خانه > از زبان دیگران > به قلم دیگران: چرا احمدی‌نژاد؟

به قلم دیگران: چرا احمدی‌نژاد؟

به دنبال اصرار یکی از دوستان (خانم فرشته) برای پوشش دادن نظر حامیان آقای رئیس‌جمهور، از او خواستم تا نکته‌های مورد نظرش را به صورت یک پست در بامدادی منتشر کند. در صورتی که پاسخ یا نکته‌ای دارید همین‌جا به صورت کامنت مطرح کنید، فرشته به شما پاسخ خواهد داد.

اگر شما هم نوشته‌ای دارید که دوست دارید این‌جا منتشر شود برایم بفرستید تا در قسمت «به قلم دیگران» منتشر کنم.

چرا احمدی‌نژاد ؟

نوشته‌ی خانم فرشته

داستانی از امیرکبیر نقل می‌کنند: برای افرادی که حاضر به مایه کوبی بچه هایشان نبودند 5 ریال (یا 5 قران) جریمه در نظر گرفته بود. یک‌بار مردی به شکایت نزد امیر آمد که بچه‌اش در اثر عدم مایه‌کوبی و بیماری آبله مرده بود و پولی نداشت که جریمه بدهد. می‌گویند امیر در آن لحظه گریه کرد – از دست فقر و جهل و بدبختی مردم – دست در جیبش کرد مبلغ جریمه را به او داد و گفت ببر بده !

احتمالا طبق معیارهای جامعه سیاست‌زده امروزما  امیر گداپرور و عوام‌فریب بود (چون گریه کرد و پول داد).

امیرکبیر که بود؟ فرزند یک آشپز.

سرانجامش چه شد؟ سه سال بیشتر خدمت نکرد؛ غوغا راه انداختند – می دانیم چه کسانی - عزل شد و از آنجا که حتی سایه در تبعیدش هم خطرناک بود کشته شد. اما نامش برای همیشه ماند.

سر و کله محمود احمدی‌نژاد در صحنه سیاسی ایران و به تبع آن حلقه قدرت بسته مستقر در تهران- 1382 پیدا شد و توسط شورای شهر دوم – که سیاسی کاری نمی‌کرد- به سمت شهردار انتخاب شد و اولین برخورد و صف آرایی با او همان موقع شکل گرفت. زمانی که وزیر کشوروقت موسوی لاری تا دوماه حاضر به امضای حکم او نبود و دولت گفتگوی تمدن‌ها هم او را به جلسات کابینه راه نداد تا ثابت کند چه گفتگوی تمدنی؟ وقتی حاضر نیستید کسی که از باند شما نیست را سر یک میز تحمل کنید .

من نمی دانم احمدی‌نژاد آن موقع هم عوام فریب، دروغگو (طبق تهمت‌های آقای موسوی)، و یا کاپشن‌پاره و گداپرور بود یا نبود فقط می‌دانم که از “آنها” نبود.

در چند سال گذشته هیچ مدرکی از فساد مالی در کارنامه احمدی‌نژاد؛ خانواده، اطرافیان، خواهر و برادرش وجود نداشته – هرچند عده ای از پول‌های شهرداری و استانداری اردبیل بگویند ولی مطمئن باشید اگر مدرک و سندی علیه او وجود داشت در این چهار سال نه یک بار بلکه هزاران باربه پیراهن عثمان تبدیل شده بود.

پاشنه آشیل دولت احمدی‌نژاد گاهی حرفهای خودش یا اطرافیانش هستند – که در مقایسه با شعارها و حرف‌های قبلی‌ها چیزی نیست ولی همیشه در بوق شیپورچی‌ها پخش می‌شود- و دو نفر: کردان و سردار میلیاردر .

در قضبه کردان – که عملا او را از هستی ساقط کردند، تنها کسی که بر خلاف دوستان سابق او که از همه چیز خبر داشتند و سال‌ها ماست مالی کرده بودند، توی سر کردان نزد و حق دوستی را ادا و پشتش را خالی نکرد احمدی نژاد بود. دیگر به اصطلاح ایراد وارد بر دولت اوسرداری است که لا اقل از رانت خواری و بیرز و بپاش در زمان او ثروتمند نشده و آنقدر صداقت داشت که در بدو ورود به ساختمان فاطمی  ثروتش را اعلام کند تا بقیه بدانند به خاطر پول نیامده است.

احمدی‌نژاد آدمی ساده است مثل همه ما که از اشتباه یا خطا بری نیستیم، یک آدم! از طبقه متوسط رو به پایین جامعه.

با انقلاب ایران طبقه‌ای بر کشور حاکم شدند از تکنوکراتهای درس خوانده غرب و بسیار تندرو که آرمان‌های انقلابی داشتند. با ادامه این سال‌ها کم کم با قدرت و به تبع آن اختیارات و ثروت ناشی از قدرت خو کردند وحالا همان‌ها مخالف احمدی‌نژادند. فردی که محصول تفکر انقلاب درسی سال گذشته است، کسی که همان آرمان‌های قدیمی آنان را دارد که مردم برایشان انقلاب کردند ولی آنان دیگر از آن خواسته‌ها و عقاید دست برداشته‌اند و دور شده اند. پس تحمل احمدی‌نژاد را ندارند.

حامیان او هم طبقه عادی هستند. مردمی که من می‌بینم در این چند سال اخیر به رفاه مالی نسبتا معقولی دست یافتند: از کارگر و کارمند تا بازنشسته و از کار افتاده! و جالب‌ترین بخش این که مخالفین احمدی‌نژاد کسانی هستند که از وضع مالی نسبتا خوبی برخوردارند، بازاریان، روشنفکرنماها، طبقه حاکم 27 سال اخیر و به عبارت بهتر : “مترفین”.

جامعه امروز ایران در حال عبور از سنت به مدرنیته و مردم‌سالاری و دموکراسی واقعی است، لازمه مردم‌سالاری شفافیت در عملکرد، گفتار و کارهای گذشته است. وضعیت کشوری که نمی‌دانید به کدام آمارش اعتماد کنید؛ باید عوض شود. کسانی که در سال‌های اخیر قدرت را در دست داشتند و باعث بوجود آمدن دشمنی‌های بین المللی و تحریم‌ها شدند، با وجود سرازیر کردن پول به کشورهای حاشیه خلیج‌فارس، فقط بدقلقی‌های همسایه‌های عرب را خریدند، باید شناسایی شوند و برای کارهایی که خودسرانه و به حساب مردم ایران انجام دادند جوابگو باشند. دموکراسی با پنهان‌کاری؛ مغلطه، شلوغ‌بازی؛ وای وای نظام از دست رفت و سران نظام بی‌احترام شدند در تضاد است. دیگر اسمش دموکراسی نیست.

به مار ماهی مانی؛
نه این تمام نه آن تمام

منافقی چه کنی،
مار باش یا ماهی

امام خمینی 20 سال پیش در این کشور درگذشت و آقایان هنوز هم خودشان؛ کارهایشان و حرفهایشان را پشت سر او قایم می کنند. بیست سال اخیر در غیاب او مملکت ما باغ و گلستان نبود که همه چیز با ظهور بولدوزر خرابکار کله شقی به نام احمدی نژاد ویران شود و به قهقرا برود.

احمدی نژاد در این چند سال کارهای خوبی هم کرد که فعلا وعمدا از نگاه‌ها مغفول مانده اند : اصلاح سیستم سهمیه‌بندی بنزین – به تبع آن کم شدن ترافیک و آلودگی هوای تهران.

اعمال نظام مالیاتی که بیست سال هیچ کس جرات نداشت آنرا بکار ببندد ولی بولدوزر ما آنرا به جریان انداخت . نتیجه‌؟ کاهش وابستگی به درآمد نفتی و افزایش سایر درآمدهای دولت.

تنها دولتی بود که به آدمها بر اساس حجاب خانمها و محاسن آقایان و زندگی خصوصی آنها نگاه نکرد و درخواست تخصص کرد و مهم‌تر از همه آن‌که فضای انتقاد از رییس‌جمهور و دولت را باز گذاشت که از هیچ تهمت، دروغ و بی‌ادبی روی‌گردان نشوند. دلم می‌خواهد فقط بدانم آدمی که حاضر به شنیدن و قبول تذکر یک مجری نیست و با او که هیچ‌کاره است تندی می‌کند و خشمگین می‌شود می‌تواند یک صدم حرف‌هایی که به احمدی‌نژاد زده شد را تحمل کند؟ آدمی که خودش هم صادق نیست: اگر احمدی‌نژاد یک بارمیان سخنش بپرد با انگشت او را نشان می‌دهد و می‌گوید : “می‌خواهم مانع همین کارهایتان شوم” ولی اگر کروبی چند بار به میان حرفش پرید لبخند ملیحی می‌زند و هیچ نمی‌گوید . کروبی احمدی‌نژاد نیست؟ نه! دوستمان و از خودمان است !

بزرگترین کاری که احمدی‌نژاد در چند سال اخیر انجام داد این بود که باعث شد شر عده ای لا اقل برای سه - چهار سال از سر مردم کم شود، و مهم‌ترین دلیل بداخلاقی‌ها و سیاسی‌بازی‌ها این چند ماه اخیر هم همین است. عده ای می‌خواهند با زور روی گرده مردم بنشینند.

من به احمدی‌نژاد رای می‌دهم چون می‌دانم او به کمک خدا، می‌تواند. او به وقت؛ همکاری و همدلی نیاز دارد. دومی و سومی را که سال‌هاست از او دریغ کرده اند.

.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

  1. ژوئن 9, 2009 در 10:14 ق.ظ. | #1

    راجع به نداشتن فساد مالی گفتید:نظرتونو جلب میکنم به کارهای پسر دکتر و برادرش
    راجع به اهمیت دادن به تخصص گفتید:نظرتونو جلب میکنم به حلقه خویشاوندانش که تو هر پست مربوط و نا مربوطی مشغول به کارند
    گفتید طرفدارانش مرفهین هستند:یک سر به مناطق جنوب تهران بزنید متوجه میشید که اینطور نیست
    من نمیگم دولتهای قیلی از این چیزا ندارند ولی حداقل اینطور تو چشم مردم نگاه نمیکردند و هاله نورشون رو انکار کنند
    و البته نکته آخرتون درسته:عده ای میخوان با زور روی گرده مردم بنشینند

    • فرشته
      ژوئن 9, 2009 در 3:53 ب.ظ. | #2

      فساد مالی پسر 22 ساله دکتر و برادرش چیست ؟ می توانید توضیح بدهید ؟ تا آنجا که من می دانم پسرش در حال حاضر مشغول خدمت سربازی است.
      مخالفینش “اکثرا” مرفهین هستند ؛ اما شاید بین طبقه پایین تر هم باشند. ولی بیشتر کسانی هستند که غم نان ندارند. قیافه ها را در خیابان نگاه کنید متوجه می شوید چه می گویم.( بروید همین عکس های خود بامدادی را نگاه کنید ) و نه ! متاسفانه مناطق جنوب تهران نرفته ام.
      هاله نورانی را من تایید نمی کنم. ولی ایراد کار اینجاست که احمدی نژاد رفته بود پیش یکی از مراجع قم و برای او گفته بود ، افرادی که فیلم ضبط می کردند آنرا پخش کردند. یادتان باشد اگر ما چیزی را خصوصی برای کسی گفتیم دلیل نمی شود فیلمش را همه جا پخش کنند. بعلاوه من از آن هاله نور طرفداری نمی کنم. گفتم که یکی از ایرادات دولتش همان حرفهای خودش و اطرافیانش هستند.

  2. زحل
    ژوئن 9, 2009 در 10:18 ق.ظ. | #3

    هموطن عزيز خانوم فرشته

    نكته مهمي كه در مورد دولت حاكم وجود داره تكروي ها و عدم تحمل هر گونه مخالفت و تقسيم مردم به خودي و ناخودي است

    ما هم تو اين مملكت زندگي مي كنيم اهل دين و ايمان هم هستيم، به ائمه هم علاقمند اما ايشون فكر مي كنه هر كي تو دار و دسته ايشون نباشه مسلمون واقعي نيست و فقط خودشون اونم يك تنه ميتونه ايران و جهان رو بسازه

    كسي كه ادعا داره رئيس جمهور بايد كارشناس ارشد باشه ناخواسته تكروي و اعمال تفكرات خودش به ديگران رو ابراز مي كنه مگه الان دوره چندصد سال پيشه كه يه نفر بتونه در همه موارد كارشناس و صاحب نظر باشه دقيقا دليلي كه آقاي رضايي هم ديشب خوب بهش اشاره كرد(علت تنها موندن ايشون) اينه كه اولا خودشو همه كاره مي دونه و بقيه هم هيچي نمي فهمند دوم بسيار اهل دسته بندي جناحي و فكريه ، ايشون با اون روش تخريبي و بازپرسي وحشتناكي كه تو روزهاي گذشته به كار برده بود پس چرا نتونست با كسي كه تو زمينه اقتصادي استدلالهاي محكمي داشت روبرو بشه و دست و پاشو گم كرده بود.

