سیاست و پروپاگاندا نه میتوانند با هم تضاد داشته باشند و نه میتوانند نسبت به هم بیاعتنا باشند. آنها به صورت غیرقابل تفکیکی به یکدیگر متصلاند: بدون سیاست، پروپاگاندایی در کار نخواهد بود و بدون پروپاگاندا سیاستی وجود نخواهد داشت.
.
«سیاستِ موفق» همیشه به «پروپاگاندای موفق» احتیاج دارد. هر دو هدف مشترکی دارند و به یک سمت میروند.
..
– پروپاگاندای سیاسی، 1934
.
.
Politics and propaganda cannot conflict with each other, nor can they run parallel to each other, but rather they are inextricably bound to each other. Without politics there is no propaganda and without propaganda there is no politics.
.
“Good politics” always needs “good propaganda”. Both have the same goal and the same direction.
– Politische Propaganda, 1934
.
| بامدادی | نجواها | یکعکاس | [silent-clicks] |
| استفاده از مطالب و عکسهای منتشر شده در وبلاگها و فوتوبلاگهای من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است. | |||
من با جمله بالا که می گوید سیاست و پروپاگاندا دست در دست هم دارند موافقم.
ما نمونه های زیادی از پروپاگاندا که در خدمت سیاست بکار گرفته می شود را روزانه ازنظر می گذرانیم. برای نمونه ، امروز از پروپاگاندا برای فروختن “جنگ علیه ترور” به افراد نا آگاه استفاده می شود. آمریکا و اسراییل سعی دارند با پروپاگاندا حضور و جنایت های جنگی خود را به جامعه جهانی حقنه کنند. برما لازم است که از هر وسیله ای جهت افشای دشمنان جهت همبستگی مردم منطقه استفاده کنیم.
مقاله زیر چیکده ای است از مقاله ” جرم شناختن انتقاد از اسراییل ” بقلم آقای پل گریگ رابرتز که در مجله اینترنتی کانتر پانچ بچاپ رسیده است و بی مورد با موضوع پروپاگاندا نیست را در اینجا بازنویسی می کنم که دوستان از محتوای این مقاله مهم با خبر شوند. آقا ی رابرتز در تاریخ هفتم مه 2009 می نویسد:
آیا به پایان آزادی بیان در دنیا رسیده ایم؟
در شانزدهم 2004، جورج بوش رییس جمهور آمریکا لایحه ای تحت عنوان ” بررسی انتی سمیتیک در جهان” که لابی اسراییل
تهیه کرده بود را به امضاء رساند. در واژه نامه صهیونیسم
” سامی” فقط یهودیان را دربرمی گیرد وفلسطینی ها را که سامی هستند از این دایره بیرون انداخته و به افراد تروریست و اهریمن تقلیل می دهد. بنابراین لایحه بالا فقط با “یهود ستیزی” مبارزه می کند. تصویب این لایحه دولت آمریکا را موظف می سازد که “یهود ستیزی ” را در جهان مرتب زیر نظر گرفته وافراد خطا کار را مورد تعقیب و تنبیه قرار دهد. یعنی این لایحه می تواند میلیون ها نفررا مورد تعقیب و آزار قرار دهد. برای اجرای این امر آن را ابتدا باید مشخص کرد. مشخصات ” یهود سیتزی” چیست ؟
بطور کلی ، امر”یهود ستیزی ” مطابق نظر لابی اسراییل و آقای فاکسمن – از گروه صهیونیستهای یهودی که بعنوان چشم و گوش اسراییل در آمریکا عمل می کنند و عده زیادی این گروه را ستون پنجم و جاسوس اسراییل می خوانند – به کسانی گفته میشود که از اسراییل و یا یهودی انتقاد کنند.
رام اسراییل امانوئل – صهیونیست و شهروند اسراییلی که اکنون در سمت رییس کابینه کاخ سفیداوباما، منافع اسراییل را به جلو می برد – تاکنون بیکار ننشسته و مشغول پاک کردن زمین کاخ سفید نبوده است.
بنابراین همین که او بتواند ” لایحه پیشگیری از نفرت ” سال 2009 را به تصویب رساند فورا” بازگو کردن جنایت های اسراییل از قبیل رفتار آنان با فلسطینی ها و قلع و قمع کردن افراد و کودکان آنها و دزدیدن زمینهایشان – تاکنون بیش از 86 درصد اززمینهای فلسطینی ها با کشتار وسیع و
http://www.counterpunch.org/roberts05072009.html
اخراج از خانه هایشان دزدیده شده است – جرم محسوب خواهد شد.همچنین ، بازگو کردن خطوطی ازکتاب انجیل که خواسته یهودیان مبنی بر به صلیب کشیدن مسیح را یاد آور شده است می تواند جرمی علیه مسیحیان بحساب آید.
