خانه > از هر دری > وقاحت

وقاحت

وقاحت و اقیانوس

وقاحت اقیانوسی است که انتهایی ندارد.

.

وقاحت و چماق

وقاحت برنده‌ترین شمشیر و موثرترین چماق است.

.

وقاحت و فتح

وقیح فاتح است. فاتح بوده است. فاتح خواهد بود.

.

وقاحت و دروغ

وقاحت حداکثر دروغ‌گویی و دروغ‌گویی نهایت وقاحت است.

.

وقاحت و اعتماد به نفس

وقاحت اعتماد به نفس می‌آورد، هر چه وقیح‌تر، با اعتماد به نفس‌تر.

.

وقاحت و شرم

وقیح از هیچ‌چیز شرم ندارد.

.

وقاحت و آینده

آینده متعلق به وقیح است، همان‌گونه که گذشته ازآن اوست.

.

وقاحت و تاریخ

تاریخ توسط وقیح‌ترین فاتحان بازنویسی می‌شود.

.

وقاحت و فصاحت

وقاحت و بی‌شرمی، گوینده را فصیح می‌کند.

.

وقاحت و ریاکاری

یک وقیح بزرگ، یک ریاکار حرفه‌ای نیز هست.

.

وقاحت و رفاقت

وقیح با وقیح رفیق می‌شود.

.

وقاحت و قدرت

وقیح به سمت قدرت جذب می‌شود و قدرت وقیح‌ را به سوی خود فرا می‌خواند.

.

وقاحت و شرافت

شب و روز.

.

وقاحت و هوش

وقیح باهوش‌ترین زیرک‌ها و همزمان احمق‌ترین احمق‌هاست.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

  1. Cynthia
    ژوئن 4, 2009 در t 2:29 ق.ظ | #1

    اگر اینطور باشه که “وقیح فاتح است. فاتح بوده است. فاتح خواهد بود” و ” آینده متعلق به وقیح است، همان‌گونه که گذشته ازآن اوست” که دیگه باید سرمون رو بذاریم زمین و بمیریم!
    وقیح شکست خواهد خورد چون احمق‌ترین احمق‌هاست.

  2. ژوئن 4, 2009 در t 2:30 ق.ظ | #2

    احسنت :)

  3. ژوئن 4, 2009 در t 2:34 ق.ظ | #3

    افسوس که … . بگذریم : )

  4. ژوئن 4, 2009 در t 2:46 ق.ظ | #4

    عالی بود.

  5. ژوئن 4, 2009 در t 2:56 ق.ظ | #5

    فوق العاده بود…ممنون

  6. ناصر
    ژوئن 4, 2009 در t 3:35 ق.ظ | #6

    چيكار بايد كرد پس خوبان چه؟

  7. ژوئن 4, 2009 در t 4:29 ق.ظ | #7

    جالب بود…پس هر کسی تا حالا هرجایی قدرت داشته وقیح بوده!

    همه شون، نه فقط یه عده شون!

  8. شبنم
    ژوئن 4, 2009 در t 4:51 ق.ظ | #8

    چرا مرتب ایرانیان با نوشتن “فوق العاده بود” ؛ “احسنت”،
    “عالی بود” یا “خسته نباشید” درپای نوشته ها فکرمی کنند
    که “نظر” داده اند؟ چرا فوق العاده، عالی یا هر جمله ی
    یک کلمه ای دیگر بود؟ خوشحال می شویم “نظر” شما را بدانیم
    نه اینکه فقط لینک بگیریم.
    —————————————————–
    بامدادی: البته دوست‌تر می‌دارم که کامنت‌های انتقادی از طرف دوستان دریافت کنم چون باعث بیشتر یاد گرفتن خودم می‌شود. ولی نمی‌توانم انکار کنم که تک‌تک کامنت‌های دوستان،‌ حتی آن‌ها که یک کلمه‌ی تاییدی هستند برایم ارزشمند و محترم هستند.

  9. مصطفی
    ژوئن 4, 2009 در t 7:51 ق.ظ | #9

    با سلام و احترام

    اصولا انکار کردن وجود بعضی مسائل می تونه راهکار مناسبی جهت تسکین آلام در کوتاه مدت باشه اما این کار معمولا برای انسان های سست عنصر و به قول قدیمی ها حزب باد مناسب و در خور شخصیت می باشد.
    کلا احساس مناسبی در حرفاتون نبود و نیست و به همین علت تنها کاندیدای مورد نظر خودتون رو تخریب و یا ترفیع می بخشید.
    با تشکر فراوان
    ——————————————————————-
    بامدادی: این پست یک پست انتخاباتی نیست.

