خانه > سیاست > سیاستِ فارسی – یک

سیاستِ فارسی – یک

آقای عبدالکریم سروش را چندان نمی‌شناسم (البته اسم‌ش زیاد به گوشم خورده است). اما بعضی موضع‌گیری‌هایش به من (و شاید شما) کمک می‌کند تا او و نقشی را که در تاریخ معاصر ایران بازی می‌کند را بهتر بشناسم (یم): [تاکیدها از من است]

نوشابه امیری: بگویید از میان کاندیداها نظرتان بر کیست؟

عبدالکریم سروش: من 4 سال پیش حرفی به شما زدم و حالا هم کم و بیش بر همان نظرم.

نوشابه امیری: یعنی آقای کروبی؟

عبدالکریم سروش: بله؛ علی الخصوص که من در سخنان آقای موسوی، نکته تازه‌ای نمی بینم. در عملکردش هم کار دلچسبی مشاهده نمی‌کنم. گمان می‌کنم با افکار پیشین‌اش وداع نکرده است و علیرغم این‌که گاهی در سخنرانی‌ها، اشارات تازه‌ای دارد، اما ریشه‌ها، همان ریشه‌های پیشین است و رگه‌های نگران کننده‌ای در سخنان ایشان وجود دارد. در عمل هم بیست سال نشست و ظلم‌ها را تماشا کرد و لب از لب نگشود: “قربان تمکینت شوم می‌بین و سر بالا مکن”.

نوشابه امیری: پس چرا آقای خاتمی از ایشان حمایت کردند؟

عبدالکریم سروش: این همان چیزی است که  موضع آقای خاتمی را برای من سئوال انگیز کرده است. من رفتن پاره ای از دوستان پشت آقای موسوی را هم اصلا درک نمی کنم. یعنی از دید سیاسی که نگاه می‌کنم کاملا برایم مبهم است.  به صراحت برای شما بگویم این‌که کسی دوباره بیاید و در کسوت سیاسی ادعای رسالت روشنفکری داشته باشد را نمی‌پسندم. باید کسی بیاید که مرد عمل باشد.


* بدیهی است (هست؟) که این نقل‌قول‌ها برای آشنایی و مطالعه‌ی اولیه است و من نه فقط این‌جا بلکه در لینک‌های روزانه، نقل‌قول‌ها و اصولا هر جا از منبعی لینک می‌دهم یا نقل قولی می‌کنم «اکیدا» و «قویا» توصیه می‌کنم مطلب اصلی به صورت کامل خوانده شود تا نیت و پیام اصلی گوینده یا نویسنده به درستی منتقل شود.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

دسته‌ها:سیاست
  1. آزاده
    می 11, 2009 در 8:32 ب.ظ. | #1

    ممنون از اطلاع رسانی.

  2. می 11, 2009 در 9:33 ب.ظ. | #2

    متاسفانه نقش آقای سروش هم نقش جالبی نبوده.

  3. می 11, 2009 در 11:13 ب.ظ. | #3

    وبلاگتون رو شدیدا دنبال می کنم. واقعا خسته نباشید
    ————————————
    بامدادی: ممنون از لطف شما. در خدمتم.

