل تحریم ها جان خود را از دست داده اند؟ در واقع، به غیر از تبلیغات، تا به حال هیچ تحقیقی و یا ارگان معتبری سندی برای پشتیباتی از این اتهامات نتوادسته اند ارائه دهند. همچنین آن تحریم فقط از طرف ایالات متحده نبود. آن تحریمها از طرف شورای امنیت سازمان ملل و جامعه جهانی پس از اشغال کویت توسط صدام و عدم همکاری او با سازمان ملل در مورد برنامه های اتمی ا ش به کار بسته شدند. حتی زمانی که عراق تحت تحریم قرار داشت، سازمان ملل برنامه نفت در برابر غذا را به صدام حسین پیشنهاد کرد و به سازمانهای انساندوستانه اجازه داد تا به مردم عراق کمکهای انساندوستادنه ارائه دهند.

    شما از سازمان ملل و جامعه جهانی به دلیل تحریمها بر علیه عراق در دوره صدام و از ایالات متحده به دلیل برکناری صدام ادنتقاد میکنید. آیا شما میگویید نه سازمان ملل و نه ایالات متحده نباید کاری بر علیه صدام انجام میدادند، در حالیکه او به کشورهای همسایه خود حمله میکرد و برای کشتار مردم خود از صلاهای شیمیایی استفاده میکرد؟
    اگر شما حمله شیمیایی صدام بهم ردم عراق را فراموش کرده اید، لطفا از این ویدئو دیدن کنید:

    در مورد پاناما و گرانادا، به جای اینکه خود را مشغول تاریخ کنیم، ما ترجیح میدهیم در حال حاضر زندگی کرده و برای آینده ای بهتر تلاش کنیم. ولی اگر قرار است در مورد تاریخ صحبت کنیم، ما باید همه زوایا و باکتورهایی در آن حادثه دخیل بوده اند نوجه کنیم. نخست، تاکید شما مبنی بر اینکه حمله نظامی ما به آن دو کشور باعث کشته شدن «هزاران» نفر گردید کاملا نادرست است. در گرانادا فقط 24 و در پاناما حدود 200 غیر نظامی کشته شدند.
    ماوریس بیشاپ در سال 1979 پس از یک کودتای نظانی نخست وزیر گرانادا گردیده و یک رژیم کمونیستی را بر پا ساخت. روابط نزدیک او با کوبا و شوروی کمونیست و زخیزه صلاحهای شوروی در آن کشور نه تنها ایالات متحده بلکه کشورهای کارایب را نگران ساخت. با ابنکه آن رژیم کمونیست در حیات خلوت ایالات متحده تهدید آنی به امنیت ملی ما نبود ولی در دراز مدت تهدیدی بود به ایالات متحده و دیگر کشورهای همسایه. در دنتیجه،نیروهای ایالات متحده به همراه نیروهای چندین کشور کارایب وارد گرانادا شده و آن دولت کودتا را از کار برکنار کردند.
    حالا پاناما و گرانادا هر دو صاحب دولتهای دموکراتیک هستند و مشگل و یا جنگ داخلی ندارند. حالا مردم آن دو کشور دولتهای خود را در انتخابات آزاد انتخاب میکنند و آنان را در مقابل مسئولیت و قولهایشان مسئول میدانند.
    باید اضافه کنم ما هیچ وقت ادعا نکرده ایم که ایالات متحده مرتکب هیچ اشتباهی نشده است، و یا همه اعمالش در طی تاریخ غیر قابل انتقاد میباشد. فقط چنان انتقادهایی نباید بر اساس تحریف اسناد تاریخ و یا تصورات واحی از نیت اصلی ما باشد.

    با احترام
    علی علوی
    «دی.ی.تی» فرماندهی مرکزی ایالات متحده
    http://www.centcom.mil/index.php?lang=fa
    سنتکام را دنبال کنید
    Facebook: http://www.facebook.com/pages/frmndhy-mrzy-ylt-mtdh/408886170528
    Twitter: http://www.twitter.com/CENTCOMNEWS
    YouTube: http://www.youtube.com/user/ccdet

  15. شبنم می‌گه:

    ایرانیان عزیز:

    لطفا” از هر گونه بحث و جدلی با عاملین نیروی نظامی آمریکا که تاکنون ملیونها نفررا با دروغ “تروریسم” به هلاکت رسانده اند و با نقاب دروغین شیعه (علوی) جهت اغفال افراد ساده لوح به سایت های مختلف اینترنتی میروند بپرهیزید.
    اگر شما به سایت های دیگر رجوع کنید خواهید دید که این افراد با تکرار اراجیف خود و مخدوش حقایق چیزی جز فریب افراد را دنبال نمی کنند.
    دوستان:
    صهیونیستها بعد از تیکه تیکه کردن کودکان غزه با حمایت اوباما و دیگر جنایتکاران جنگی آمریکا، هزاران نفر کاربر اینترنتی توسط اسراییل به سایت های مختلف از جمله “جپ” فرستاده شد تا بخیال خود نظرها را از* جنایت علیه بشریت* اسراییل که در گزارش گلداستون هم آمده است منحرف سازند. گلداستون این گزارش رابرای اقدام علیه جنایکاران اسراییلی /آمریکایی به سازمان ملل فرستاد ولی سازمان ملل در اثر تهدید آمریکا این گزارش را به دور انداخت. آیا کسی می تواند به این جنایتکاران اعتمادی داشته باشد؟

    اما این نژادپرستان برای توقف برنامه **قانونی** غنی کردن هسته ای ایران تاکنون از هیچ کاری از جمله تحریم اقتصادی ایران رویگردان نبوده اند. آمریکا با دادن امتیازات مختلف به کشورهای نژادپرست و طماع مانند روسیه ، چین و هند – علیه منافع آمریکا – این کشورها را با خود همراه می سازد. این سیاست احمقانه توسط نوکران سیاه و سفید صهیونیسم در کاخ سفید و از طریق لابی اسراییل پیاده می شود که چیزی جز نفرت مردم ایران و منطقه نمی تواند بارمغان بیاورد.

    این عاملین در ازای مشتی دلار باچاپ دروغ های مختلف ، که از قبل تهیه شده اند ، در نظر دارند افراد جاهل را درگیر بحثی بیهوده کنند تا نیروی آنان را به تحلیل برند بدون اینکه کسی از این بحث های بیهوده نفعی عایدش شود.
    مواظب باشید.
    وبلاگ ها نباید پلاتفرمی دیگر در اختیار این افراد قرار دهند.این افراد با منابع سرشارمالی که در اختیار دارند پروپاگاندای خود از طریق رسانه های بیشمار و مزدوران متعدد را به جلو می برند.

  16. فرماندهی مرکزی ایالات متحده می‌گه:

    خوانندگان گرامی

    شبنم از خوانندگان میخواهد از بحث با من بپرهیزند. این رفتار دولتهایی را به من یادآوری میکند که اجازه دسترسی به اطلاعات آزاد و وآقعی را نمی دهند. بعضی از این دولتها در دسترسی به اینترنت مداخله کرده و یا آن را قطع میکنند، سایتها را فیلتر میکنند، بلاگ نویسها و روزنامه نگاران را زندانی کرده و روزنامه ها را میبندند. با عدم اجازه به مردم خود به دسترسی به اطلاعات آزاد آنان مردم را از بقیه دنیا منضوی کرده و با استفاده از مطبوعات و تبلیغات خود مردم را شستشوي مغزي میکنند. اینها راهای کنترل هستند که کسانی که نمیتوانند درست بودن افکار و استدلال خود را به مردم بقبولانند، از آن استفاده میکنند .نمیدانم چرا شبنم از اینکه من در اینجا اطلاعات واقعي در اختیار خوانندگان قرار میدهم وحشت زده شده است. هیچ کس حق ندارد برای دیگران تصمیم بگیرد، از خواندن آنان و یا از وارد شدن آنان در دیالوگ با دیگران جلوگیری کند.

    اگر شبنم به استدلال خود اطمینان دارد، چرا از استدلال دیگر و متفاوت از استدلال خود میترسد؟ ما بر این باوریم که بی دلیل نیست که مردم مغز و شعور دارند و آنها خود توانايي تمیز واقعیت از خیال پردازی را دارند .تبلیغاتی که هر روزه آنلاین پست میشوند کم نیستند، من فقط برای ارائه اطلاعات صحیح و واقعی در اینجا هستم زیرا ما بر این باوریم که مردم حق دسترسی به اطلاعات صحیح و واقعی را دارند. مردم خود میتوانند تصمیم بگیرند با چه طرفی وارد دیالوگ شوند یا چه طرفی را رد کنند.

    همانگونه که من پیشتر نیز تاکید کردم، من بسیار خوشحال خواهم شد به هر پرسش واقعی و یا نگرانی پاسخ دهم.

    با احترام
    علی علوی
    «دی.ی.تی» فرماندهی مرکزی ایالات متحده
    http://www.centcom.mil/index.php?lang=fa
    سنتکام را دنبال کنید
    Facebook: http://www.facebook.com/pages/frmndhy-mrzy-ylt-mtdh/408886170528
    Twitter: http://www.twitter.com/CENTCOMNEWS
    YouTube: http://www.youtube.com/user/ccdet

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s