  10. ali
    ژوئن 4, 2009 در t 7:58 ق.ظ | #10

    وقیح خودتی مرتیکه ابله احمق بی شعور
    ———————————————————-
    بامدادی: با تشکر از کامنت شما. سئوال من این است که چه چیزی باعث شده این‌طور فحاشی کنید؟ آیا جایی از شما سوزانیده شده است؟

    • ژوئن 7, 2009 در t 2:11 ب.ظ | #11

      جواب من هم به ایشون همینه!

  11. ژوئن 4, 2009 در t 8:46 ق.ظ | #12

    احیانا این پست در مورد احمدی نژاد و رفتار دیشبش نیست؟
    ———————————————————————
    بامدادی: چرا باید در مورد آقای احمدی‌نژاد باشد. چرا همه به دنبال چسباندن واژه‌ی «وقاحت» با ایشان هستند. عجب.

  12. نگم بهتره
    ژوئن 4, 2009 در t 11:37 ق.ظ | #13

    وقاحت و احمدی نژاد
    ——————————-
    بامدادی: ؟

  13. فرشاد
    ژوئن 4, 2009 در t 11:38 ق.ظ | #14

    بعضی وقتها وقاحت به همراهش بی ادبی و بی شخصیتی میاره،کسی که چیزی برای عرضه نداشته باشه برای بقای خودش انتحاری عمل میکنه،غافل از اینکه توی لجن دست و پا میزنه

  14. Farhad
    ژوئن 4, 2009 در t 12:42 ب.ظ | #15

    “وقاحت اعتماد به نفس می‌آورد، هر چه وقیح‌تر، با اعتماد به نفس‌تر.”

    این رو من توی این دو سه سال اخیر با تمام وجود حس کردم. به جای “وقاحت” ، می شه از “ندونستن” هم استفاده کرد.

    در جامعه ای که مردمش اینقد گشاد هستن که کارها/طرز فکرها/و ادعا هارو به صورت دیفالت مورد تشکیک قرار ندن، اعتماد به نفس و یه مقدار کمی بامزه بازی، تمام چیزیه که یه نفر احتیاج داره واسه بالا بردن محبوبیتش.

  15. ژوئن 4, 2009 در t 1:06 ب.ظ | #16

    معلوم نیست این آقای بی ادب چرا تا حالا ساکت بود .. الان که وقت رای جمع کردنشه تازه فهمیده که بعله تو مملکت دزد هم هست
    ———————————————————
    بامدادی: این نوشته لزوما مربوط به انتخابات نیست.