  4. شبنم
    می 13, 2009 در 4:26 ب.ظ. | #4

    عبدالکریم سروش روشنفکر دینی که در گذشته همراه با “اصلاح طلبان ” بود، این بار با حمایت از کروبی وارد میدان شده وسعی دارد نامزد انتخاباتی خود را بر مسند نشاند غافل از اینکه آقای کروبی چهارسال پیش با شعار ” پنجاه هزار تومان به هر خانواده ” نتوانست کاری ازپیش برد.
    امسال هم بدون شک به سرنوشت چهار سال پیش دچار خواهد شد. این روزها مد شده که افراد شرکت کننده در کارزار انتخابی برای گرفتن سند مقبولیت از غرب به قصه هولوکاست بپردازند و از فجایع آن صحبت کنند. اسراییل هم بر مبنای آن ، وجهه خود را صیقل بخشد.
    اخیرا” برای بهبود وجهه ی اسراییل ، لابی یهودیان بدنبال مکانیک 88 ساله آلمانی – آمریکایی بنام John Demjanjuk
    رفته و اورا متهم کرده است که 66 سال پیش موقعی که فقط 22 سال داشته و بعنوان گارد خدمت می کرده مرتکب جنایت غیر قابل بخشودنی علیه یهودیان شده است چون او صدای خود را علیه ارتش نازی بلند نکرده است. این شخص پیر به آلمان فرستاده شد که مورد تنبیه قرار گیرد. درجایی که این افراد وقیح درماه دسامبر، خود با بمب های خوشه ای و فسفری بیش از 1400 نفر از فلسطینی ها راتیکه پاره کردند – اکثرا” نوزادان ، کودکان و زنان، زیرا اسراییل تمام هم خود را در نابودی نسل بعدی فلسطینی ها گذاشته است چون معتقد است کشتن نوزادان وکودکان از شدت مبارزات آینده علیه سیستم نژادپرست و تروریستی اسراییل خواهد کاست. با آزار دادن افرادی نظیر این مرد آمریکایی و راه انداختن کارزارهای تبلیغاتی پر سر وصدا، اسراییل همچنان دکان هولوکاست را گرم نگه داشته وبنظر می آید اینبار هم جنایات جنگی اسراییل بوسیله غرب – در رأس اوباما- ندیده گرفته شودو نظرها را از جنایات صهیونیست ها بسوی دکان “یهود ستیزی”
    منحرف سازند.
    آقای محمد خاتمی طی سخنرانی خود در استرالیا – که بر روی اجساد مردم بومی و محلی بر پا شده است – دوباره نطقی علیه
    کسانی که “هولوکاست ” را مورد بی مهری قرار می دهند سر داده ولی کلمه ای از هولوکاست ایرانیان در دوران جنگ جهانی اول که بر اثر سیاستهای جنگی امپریالیسم انگلیس منجر به قحطی در ایران شد و بیش از 8 میلیون قربانی برجای گذاشت را بر زبان نیاورد. آقای مهدی کروبی هم که نمی خواست از غافله عقب بماند با تکرار این که ” ما به هولوکاست کاری نداریم ” و آن را نفی نمی کنیم علاقه خود را برای همکاری و همراهی بیشتر ابراز داشت. بهمین جهت ایشان مورد مرحمت عبدالکریم سروش واقع شده است. سروش در گذشته از جناح اصلاح طلبان و رییس جمهورشان محمد خاتمی حمایت می کرد. اصلاح طلبانی نظیر ناصر هادیان – عبدالکریم سروش را دوست و نزدیک به خود می داند – همکاری با بوش را بدانجا رساندند که با سیاست های جنگی بوش درمنطقه همراه شدند. این نظر بوسیله ناصرهادیان در یکی از کارزارهای تبلیغاتی بنفع “اصلاح طلبان” در مراکز امپراتورسازی نظیر دانشگاه هاروارد که اتفاقا” آقای سروش درآنموقع افتخار همکاری با این دانشگاه را داشت طی جلسه ای در جواب سئوا لی که ازآقای هادیان شد ” سیاست اصلاح طلبان در قبال سیاستهای جنگجویانه بوش چیست ؟” او گفت که ” سیاست ما با سیاست امریکا همخوانی دارد.” و با این حرف آب پاکی رابر روی دست همه ریخت. افزون برآن، روزنامه ی اینترنتی “انتخاب ” – سال 2003 – نوشت که یکی از مزدوران عراقی بنام ” کنعان مکیه ” – که بعدا” در یکی از پلاتفرم های تلویزیونی صیهونیست ها بنام “چارلی رز” توسط خبرنگاران عراقی به