    اگه يه نگاهي به برخي از ادعاهاي ايشون و عملكردشون بكنيد ميزان تفاوتش ميشيد

    شايد و فقط شايد ايشون آدم خوبي باشه اما اين هرگز دليل خوبي نيست كه رئيس جمهور خوبي باشه مگه همين كه شما بگيد خودش و اطرافيانش اهل سوء استفاده مالي نيستند دليل كافيه كه بتونه مملكت رو اداره كنه

    يه نگاه منصفانه به دور و برتون بكنيد ببينيد چند نفر جوون تحصيلكرده تو فاميلتون داريد كه يا كار ندارند يا شغل درست و درموني كه بشه روش حساب كرد حالا هر چي اين كارشناسهاي اقتصادي گفتند آقا جان اين روش شما درست نيست كي بود كه گوشش بدهكار باشه

    اين آقاي رئيس جمهور شما با اين تفكرات و عملكرد به قول خودتون بولدوزري مملكت رو داره خراب مي كنه و بدترين صفتش اينه كه خودش رو بر حق مي دونه و همه رو مخالف فعاليتهاي بر حقش

    من حرفهاي زياد براي گفتن دارم
    نه آدم سياسي هستم، نه آدم غير مذهبي نه هيچ حساسيت ويژه به آدم يا جريان خاص دارم
    من يك آدم كاملا معمولي هستم اما كمي كه منصفانه به جامعه ام و اطراف نگاه مي كنم اين مواردي كه رو مثال زدم حس مي كنم

    من دلم يه ايران آباد و سرفراز مي خواد براي همه ايراني ها

    و حالم از هرچي ظاهر بيني است به هم مي خوره

    از آقاي بامدادي عزيز هم به خاطر اين فرصت تشكر مي كنم

    • فرشته
      ژوئن 9, 2009 در 4:00 ب.ظ. | #4

      من که گفم : او هم یک آدم است مثل بقیه با خطاها و اشتباهاتش . ولی وقتی کسی با شما از روز اول حاضر به همکاری نیست و دائما برایتان دردسر درست می کنند عادت می کنید به تکروی و اینکه از کسی نظر نخواهید و البته حق باشماست که یک کشور را نمی توان تک نفری اداره کرد.
      جوانان تحصیلکرده ای که من می شناسم به هر شغلی راضی نیستند. دیده ام برای مدتی رفتند سر کار ولی بعضی بلافاصله کار را رها کردند چون پول بیشتری می خواستند . وقتی از دانشکده فارغ التحصیل می شوید باید برای مدتی سختی های کار کم دستمزد را تحمل کنید تا بعد به پله بالاتر بروید. قبول کنید جوانان ما دنبال کار راحتند.
      در مورد خودی و غیر خودی من چیزی به این مضمون نشنیده ام. نمی دانم شما دقیقا همین مضمون را از سخنانش شنیده اید ؟
      مشکل شغل هم به عدم سرمایه گذاری مربوط می شود و آنهم به تحریم ها ارتباط دارد و آنهم به سیاست بر می گردد. یک سیکل ناقص !

      • زحل
        ژوئن 10, 2009 در 12:00 ب.ظ. | #5

        من هم قبول دارم كه ايشون آدمي است با اشتباهات همه آدم ها اما دو نكته مهم در اين مورد وجود داره
        1- ايشون هرگز قبول نداره كه اشتباه به معناي واقعي و مورد نظر صاحبنظران هر رشته وجود خارجي داره كه نياز به تغيير هم داشته باشه
        2- كسي كه در جايگاه رئيس جمهوري يك مملكت نشسته حق انجام هر خطا و اشتباهي رو نداره چون هر تصميم ريز و درشتش و هر جمله اش در سرنوشت ميليون ها نفر تاثير مستقيم داره

        و راستش من يكي كه از اين جمله تكراريه مي خواد كار كنه ولي نمي گذارن خسته شدم، طرف رئيس جمهور ممكته با اون همه اختيارات

        در مورد شخص ايشون هم كه خودشون رو بسيار شجاع مي دونند كه از هيچ چيزي حتي ابروي كشور هم ترسي ندارند اين انتظار مي رفت (حتي در صورت وجود چنين ادعايي كه البته من قبولش ندارم) بيان و مثل همين مناظره هاي اخير دم انتخاباتشون افشاگري كنند كه من مي خوام كار كنند و نمي گذارن البته اونهم با اشاره مستقيم كه چه نهادهايي يا چه كساني و چگونه)

        ممنونم از صداقتتون گفتيد كه مشكل شغل به عدم سرمايه گذاري و اونهم به تحريم ها و سياست مربوط ميشه، ميشه به اين سوال جواب بديد چه كسي و با چه سياستي باعث افزايش تعداد قطعنامه هاي مصوب بر عليه ايران و شدت تحريم هاي قبلي شد؟

        در مورد سختي هاي كار كم دستمزد!!! اي كاش ميشد جزئيات و برخي مسائل موجود در فضاهاي كاري خودم و اطرافيانم رو براتون بيشتر مي گفتم اما چون جز مسايل شخصي من محسوب ميشه معذورم

  3. ژوئن 9, 2009 در 10:33 ق.ظ. | #6

    امیرکبیر هم دروغ میگفت؟ نمونه ای اگه سراغ دارید ذکر کنید :)

    • فرشته
      ژوئن 9, 2009 در 4:01 ب.ظ. | #7

      بروید از میرزا آقاخان نوری و مهد علیا بپرسید برایتان ردیف می کنند از مال رییس جمهور بلندتر و سیاه تر تا امیر کبیر هم از چشمتان بیفتد!

  4. بهروز
    ژوئن 9, 2009 در 10:57 ق.ظ. | #8

    خانم فرشته،
    نظرتان از بابت مطالعه کم است،
    مادر اینجانب در اداره ای زیر مجموعه وزارت نیرو است و تصمیمات بی منطق این مجموعه چهارسال، صدمات جبران ناپذیری به استان من ، گیلان وارد کرده است. مدیران و معاونان نیرومند و متخصص و پر سابقه ای که فله ای عوض شدند و به جای آنان مدیرانی فاسد آمدند که کوس رسوایی شان در همیشه ایام زده شده بود. آنها در این دولت عزیز شدند. آنها همانهایی بودند که در دولت های قبل پرونده مالی داشتند و کنارشان گذاشتند.
    درباره تذکر مجری فرمودید، چه طور آن مجری فقط رئیس جمهور محبوب شما هر چه خواست می گفت به اون هیچ تذکری نداد؟ چه طور آن مجری وقتی رئیس جمهور مردمی شما، فالانژهای دهه 60 را به میرحسین منتسب کرد و یک مشت مضخرف و دروغ درباره وضع اقتصادی و اداره کشور در آن روزهای به یادماندنی و پرافتخار بست، هیچ تذکری به او نداد؟
    تندی میرحسین از آن بابت بود که صدا و سیما دربست در اختیار احمدی هاست و تذکرها از آن سایرین. آنها مجازند هر چه می خواهند بگویند اما دیگرتن مستحق تذکر و خفه شدن.
    ای کاش همه ما عادت می کردیم مطالعه کنیم، فکر کنیم و بعد تصمیمی به وسعت زندگی چهار سال آیندمان بگیریم.

    • فرشته
      ژوئن 9, 2009 در 4:07 ب.ظ. | #9

      من در گیلان نبودم که ببینم حرف شما تا چه اندازه صحت دارد یا نه ؟ البته برعکس بعضی ها ؛ شما یا مادرتان را به دروغ گویی متهم نمی کنم. احمدی نژاد شب اول به نامزد دیگری – مثلا کروبی- که حمله نکرد به افراد دیگری حمله کرد. طبق قانون مناظره تلویزیونی شان نباید اسم نامزد دیگری را می آوردند.
      روزهای پر افتخار جنگ را هم یادمان هست ولی یادتان نرود روزهای بیاد ماندنی را مردمی که “همکاری” می کردند بیاد ماندنی کردند نه یک نخست وزیر یک تنه ! من که چیزی به عنوان فالانژ دهه 60 یادم نمی آید اگر منظورتان آنهایی هستند که روی مردم رنگ می ریختند و مو و کراوات کوتاه می کردند ، جواب من را بدهید : چطور گشت ارشاد تقصیر احمدی نزاد می افتد ولی بقول شما فالانژهای دهه 60 تقصیر رییس دولت که نخست وزیر وقت بوده ، نمی افتد ؟

  5. ژوئن 9, 2009 در 11:13 ق.ظ. | #10

    فقط موسوي

    • فرشته
      ژوئن 9, 2009 در 4:07 ب.ظ. | #11

      فقط احمدی نژاد! خوبه ؟

  6. فرشاد
    ژوئن 9, 2009 در 12:10 ب.ظ. | #12

    من که نکته ی مثبتی توی این مطلب ندیدم که در دفاع از این آقا باشه
    به قضیه ی کردان اشاره کردید که پشت اون آقا رو خالی نکرد که خب این خودش موید تفکرات خود احمدی نژاد هم هست، وگرنه نتنها بلافاصله باید اون رو برکنار میکرد بلکه خودش هم باید از مردم معذرت خواهی میکرد که بنا به نقل از روزنامه های خود اصولگرایان ،بجاش معاون پارلمانی خودش رو با چک های 5 میلیونی فرستاد مجلس تا نمایندگان رو تطمیع کنه که البته نشد و رییس مجلس اون آقا رو از مجلس اخراج کرد! نکنه آقای لاریجانی که اصولگرا هست هم دروغ میگه؟

    در کل این اقا بخاطر خود بزرگ بینی شدیدی که دارند-که در مناظره ی آخر از برخورد تحقیرآمیز ایشون نسبت به دکتر رضایی هم مشهود بود-طی این چهار سال دروغ های زیادی رو به مردم تحویل داده که خب بجز انکار راه دیگه ای نداره و در کار اجرایی کشور هم بر طبق نظر کارشناسان داخلی و خارجی اعمال سلیقه ای و غیر اصولی زیادی رو انجام داده که بسیار مشهود هست-حتی برای مردم عادی- و هیچ دفاعی هم ازشون نتونست بکنه و بجاش تصمیم گرفت رقبای خود رو تخریب کنه
    اون شیوه ی ناصحیح انتخاب مدیران که از اول انقلاب بنا رو به انقلابی بودن و نه شایسته سالاری گذاشته بود باعث شد که افرادی که هم از لحاظ شخصیتی و هم مدیریتی صلاحیت لازم رو ندارن به مراحل بالاتر مدیریتی برسن و حالا بی محابا و نادانسته حتی پایه های خود نظام رو هم زیر سوال ببرند.

    • فرشته
      ژوئن 9, 2009 در 4:12 ب.ظ. | #13

      من متاسفم که پایه های نظام – که بعضی ها باشند- لرزیده اند.
      سر قضیه کردان و داستان مجلس حق با شماست. من گفت احمدی نزاد برعکس بقیه لا اقل حق دوستی را ادا کرد و به عنوان یک رییس که باید از کارمندش دفاع کند از او دفاع کرد. ولی از اول نباید او را انتخاب می کرد. ( هرچند بنظر من انتخاب کردان شاید واقعا نظر خودش هم نبود- البته این نظر من است ).
      کجا با رضایی برخورد تحقیر آمیز داشت ؟ ما که از رضایی بیشتر حرف مفت شنیدیم مثل یک جوب آب ، و مزرعه سیب زمینی و…

      • ژوئن 11, 2009 در 7:29 ب.ظ. | #14

        لا اقل حق دوستی را ادا کرد
        !!!!
        خب اگر هاشمی و خاتمی حق دوستی کرباسچی رو ادا می‌کردند به نظر شما کار خوبی بود؟

  7. ehsan11m
    ژوئن 9, 2009 در 12:16 ب.ظ. | #15

    یک موضوع اساسی که ایشون یادشون رفته: دیشب، آقای احمدی نژاد در مناظره با آقای رضایی در مورد افزایش تورم فرمودند: “یکی از دلایل تورم، سهمیه بندی بنزین بود که ما با آن مخالف بودیم. اما به دلیل مصوبه مجلس اجرا شد. ما راه حل دیگری داشتیم که تورم را هم کنترل می کرد” اما با وجود مخالفت ایشان، راه حل مجلس به اسم دولت رقم خورد. پس خواهش می کنم کمتر طرفداری رو مدنظر قرار بدیم و واقعیت ها رو ببینیم. همچنان که در مورد دیگران. ضمنا از بامدادی عزیز تشکر می کنم.