  16. فرشته صادقی
    ژوئن 4, 2009 در t 3:38 ب.ظ | #17

    بله ، وقاحت ، وقاحت و بازهم وقاحت ، وقیح است اگر مخالف و رقیب ما باشد و واقعیت ها را بگوید . اگر بگوید یک عده چندین سالست بر سر این مردم چه آورده اند. چگونه اموال آنها را خورده اند بدون اینکه روح مردم خبردار باشد. اگر کسی گفت چگونه یک عده با گزینش های دانشگاهی دخترهای زیادی را به مرز افسردگی کشاندند و چه زندگی هایی را به هم ریختند وقیح است ( در حدود 15 -8 سال پیش با چشم خودم دیدم چه اتفاقی برای دختری افتاد) اگر کسی واقعیت هایی را بگوید وقیح است ولی اگر کسی بدون کنکور رفت مدرک دانشگاهی گرفت و درس داد و استاد شد ؛ اگر دیگری بدون کنکور بورسیه گرفت وقیح نیست چون همسر و خواهر و دختر فردی دیگر بوده است. بامدادی؛ من در مورد مدرک خانم رهنورد به شما گفتم و شما گفتید چه عیبی دارد ؟مطمئن نیستیم از رانت استفاده کرده باشد یا نه و من نظر شما را قبول کردم ولی حالا واقعیت را دوست ندارید ببینید. واقعیت تلخ است. وقیح او نیست که با لباسی ساده نه خودش دزد بوده و نه پدرو و نه پسرش . وقیح او نیست که همسرش رویش را با چادر محکم می گیرد و محکوم به فناتیک بودن می شود چون روسری گل منگلی دهاتی سرش نمی کند و بلوزش جین نیست. وقیح او نیست که ساده است و خواسته ساده بماند. گیریم ادبیات و لحنش هم مثل خودش ساده باشد. وقیح اونیست که در مورد راه حل اسراییل و فلسطین پیشنهاد می دهد و بعد همان پیشنهاد خودش را جلوی روی خودش به عنوان راه حل فلسطین می گویند و او دم بر نمی آورد. بامدادی !نه! او وقیح نیست . دروغگو هم نیست . که من نمی گویم رقیب او دروغگوست. اما لااقل راستگو هم نیست وقتی نگفت هزینه میلیاردی تبلیغاتش را چه کسی می دهد . وقتی نگفت می داند یا نمی داند چه کسانی پشت او هستند و کمکش می کنند. وقتی از سر بی اطلاعی رییس دولت سابق را دکتر نامید ، دکتری که مثل من مدرک لیسانسی بیشتر ندارد – گیریم دکترای افتخاری هم گرفته باشد. نه او وقیح نیست . راست گفت. وقیح آنهایی هستند که مدام بین بیروت ( با شلوار کوتاه و بدون لباده و عمامه ) و تورنتو و ونکوور و لندن حرکت می کنند. وقیح آنهایی هستند که تمام سفارتها را در اختیار گرفتند ، فرزندانشان خارج از کشور تحصیل کردند ،حقوق دلاری گرفتند و همه آلان سیتیزن امریکا هستند و او دستشان و سفارت هایشان را از آنها گرفته است. وقیح او نیست آنهایی هستند که چندین سالست در لندن اقامت گزیده اند. انگلیس که بد بود ؟ انگلیس که هیچی نبود. پس چه شد به آنها راحت ویزا دادند؟ چون دختر و همسر فلان کس بودند ؟ پس چرا ما را سفارت صد بار برد و آورد و سند گذاشتیم و دست آخر یک ویزا نداد ؟خون آنها از مال ما رنگین تر بود ؟ یا که چی ؟ وقیح نیست آدمی که آنقدر شجاع است که می داند ممکن است ببازد اما نمی خواهد دهنش را برای همیشه بسته نگه دارد که آبروی عده ای را بخرد.
    وقیح او نیست : وقیح آنهایی هستند که سالهای سال به مردم دروغ گفتند ، نفت مملکت را که ارث پدری شان نبود ، که مصدق با زور از دست انگلیسی ها در آورد؛ بردند و خوردند و هنوز هم هوچی گیری می کنند . با شلوغ کردن هیچ چیزی درست نمی شود . دیشب برای اولین بار مردم دیدند می توان راست هم گفت . لو هم داد بر ملا هم کرد !
    وقیح او نیست که مثل یک کیسه بوکس چهار سال است از دشمن شمشیر از رو بسته و دشمن نماهای متظاهر مشت و لگد می خورد. اگر او فحش بخورد خوبست اما اگر عده ای را لو داد بد است و وقیح ؟
    بامدادی یک نفر از خود شما انتقاد کرد و گفت ” نان به نرخ روز خور ” هستید و این مدل نوشتن برایتان سودی دارد برنتافتید . جوابش را آنچنان دادید که همه ما برایتان نوشتیم کمی صبر می کردید . عیبی ندارد . حسودی کرده ! اما چه شد اگر کسی چهار سال تمام فحش بخورد و هیچ کس با او همکاری نکندو دائما چوب لای چرخش بگذارند وقاحت به خرج داده است ؟
    چون زیبا نیست ؟ چون یک آدم ساده است حالا وقیح است ؟ وقیح آنهایی نیستند که 17 میلیونی را که به او رای دادند خر نامیدند ؟ ( سر ماجرای سهمیه بندی بنزین پیامک پشت پیامک بود که می آمد حالا سوار چی بشویم ؟ سوار همان 17 میلیون خری که به احمدی نژاد رای دادند !) بامدادی من شما را منصف تر از اینها می دانستم. بازهم عجله کردید.دارید این روزها تعصب به خرج می دهید. سی ان ان هم که باشد گاهی از طرف مقابل هم می گوید . انصاف را رعایت می کند ولی شما خیلی دیگر توی جاده خاکی می زنید. این رسمش نیست برادر!
    و دلتان را به آنهایی که “احسنت و آفرین و عالی بود” می گویند اما هیچ حرفی بجز آن ندارند بزنند ؛ خوش نکنید. بامدادی ، من هوادار احمدی نژاد هستم ( هرچند 4 سال پیش به رقیبش رای دادم) . شما هم هوادار اقای موسوی باشید. اگر کاندید مورد نظر من رای آورد که الحمدلله و اگر نامزد ممحترم شما رای اورد الله اکبر ! ما به نظر و رای کسانی که او را به ریاست جمهوری برگزیده اند احترام خواهیم گذاشت . گیریم تا دو هفته یا یک ماه دیگر همه چیز معلوم شود. یا این طرف یا آنطرف ! مهم نیست ولی مرد بودن ، انصاف داشتن و رعایت عدل و برابری را کردن انتخابات و غیره ندارد. بامدادی حسین بن علی (ع) را که همه قبول داریم ؟ همان که عده ای در زمان دولت سابق گفتند به خاطر خشونتهای جدش سرش به بالای دار رفت اما نه :
    جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد
    او را که قبول دارید وقتی گفت : “اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید” بامدادی !آزاده بودن ربطی به هواداری از این نامزد و آن نامزد و قدرت , … ندارد.
    بامدادی ! این رسمش نیست !
    ——————————————————————————————–
    بامدادی: این پست یک نوشته‌ی کلی است و لزوما به موضوعات داخلی ایران مربوط نمی‌شود. من تعجب می‌کنم خانم فرشته، از کجای این نوشته شما برداشت کردید که موضوع به آقای احمدی نژاد مربوط می‌شود؟ از کجای این نوشته برداشت کردید که رای من به آقای موسوی است؟ به نظرم بهتر است دوباره نوشته را بخوانید، این‌بار با دقت بیشتر لطفا!