در ضمن ، بازگو کردن نفوذ بی حد لابی اسراییل بر کاخ سفید و کنگره – برای نشان دادن این قدرت کافی است که بگوییم ایپک برای پشتیبانی از جنایت های جنگی اسراییل در غزه لایحه ای با حقه ” اسراییل حق دفاع از خود دارد” را به سنا و کنگره برد وبا حمایت 100 درصد سنا و 99 درصد کنگره به تصویب رساند – می تواند جرم محسوب شود و مورد تعقیب قانونی قرار گیرد. درضمن هرگونه تردیدی در مورد قصه ” هولو کاست ” جرم کبیره بحساب خواهد آمد اما نشناختن هولوکاست ایرانیان با بیش از هشت میلیون نفرمرده در اثر سیاستهای امپریالیسم انگلیس که منجر به قطحی گسترده ای در ایران شد نه تنها جرم نیست بلکه تشویق هم می شود. اضافه بر آن ، اگر فردی به افسانه 6 میلیون اعتقاد نداشته باشد و این رقم را باد کرده در مقایسه با رقم حقیقی آن که توسط پژوهشگران اسراییلی تأیید شده است بداند باز هم مجرم شناخته خواهد شد.
درضمن، اشاره به حضور وسیع یهودیان– حدود دو درصد نسبت به کل جمعیت آمریکا – در رسانه ها، امور بانکی و مالی و سیاست خارجی آمریکا هم جرم محسوب خواهد شد و بالطبع مورد تعقیب قانونی قرار خواهند گرفت.
به بیانی دیگر، این لایحه پایان آزادی بیان ، آزادی اندیشه ، آزادی پژوهش و وداع با قانون یکم قانون اساسی آمریکا یعنی آزادی بیان را به ارمغان خواهد آورد. هر حقیقتی که برای اسراییل تهمت محسوب شود غیر قانونی شناخته خواهد شد.
با توجه به بلند پروازی های احمقانه دولت آمریکا که بخود اجازه می دهد قوانین آمریکا را به یک یک کشورها وسازمانهای دیگر تحمیل نماید – بطور مثال چه بر سر سازمانهایی نظیر صلیب سرخ ، کمیسیون سازمان ملل حقوق بشر و سایر سازمانهای
“حقوق بشر” که تقاضای رسیدگی به حمله نظامی اسراییل به شهروندان غزه را کرده اند – خواهد آمد؟ آیا این سازمانها با بهانه “انتقاد بیش از حد از اسراییل” به اتهام ” یهود ستیزی” دستگیر و تحت تعقیب قرارخواهند گرفت ؟
این یک سئوال بسیار جدی است.
در گزارش اخیر سازمان ملل که هنوز بطور کامل منتشر نشده است ، اسراییل بخاطر کشتار و صدمات بیشماری که بر غزه واردآورد مورد سرزنش شدید قرار گرفته است. دولت اسراییل در جواب گفته که گزارش سازمان ملل “مغرضانه ” بوده است . بنابراین ، این گزارش سازمان ملل هم طبق این لایحه باید جزو گناهان کبیره علیه اسراییل بحساب آید.
اسراییل با استفاده از قدرت آمریکا، معترضین و منتقدین راوادار به سکوت می کند در جایی که مطبوعات و بعضی از سربازان اسراییلی جنایات اسراییل در غزه و همینطور کشتار عمدی مردم فلسطین را افشا کرده اند. تمام این جنایات بدون هیچگونه شبهه ای جنایت جنگی محسوب می شوند. رسانه های اسراییلی با چاپ عکس کشتار عمدی کودکان و زنان فلسطینی بر روی تی شرت نشان دادند که سربازان اسراییلی بخون فلسطینی ها تشنه اند. این تی شرت ها مدرکی است دال بر سیاستهای اسراییل که برمحو کامل مردم فلسطین استوار شده است. آیا “لایحه جرم نفرت” در مورد روزنامه های اسراییلی نظیر آراتص و جف هالپر که گوشه ای از جنایات اسراییل را انتشارداده اند قابل اجراست؟ آیا مفسرین آمریکایی که فقط ناقل این افشاگری ها بوده اند هم بعنوان “نشر نفرت علیه اسراییل” که “یهود ستیزی ” بحساب می آید دستگیر خواهند شد؟
اغلب مردم آمریکا را با پروپاگاندا شستشوی مغزی داده اند و به آنها تحمیل کرده اند که فلسطینی ها “تروریست ” هایی هستند که اسراییل بی گناه را تهدید می کنند . این افراد ناآگاه آمریکایی در اثر پروپاگاندای لابی، سانسور را ضرورتی برای “جنگ علیه ترور” می بینند. این کوته فکران
اهریمن سازی شهروند هایی را که دست به انتقاد از اسراییل می زنندرا می پذیرند و موافق تنبیه این افراد هستند زیرا که فکر می کنند عمل اینها به “تروریست ها” کمک می رساند.