    لقب “دزد و جنایتکار جنگی ” مزین گردید – قبل از حمله آمریکا به عراق به ایران رفت و با جناح اصلاح طلبان در این مورد مشورت کرد. بنظر می آید که ایشان موافقت “اصلاح طلبان ” را برای حمله آمریکا به عراق کسب کرد. در اینجا باید اشاره کنم که “کنعان مکیه” همکار “احمد چلبی ” یکی از مزدوران لابی اسراییل است که خدمات بیشماری به صهیونیسم کرده است. این شخص که مورد نفرت اغلب روشنفکران و مبارزان آزاده آمریکا و عرب است در یکی از کانالهای تلویزیون آمریکا مورد عنایت و توجه مخصوص دیک چینی – معاون پرزیدنت که دستور شکنجه مسلمانان از دفترش صادر گشت – قرار گرفت .
    اسراییل همچنین بمنظور قدردانی از خدمات “مکیه” بنفع صهیونیسم و علیه مردم عراق و منطقه یک دکترای افتخاری در اسراییل به او داد.
    عبدالکریم سروش در مصاحبه بالا می گوید: ” اگر امروز از جهاني شدن حقوق بشر صحبت مي‌كنيم بايد به ياد داشته باشيم كه حقوق بشر را كه دستگاه بوش و ريگان درست نكرده‌اند، حقوق بشر را چند قرن فيلسوفان پروراندند و امروز يك چنين غلبه‌ي جهاني پيدا كرده است. به طوري كه يك زبان بين‌المللي شده و همه ما در داخل از طريق آن زبان با يكديگر سخن مي‌گوييم و چيزي است كه همه‌ي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها خواستار آن هستند.”
    آقای سروش: حقوق بشر ممکنست توسط افراد”تحصیلکرده” طرفدار سیستم نوشته شده باشد ولی این نوشته ها در خلاء بوجود
    نمی آید و با خون میلیونها نفر از افراد مبارز اجین شده است. شما در کدام زمان دیده اید که افراد حاکم بر سیستم برای حمایت از زیر دستان قانونی تهیه کرده باشند؟ قوانین در اثر مبارزات واعتراضات مردم نوشته می شوند زیرا سیستم برای بقای خود محتاج “آرامش و نظم” است و مجبور می شود جهت جلوگیری از هرج و مرج گاهی اوقات خواسته های دیگران را هم مد نظر گیرد. اکثر فیلسوفان در خدمت سیستم بوده اند وبهمین علت نامشان درکتابها و مجلات ثبت شده است.
    آقای سروش معتقدند که “ما نمی توانیم دین را از جامعه مان بگیریم و نمی خواهیم هم بگیریم. دین ، هویت ماست، فرهنگ ماست ، … اما این آیین، همان آب کف آلود ست که جاریست و باید آن را تصفیه کرد.”
    آقای سروش دوست دارند مسائل را یک بعدی ببیند . این کف “به تنهایی” بوجود نمی آید. حتما” باید جذرو مدی شود،
    طوفانی شود تا این کف هویدا گردد. کف “به تنهایی” شکل نمی گیرد. باید آب به صخره ای خورد تا کف حاصل آید. به عبارتی دیگر چالش های پی درپی ، کف بوجود میآورد. آب ساکن کف ندارد. رفتار ایران و دیگر کشورهای مورد هدف در رابطه با دسیسه ها و فعالیت های قدرت جهانی علیه این کشورها شکل می گیرد نه در انزوا. ایشان با این حرفها – نظیر صادق زیبا کلام و اوباما – می خواهند توپ را همچنان در زمین ایران نگه دارند و مسببین اصلی جنگهای مخرب دول نژادپرست و تروریستی را ازانظاردور کنند وافراد را خوشبین به سیستم فاسد جهانی نگه دارند تا مانند گذشته همچنان محبوب شورای روابط خارجی آمریکا باشند. در اینجا لازم به گفتن است که شورای روابط خارجی آمریکا – یکی از ارکان اصلی و مهم سیستم جهانی جزوه ای بنام”مباحثه دین و سیاست در ایران” بقلم “والا وکیلی” در سال 1996 برای شناساندن خدمات سودمند عبدالکریم سروش منتشر ساخته است.