    فکر می‌کنم شما باید از آقای احمدی‌نژاد عذرخواهی کنید، چرا که یک پست تئوریک که درباره‌ی مفهوم «وقاحت» است را با ایشان نسبت داده‌اید.

    • فرشته صادقی
      ژوئن 5, 2009 در t 12:15 ب.ظ | #18

      بامدادی روز چهارم ژوئیه فردای شب مناظره ، می نویسید ، تمام این دو سه هفته گذشته فقط از موسوی حمایت کرده اید ، عکس ” او رای می دهد با کلاه سبز رنگ ” می اندازید ، یک جا در مورد قانون انتخابات می نویسید و بعد توضیح می دهید که باید رای گیری را به دور دوم بکشانیم ووقت بگیریم. تمام لینک های چند هفته اخیر شما در حمایت از مهندس موسوی بوده است لا اقل نکردید با رعایت انصاف دو تا لینک هم از هواداران احمدی نژاد بزنید که رسانه ای عمل کرده باشید ، بعد می گویید معلوم نیست پیکان جملات من به سمت چه کسی بوده است ؟ پس یا من خنگم و شما زیادی باهوش ! یا شما فکر می کنید با بچه طرفید. مرد باشید ( که البته هستید ! ) و بگویید من از آقای موسوی حمایت می کنم و نظرتان محترم . مگر اینکه که رایتان را عوض کرده باشید؛ نه لزوما له احمدی نژاد بلکه به سمت دو کاندید دیگر . در ضمن ننویسید که معلوم نیست مربوط به مسائل داخلی ایران باشد. چون : بود. چون وقتی این پست را نوشتید اوباما هنوز در قاهره سخرانی نکرده بود که یک درصد احتمال بدهیم منظورتان او است.
      در ضمن من وقاحت را به احمدی نژاد نسبت ندادم. من یک بار دیگر نوشته شما را با دقت خواندم. ، شما هم جواب من را بخوانید تا ببینید که جملات من با ” وقیح او نیست ” آغاز شده اند. وقاحت را به آنهایی نسبت دادم که توی روز روشن دروغ می گویند و فعلا همه چشمانشان را بسته اند و گوشهایشان را گرفته اند تانشنوند و نبینند.
      مخلصیم
      در ضمن شاید گذشته از آن وقیح ها بوده باشد ولی لزوما امروز و آینده از آن وقیح ها نیست و نخواهد بود.

      • ژوئن 6, 2009 در t 2:26 ق.ظ | #19

        چند نکته‌ی کوچک:
        1. «تمام این دو سه هفته گذشته فقط از موسوی حمایت کرده‌اید.»
        آیا شما اطلاعاتی درباره‌ی وبلاگ من دارید که خودم ندارم؟
        2. «تمام لینک های چند هفته اخیر شما در حمایت از مهندس موسوی بوده است.»
        عجب! لطفا آمار لینک‌های دو هفته‌ی اخیر من را نگاه کنید تا متوجه شوید فقط بخشی از آن‌ها سیاسی بوده‌اند و از میان آن‌ها هم همه در حمایت از آقای موسوی نبوده است.
        3. «دو تا لینک هم از هواداران احمدی نژاد بزنید که رسانه ای عمل کرده باشید»
        نه. این را با شما موافق نیستم.
        4. «مرد باشید ( که البته هستید ! ) و بگویید من از آقای موسوی حمایت می کنم»
        مطمئن باشید که اگر به چنین اطمینانی برسم رسما خواهم نوشت.
        5. «در ضمن ننویسید که معلوم نیست مربوط به مسائل داخلی ایران باشد.»
        خوشبختانه در دنیای امروز سیاست، چیزی که در سطح جهان کم نداریم وقاحت است و برای یافتن مصداق‌هایش حتی لازم نیست بگردیم یا منتظر سخنرانی آقای اوباما باشیم. در داخل ایران کارمان حتی راحت‌تر است. وقیح‌ها امروز در داخل و خارج از ایران کم نیستند.
        6. «قاحت را به آنهایی نسبت دادم که توی روز روشن دروغ می گویند»
        خوشحالم که این‌طور فکر می‌کنید. اتفاقا من هم با شما کاملا موافق هستم. کسانی که در روز روشن دروغ می‌گویند و به شعور میلیون‌ها ایرانی توهین می‌کنند وقیح هستند. فکر می‌کنم هم شما و هم خیلی خوب می‌دانیم این حرف یعنی چه.
        7. «شاید گذشته از آن وقیح ها بوده باشد ولی لزوما امروز و آینده از آن وقیح ها نیست و نخواهد
        بود.»
        امیدارم. ولی چنین خوش‌بینی‌ای ندارم.