    • فرشته
      ژوئن 9, 2009 در 4:15 ب.ظ. | #16

      نگفت با سهمیه بندی بنزین مخالف بودیم گفت با روشی که اعمال شد مخالف بودیم . توضیح هم که نداد که بدانیم چه تصمیمی داشته اند. پس نمی توانیم قطعا بگوییم. بعلاوه مگر در دوره حکومت خاتمی هربار بنزین گران شد تورم زیادتر نشد ؟

      • جعفری
        ژوئن 11, 2009 در 7:35 ب.ظ. | #17

        خانم محترم نرخ تورم خود این آقا حکم بین من و شما. واقعا هربار بنزین گران شد تورم بالا رفت؟

        مجلس بنزین را 20 تومان گران کرد (25 درصد پس از سه سال ثابت بودن)

        دقت دارید که احمدی‌نژادی که 20 تومان گران شدن بنزین را عامل تورم می‌داند، در طرح تحول قصد دارد در عرض یکسال بنزین و گازوئیل و آب و برق را چند برابر کند. و با اعتماد بنفس می‌گوید تورم زا نیست.

  8. سینتیا
    ژوئن 9, 2009 در 12:42 ب.ظ. | #18

    ضمن تشکر از جناب بامدادی و شما، این موارد برام جای سوال بود:
    “اصلاح سیستم سهمیه‌بندی بنزین – به تبع آن کم شدن ترافیک و آلودگی هوای تهران.” جالبه! اولا که خودش گفت که مصوبه مجلس رو اجرا کرده و خودش باهاش مخالف بوده. شاید شما تهران زندگی نمی کنید ولی اون چیزی که مسلمه ترافیک تهران کم نشده. حالا شاید آلودگیش کم شده باشه! چون همین سال گذشته رکورد تعداد روزهای پرخطر شکسته شد هر چند رسما اعلام نشد و مثل قدیم مدارس و ادارات رو تعطیل نکردن!
    “تنها دولتی بود که به آدمها بر اساس حجاب خانمها و محاسن آقایان و زندگی خصوصی آنها نگاه نکرد و درخواست تخصص کرد” این یکی رو چون خودم سه سال درگیرش بودم اصلا قبول ندارم.
    سه سالی که باعث شد کلی توی زندگی عقب بیفتم. ضمنا اگر ممکنه از زمان دولت های قبل مثلا خاتمی مثالی ملموس بزنید در این مورد.
    “”مردمی که من می‌بینم در این چند سال اخیر به رفاه مالی نسبتا معقولی دست یافتند: از کارگر و کارمند تا بازنشسته و از کار افتاده!” خوش به حال مردمی که شما می بینید! اونایی که من می شناسم دقیقا مال همین گروهها هستن و همه شاکی از وضع موجود.
    درباره محصولی هم باید بگم که جالبه که آقای احمدی نژاد اشخاص رانت خوار دورانهای قدیم رو هم بنا به منافعش به دو دسته تقسیم می کنه: یه دسته اونایی که مخالفشن و باید پاسخگو باشن! و دسته دیگه اونایی که جزو “تیم”ش هستن و خب مطمئنن رانت خواریشون قانونی بوده! چون به قول شما در بدو ورود به وزارتخونه دارایی هاشون رو اعلام کردن! هر چند که یادمون نرفته که این آشکار شدن دارایی ها هم نه به دست خود ایشون که با “افشاگری” های روزنامه ها و وبلاگ ها انجام شد.
    با بخش زیر کاملا موافقم و یکی از کسانی که باید پاسخگو باشه همین جناب احمدی نژاده!
    “جامعه امروز ایران در حال عبور از سنت به مدرنیته و مردم‌سالاری و دموکراسی واقعی است، لازمه مردم‌سالاری شفافیت در عملکرد، گفتار و کارهای گذشته است. وضعیت کشوری که نمی‌دانید به کدام آمارش اعتماد کنید؛ باید عوض شود. کسانی که در سال‌های اخیر قدرت را در دست داشتند و باعث بوجود آمدن دشمنی‌های بین المللی و تحریم‌ها شدند، با وجود سرازیر کردن پول به کشورهای حاشیه خلیج‌فارس، فقط بدقلقی‌های همسایه‌های عرب را خریدند، باید شناسایی شوند و برای کارهایی که خودسرانه و به حساب مردم ایران انجام دادند جوابگو باشند. دموکراسی با پنهان‌کاری؛ مغلطه، شلوغ‌بازی؛ وای وای نظام از دست رفت و سران نظام بی‌احترام شدند در تضاد است. دیگر اسمش دموکراسی نیست. ”
    ببخشید که هی از متن کپی کردم!

    • فرشته
      ژوئن 9, 2009 در 4:22 ب.ظ. | #19

      خب من هم در تهران زندگی می کنم ، و آن چیزی که می بینم را می گویم : ترافیک از بعد از عید کم شده . بعلاوه مگر می شود آلودگی کم شود ولی ترافیک نه ؟
      در مورد دولت خاتمی من مثال ندارم بزنم. ولی می دانم خیلی از آدمهایی که سالهای سال حاضر نبودند به ایران بیایند زمان احمدی نژاد برگشتند. یکی همین پروفسور سمیعی – جراح مغز و اعصاب- که حالا در رشت بیمارستان تخصصی زده است ( یا دارد می زند )
      بعلاوه یادتان باشد گاهی دولتی قصد اصلاحات یا کارهایی رادارد ولی سیستم بوروکراسی و کسانی که در صدر هستند چوب لای چرخ شمای کارمند می گذارند. در جایی که من کار می کنم همه طرفدار موسوی هستند ولی مسئله اینست که پیش از این انتخابات هم ، اهل همکاری و گوش دادن به پیشنهادات نبودند و کارشان سنگ قلاب کردن بقیه بود و است ! هرچه به آنها بگوییم انگار به دیوار گفته ایم !

      • سینتیا
        ژوئن 10, 2009 در 2:25 ق.ظ. | #20

        “گاهی دولتی قصد اصلاحات یا کارهایی رادارد ولی سیستم بوروکراسی و کسانی که در صدر هستند چوب لای چرخ شمای کارمند می گذارند. ” این یعنی چی؟ چون بعدش بلافاصله گفته اید که انگار کارمندان هستن که اهل همکاری و … نیستن.
        اون بخش کم شدن آلودگی هوای تهران هم شوخی بود. بعدش توضیح داده بودم! منظور این بود که “آلودگی هم کم شده” چون “اعلامش نکرده اند”.

        • فرشته
          ژوئن 10, 2009 در 3:06 ب.ظ. | #21

          منظورم این بود که گاهی مقامی که بالاتر و در صدر مجموعه ای قرار دارد علاقمند همکاری یا گوش دادن به پیشنهادات شما هست ولی آنها که در مرتبه های بعدی قرار دارند آنقدر اذیت می کنند و همکاری نمی کنند که از صرافتش بیفتید. این لا اقل چیزیست که دیده ام. در مورد شوخی هم ببخشید متوجه نشدم.

  9. mohammad
    ژوئن 9, 2009 در 1:20 ب.ظ. | #22

    دوست من، اگر شما بتوانید بجز افشاگری، شجاعت، ساده زیستی و … که از -خصوصیات خوب یک انسان میتواند باشد نه دولت- تنها یک مثال، فقط یک مثال بیاورید که این دولت به نفع مردم انجام داده باشد و سود خودش در آن اثبات نشده باشد، من حتما به همراه شما به احمدی نژاد رای میدهم.
    بله او دزد نیست، ساده زیست هست، و به قصد انجام کار هر روز صبح از خواب بیدار میشود، اما این خصایص متعلق به یک بقال یا راننده هم هست(قصد جسارت به این اقشار رو ندارم) پس آیا همه مردم ایران میتوانند رئیس جمهور باشند ؟؟؟

    ایشان استدلالاتی مطرح میکنند که هر فرد عامی که کمی فن بیان داشته باشد میتواند مطرح کند.
    ایشان در طی 4 سال کار تبلیغاتی پیاپی و سفر به استانهای مختلف و انتشار میلیونها بروشور، CD و ابزار های دیگر تبلیغاتی از جیب من و شما میگوید من یک ریال هم هزینه تبلیغات نکرده ام.
    ایشان برنامه های عادی رادیو را متوقف میکند و یک پیام فوری میدهد که مردم آگاه باشید اشراف می خواهند رای شما را منحرف کنند (خارج از برنامه های تبلیغاتی).
    ایشان انحرافات اخلاقی و خرافه گرایی واضح و روشن را که برای همه ما ثابت شده است مانند احمق خواندن مخالف، بزغاله خواندن روشن فکر و ماجرای هاله نور را به راحتی ساختگی می نامند.
    درست قبل از انتخابات حقوق بازنشستگان، معلمان و … اضافه میشود،
    برای خریدن رای نمایندگان مجلس چک تقسم میکنند.
    روزنامه شرق در ابتدای دولت ایشان توقیف میشوند روزنامه سلام با همکاری ایشان توقیف شد- مجله دنیای تصویر- هفت- شهروند امروز و … توقیف شد اما با صراحت میگویند در دولت ما چنین اتفاقاتی نیست و در دولت قبلی بوده است غافل از اینکه در دولت قبلی افراد هم جناح ایشان در دادستانی به آن صورت نشریات حامی دولت (خوب توجه کنید، حامی دولت) را قلع و قمع میکردند.
    وقتی دیشب محسن رضایی عملا اعلام کرد که 3بار تصمیم قطعی برای حمله به ایران لغو شده است نمیدانم چه حسی پیدا کردید.

    من رای میدهم زیرا تنها یک نسل قبل از من، پس از یک انقلاب گسترده، که هزینه های بسیار گزافی را بر دوش مردم کشورمان نهاد، به این حکومت چه خوب چه بد، رای مثبت داده شد، و من فکر میکنم جای دست گرفتن تبر، باید قیچی به دست گیریم و آنرا اصلاح کنیم، کامل کنیم، تریمیم کنیم، و مطابق میل خودمان همراه با مرور زمان، تغییر دهیم.

    من رای میدهم زیرا فکر میکنم کشورم و مردمش برای تغییر منش و رفتار حکومت، دیگر توان پرداخت هزینههای براندازی، انقلاب، و ساخت یک حکومت جدید را ندارند.

    من رای میدهم زیرا پیشرفته ترین کشورها، با ثبات ترین کشورها هستند.

    من رای میدهم زیرا اکنون، تنها گزینه موجود برای نزدیکتر کردن دیدگاه حکومت، به دیدگاه من است.

    من رای میدهم زیرا فکر میکنم نباید نسبت به آینده بی تفاوت باشیم، چه بپسندیم چه نپسندیم، همانطور که در چهار سال گذشته تجربه کردیم، دیدگاه رئیس جمهور در وضعیت کشور بسیار تاثیر گزار است.

    من رای میدهم زیرا فکر میکنم این بار رای ما بسیار مهم و تعیین کننده است، طوری که ممکن است و فقط ممکن است کشورمان را از سقوط در دره ای که در چهار سال گذشته به آن نزدیک و نزدیکتر شده برهاند.

    من رای میدهم زیرا فکر میکنم اگر روند کنونی کشورمان ادامه پیدا کند، امیدی در جامعه نمیماند تا با تکیه بر آن بتوانیم آینده ای برای خود و کشورمان ترسیم کنیم و به گذشته های خودمان ببالیم.

    من رای میدهم زیرا از دروغ، عوام فریبی، عدم احساس امنیت، ترس از مشارکت در سرنوشت، ترس از مطرح کردن خواسته ها و در آخر از جامعهی خشکیده، خسته ام.

    من رای میدهم زیرا از تسلط افکار خرافی، موهوم، حساب نشده و در یک کلام، افکار طالبانی بر کشورم و آینده ام بیمناکم.

    من رای میدهم اما جمهوری اسلامی را به عنوان یک نظام سیاسی موفق قبول نداشته و ندارم و هم اکنون اگر راه حلی، با آینده ای روشن و حساب شده، خارج از توصیه ها و نصایح کهنه، ارائه شودکا شامل رای ندادن باشد با کمال میل خواهم پذیرفت، اما در حال حاضر تنها قدم مثبت را رای دادن میدانم زیرا فکر میکنم در صورت عدم ورود احمدی نژاد به نهاد ریاست جمهوری، احتمال اینکه اوضاع از اکنون تاسف بار تر نشود بسیار است.

    من رای میدهم و به موسوی رای میدهم فقط به این امید که ایران از این ویران تر نشود و در حالت حد اقلی همین که هستیم بمانیم.