    درضمن ، ایشان و شیرین عبادی جزو صد “روشنفکر با نفوذ” در یکی از مجلات امپریالیستی معرفی شده اند. بنظر می آید که “نفوذ” این روشنفکران بیشتر محدود به مجامع قدرت باشد تا مردمی.
    عبدالکریم سروش در مصاحبه بالا می گوید:
    “من اما معتقدم که بازي انتخابات، بازي دموکراسي …..{به} همين سبب من فعاليت کساني را که الان در اين حوزه فعاليت مي کنند، گرامي مي دارم و گمان مي کنم کار نيکويي مي کنند؛ چه کانديداها و چه کساني که براي کانديداها فعاليت مي کنند و مي خواهند در نهايت کسي را بر کرسي بنشانند.البته حرف من اين نيست که آمدن هر کسي باآمدن کس ديگري مساويست. نه؛ اينها نابرابرند. من از ته دل آرزومندم که آقاي احمدي نژاد بر سر کار نيايد.”
    سروش هم مانند دیگران، برای جلوگیری از انتخاب مجدد آقای محمود احمدی نژاد وارد میدان سیاست ایران شده است نه اینکه واقعا” به کروبی اعتقاد داشته باشد. اگر ایشان معتقد به “دموکراسی” است آقای کروبی چه خدماتی در این راه انجام داده است؟ دموکراسی واقعی در این سیستم بسته و فشار بیش از حد دول ستیزه گر غرب، و اپوزیسیون مقلد ومزدور ایران چقدر شانس دارد؟ در دوران ” اصلاح طلبان” بجز خصوصی سازی و همکاری نزدیک با سازمانهای ورشکسته غرب نظیر صندوق بین المللی و بانک جهانی که منجر به انباشت ثروت بیشتر دردست
    ایرانیان متمول و وابسته به سیستم نئولیبرالیزم شد چه امتیازی برای ایرانیان تهی دست بهمراه آورد؟
    اکنون “اصلاح طلبان” بابه میدان فرستادن افرادی نظیر میر حسین موسوی که در عرض بیست سال گذشته هیچ در گیری و علاقه ای به مسائل مهم مملکت در بازار سیاست ایران نداشته و کسی از نظرات او در رابطه با وقایع تاریخ سازمنطقه ودنیا با خبر نیست ناگهان از خواب بیدار شده و دست در دست زهرا رهنورد به میدان آمده است. آیا کسی می تواند به آقای میر حسین موسوی که حضور خود بعنوان یک رقیب درکنار محمد خاتمی را جایز نمی دانست اعتماد کند؟ آقای میرحسین موسوی چندی پیش ، قبل از کنار رفتن آقای خاتمی ، گفته بود که
    ” اگر خاتمی نمی رفت من نمی آمدم”. بیان این خواسته چه چیزی جز نداشتن اعتماد بنفس لازم را میرساند ؟
    سیاستمداران باید بدانند که ایرانیان فردی را بر سر کار خواهند گذاشت که منافع ایران را مقدم بر هر چیز دیگر بداند ،حتی دوستی های خانوادگی و قومی و قبیله ای نباید منافع ایران را مخدوش سازد.
    فردی مانند آقای میرحسین موسوی که فعالیت خود درانتخابات را بعدا ز بیست سال کناره گیری مشروط به خروج آقای محمد خاتمی از میدان کارزار می کند نمی تواند کاندیدای قابل اعتمادی باشد. آقای موسوی اطلاع دارند که اکثر “اصلاح طلبان” از سیاستهای محمد خاتمی خشنود نبوده و اظهار کردند که اگر آقای خاتمی کاندیدای اصلاح طلبان گردد آنها ” بازهم با چشم گریان به محمود احمدی نژاد رأی خواهند داد.” آیا آقای میر حسین موسوی از این اظهارات با اطلاع است؟ بیخود نیست که عباس عبدی از اصلاح طلبان در خفا با مهدی کروبی رویهم ریخته ومطابق نوشته یکی از ایرانیان برای کارزار انتخاباتی او فعالیت می کند.