  17. ژوئن 4, 2009 در t 4:42 ب.ظ | #20

    لاکن نفرمودید وقیح کیست قربان ؟ کدام شخصیت حقیقی یا کدام جریان وابسته به آن ؟؟

    وقیح آنست که در طول چهار سال از هیچ تهمت و انگ و افترا و فحاشی و ناسزا و تمسخر و تحقیر و توهین فروگزار نکرده است

    وقیح آنست که حتی قد و بینی و کت انسان دیگر را به تمسخر میگیرد

    وقیح آنست که از همان ابتدا جنگ وقاحت به راه می اندازد و در برابر چشم میلیون ها نفر میپرسد : شما حمام هم میروید ؟؟؟

    وقاحت جنگیست که آغاز کننده آن باید حسابش پاک باشد .

    دامن آلوده ای که جنگ وقاحت به راه می اندازد بد پاسخ خواهد گرفت . بد .

    مرگ خوب است ، فقط برای همسایه ؟؟؟؟؟؟
    ——————————————————————
    بامدادی: من نمی‌دانم چه کسی وقیح است. به نظر من هر کسی که در این مشخصات که گفتم کم و بیش بگنجد، وقیح است. شما پیشنهادی دارید؟

  18. ژوئن 4, 2009 در t 6:10 ب.ظ | #21

    تا فتح و فاتح چه باشد بامدادی عزیز

  19. علی
    ژوئن 4, 2009 در t 11:20 ب.ظ | #22

    برادر متعهد و اهل کتاب ،بامدادی
    سلام
    کلمات را خوب سر هم می کنید و بعضی مواقع جمله های زیبایی هم از کار در می آید اما زیبایی یا جالب بودن یک جمله صحت آن را مشخص نمیکند.
    من نمیگم پستتون عالی بود یا ترکوندین یا احسنت یا هر چیز دیگه ..
    میگم جالب بود،اول اصل جملات پست جالب بود(چگونه صفات عادی که هر انسانی میتونه تعدادی از اونا رو داشته باشه را با وفاحت جمع بستید).دوم که چجوری و در چه شرایطی به ذهنتون رسیده و سوم اینکه نفی میکنید که مربوط به کسی بشه.در حالی که اکثر خوانندگان چیز دیگه ای فکر میکنندم.و چهارم اینکه چجوری خوانندگان خودتون رو انقدر نادان فرض می کنید عجب …
    چرا من فکر میکنم این پست مربوط به کسی هست؟
    چون شخصی دیشب فاتح بود و اتفاقا همان شخص با اعتماد به نفس بود و برای بردن نام افراد خاصی شرم نکرد و گذشته متعلق به او بوده و آینده نیز ان شاالله متعلق به وی خواهد بود.
    این شخص از طرف مخالفان به ریاکاری متهم میشود و حتی در رسانه های خارجی به فصاحت مشهور است و هم اکنون هم کاندیدای ریاست جمهوری است (وقیح به سمت قدرت جذب می شود!)
    و حال اینکه شما تمام مشخصات بالا را یک به یک با کلمه ی وقیح همراه کرده اید
    اگر از لحاظ فکری به پست شما نگاه کنیم،پست شما فاقد پشتوانه ی فکری برای اثبات عبارات داخل آن است و پستی کاملا بدون دلیل و منطق است و اگر از لحاظ ادبی نگاه کنیم نمیدونم چون من همیشه نمره ی ادبیاتم کم میشد! ولی فکر نکنم چیز درستی از توش در بیاد ولی اگه به لحاظ سیاسی بهش نگاه کنیم کامل جهت دار و از دید نویسنده هوشمندانه نوشته شده است اما از دید خواننده………

    • ژوئن 5, 2009 در t 8:39 ق.ظ | #23

      اتفاقا برعکس، من خواننده‌ها را باهوش فرض کرده‌ام و هیچ‌ پیش‌فرض مستقیمی در اختیارشان قرار نداده‌ام. هر کسی می‌تواند تعریف من را از «وقاحت» بخواند و با توجه به پیش‌فرض‌های ذهنی خودش برای آن مصداق پیدا کند.