    جناب بامدادی، اگر صلاح دانستید اصلاح کنید

    • فرشته
      ژوئن 9, 2009 در 4:31 ب.ظ. | #23

      روزنامه شرق تعطیل شد چون کاریکاتور موهن کشیده بود. بار دوم هم برای تابو شکنی در مورد همجنس گراها تعطیل شد. روزنامه سلام هم که اگر اشتباه نکنم سر ماجرای 18 تیر تعطیل شد یعنی سالها پیش . درسته ؟
      شهروند امروز هم که بعد از ماجرای افشاگری دختران آقای رفسنجانی در مورد آقای لاهوتی و نحوه مرگش تعطیل شد! ربطش به احمدی نژاد چه بود ؟
      این هم یک مثال : سهمیه بندی بنزین ! که باعث شد واردات بنزین و پولی که به این وسیله از کشور خارج می شد کم بشود و یک عده که این وسط پورسانتهای کلان و حق کمیسیون می گرفتند دستشان کوتاه شد. اعمال قانون 3% مالیات اضافه که حتی اگر احمدی نژاد هم رییس جمهور بعدی نباشد پول های مالیاتی اش و درآمدش به جیب دولت بعدی خواهد رفت. دلیل از این بهتر ؟

      • mohammad
        ژوئن 10, 2009 در 12:50 ق.ظ. | #24

        دوست عزیز و گرامی، سهمیه بندی بنزین طرحی بود که در مجلس تصویب شد، و به گفته خود ایشان، دولت با اجرای آن مخالف بود
        [
        http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1862942 ضمن اینکه با وجود سهمیه بندی، دولت بدون کسب مجوز از مجلس با برداشت از صندوق ذخیره ارزی اقدام به واردات بنزین کرد.
        [http://www.sarmayeh.net/ShowNews.php?23076]
        کدام مالیات 3% اضافه، اینکارها کارهایی است ه نمونه آن در دولت خاتمی کم نیست، بسیاری از اصلاحات قانونی را که دولت خاتمی به مجلس داد مجلس هفتم تصویب نکرد، اما بسیاری از قوانینی را که مجلس هشتم تصویب کرد دولت اجرا نکرد…
        در مورد مطبوعات یک قانون یا مصوبه که از مطبوعات حمایت شده باشه در این دولت ارائه کنید… ضمنا در موارد بسیاری با شکایتهای دولت روزنامه های منتقد توقیف شدند… [http://fararu.com/vdcgxw9x.ak93t4prra.html]

        جیب هیچ دولتی مانند دولت احمدی نژاد به وسیله دولت قبلش پر نشده بود، لطفا یک نگاهی به آمار صندوق ذخیره ارزی بیاندازید، گرچه این آمار تا قبل از دولت مطبوع شما موجود است و از آن به بعد در رسته ی اطلاعات محرمانه دولتی قرار گرفت.
        [http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%82_%D8%B0%D8%AE%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86]

        • فرشته
          ژوئن 10, 2009 در 3:10 ب.ظ. | #25

          3% اضافه را که همه می دانند بجز در بازار در بقیه مشاغل ( یعنی مغازه ) در حال اجرا شدن است؛ ( ایمدوارم اگر نامزد مورد نظر من دوباره انتخاب شد آنرا در بازار هم اجرا کند) حرف من سر دولت سابق نبود ، بلد هم نیستم آن دولت را نقد کنم ! شما گفتید یک مورد بگو که به نفع تیم رییس جمهور و شخص خودش نبوده و برای مردم بوده باشد من هم آنرا گفتم. خود دانید که قبول کنید یا نه .

          • mpohammad
            ژوئن 11, 2009 در 1:18 ق.ظ. | #26

            !

  10. حسنک وزیر
    ژوئن 9, 2009 در 1:32 ب.ظ. | #27

    قبلنا بزرگترین مشکل این مملکت این بود که همه یا دکتر بودند یا افسر تصادفات راهنمایی و رانندگی توی چهار سال اخیر متاسفانه جدا از موارد فوق همه کارشناس سیاسی و اقتصادی و حقوقی هم شده اند
    با توجه به اینکه کلمه به کلمه نوشته های شما را باید قبول کرد از این به بعد تصمیم دارم روزی سه بار به مجسمه امیر کبیر تف کنم چون اینطور که تو میگی اون هم مثل این آقا بوده
    ضمنا بهتره پاشی دوره تهران یک چرخی بزنی ببینی این آب خوری هایی که در زمان شهردار بودن این آقا توی تهران درست کردند و شکل سقا خانه است چند عدده چون خودم شاهد بودم 5 سال پیش در زمان شهردار بودن همین آقا بابت این آبخوریها دانه ای 5.5 ملیون تومان برادران ارزشی دوست شهردار از شهرداری پول گرفتند تا هزینه تبلیغات انتخاباتی آقا را فراهم کنند . ضمنا اگه موقع شمردنش قاطی کردی باید بهت بگم من صورت ساخت 1200 عدد از اینها را دیده ام خودت حساب کن به نرخ 5 سال پیش چند میلیارد ناقابل میشده .

    • فرشته
      ژوئن 9, 2009 در 4:36 ب.ظ. | #28

      من کارشناس نیستم. حرف دلم را زدم. حرفی که این وسط مدتی است گم شده و بامدادی لطف کرد و برخلاف رویه این روزهای وب لاگش آنرا چاپ کرد ، اجبارتان هم نکرده ام که کلمه به کلمه اش را قبول کنید !
      آب خوری ها ، تازه به نظر من کم هم هستند. باید دستشویی هم می ساخت. شما تشریف ببرید خارج از کشور ببینید در فواصل معین هم آبخوری دارند هم دستشویی . دانه ای 5.5 میلیون تومان چیزی است ؟ شما یک آب خوری همان شکلی با گرانیت و کاشی قشنگ و شیر اب که که آنرا نتوانند بدزدند توی حیاط خانه تان بسازید حساب کنید ببینید چقدر می شود ؟

      • حسنک وزیر
        ژوئن 10, 2009 در 9:00 ق.ظ. | #29

        گفتم توی این چند ساله گذشته همه کارشناس شده اند برای همین بود .
        ضمنا شما قراره یک سری از مسائل را بررسی کنی و آخر به این نتیجه برسی که احمدی نژاد آدم خوبیه یا اینکه یک سری مسائل را ماست مالی کنی تا حرفی که اول زدی ثابت بشه که درسته ؟؟؟؟ جریان چقدر شبیه مناظره های چند شب پیشه !!!!!
        راستی تا یادم نرفته
        در خصوص قیمت اون سقا خانه ها
        عزیزم من خودم پیمانکار عمران شهرداری هستم و ضمنا مسئول وقت مسئله ذکر شده از دوستان صمیمی بنده بود در آن زمان با یک حساب سر انگشتی به این نتیجه رسیدیم که هر کدام بیشتر از 800 هزار تومان هزینه ندارد و به طرف پیشنهاد کردم بیا بجای 5.5 ملیون فلان شرکت من 5 ملیون قیمت میدم و بابت هرکدام هم نقد بهت دو ملیون شیرنی میدم طرف بهم گفت تو که غریبه نیستی اگه امروز این را امضا نکنم شبانه حکم اخراجم صادره و من فقط برای اینکه از خودم سلب مسئولیت کنم که زمان شهردار بعدی خفتم را نگیرند این استعلام قیمت را برای تایید فرستادم مرکز و…..

        • فرشته
          ژوئن 10, 2009 در 3:16 ب.ظ. | #30

          یعنی می گویید اب خوری ها را فلان شرکت که دوستان ارزشی شهردار وقت بودند ساختند و قیمت را 5.5 میلیون دادند ولی این طور نبود ؟
          خب یک نکته : من که کارشناس نیستم( واقعا می گویم) ولی اب خوری به آن بزرگی ؛ با هزینه مهندسش ( مهندس معمار و مهندس عمرانش ) کارگرهایش ، لوله هایش ، ماشین آب سرد کن ( که باید خوب باشد که زود خراب نشود ) طراحی و بقیه ماجرایش 50.5 میلیون نیست ؟ تازه پیمانکار که عاشق چشم و ابروی شهرداری نیست باید یک چیزی توی جیب خودش برود یا نه ؟شما می گویید برای خرج تبلیغات ؟ از کجا می دانیم ؟

          • حسنک وزیر
            ژوئن 10, 2009 در 8:56 ب.ظ. | #31

            عزیزم اون موقع این آقا که داری مثل اون رفتار میکنی تازه شده بود شهر دار تهران و هنوز رئیس جمهور نبود در نتیجه ریال هنوز تا حدودی اعتبار داشت و 5.5 ملیون تومان برای هر آبخوری پول زیادی بود ضمنا بجای اینکه حرف را بپیچانی و وقت ملت را تلف کنی متن را دوبار بخوان تا جریان را بفهمی .
            جالبه دیگه جوری شده که همه فکر میکنند با پیچاندن حرفها میشه کار ها را پیش برد و حقایق را وارانه جلوه داد.
            البته جریان فرشته خانوم متفاوته و ایشان دارند درسهای استاد و رئیس جمهور محبوبشان را تمرین میکنند و به ایشان ایرادی وارد نیست .

  11. ژوئن 9, 2009 در 1:32 ب.ظ. | #32

    اول از همه بی تعارف بگویمکه شما اولین طرفدار دولتی هستید که با زبان عناد سخن نگفتید و دلایل خودتان را نه با حرص و تعصب که منطقی بیانکردید . خب اینهم دلیل است و البته دلایلی منطقی .
    اگراحمدی نژاد همینی باشد که نشان می دهد و شما را به این باور رسانده است و 4سال قبل هم به این باور رساند چرا که نه ؟
    اما به لحن بازجویانه ی جناب رییس جمهور دقت کرده اید ؟ به میل فراوان او به قدرت نظری انداخته اید ؟ به این که او حاضر است از هر چیزی مایه بگذارد تا آبروی خودش را بخرد حتی به قیمت به لجن مال کشیدن دوستانش توجه داشته اید ؟ دیده اید که او در چند شب آخر ماظره چگونه از موضع خودش درباره ی فسادمالی عقب نشینی کرده چون ممکن است پشتش خالی شود ؟ این زبان و این لحن شما را یاد سخنرانی های موسولینی نمی اندازد وقتی که مردم برایش کف می زدند و از همه مهم تر رییس یک دولت چگونه ممکن است در پوست اپوزیسیون رود و نقش آن را به عهده گیرد در حالی که 4سال همین سمت را داشت و چیزی نگفت اگر آن موقع نگذاشتند چرا حالا می گذارند ؟ آیا برای رییس جمهور شدن از نظرات گنجی که سال های سال در زندان اطلاعات همین آقایان بود و الان هم در آن گوشه ی دنیا دارد داد می زندباید خرج کند ؟ چرا وقتی گنجی موضوع عالیجناب سرخپوش را مطرح کرد او ساکت بود ؟ چرا وقتی گنجی در اعتصاب غذا در زندان به سر می برد روزنامه ی حامی اش کیهان آن بلاها را برسرش گنجی درآورد / چرا ؟ این همه مرا به نکته رهنمون می شود که ای کاش می توانستم نگاهم را چون شما کنم اما سیاست پیچیده تر از این حرف هاست که زود باور باشیم . برای رسیدن به قدرت به هر دستاویزی چنگ زدن کار انسان های دانایی که می خواهند در سیاست بمانند نیست .
    شاید چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید .

    • فرشته
      ژوئن 9, 2009 در 4:42 ب.ظ. | #33

      نه ! یاد سخنرانی های دوچه_موسولینی- نمی اندازد چون من ایتالیایی بلد نیستم!
      بعلاوه حرف ما سر گنجی نیست که دیگر زده است به سیم آخر و اعتقاد یک و نیم میلیارد مسلمان را زیر سوال می برد. درباره فساد مالی عقب نشینی کرد ؟ عقب نشینی نکرد فقط دیگر لو نداد ! جالبست که او چیزهایی را گفت و به اصطلاح لوداد که ملت سالهاست در گوشی می گویند ولی هیچ وقت از زبان یک مسئول تایید نشده بود ! حالا که شد !
      شاید او هم به قدرت میل داشته باشد ولی آنهای دیگر چه ؟ که هرچه به زبانشان می آید می گویند ؛ رییس جمهور یک مملکت را خوار و خفیف می کنند و بعد می گویند آدم برای یک صندلی نباید هرکاری بکند!

  12. نیما
    ژوئن 9, 2009 در 4:16 ب.ظ. | #34

    سلام

    1. کردان .” تنها کسی که توی سر کردان نزد و حق دوستی را ادا و پشتش را خالی نکرد احمدی نژاد بود”

    -آیا واقعن در این سطح از ماجرا ادا کردن دوستی مهمتر از ایران و ایرانی ؟

    2.سلامت .”هیچ مدرکی از فساد مالی در کارنامه وجود نداشته”

    -آره . حق باشماست . اما اینکه کسی سرمایه مملکت رو به راحتی حدر بده از اینکه بخوره بدتره.(پول حساب ذخیره ارزی چطوری خرج شد ؟ با نفت 100 دلار)

    3.جواب .” کسانی که در سال‌های اخیر قدرت را در دست داشتند و باعث بوجود آمدن دشمنی‌های بین المللی و تحریم‌هاشدند باید شناسایی شوند و برای کارهایی که خودسرانه و به حساب مردم ایران انجام دادند جوابگو باشند”

    -منم کاملن موافقم . آقای احمدی نژاد چرا جوابگو نیست ؟

    4. !!! .” درخواست تخصص کرد ”

    -برای همین استادهای دانشگاه رو زودتر بازنشسته کرد !!!

    5.قانون .” فضای انتقاد از رییس‌جمهور و دولت را باز گذاشت”

    -دیگه برای لغو امتیاز یک نشریه حکم دادگاه و تشریفات لازم نیست . هیات نظارت بر مطبوعات این کارو با یک جلسه انجام میده.