فعالیتهای فراوانی جهت مجرم بحساب آوردن افرادی که از
اسراییل انتقاد می کنند جریان دارد. یکی از پرفسور های
دانشگاه آمریکن قربانی یکی از گروههای وابسته به لابی اسراییل – کمر به نابودی منتقدین سیاستهای اسراییل بسته است – شده است.
نورمن فینکل اشتاین یکی از منتقدین سیاست خصمانه اسراییل علیه فلسطینی هاست که بعلت فعالیت لابی اسراییل علیه او نتوانست کار ثابت در دانشگاهی که درس می داد – دانشگاه دوپال در شیگاگو – به دست آورد. اکنون لابی اسراییل تمام نیروی خود را علیه پروفسور ویلیام رابینسون که در دانشگاه کالیفرنیا – سانتا باربارا مشغول درس دادن است متمرکز کرده است. جرم این پروفسور اینست که در کلاس درس خود که در مورد “روابط جهانی ” بحث می کند مقالات انتقادی از حمله ی اسراییل به غزه را هم در لیست مقالات تکلیف شب برای دانشجویان گنجانده است .
درضمن لابی اسراییل موفق شده است که اوباما را متقاعد سازد که متهم کردن دو یهودی از ایپک – استیون روزن و کیت ویزمن – به جاسوسی در حقیقت “یهود ستیزی” است و بهتر است که این اتهام را ملغی کند. اضافه برآن ،لابی اسراییل موفق شد ه بود که دادگاهی شدن این دو جاسوس را برای چهار سال بعقب اندازد. ولی حالا وزیر دادگستری اوباما سیاهپوستی است بنام “اریک هولدر” که این دو شخص را ازهرگونه اتهامی مبرا کرده است. این تصمیم گیریها نشان می دهد که اوباما به درجه ای از بردگی نزول کرده که قبلا” مشاهده نشده بود. اوباما تنها رییس جمهور تاریخ آمریکاست که تمام
قدس را بعنوان پایتخت اسراییل شناخته است. هیلاری کلینتون یا بوش جرأت نکردند به این درجه از بردگی سقوط کنند. با
وجود این ؛ لاری فرانکلین که گفته شده است مدارک محرمانه را به این دونفر یعنی روزن و ویزمن داده است ، خود به 12 سال و هفت ماه در زمان بوش محکوم شد که اکنون در زندان بسر می برد ولی این دو نفر به همت وزیر دادگستری اوباما عدالت را به زیر پای خود له کردند.
حماقت دراین جریان بسیار است. دو عامل اسراییل که مدارک محرمانه راگرفته اندگناهکار بحساب نمی آیندامافردآمریکایی محکوم می گردد چون این مدارک را به این دو عامل داده است. اگر این دو نفر، جاسوس نیستند پس چرا فرد آمریکایی که مدارک محرمانه را به جاسوسان منتقل کرده محکوم شده است ، یعنی روزن و ویزمن؟
مجرم شمردن افراد بعلت انتقاد از اسراییل ، امید داشتن یک سیاست خارجی مستقل در خاور میانه برای آمریکا را از بین برده و این سیاست همچنان منافع اسراییل – نه آمریکا – را حمایت می کند. بنابراین هرگونه امید به اینکه مردم آمریکا بتوانند از پروپاگاندای اسراییل در امان باشند را به پوچی مبدل ساخته است. لابی اسراییل برای به گروگان گرفتن مردم آمریکا فعالیت زیادی بمنظور مجرم شناختن هرگونه انتقادی از اسراییل بعنوان “یهود ستیزی” را دنبال می کند. باور کردنی نیست که مردم می توانند هرکشوری در دنیا را
مورد انتقاد قرار دهند ولی اسراییل از این قانون مستنثی است و افرادی که از اسراییل انتقاد کنند مورد تعقیب قانونی قرارخواهند گرفت.
تعقیب افراد بجرم “آنتی سمیتیک ” و” انتقاد از اسراییل” بزودی بصورت یک قانون جهانی در دنیا پنجه های خود را در گلوی فرد فرد ما فرو خواهد کرد.