      پست من یک پست علمی نیست. یک پست استعاری است. ممنون.

  20. ایمان
    ژوئن 5, 2009 در t 1:22 ق.ظ | #24

    به نظرم اینکه در یک برنامه زنده تلویزیونی با 70 میلیون بیننده به اشخاصی که تاکنون در هیچ محکمه ای محاکمه و محکوم نشده اند و بدون اینکه توانایی دفاع از خود را داشته باشند و بدون اشاره به نوع اتهام بدون ارایه هیچگونه سند و مدرک وبصورت مبهم اتهاماتی وارد کنی که حیثیت و شرافت افراد را لکه دار کند کاری وقیحانه است،
    بدون توجه به اینکه نام چیست و چکاره ای متعلق به چه حزب و گروهی هستی مخالفانت که هستند و با تو چه کرده اند.

  21. ژوئن 5, 2009 در t 10:13 ق.ظ | #25

    جناب بامدادی بسیار جالب است که پست تئوریک شما که هیچ ارتباطی هم با احمدی نژاد ندارد ، درست بعد از مناظرۀ موسوی و احمدی نژاد پست میشود .

    برایند کلی مطالب وبلاگ شما هم کاملا نشاندهندۀ حمایت شما از موسویست .

    پست همان جناب کلاه سبز که همین بغل گوشمان است قربان ، که چاره ای نداشت جز آنکه به موسوی رای بدهد !

    بله ، مطلب شما کوچکترین نشانی از احمدی نژاد نداشت . چرا که احمدی نژاد از دیدگاه من ، که خواننده پست شما بودم ، کوچکترین نسبتی با وقاحت ندارد . بنابراین وقاحت ذکر شده در پست مرا به یاد احمدی نژاد نیانداخت بلکه خود پست بود که مرا به یاد احمدی نژاد انداخت !

    آنچه مرا به یاد احمدی نژاد انداخت آن بود که چگونه میشود یک مخالف احمدی نژاد صبح بعد از مناظره در ارتباط با وقاحت مطلب بنویسد ، در حالیکه کلیۀ مخالفان احمدی نژاد نیز وی را به بی اخلاقی متهم میکنند . ( داستان داستان خر ملا ست البته ، احمدی نژاد اگر بی اخلاق نبود و صراحت و شفافیت نداشت ترسو و بی اطلاع قلمداد میشد ، همان صفتی که برای جناب میر حسین به نجابت !!! معنا میشود )

    در باب بی اخلاقی بحث بسیار است . اینجا مجال باز گو کردنش نیست .

    وقاحت هم از نظر بنده قطعا با احمدی نژاد ارتباطی ندارد ، بلکه این پست شماست که با احمدی نژاد ارتباطاتی را دارا میباشد !

    موفق باشید .
    ———————————————————
    بامدادی: فکر می‌کنم هم شما و هم به خوبی می‌دانیم از چه چیزی صحبت می‌کنیم.

  22. ژوئن 5, 2009 در t 10:15 ق.ظ | #26

    در ضمن من که پیش نهادم را در همان کامنت اول در ارتباط با وُقَحا !!! عرض نمودم خدمتتان !

  23. آزاده
    ژوئن 5, 2009 در t 1:12 ب.ظ | #27

    پست بسیار زیبایی بود، خصوصا بعضی ترکیب ها وتشبیه ها، مثل “وقاحت و شرافت، شب و روز” …. ولیکن بعضی از کامنت ها واقعابرام عجیب بودن، چرا برداشت های شخصی مون رو از یه پست شخصی و استعاری،در قالب نقد نوشته میاریم؟!