    گذری به خارج از تهران، مطابق تجزیه و تحلیل بعضی مفسرین، نشان می دهد که درصد زیادی از افراد در دهات و شهرستانها رأی خود را بنفع محمود احمدی نژاد به صندوق ها خواهند ریخت زیرا سیاستهای اتخاذ شده بوسیله آقای احمدی نژاد در بهتر کردن زندگی فقیرانه آنها و گشایش بعضی از معضلات روزانه زندگی شان موثر بوده است.
    http://www.youtube.com/watch?v=oUzx7ndKU54&feature=channel
    اکنون همراهان سیستم جهانی تمام هم خود را برای انتخاب کسی بجز محمود احمدی نژاد بکار گرفته اند و کارزار تبلیغاتی وسیعی با پیغامهای گمراه کننده ومتضاد براه انداخته اند. سیاست صیهونیستها امروز بر این مبناست که با بوق و کرنا به ایرانیان بگویند که “احمدی نژاد رییس جمهور دلخواه اسراییل است زیرا سیاستهای او بنفع صیهونیسم بوده است ”
    که بر انتخابات ایران اثر گذارند. این گفته سفیهانه توسط بعضی از افراد نادان و نا آگاه یا مغرض تکرار می شود. حقیقت اینست که ایران یک کشور مورد هدف است و برای بزیر کشیدن ایران کانال های مختلفی در فعالیت اند.
    برخلاف تبلیغات شدید صهیونیست ها محمود احمدی نژاد در نزد روشنفکران آمریکا و مردم مظلوم عرب و بعضی از روشنفکران عرب محبوبیت دارد. این محبوبیت توسط دشمنان آقای احمدی نژاد وارونه نشان داده می شود . افرادی که خواهان بزیر کشیدن احمدی نژاد هستند بیشتر از طبقه مرفه، “روشنفکران” همگام پروژه “خاورمیانه بزرگ” که همان ” اسراییل بزرگ” است نظیر عبدالکریم سروش ، صادق زیبا کلام و “اپوزیسیون” مقلد و کافه نشین “صدای آمریکا” هستند که تمام هم خود را برای برمسند نشاندن کس دیگری – بجز احمدی نژاد – بسیج کرده اند.
    با توجه به میدان بسته انتخاباتی و نداشتن اطلاعات کافی از سیاست وبرنامه های نامزدهای حاضر در کارزار احتمال می رود که مردم ایران دوباره آقای احمدی نژاد را برای چهار سال دیگر بر مسند نشانند زیرا ایشان نشان داده اند که برای گرفتن منافع ایران با وجود نداشتن اختیارات لازم و مناسب کوشا وفعال خواهند بود.
    مقایسه نظرات آقای مولوی – بقول عده ای مشاور محمود احمدی نژاد – با افراد “متخصص” در سیاست نظیر صادق زیبا کلام اوضاع مغشوش را کمی روشن تر می سازد زیرا نظرات آقای مولوی مشاور محمود احمدی نژاد
    http://www.rajanews.com/detail.asp?id=19174
    نزدیکتر به حقایق بوده و در نتیجه تصمیم گیری و مذاکره در مقابل سیاستهای مغرضانه آمریکا و سیستم فاسد جهانی را آسانتر می سازد. نظرات آقای صادق زیبا کلام بسیار خوشبینانه و از جهتی کودکانه است که نباید مورد استفاده هیچ یک از نامزدهای انتخاباتی قرار گیرد. ایشان در مناظره ی اخیر تلویزیونی دست خود را
    بدون اینکه بخواهند باز کرده و از نظرات کودکانه خود پرده بر داشته است. ایشان سیاستهای اوباما – که تا بحال
    چیزی جز بردگی در مقابل صهیونیسم و سیستم فاسد و ورشکسته جهانی نیست – را تحسین کرده و همچنان توپ را – مانند اوباما و سروش – در زمین ایران نگه داشته است. ایرانیان وطندوست نباید به گفته این “استاد” اعتمادکنند زیرا نظرات ایشان هیچ رابطه ای با حقایق موجود ندارد و نمایانگر نظرات افراد حامی پروژه “خاور میانه بزرگ ” است.

    http://news.gooya.com/didaniha/archives/2009/05/087385.php

  1. هنوز دنبالکی دریافت نشده.