    6.درود بر صداقتت .” بزرگترین کاری که احمدی‌نژاد در چند سال اخیر انجام داد این بود که باعث شد شر عده ای لا اقل برای سه – چهار سال از سر مردم کم شود”

    -خوب گروه فشار هم تعطیلات می خواد .

    • فرشته
      ژوئن 10, 2009 در 3:28 ب.ظ. | #35

      گفتم که او سر ماجرای وزیر کشور سابق اشتباه بزرگی کرد. چوبش را هم خورد ولی لا اقل مثل بقیه نامردی رفتار نکرد.
      پول حساب ذخیره ارزی را هیچ کس نمی داند چون در این مملکت هیچ چیزی درست ثبت نمی شود. پس نمی توانیم بگوییم سر پولها چه آمده. شما می توانید دقیق ریز حساب و کتاب را در بیاورید ؟واقعا می پرسم؟ اینکه “می گویند” حرف نشد : باید مدرک دید. ” می گویند ” دلیل خوبی نیست !
      استادهای دانشگاه را برکنار کردند؟ یک سر به بعضی گروه های علمی دانشگاه تهران بزنید. مثلا گروه باستان شناسی. استادانش فسیل شده اند : از بس که پیرند ! به بعضی گروه های دیگر از دانشگاه های دیگر هم سر بزنید و واقعا بگویید چقدرشان با علم روز همراهند ؟ خیلی هایشان خیلی پیرشده اند و در جواب این که چرا عوض نمی شوند می گویند چون کرسی دارند هیچ کس نمی تواند عوضشان کند مگر بمیرند.!
      مسخره است. بعد می گویند اینهمه فارغ التحصیل دانشگاه بی کارند .خب عزیز من تا وقتی یک عده بازنشسته نشوند و تبدیل به اساتید راهنما و کلاسهای خاص نشوند که نمی توانند یک عده جوانتر و خلاق تر بیایند سر کار که به بچه های مردم کتاب های عهد پادشاه دقیانوس را درس ندهند. بعد می گویید چرا استادان را بازنشسته کردند ؟ خودتان واقعا چند بار غر زده اید این استادان ما از علم روز سر رشته ندارند ؟
      راست می گویید : گروه فشار تعطیلات می خواهد : من هرچی بگویم شما حرف خودتان را می زنید.خوب هم متوجه می شوید چه می گویم : چرا خودتان رامی زنید به کوچه علی چپ ؟

  13. ژوئن 9, 2009 در 4:20 ب.ظ. | #36

    از نوشته خانم فرشته حمایت می کنم.
    نظرات دیگران رو هم سرسری خوندم نه با دقت. نکته ای که معمولا دوستان مخالف آقای احمدی نژاد ابراز می کنن همونایی هستن که به صورت رسانه ای و غیر مدلل عنوان می شن. گفتم معمولا. مثلا این که ایشون دروغ گو هستن (که از شگردهای جنگ روانی و کار رسانه ای غیر منصفانه علیه دکتر بود)، تهمت هایی که زده می شه و دلیلی براش آورده نمی شه. می فرمان که مادر من فلان جا کار می کنه و چنین می گه. خب دوست من، من به گفته ی رییس جمهور خیلی بیش از حرف شما و مادرتون اعتماد دارم. دیدید که چه طور آقای موسوی با دروغ و تهمت زنی این بحث رو پیش برد. لطفا منصف باشید و برنامه ی پاسخ دکتر به هجمه ی یک جانبه و غیابی رو ببینید. همون طور که دیشب دروغ های مهندس رو اشاره کرد.
    در مورد تخلفات مالی هم نظرم همون نظر نویسنده است. اگر مدرکی بود در این چهار سال رو شده بود و پوست دکتر رو می کندن.
    فعلا همین.

  14. یک ایرانی
    ژوئن 9, 2009 در 5:44 ب.ظ. | #37

    دوستان میخواستم ازتون بپرسم یک مطلب رو قبول دارید یا نه؟
    هنوز تعداد بسیار زیادی از هموطنان ما در روستاها و شهرهای کوچک زندگی میکنند.این هموطنان عزیز ما هستند که رئیس جمهور آینده رو مشخص میکنند.حتما بهتر از من میدونید که این هموطنان عزیز هر روز facebook و ایمیل چک نمیکنند.نمیدانند گشت ارشاد چه موجودیست.برایشان مهم نیست چند مجله و روزنامه تعطیل شده باشه.متوجه نمی شوند که آیا احمدی نژاد ضریب جینی رو دروغ میگه و یا موسوی داره آمار رشد ناخالص ملی رو اشتباه میده.این هموطنان عزیز ما خودشان به قول کروبی با گوشت و پوست و استخوانشون وضعیت اقتصادی و معیشتی و سطح زندگیشون رو درک میکنند.نیازی به ارائه آمار و ارقام ندارند.اصلا اهمیتی به این نمیدهند که شما برایشان بگویید “طبق این آمار از سال فلان تا فلان شما وضعیت اقتصادی بهتری داشته ای ولی طبق این یکی آمار وضعیت معیشتی شما در دوران احمدی نژاد افتضاح شده!!”این وضعیت را خودش و فرزندش و همسرش درک میکنند.وقتی که در چندین سال گذشته جاده ای برای رساندن بچه بیمارش به اولین مرکز بهداشت نداشت ولی حالا دارد،با پوست و گوشتش بهبود وضعیت را احساس میکند.وقتی جوانانش چندین سال آرزوی یک زمین بازی را داشتند و اکنون به آن رسیده اند با شوتی که به توپ میزند بهبود سطح زندگیش را احساس میکند.
    حالا اگه ما بشینیم اینجا بگوییم در زمان فلانی وضعیت خیلی خرابه یا خراب بوده فکر میکنید چه تاثیری در رای اون هموطن روستایی داشته باشه؟!؟
    متاسفانه در ایران همگی بر اساس منافع شخصی رای میدهیم.سعی میکنیم با آمار هر جور که هست رئیس جمهور دلخواه خود که مثلا گشت ارشاد را بردارد رای بدهیم.پس اون هموطن روستایی هم به رئیس جمهوری رای خواهد داد که سطح زندگیش را بهبود داده باشه.
    و چه خودخواهانه است که ما میگوییم چرا آن هموطن روستایی اینگونه رای میدهد و فقط منافع خود را میبیند!!!!
    این انتخابات اگر نتیجه اش احمدی نژاد باشد بدانید که مردم روستایی و شهرهای کوچک وضعشان بهبود پیدا کرده در زمان او مگرنه به او رای نخواهند داد.چرا که شاید برای من شهری 2000 تومان اضافه شدن قیمت یک جنس تاثیر فراوانی نداشته باشد ولی هموطن روستایی وشهری کم درآمد وقتی 50 تومان برود روی چیزی و نتواند بپردازد،صدای بچه اش اول از همه در خواهد آمد و خواهد فهمید که وضع زندگیش خراب شده(و چقدر آمار وارقام برای او اینجا بی معناست!!)
    پس اگر هموطن روستایی و قشر کم درآمد به احمدی نژاد رای داد بدانید که گرچه قیمتها برایش گران شده ولی از طرف دیگر درآمدش هم اضافه شده که نه تنها صدایش در نمی آید بلکه رای هم میدهد به رئیس جمهورش.

    • فرشته
      ژوئن 10, 2009 در 3:34 ب.ظ. | #38

      حق با شماست. ولی مسئله اینست که از نظر یک عده فقط “ما” می فهمیم و بقیه نفهمند و عوام ! آن روستایی هم که اصلا آدم به حساب نمی آید ! کی از روستایی نظر خواست ؟ فقط ما!

  15. محمد
    ژوئن 9, 2009 در 5:44 ب.ظ. | #39

    من از سال 83 تا 86 تو عسلویه کار کردم مبلغی پس انداز کردم تا بتونم خونه بخرم و اینجا بود که احمدی نژاد منو بدبخت کرد . خونه گرون شد تا 4 برابر بودجه من . و هنوز که هنوزه نتونستم نتجه سختیهایی رو که کشیدم بگیرم جز مشتی پول سیاه که الان پشیزی نمی ارزه . این بلا سر خیلیهای دیگه اومده . عسلویه الان تعطیل شده مثل خیلی جاهای دیگه . نمونه زیاد دارم ازبیکاری و فساد و رشوه و تا بی اعتباری بین اللملی . 100 ها امتیاز رو از مردم گرفتن و با منت امتیازی دادن روش مستبدان است و بس . ا.ن دقیقا روش هیتلر در دهه 30 و 40 المان رو پیش گرفته و کتاب نبرد من و قلعه حیوانات رو کاملا از بر کرده و پیاده میکنه .

    • فرشته
      ژوئن 10, 2009 در 3:37 ب.ظ. | #40

      متاسفم برای اتفاقی که برایتان افتاد ولی احمدی نژاد شما را بدبخت نکرد آنهایی کردند که با تبانی بانکهای خصوصی وقتی احمدی نژاد به قدرت رسید هرچه ملک توی شهر بود خریدند و قیمت زمین ناگهانی بالا کشید. حالا که مدتی است قیمت ها آمده پایین . خانه های متری 6 میلیون را 4 میلیون شاید به زور بخرند. چراحالا اقدام نمی کنید ؟ به نظرم اینجا یک فحش هم داده اید که این بار واقعا برایتان متاسفم.!

      • محمد
        ژوئن 10, 2009 در 8:46 ب.ظ. | #41

        سوتفاهم پیش اومده . فقط خلاصه نویسی کردم . فحشی در کار نیست . افزایش قیمت مسکن با وجود رانت خواران در دستگاه احمدی نزاد اصلا تعجبی نداره . نمونه زیاد هست فقط چشمها را باید شست .

        • فرشته
          ژوئن 11, 2009 در 1:11 ب.ظ. | #42

          ببخشید اگر من درست متوجه نشدم. بله باید جور دیگر دید ! حق با شماست.

  16. ژوئن 9, 2009 در 6:04 ب.ظ. | #43

    مشکل در یک فرآیند تحلیلی می تواند در چند جا باشد، یکی در داده های اولیه ای که تحلیل بر اساس انها صورت می گیرد و دیگری در روش منطقی استدلال.
    این تحلیل به نظرم در هر دو زیمنه مشکلاتی دارد که البته مشکلات استدلالی آن کمتر از مشکلات مربوط به داده ها هستند.

    مشکلات مربوط به داده ها:
    1-«احمدی‌نژاد از “آنها” نبود»:
    اگر منظور حلقه های قدرت باشد باید نگاهی به روابط و سخنان او در رابطه با همین آقای هاشمی و دیگر صاحب قدرتان آن روزها نگاهی بیندازیم. او خیلی از آنها آویزان شد و وقتی به جایی رسید خواست تا برای خودش “آنهایی” ردیف کند و حلقه خود را داشته باشد.
    2-«در چند سال گذشته هیچ مدرکی از فساد مالی در کارنامه احمدی‌نژاد؛ خانواده، اطرافیان، خواهر و برادرش وجود نداشته» :
    دلایل بسیاری اتفاقا موجود است(اینجا جای ارائه این اسناد نیست اما اگر هر کسی دنبال دلایل باشد می یابد). وقتی ما از چیزی خبر نداریم دلیل بر عدم وجود آن نیست. اتفاقا ایشان به همراه “آنها” مدتها سرپوش گذاشتند بر این مسائل
    3-«پاشنه آشیل دولت احمدی‌نژاد گاهی حرفهای خودش یا اطرافیانش هستند – که در مقایسه با شعارها و حرف‌های قبلی‌ها چیزی نیست ولی همیشه در بوق شیپورچی‌ها پخش می‌شود- و دو نفر: کردان و سردار میلیاردر»:
    پاشنه آشیل ایشان تنها به این موارد محدود نمیشود. حتی اگر اطلاعات خود را محدود به مناظرات کنیم مواردی بسیار بیشتر از همین چند قلم را می یابیم.
    البته این قسمت از حرفهای ایشان یک مشکل استدلالی هم دارد. زیرا مدعی است که گناه قبلی ها (مثلا شعار) گناهان آقای احمدی نژاد را می شوید!
    4-«با انقلاب ایران طبقه‌ای بر کشور حاکم شدند از تکنوکراتهای درس خوانده غرب و بسیار تندرو که آرمان‌های انقلابی داشتند. با ادامه این سال‌ها کم کم با قدرت و به تبع آن اختیارات و ثروت ناشی از قدرت خو کردند وحالا همان‌ها مخالف احمدی‌نژادند. فردی که محصول تفکر انقلاب درسی سال گذشته است، کسی که همان آرمان‌های قدیمی آنان را دارد که مردم برایشان انقلاب کردند ولی آنان دیگر از آن خواسته‌ها و عقاید دست برداشته‌اند و دور شده اند. پس تحمل احمدی‌نژاد را ندارند»:
    حقیقتش هرچقدر میخواهم موارد دچار اشتباه در این قسمت را بپردازم به همان قضیه “خسن و خسین هر سه دختران معاویه بودند” می رسم. در صورت نیاز میتوان مفصل در این مورد بحث کرد. چون مبحث مفصلی است پیرامون جامعه شناسی انقلاب و ترکیب نیروهای دخیل و حاکم در طول تاریخ انقلاب
    5-«کسانی که در سال‌های اخیر قدرت را در دست داشتند و باعث بوجود آمدن دشمنی‌های بین المللی و تحریم‌ها شدند»:
    کاملا واضح است که در دوره چه کسی روابط بین المللی به حد کنیا و جیبوتی و سنت وینسنت تنزل کرده و تحریم ها تشدید شده است.
    6-«اصلاح سیستم سهمیه‌بندی بنزین»:
    در آخرین مناظره دقیقا خود آقای احمدی نژاد گفتند که تورم ناشی از همین طرح بوده و “با وجود مخالفت دولت با این طرح” به دلیل تصویب مجلس دولت آن را اجرا کرد.
    7-«تنها دولتی بود که به آدمها بر اساس حجاب خانمها و محاسن آقایان و زندگی خصوصی آنها نگاه نکرد و درخواست تخصص کرد و مهم‌تر از همه آن‌که فضای انتقاد از رییس‌جمهور و دولت را باز گذاشت که از هیچ تهمت، دروغ و بی‌ادبی روی‌گردان نشوند»:
    اینها بیشتر مشخصات دولت آقای خاتمی است تا آقای احمدی نژاد. البته اگر دکترا گرفتن بدون دفاعیه (خود احمدی نژاد) آن هم حین کار 18 ساعت در روز فقط برای استانداری اردبیل (نقل از خود ایشان) و دکترای آقای کردان و ریاست فرد با تجربه و متخصصی امثال آقای بذر پاش و سایر انتساب های فامیلی را تخصص محوری بدانیم…لبه حتی امیر کبیر هم چنین کاری نتوانسته بود بکند.