  24. ژوئن 5, 2009 در t 5:17 ب.ظ | #28

    سلام
    اتفاقا در بسیاری از مطالب برعکس است
    وقیح و وقاحت بسیار سخیف و کوچک است نه مثل اقیانوس پاک و بزرگ
    از آنجا که همیشه حق برنده بوده است، وقیح کندترین وسیله هاست نه برنده ترین و ضعیف ترین سلاح هاست نه قوی ترین
    از آنجا که تدبیر جهان به دست خداوندی است که با وقاحت میانه خوشی ندارد، وقیح نه پیروز بوده است و نه پیروز خواهد شد
    این یکی را قبول دارم که دروغگویی و وقاحت از یک خانواده اند و هرچه دروغگوتر وقیحتر، ولی تا تعریف از دروغ چه باشد؟
    از قدیم گفته اند که دروغگو فراموش کار است و چون در بند قبل پذیرفتیم که دروغ و وقاحت برابرند، پس دروغگو نه تنها اعتماد به نفس ندارد که بسیار سست و شکننده است. واقعا آنان که وقیحند، در درون احساس ضعف می کنند
    نه گذشته متعلق به وقیح بوده است و نه آینده که آینده متعلق به امام عصری است که خواهد آمد

    بقیه اش را خودتان تصحیح بفرمایید
    منتها یک حرف آخر:
    از آنجا که مصداق وقیح کسی مثل عمرعاص و معاویه است (به آخرین بند مطلبتان رجوع کنید) نسبت دادن وقاحت به هرکسی کار درستی نیست. آفرین پسر خوب!!!!!

  25. شبنم
    ژوئن 6, 2009 در t 9:59 ق.ظ | #29

    ایران باید برای باردوم رییس جمهور کنونی را بر مسند نشاند زیرا دولتی دیگرتمامد دستآوردهای ایران رابه باد خواهد داد.
    سیاست خارجی احمدی نژاد نه تنها ایران را از خطر بیسابقه ای که “اصلاح طلبان” حامی پروژه آمریکایی ” خاور میانه بزرگ” به رهبری نوچه های رفسنجانی – نماینده فساد و سیستم ورشکسته اقتصاد بازار بروش آمریکایی – نجات داد ، بلکه آقای احمدی نژاد با اعتماد بنفس کامل و ایستادگی در مقابل جنایتکاران جنگی ، انرژی هسته ای ایران که بوسیله نرمش بیش از حد دولت قبلی به بن بست کشانده شده بود را به جاده آرامتری هدایت کرد و بهمین جهت اوباما گفته است:

    “عليرغم ده‌ها سال بی‌اعتمادی، آمريکا حاضر است بدون پيش ‌شرط و بر پايه احترام متقابل با ايران مذاکره کند.”

    هیچکس نمی تواند پرباربودن سیاست ایستادگی دولت نهم در مقابل کشورهای زورگو را انکار کند. در این راستا سیاست پویای ایران در منطقه ازجمله حمایت از مقاومت مردم لبنان و فلسطین در مقابل نژادپرستان صهیونیسم نه تنها اوباما را مجبور به گفتن توقف شهرک سازی و برپایی کشور فلسطین کرد بلکه حماس نماینده واقعی و انتخاب شده مردم فلسطین راهم مورد پذیرش قرار داد و بدین ترتیب وجهه ایران در منطقه و جهان از محبوبیت بیشتری برخوردار شد. ما نباید وجهه ایران را از دیدگاه نژادپرستان و تروریستهای صهیونیسم و سران نوکر صفت عرب ببینیم بلکه محبوبیت ایران را باید بین مردم آزاده ، عرب و آمریکای لاتین و مردم دیگر کشورهای جهان جستجو کنیم. بیخود نیست که نخست وزیر ترکیه،اردوغان، هم برای کمک به منافع ترکیه و حزبش مجبور شد به تقلید ازایران ولی بطورسطحی کشتار مردم غزه رامحکوم کند که سهمی از محبوبیت ایران در بین مردم عرب برای خود دست وپا کند ولی حاضرنشد سفیر خودرا مانند شاوز از اسراییل بخواهد و بهمین سبب کسی اورا جدی نگرفت. دشمنان احمدی نژاد هم نمی توانند خدمات ایشان را بکلی نادیده بگیرند، چنانکه یکی از “اصلاح طلبان” حامی موسوی بنام مهاجرانی می گوید:

    {آقاي احمدي نژاد باعث تقويت مسلمانان منطقه شد تا در برابر غرب و اسراييل بايستند و اين به نفع ما است. آقاي احمدي نژاد با اين ايستادگي در مساله هسته اي بسيار موفق عمل کرد و به همين دليل اسمش در تاريخ ثبت خواهد شد.}