امروز در بیشتر نقاط اروپا هر کسی در مورد هولوکاست تردید نشان دهد مورد تعقیب و آزار قرار خواهد گرفت و آنان را به زندانهای بلند مدت یا کوتاه مدت محکوم خواهند شد؟ چندین نفر هم اکنون محکومیت بلند مدت خود بجرم “یهود ستیزی ” رادرزندان کشورهای غربی مبتلا به “دموکراسی” می گذرانند. بیشتر این افراد تاریخدان و پژوهشگرند. حتی کسانی که تردیدی در هولوکاست ندارند ولی آمار صهیونیستها مبنی بر کشته شدن 6 میلیون نفر را غلو فکرمیکنند و به رقمی کمتر از شش میلیون اعتقاد دارند باز هم مشمول تعقیب و آزار می شوند. بیخود نیست که “اپوزیسیون” مزدور و مقلد ایران همچون شهلا شفیق که دستی هم در “جنبش زنان ” یک میلیون امضاء دارد برای خوش خدمتی امضاء خود را در کنار صهیونیست های فاشیست نظیر برنارد هنری لوی ، عیان هرشی علی – کلفت صهیونیسم – ابن ورق و مریم نمازی از “ایکس مسلم” یک سازمان صهیونیستی گذاشته ، و با این گروه ها بر علیه مسلمانان زیر لوای “اسلامو فاشیسم” به تبلیغات و پروپاگاندا مشغول کارند.
درتظاهرات خیابانی ، فعالین “ایکس مسلم” جهت پروپاگاندا علیه ایران، هنرپیشگان یک تومنی را اجاره کرده و مراسم سنگساری “زنان ایران” را با قرض کردن چادر از این و آن در استیودیو های غربی فیلم برداری و از آن عکس گرفته و بر روی پوسترهای بلند بعنوان “حقیقت ” جهت عوامفریبی و آماده کردن اذهان عمومی برای هولوکاست اتمی ایران در خیابانهای کشورهای مبتلا به “دموکراسی ” غرب به نمایش گذاشته اند.
http://www.inminds.co.uk/article.php?id=10214
روشنفکران آمریکایی اکنون تمام هم خود را جهت افشای مقاصد صهیونیسم بعنوان یک نیروی مخرب در جهان قرارداده و برای
نجات آمریکاییان نا آگاه و حامی صهیونیسم مقالات افشاگرانه ای روزانه در رسانه های عمومی به چا پ می رسانند. این درجایی است که “اپوزیسیون ” کافه نشین “صدای آمریکا” و دیگر مزدوران ایرانی روزانه همکاری و همراهی با صهیونیسم را دردستور کارخود قرار داده و در آرزوی بمباران کردن ایران شب را به صبح می آورند.
“اپوزیسیون” مزدور ایران که برنامه خود را فقط به فحش دادن به دولت ایران محدود کرده ولی تا بحال هیچگونه روشنگری و خلاقیتی درمورد مسائل و معضلات جهان نشان نداده است و بقول خودشان آمریکا و اسراییل را دغدغه اپوزیسیون ایران نمی دانند – کشورهایی که مسئول اکثر جنگ ها، شرارتها، اعمال تروریستی ، اشغال کشورها، شکنجه ها،زندانهای مخفی ، در اختیار داشتن بیش از 700 پایگاه نظامی که بیشتر آن در خاور میانه و اطراف قرار دارد،اشغال منطقه
خاورمیانه، آسیای مرکزی و شمال آفریقا، راه انداختن
کارزارهای دروغین جهت پروپاگاندا و شستشوی مغزی شهروندهای کشورهای مختلف ، تحمیل قوانین مغرضانه ، تحمیل تحریم های غیر قانونی علیه کشورهایی که صد درصد نوکر نیستند، زیرپا قراردادن قوانین بین المللی بمنظور بسط نفوذ خود هستند- و درنتیجه این دو کشوراصلی را در معادلات سیاسی خود موثر نمی دانند. اپوزیسیونی که نسبت به این دو کشور بی اعتنا باشد و حتی در جهت بسط سیاستهای جنگجویانه آنها با آنان همکاری و همراهی داشته باشد اپوزیسیونی نیست که کسی بتواند روی آنها حساب باز کند. این افراد چگونه می توانند آزادی بیان و دموکراسی برای مردمان ایران بیاورند وقتی که اینگونه نسبت به جریانات تاریخ ساز بی اعتنا هستند و با صهیونیسم – دشمن اصلی جهان امروز – همکاری و همراهی داشته باشند و خود و قلم خود را به دشمنان بفروشند. “روشنفکران” وابسته ایرانی باید بدانند که مردم ایران تره هم برای آنها خرد نخواهند کرد. این “روشنفکران ” باید از آقای
رابرتز یاد بگیرند و صدای خود را علیه صهیونیسم جهانی بلند کنند.
http://pahra.blogsky.com/print/post-9309/