    در کامنت بعدی اشکالت استدلالی را بیان می کنم

  17. ژوئن 9, 2009 در 6:36 ب.ظ. | #44

    اما اشکالاتی که مربوط به استدلال (نحوه منطقی ) این مطلب هستند (جدا از اشکالات مربطو به داده ها که در کامنت قبلی عرض کردم):
    1- حمایت آقای احمدی نژاد از آقای کردان (حتی بعد از اثبات تمام ماجرا) بعنوان دوستی و پشت خالی نکردن عنوان شده و یک مساله مثبت شمرده می شود:

    مساله آقای کردان و مسائل مدیریتی کشور چیزی نیست که جای دوستی باشد. جای حق است. اگر حق با آقای کردان بود نه تنها احمدی نژاد بلکه همه باید از او حمایت و دفاع میکردند. اما شما انتظار دارید وقتی جعل و تقلب و دروغگویی فردی مشخص میشود کسی بیاید و به خاطر “دوستی” جلوی نمایندگان ملت بایستد، پی گیران قضیه را متهم کند و هزاران اتهام بار این و آن کند که بعله شما هم مورد دارید. خب اگر مورد داشتند باید آنها هم رو شود و برخورد شود.

    2-میلیاردر بودن سردار قبل از وزیر شدنش اتفاق افتاده و به کسی مربوط نیست.

    نفس میلیاردر بودن کسی اصولا به کسی هم مربوط نیست. اما اتفاق یک جرم قبل از وزارت صورت مساله را پاک نمی کند. آقای محصولی ثروت خود را نه از ارث پدری و نه به طریق فعالیت معمولی به دست آورده اند. ایشان در معاملات با جمهوری آذربایجان و در شرکت رفاه اردبیل و قضیه نفت اردبیل و نیز در مسائل مربوط به زمینها در تهران متهم هستند. مساله اینجاست که در موارد اول ایشان در استان اردبیل (زمان استانداری احمدی نژاد) و در مورد آخر در شهر تهران (زمان شهرداری احمدی نژاد) متهم هستند. همزمانی این مسائل با مسولیت ایشان و آقای احمدی نژاد در این شهرها مساله ای است که نباید به راحتی و به دلیل اتفاق قبل از دوره وزارت از آن گذشت.

    3-یکی از دلایل خوب بودن آقای احمدی نژاد، حمایت فقرا و اقشار پایین از او و مخالفت اقشار تحصیل کرده و بازاری و روشنفکر نما!با اوست.

    نمی دانم این دیگر چه نوع استدلالی است. اینکه اتفاقا نتیجه معکوس می دهد. امام صادق می فرمایند :”کاد الفقر ان یکون کفرا” (فقر فوق را چه معنای مادی و چه به معنای فرهنگی بگیریم مقصود ما را برآورده می کند) ضمن اینکه در جامعه شناسی وضعیت اجتماعی-اقتصادی-فرهنگی اقشار را در هم تنیده بررسی میکنند. بدون قصد توهین به قشر خاصی ، باید بگویم اینکه اغلب اقشاری که به جریان آزاد اطلاعات دسترسی ندارند و به دلیل درگیری به نیازهای اولیه فرصت تعمق در مسائل جامعه را ندارند از کسی حمایت کنند و دیگران مخالفت، نشان دهنده عمق سیاست و میزان عوامگرایی (اگر نگوییم عوامفریبی) است.

    4-همانطور که قبلا هم اشاره کردم نویسنده در چند جا خواسته از مشکلات دولتهای قبل برای تطهیر مشکلات دولت نهم استفاده کند.
    مبادا بر جامعه ما که سعی در تطهیر گناهان با رو کردن گناهان دیگران (به جای اصلاح عملکرد خود) داشته باشیم.

    5- در قسمتهای پایانی به نحوه برخورد کاندیداهای رقیب (بیشتر موسوی) اشکال گرفته می شود.

    اینکه موسوی اجازه ندهد کسی میان حرفهایش بپرد. حق اوست. میتواند جایی از این حق دفاع کند و جایی از آن گذشت کند. همانطور که خود آقای احمدی نژاد هم به سخنان میان کلام آقای کروبی اعتراض کرد اما در مناظره با رضایی حتی عمدا پیشنهاد داد که مناظره بطور جمله به جمله و داخل هم ادامه یابد (که البته این هم استراتژی ایشان برای استهلاک 10 دقیقه پایانی رضایی بود)ضمن اینکه مجری که یک بار تذکر داد و قانون خودش را ابلاغ کرد حجت تمام بود و لازم نیست هر لحظه میان سخنان افراد به تذکر بپردازد. یادمان نمی رود که سوالات مجری هم در این مناظره برای رو در رو قرار دادن موسوی و کروبی طراحی شده بود که بی اثر ماند.

    استدلال آقای موسوی هم صحیح بود، تمام کاندیداهای دیگر تنها به این دلیل کاندیدا شده اند که دولت فعلی را کار آمد نمی بینند، پس اصولا نقد دولت قسمت مهمی از فلسفه کاندیداتوری آنهاست و باید بیان شود.
    چطور برای آقای احمدی نژاد این حق را قائلید که با وارد کردن تهمت های اثبات نشده به این و آن و دولتهای قبلی و خیلی های دیگر (آن هم بعد از 4 سال سکوت معنادار) از پاسخ دادن به انتقاد علیه خود طفره برود. اما کاندیدایی را که نفس حضور او به معنی نقد دولت است محق ندانیم که از عملکرد سالهای اخیر را بررسی کند!؟؟؟

    • فرشته
      ژوئن 10, 2009 در 3:45 ب.ظ. | #45

      پاسختان را به قول خودتان این جا نمی توانم بدهم . یک نامه به وب لاگتان می نویسم و می توانیم با هم بحث کنیم.بحث که نه! ایرادات حرفهای هم را بگیریم. یا من قانع شوم یا شما !

  18. کیمیا
    ژوئن 9, 2009 در 9:06 ب.ظ. | #46

    خانم فرشته
    می توانم خواهش کنم خودتان را بیشتر معرفی کنید. از سن، سابقه، تحصیلات، موفقیت ها، علاقه مندی ها، تفریحات و شیوه زندگی خود چند خط بنویسید. من برنامه حمایت آقای رئیس جمهور را دیدم و مشتاق دانستن این هستم که چه قشری از جامعه خریدار رفتارهای ایشان هستند. آیا شما مفتخر به داشتن رئیس جمهوری مثل ایشان هستید یا اینکه در بین همه بی لیاقت ها ایشان از همه کمتر بی لیاقت است و می توان بسیاری از رفتار های شرم آور ایشان را به خاطر ذات خوش نیتشان تحمل کرد. آیا رفتار شرم آوری اصلا مشاهده میکنید؟ متشکرم.

    • فرشته
      ژوئن 10, 2009 در 3:53 ب.ظ. | #47

      ما داشتیم سر رییس جمهور بحث می کردیم نه سر شخص من .لازم نیست خودم را معرفی کنم یا از علاقمندی هایم بگویم : من یک آدم کاملا معمولی هستم و همین قشر – آدمهای عادی – هم هوادار او هستند ( من طرفدار همه کارهای او نیستم ولی می دانم او لیاقتش از خیلی ها بیشتر است ) .حالا اگر یک عده دوست دارند او را خراب کنند دلیلی دارند که همه می دانند چیست و “کیست “!
      راستی تا یادم نرفته امروز یک ” خان زاده” را دیدم که بر خلاف من خیلی آدم عادی ای نیست ! یک متخصص که سالها مقیم انگلیس بوده و بعد به دلیل لیاقت فوق العاده دولت سابق به ایران کشیده شده و بقول خودش موقعیتهای خوب کاری اش در خارج را از دست داده از اینجا مانده از آنجا رانده ! دیگر نمی توانسته برگردد. او هم طرفدار احمدی نژاد است.

      • کیمیا
        ژوئن 16, 2009 در 2:20 ق.ظ. | #48

        چه احساسی داری که از یک دیکتاتور غیر مردمی قدرت طلب دروغگو متقلب کودتاچی که آدم کش هم هست حمایت کردی؟؟ یا که هنوز خوابی؟ اگه با این صدای بلند هنوز بیدار نشدی حتی با صدای تفنگی که دستت میدن که بزنی مردم رو بکشی هم بیدار نمیشی. حتی نظامتم با آماراش سعی کرد بیدارت کنه که اونم نتونست. هنوزم فکر میکنی “یک آدم معمولی” هستی؟؟ کدوم آدم معمولی همچین خواب سنگینی داره؟ هنوزم فکر میکنی که “قشر – آدمهای عادی – هم هوادار او هستند” ؟؟؟ هیچ مردم عادی آدم کش نیستن و مدافعشم نیستن. فقظ آدم های غیر عادین که خوشحال از نارضایتی میلونها آدم هستن.

        تو عادی نیستی. فوق العاده هستی.

  19. ژوئن 9, 2009 در 9:50 ب.ظ. | #49

    فرشته جان خسته نباشی ، بسیار زیبا نوشتی .

    ممنون از جناب بامدادی / با اجازه به این پست لینک میدم .

    • فرشته
      ژوئن 10, 2009 در 3:54 ب.ظ. | #50

      ممنوم. هم از شما هم از چند تا دوستانی که در بالا بعضی از حرفهای مرا تایید کردند.

  20. رامین
    ژوئن 9, 2009 در 11:33 ب.ظ. | #51

    احمدی نژاد آدم خوبیه،وبی شیله پیله است،نیتش هم خیره و فکر میکنه برای مردم خدمت میکنه ولی بنده خدا سیاستمدار نیست،آقای موسوی می توانند از قابلیتهای ایشان استفاده بکنند،من اگر جای آقای موسوی بودم ایشان را رئیس صندوق مهر رضا می کردم یا به رهبر پیشنهاد می کردم ایشان را رئیس بنیاد مستضعفان و جانبازان کنند،مطمئنا” به مردم خدمت بیشتری می رسانند.

    • فرشته
      ژوئن 10, 2009 در 3:55 ب.ظ. | #52

      تا تعریفتان از سیاستمدار چه باشد ؟

  21. شبنم
    ژوئن 10, 2009 در 12:16 ق.ظ. | #53

    دوستان: آقای احمدی نژادباید 4 سال دیگر بر سرکارباشد تا بتواند آنچه را که تاکنون توشه کرده است به مقصد رساند.