    اشاره رییس جمهور ایران به هالوکاست – بعکس مزخرفات رقبای انتخاباتی او بسیار درست بوده است زیرا اسراییل با درست کردن دکان “هالوکاست” سعی در فروختن جنایات خود و دزدیدن سرزمین فلسطینی هارا دارد. فعالیت اسراییل درمنطقه همه کشورهای منطقه را مورد هدف قرار میدهد. اسراییل نه تنها با دکان “هالوکاست” قصد غصب کامل فلسطین را دارد بلکه طبق استراتژی Oded Yinon مصمم است “اسراییل بزرگ” که از موریتانیا تا افغانستان امتداد دارد رابر پا سازد. طبق این استراتژی اسراییل باید:
    1- هژمونی منطقه را بدست گیرد و بصورت امپراتوری منطقه عمل کند
    2- برای رسیدن به این امپراتوری، اسراییل موظف است که با برجسته کردن اختلافات اقوام وادیان باعث تزلزل و تجزیه کشورهای منطقه شود و دست نشانده غیرعرب – مانند نوچه های
    شمال عراق – برای خود علیه اعراب بوجود آورد.

    راه انداختن جنگ عراق بوسیله نئوکانهای یهودی و قرار دادن ایران در “محور شرارت” بمنظور هدف قراردادن ایران بعد از عراق در زمان دولت خاتمی ازسیاستهای دشمنان ایران بود. این سیاست همچنان باقی است ولی اجرای آن دراثر مانورهای دولت احمدی نژادو تسلیم نشدن در مقابل جنایتکاران جنگی از حالت اضطراری بیرون آمده ولی هنوز ازبین نرفته است. ایرانیان با دنبال کردن جریانات سیاسی باید به این نتیجه رسیده باشند که سیاست خارجی دولت نهم بعکس دولت هشتم که به “بیعرضگی” مشهور شد موفق آمیز بوده است. آقای احمدی نژاد درباز کردن کانال های دیگر ازطریق دیپلماسی – مانند آمریکای لاتین – موفق عمل کرده است بطوریکه دیگران هم – روسیه – برای دستیابی به بازار کشورهای لاتین هجوم بردند تا جایی که خدمه صیهونیسم – هیلاری – در مقابل روابط ایران – چین و روسیه با کشورهای لاتین بخصوص ونزوئلا جبهه گرفت و ابراز نگرانی کرد. معلوم نیست چرا آمریکا که خود از آن سر دنیا با هزاران بمب برای کشتار مردم به این سر دنیا آمده است از روابط قانونی دیگرکشورها بایکدیگر ناراحت می شود؟ سیاست دولت نهم به مذاق میر حسین موسوی –که تجربه زیادی درسیاست خارجی ندارد خوش نمی آید و از آن انتقاد می کند که مچ خود را بعنوان سیاستمداری کم تجربه و خجالتی باز می نماید.
    تمام شواهد و اسناد نشان می دهند که ابتکارآقای احمدی نژاد در سیاست خارجی بعکس دولت های هفتم و هشتم -”سازندگی” و “اصلاحات” در امور مربوط به انرژی هسته ای و بهبود روابط با آمریکا موفق آمیزبوده است.

    اوباما بی صبرانه منتظر مشورت با رییس جمهور ایران است. علت تأخیر این دیدار لابی یهودیان است که به نمایندگی از اسراییل اوباما را تحت فشار قرار داد که مذاکرات را به بعد از انتخابات ایران موکول کند. لابی صهیونیسم با تبلیغات دروغ در صدد است که یکی از نوچه های رفسنجانی را بر مسند نشاند بهمین جهت با تیترهایی نظیر “موسوی می گوید احمدی نژاد بطرف دیکتاتوری می رود” یا “اسراییل خواهان انتخاب مجدد احمدی نژاد است” قصد دارد بر انتخابات ایران اثرگذارد.
    ایرانیان با هوشیاری بهیچوجه اجازه نخواهند داد زحمات آقای احمدی نژاد بر باد رود. ما در این مقطح به رییس جمهوری نظیر احمدی نژاد احتیاج داریم که با “پررویی” و مقاومت خود دشمن را برسر میز مذاکره کشاند. آقای میر حسین موسوی این خصوصیات و انرژی لازم برای اینکاررا ندارد. من بعد از مشاهده مناظره ایشان با دو رقیب توصیه می کنم که ایشان عسل بخورند تا انرژی لازم برای جواب دادن به سئوالات راداشته باشند – البته اگر بخواهند جواب دهند.

  26. ن.1
    ژوئن 7, 2009 در t 12:38 ب.ظ | #30

    ديشب در مناظره با شيخ ، رئيس جمهور منتخب دوره ي قبل ثابت كرد وقاحت اقيانوسي است كه انتهايي ندارد…
    وقتي وقيح رئيس دولت باشه ، اين مردمند كه بهاي وقاحتش رو مي پردازند…
    كاش تاريخ تكرار نشه

  1. ژوئن 4, 2009 در t 11:39 ب.ظ | #1