    چیزی که باید مد نظر باشد *منافع ایران* است نه سیاست بازی های گروهی و *استانی * – میرحسین موسوی درخامنه متولد شده است – که از نظر من جز خیانت به منافع ایران نام دیگری برآن نمی توان گذاشت.
    نظری به نوشته های این صفحه *بومی بودن* آنها را نشان می دهد. دوستان باید بدانند که امروز صهیونیسم و امپریالیسم
    با استفاده از *عاملین* و با برجسته کردن اختلافات دینی و علم کردن قوم های ساختگی می خواهد با ایجاد *چند دستگی* نفوذ خود را در کشورهای منطقه با استفاده از جناح بازرگانان فاسد و اقتصاد *نئولیبرالیزم* برگرفته از دیدگاههای *میلتون فریدمن* که بوی گندیدگی و ورشکستگی آن سراسر شریان اقتصادی غرب ، در رأس آمریکا ، ودیگر کشورهای تحت نفوذ این سیستم ، راگرفته است برسرکار گذارند. بهمین جهت ما باید با هشیاری و درنظر گرفتن *منافع ایران* دراین دوران تاریخ ساز فردی را انتخاب کنیم که تحت تأثیر قدرتهای مخرب جهانی نباشد.
    درست است که آقای احمدی نژاد دزد نیست و ثروت کلانی برای خود و خانواده با کمک منوپولی نظیر رفسنجانی بدست نیاورده است ولی این کافی نیست که مسئولیت اداره کردن و پیشبرد منافع ایران را بر مبنای *نداشتن ثروت*استوار کنیم. نگاهی به پرونده چهار ساله آقای احمدی نژاد – که دوران بسیار کوتاهی است در حکومت داری – و با در نظر گرفتن بازیهای قدرت های جهانی ، به این نتیجه می رسیدیم که ما ایرانیان نمی توانیم شخص دیگری جز احمدی نژاد را بر گزینیم زیرا احمدی نژاد با سیاست پویا و ایستادگی در مقابل جنایتکاران جهانی – بعکس دولت خاتمی که بسیار منفعلانه عمل میکرد- توانست دشمن را مجبور کند که بدون پیش شرط بر سر میز مذاکره بنشیند. اوباما خود گفته است که اینکار را خواهد کرد.
    لابی اسراییل اوبامارا تحت فشار قرار داد که قبل ازانتخابات ایران با احمدی نژاد وارد مذاکره نشود. صهیونیسم با این حقه امیدوار است که بتواند بر روی انتخابات ایران اثر گذاشته و جناح فاسد اشرافیت به رهبری رفسنجانی را برسرکار آورد که بتواند دوباره – مانند متوقف کردن غنی سازی قانونی ایران برای بیش از دوسال – امتیازات جدیدی برای خود کسب کند. بنابراین بلندگوهای لابی صهیونیسم، دروغ
    ” احمدی نژاد برای سیاستهای اسراییل بسیار خوب است” را سرداده که مردم جهان بخصوص ایرانیان را تحت تأثیر قرار دهد. افزون برآن، اشاره به نژادپرست بودن اسراییل وجنایت هایش علیه فلسطینی ها با استفاده از دکان هولوکاست برخلاف جناحهای فرصت طلب حاضر درصحنه انتخابات ، سیاست خوبی بوده است .
    افشای دکان هولوکاست سالهاست که توسط افراد گوناگون از جمله یهودیان شروع شده است ومشهورترین آنها کتاب Holocaust Industry است.
    افراد حاضر در انتخابات بعلت نداشتن آگاهی از مقاصداسراییل تحت راهبردی “مشاورین” فرصت طلب گروگان گیر که چیزی جزگرفتن قدرت بهر طریق برای خود منظوردیگری ندارند، با گفتن ” ما چرا باید درمورد هولوکاست صحبت کنیم؟” و یا ” آیا انرژی هسته ای به نفع ماست؟” قابل اعتماد نبودن خود را نشان دادند ، زیرا این افراد یا از استراتژی اسراییل درمنطقه طبق الگوی Oded Yinon با استفاده از دکان هولوکاست بی اطلاعند یاآگاهانه بافرستادن چراغ سبز به دشمن پیغام می فرستند که می توانیم علیه منافع ایران باهم* معامله* کنیم یا مانند خانواده نوکرصفت سعودی می خواهند برای خود و فرزندانشان صندلی ای بر سر میز قدرت بخرند.
    بهمین جهت، ما باید احمدی نژاد که با این بازی ها دست به گریبان بوده و دراثر تجربه آشنایی کامل با آنها را دارد و از نظر جهانی در بین روسای کشورهای لاتین از جمله شاوز ومردم آزاده کشورهای غربی – بخصوص قاره آمریکا – شناخته شده و مورد اعتماد است و روزانه این روشنفکران مقالات بسیاری در حمایت از حق غنی سازی قانونی ایران و حتی ساختن سلاحهای هسته ای در صورت ادامه محاصره ایران و سیاستهای متجاوزگرانه صهیونیسم و امپریالیسم که خود را به تمام سلاحهای هسته ای و غیر هسته ای بطورغیرقانونی مجهز کرده ولی برای بزیر کشیدن غنی سازی قانونی ایران ازهیچگونه توطئه ای فروگذار نکرده و نمی کنند و خیال دارند با این سیاست ایران را مانند کشورهای عرب، پاکستان و افغانستان به زیر کشند انتخاب کنیم. ما نباید به دنبال افراد نا آشنا به بازیهای جهانی باشیم که توسط جناح اشرافیت به صحنه انتخابات – خواسته یا نا خواسته – کشانده شده اند. این اشخاص که خود بعلت کهولت نمی توانند در انتخابات شرکت کنند یکی دیگر ازنزدیکان به این جناح را مأمور کرده اند. خاتمی مانند رفسنجانی دو دوره در قدرت بود ولی چیزی جز انفعلال در مقابل تجاوزات دشمنان ایران نشان نداد برای بار سوم از طرف این جناح به صحنه آورده شد ولی بیش از یکماه نتوانست در صحنه باقی بماند زیرا اصلاح طلبان هم به ایشان پیغام دادند که ” اگر خاتمی در صحنه بماند آنها بازهم با چشم گریان به احمدی نژاد رأی خواهند داد.”

    در این زمان بود که “اشرافیت” با وجود تردیدها، آخرین گزینه خود – میرحسین موسوی بعد از بیست سال حجله نشینی – را به صحنه فرستاد. هیچکس نمی تواند نخبه گرایی سیاست ایران را انکار کند. من با لغت *نخبه* بشدت مخالفم و استفاده از *با نفوذ* و یا *قدرتمند* را نزدیکتر به الیت می دانم زیرا بعضی از ایرانیان ، نخبه را با *شایستگی*
    برابر کرده اند که صحیح نیست. روشنفکران کافه نشین “صدای آمریکا” که از حامیان اشرافیت هستند را”نخبگان” میخوانند. در حالیکه روشنفکر باید به کسی گفته شود که منتقد و معترض قدرت حاکم و جنایتکاران جهانی باشد نه اینکه در سیستم بسته رشد کرده و در مقام عالی منتسب شده باشد و باقدرت جهانی هم لاس زند. اگر کسی به سیستم کنونی معترض است و برای بهبود آن و منافع ایران اعتراض خودرا بیان می کند چگونه در چنین سیستمی به سمت رییس دانشگاه، نخست وزیر و “پروفسور های” پرورش داده به خرج خزینه دولت می رسند و اکنون هم بمنظور گرفتن پست رییس جمهوری وارد همین سیستم شده اند؟ به چه دلیل آقای میرموسوی زهرا رهنورد را *مهمترین روشنفکر زن ایران* می خواند ؟ بر طبق این تعریف آقای منوچهر اقبال که دکتر طب بود و به وزارت و سفارت ونخست وزیری رسید باید بعنوان “مهمترین روشنفکرمرد زمان پهلوی” بحساب آید که اینطور نیست. احمد شاملو نه تنها ورق پاره ی *دکترا* نداشت بلکه دبیرستان را هم تمام نکرده بود زیرا او مانند امروزی ها به جمع کردن مدرک دل بسته بود و میراث او بخوبی نشان می دهد که درست فکر کرده بود. در روشنفکر بودن شاملوهیچگونه شکی نیست ولی کسی او را مهمترین روشنفکر مرد ایران خطاب نکرد با وجودآثار بیشماری که از خود بجای گذاشت .
    این خود میرساند که آقای موسوی تعریف *دیگری* از روشنفکر دارد. خانواده موسوی در این سیستم از منافع غیر قابل انکاری برخوردار بوده اند. آقای احمدی نژاد از خانواده فرودستان است و بهمین سبب مورد غضب “اشرافیت” ایران است زیرا منافع این دو گروه مشترک نیست.
    درضمن خانم زهرا رهنورد که در دوران پیش از انقلاب از مینی ژوپ پوشان ایران بوده اند و دو سالی را هم در آمریکا بسر آورده اند و بنظر می رسد علاقه زیادی به بلوزهای جین دارند بجای چادر و پوشش تمام قد می توانستند از روسری استفاده کنند که تأثیری بر پوشش زنان گذارند زیرا حجاب باید اختیاری باشد نه اجباری. حجاب نظیر حجاب ایشان هیچ کمکی به سلامت و موقعیت زنا ن نمی کند بلکه بسیار دست وپا گیر است و حکم زندان را دارد. شما که این حق را داشتید چرا استفاده نکردید؟
    اکنون مشهود است که موسوی برای سپاسگزاری از جمهوری اسلامی و با شعار*ایران در خطراست* با کمک جناح نزدیک به قدرت جهانی و روشنفکران کافه نشین “صدای آمریکا” مانند زیبا کلام ، زید آبادی و صدها نفر دیگر به میدان آمده است که از انتخاب شدن دوباره احمدی نژاد جلوگیری کند.
    بهمین دلیل است که رسانه های صهیونیستی غرب شعاردروغ
    “موسوی می گوید احمدی نژاد بطرف دیکتاتوری میرود” را پرو بال داده اند و با آب و تاب بخورد مردم نا آگاه غرب می دهند که اذهان ایرانیان خارج از کشور را تحت تأثیر قرار دهند. “اپوزیسیون” مزدور هم با شعار “احمدی نژاد باید شکست بخورد” به دستور اینتلیجس سرویس های غرب و اسراییل برخلاف سال های پیش در صحنه حاضر شده که بنفع قدرت جهانی بر انتخابات اثر گذارد.
    یکی از این عاملان عباس میلانی است که نزدیک به نئوکانها و لابی اسراییل در زمان بوش و زمان حال است . او از طریق کافه “صدای آمریکا” رأی خود را به نفع جناح فاسد رفسنجانی یعنی میر حسین موسوی به اطلاع مزدوران دیگر رساند. در اینجا باید گفته شود که محل تولد آقای موسوی در این انتخاب بی تأثیر نبوده است زیرا میلانی هم از شمال شرقی ایران است.
    بعضی از افراد جناح “اصلاح طلبان” نمیتوانند سیاست ایستادگی
    و پویایی احمدی نژاد را نا دیده بگیرند و در نتیجه مجبور شدند این دستاوردها را برای آنها یاد آور شوند. مهاجرانی که خود از موسوی حمایت می کند می گوید:

    {آقاي احمدي نژاد باعث تقويت مسلمانان منطقه شد تا در برابر غرب و اسراييل بايستند و اين به نفع ما است. آقاي احمدي نژاد با اين ايستادگي در مساله هسته اي بسيار موفق عمل کرد و به همين دليل اسمش در تاريخ ثبت خواهد شد.}

    چطور میشود که آقای احمدی نژاد سیاست تنش آفرینی را دنبال کند در صورتیکه اسناد و گفته های رقیبان احمدی نژاد، دروغ آنها را عیان می سازد.
    بحران جهانی که گریبانگیر ایران هم شده توسط جنایتکاران جنگی بر دنیا حقنه شده است نه ایران. بدین سبب گفته آقای مهاجرانی دروغ “روشنفکران” کافه نشین “صدای آمریکا” وحامی پروژه “خاورمیانه بزرگ” را بیش از پیش افشا میکند.

    حقیقت اینست که آقای میرحسین موسوی بخاطر “ایران در خطر است” وارد صحنه نشده است چون اگر بخاطر این موضوع بود او می بایست در انتخابات قبلی به صحنه می آمد چون سیاست نرمش وانفعال دولت خاتمی بود که ایران را با وجود خدمات دولت او به کشورهای متجاوز و نئوکانها در افغانستان و عراق در *محور شرارت* به توصیه فردی از لابی یهودیان بنام* دیوید فرام* قرار داد.

    بنابراین ایرانیان برای حفظ منافع ایران چاره ای جز انتخاب مجدد احمدی نژاد به دلائل زیر راندارند:

    * شناخت احمدی نژاد از بازیهای قدرتهای توطئه گر
    * ایشان برخلاف آقای میرحسین موسوی از اعتماد بنفس لازم برخوردارند. ضعف میرموسوی در مقابل احمدی نژاد خیلی زود هویدا شد. استفاده بیش از اندازه *باصطلاح* و *چیز* و تمام نکردن جملات و نداشتن حرارت و اشتیاق لازم برای بحث باعث تردید بعضی اشخاص شد که نکند وارد شدن ایشان بیشتر تحمیلی است تا انتخابی. گفته ایشان مبنی بر “اگر خاتمی نمی رفت من نمی آمدم” بی علاقگی و نداشتن اعتماد بنفس کافی رامی رساند.
    حامیان ایشان این ضعف رابه*متانت* موسوی تبدیل کرده اند. منافع ایران *پررویی* احمدی نژاد را به *متانت* موسوی ترجیع میدهد.

    * سیاست پویایی و ایستادگی در مقابل متجاوزین برای حفظ حق غنی کردن قانونی ایران
    * کمک های دولت نهم در جهت بهبود بخشیدن به وضع اقتصادی فرودستان
    * پیاده نکردن سیاست های اقتصادی نئولیبرالیسم ورشکسته پیرو مکتب *میلتون فریدمن * که رضایی و رفسنجانی وخاتمی مبلغ آنندو به آن عمل کرده اند.
    * آقای احمدی نژاد در صورت انتخاب شدن باید به حل مسائل زیادی که فقط “حقوق بشر” نیست همت گذارد. اپوزیسیون
    مقلد ایران “حقوق بشر” که در آن به نان و آبی میرسد را عمده کرده و از تحریم های اقتصادی و سنگ انداختن در پیش
    برنامه های اقتصادی ایران توسط آمریکا و اسراییل هیچگونه صحبتی بمیان نمی آورد، درنتیجه مشکوک بودن خود را بیش ازپیش نشان می دهد. اقتصاد پویا و دموکراسی دو طرف یک سکه اند.
    * مهمترازهمه اینکه آقای احمدی نژاد بعنوان رییس جمهور*ایران* فعالیت می کند نه مثل دیگر رقیبان فرصت طلب و تحت تأثیر یک مشت *مشاور* مغرض – از گروگان گیرهای قبلی بمنظور فریب دادن اشخاص و ابتیاع رأی – ایران را به *ملیت های* مختلف تقسیم کرده اند و احکامی خلاف منافع ایران بمنظور گرفتن رأی صادر می کنند و با مقاصد پلید صیهونیسم همراه می شوند.

    از سایت بامدادی جهت دراختیارگذاشتن این صفحه به دیگران متشکرم.

    • فرشته
      ژوئن 10, 2009 در 4:01 ب.ظ. | #54

      خیلی ممنون. من که نظرم را در قالب یک “دل نوشته” نوشته بودم و تازه به آن قسمتهای سیاستهای جهانی اصلا نگاهی نداشتم . شما هم که این توضیحات اضافه را دادید.

  22. ‫فرشته ای دیگر
    ژوئن 10, 2009 در 12:23 ق.ظ. | #55

    ‫این خیانت بزرگی است که بیاد به خاطر وزیر حقه بازش که فوق دیپلم رو دکترای آکسفورد جا زده، از روی رفاقت با مجلس قهر کنه. دوستی سر جای خود، ولی صاحب این مملکت که نیست که از پست وزارت برای دوستش مایه بذاره . این چه منطقی است شما دارید؟ فرهنگ مرامی با اداره مملکت قاطی نکنید.

    ‫درسته که به افشای فساد قبلیها پرداخته، ولی دشمن دشمن من دوست من نیست! من با نظام طبقاتی شدیدن مخالفم. ولی اینکه یک آدم (سابقن) تهیدست رو چون از طبقه پایین هست حمایت کنیم خود عین تبعیض طبقاتی است! آدمهای خیلی شایسته رو از این طبقه میشناسم و حقش نیست که طبقه تهی دست رو اینطور ضایع کنیم.

    ‫در ضمن موسوی مسئول کار بقیه نیست. مگر شما خانم فرشته مسئول هر کسی که از دشمن شما بدش بیاد هستید؟ به صرف اینکه هاشمی مخالف احمدی است و سعی در کمک به مخالفینش داره، نظر من رو نسبت به موسوی عوض نمیکنه. بله هاشمی مخالف احمدی است ولی این احمدی رو به یک فرد شایسته یا سالم تبدیل نمیکند.

    ‫فرشته خانم اینها آمار و استدلال نیست که بگیم که مغزها در زمان احمدی به ایران بازگشتند چون که شما پروفسور فلانی رو میشناسید این استدلال احمدی نژادی است که میگفت بریم سر کوچشون سیبزمینی پیاز بخریم، آنجا ارزان است. من خودم در بطن جریان فرار مغزها هستم گرچه آمار دقیقی ندارم.

    ‫ایشون هم فساد داره ولی فرقش اینه که تازه کار و جوونتره و سابقه فسادش کوتاه تر. جدای این مادربزرگ من سالمتر است ولی این دلیل به رای دادن من نیست. تو رو به خدا بحث نکنید که فاسد نیست. گیرم هم نباشه. این شرط کافی برای ریاست جمهوری نیست.

    ‫من خودم ریاضیات خوندم و هم واحدهای اقتصاد گذروندم : اقتصاد کلان، اقتصاد خرد، و سیستمهای بانکی. قریب به اتفاق نمودارها و آمار ایشون مغلطه ای بیش نیست. ولی خوب نمیشه از ملت انتظار داشت که این ها رو بفهمن همونطور که من بحثهای راجع به علم پزشکی رو نمیفهمم. برای مثال اون تورم نقطه ای خیلی خنده دار بود.

    ‫البته من به رای ملت تسلیمم. خوب اگر به همین رای بدن که نوش جونشون.‫‫

    • فرشته
      ژوئن 10, 2009 در 4:05 ب.ظ. | #56

      راست می گویید نوش جانشان ! طبقه فقیر دست هم ضایع نشد! من گفتم او از حلقه بسته قدرت وهزار فامیل آنها نبود و نیست. بعد ازاینش را هم خدا می داند!
      بعلاوه مگر نمی گویند اگر می خواهید آدمی را بشناسید دوستانش را نگاه کنید ببینید چه کسانی هستند ؟ من نامزد مورد نظر شما را نگاه می کنم دوستان فعالش را هم – که در صورت پیروزی او- سهم خواهی خواهند کرد کنار او می گذارم و نتیجه ام را می گیرم !

  23. ژوئن 10, 2009 در 12:48 ق.ظ. | #57

    بامدادی و فرشته عزیز
    چه فکر خوبی که فضایی ایجاد کرده اید که می توانیم این صحبت را در آن داشته باشیم.
    چند نکته به نظرم می رسد که فکر می کنم می توانم آنرا در یک جمله خلاصه کنم:

    - ایجاد ارتباط با قسمتی از جامعه و به حساب نیاوردن و بی اهمیت شمردن و قطع رابطه با بخشهای دیگر جامعه.
    عدم استفاده از نیروهای موجود و به طور کلی مشکل کار گروهی یکی از تبعات این برخورد هستند.

    یک مثال به ذهنم میرسد: مواضع بین المللی آقای احمدی‌نژاد نزد ممالک همسایه طرفداران زیادی دارد درحالیکه برای بسیاری در داخل مملکت غیرقابل درک و لمس است. این عجیب نیست؟ چرا باید چنین فاصله ای وجود داشته باشد؟

    شاید این خصوصیت کلی مختص آقای احمدی‌نژاد نباشد و متعلق به ناخودآگاه جمعی جامعه ما و سیاستمداران ما باشد.

    • فرشته
      ژوئن 10, 2009 در 4:13 ب.ظ. | #58

      به نظر من : این خصوصیت به این بر می گردد که ما هرگز یاد نگرفتیم به حرف دیگران “گوش “بدهیم یا گاهی “از چشم دیگران ” به موضوعی نگاه کنیم.سیستمداران و احمدی نژاد هم آدمهای همین جامعه اند. چون شاید به طور تاریخی همیشه منتقد را مخالف دیدیم و بعد صدایش را کم کردیم که نشنویم. در صورتی که مطئنا آن هم که منتقد است دلیلی دارد که یا باید ما را قانع کند یا ما او را اقناع کنیم !
      این نوشته دقیقا برای این بود که نگاه آدمی که می خواهد به احمدی نژاد رای بدهد را نشان بدهد که دیگران هم بدانند و آنکه اواز ستاد احمدی نژاد پول نمی گیرد! ( این تهمتی است که جریان مخالف می زند)

  24. ژوئن 10, 2009 در 1:59 ق.ظ. | #59

    سلام علیکم
    چند ماه پیش سر ماجرای شلوغ شدن دانشگاه امیر کبیر واسه دفن شهدا در همین وبلاگ با خانمی به نام فرشته بحث کردم. اون موقع هم نویسنده بامدادی یه مطلب نوشته بود با عنوان تفاوت دانشجو با دانش جو. حرف اصلی من با نویسنده وبلاگ این بود که وقتی دو روز بعد از ماجرای امیر کبیر میای همچین مطلبی می نویسی و وقتی که همه می دونن منظورت چیه. و وقتی این سبک نوشتن موجب میشه یک سری اصول بدون دلیل توسط نویسنده وبلاگ بدیهی فرض شه و نوشته غیر قابل نقد بشه . مرد حسابی چرا رک و رو راست حرفت رو نمیزنی. اینجا که تو شعر نمیگی که مجبور باشی از استعاره و صنایع ادبی در اون استفاده کنی. این بار هم چند روز بعد از مناظره احمدی نژاد با موسوی یه چیزایی درباره وقیح نوشت که یه عده ناراحت شدند. الآن هم میگم آخه تو وقتی بدون هیچ دلیلی می نویسی وقیح پیروز بوده پیروز می شود و پیروز خواهد بود یکی که حرفت رو قبول نداشته باشه چطور می تونه مطلبت رو نقد کنه.

  25. ژوئن 10, 2009 در 2:01 ق.ظ. | #60

    فرشته خانم
    من با دقت مطلب شما رو خوندم. در میان نظر دوستان هم به جز چند نظر بقیه نظرات رو نخوندم. خوندن همون چند نظر و جوابی که شما دادید نشون میده که شما ببخشید ولی به شکل مضحکی دارین از احمدی نژاد دفاع می کنید.آخه بحث بازگشت پروفسور سمیعی و آشنایی نداشتن با زبان ایتالیایی و کاشی گرانیت رو وسط می کشید که بگید مدیریت احمدی نژاد درست بود؟! خیلی از سوالات رو هم که جواب نمیدین. بعد انتظار دارید که تاثیری هم داشته باشه. می دونید که من حوصلش رو دارم 10 صفحه مطلب بنویسم و سر همین موضوع هم با شما بحث کنم. ولی مطمئن هستم که بی تاثیر باقی می مونه. چون شما یه عقاید و تفکراتی در ذهن دارید که حدس میزنم به دلیل مطالعه پایین نپخته و خام باقی موندن. این حرفایی که میزنم یه بار خدای نکرده باعث نشه شما تصور کنید قصد تمسخر شما رو دارم من فقط سعی میکنم با صراحت تمام منظورم رو برسونم. باید اعتراف کنم نوشته شما مثل عقایدتون بسیار صادقانه و پاک نوشته شده.
    چیزی که در مورد این دوره انتخابات می تونم بگم اینه که شیوه کسب آرا توسط احمدی نژاد بیش از اینکه غیر اخلاقی باشه، خطرناکه. نه به دلیل اینکه مثلا داره دست دزد های کله گنده رو از بیت المال قطع میکنه ( با فرض این که حقیقت داشته باشه!!) بلکه به خاطر قرار دادن طبقات اجتماعی در مقابل هم که میتونه به خشونت کشیده بشه ( که با جوی که احمدی نژاد درست کرده جامعه پتانسیل بالای خشونت رو هم داره). بعد از مناظره با موسوی طبقات کم درآمد و معمولا غیر شهری و حاشیه نشین که در این چهار سال بیشترین رنج و سختی رو بابت تورم و گرانی بی برنامگی کشیدند به یکباره به احمدی نژاد تمایل پیدا کردند. بخاطر اینکه دلشون خوشه که اسم چهار تا دزد رو احمدی نژاد معرفی کرده. چون دلشون خوشه که احمدی نژاد شجاعت و داره. با این حال به دلیل دسترسی نداشتن به رسانه های آزاد متوجه این موضوع نیستن که این رئیس جمهور شجاع چرا انقدر شجاعت نداره که اعتراف کنه وضعشون نسبت به چهار سال قبل بدتر شده. احمدی نژاد به شکلی غیر صادقانه برای این طبقات داره نقش منجی رو بازی میکنه. چیزی که من در جامعه میبینم این است که بعد از مناظره با موسوی احمدی نژاد به شکلی غیر اخلاقی و غیر منصفانه برای این طبقات کم درآمد مبدل به حامی و پشتوانه ای برای ابراز وجود ( و گاهی مشخصا تنفر ) در برابر طبقه متوسط شهری ( همینطور استانهای محروم در برابر استانهای برخوردار ) و … شده است.

    • فرشته
      ژوئن 10, 2009 در 4:33 ب.ظ. | #61

      1- چند سال پیش من شمال رفته بودم ماجرا مال اقلا 15-18 سال پیش است. یک جا وسط راه توقف کردیم که اب و درختی بود. بچه ها می پریدند توی آب . یادم است یک بچه که شهرستانی بود یک شعری در وصف تهرانی ها می خواند که من بهم خیلی برخورد. خب آن موقع اصلا احمدی نژادی دربین نبود که بگوییم احمدی نژاد شده منجی آنها و تنفر آنها نسبت به استانهای برخورداریا تنفر طبقاتی را برانگیخته است.
      2- من نمی دانم چرا شما اصرار دارید برای همه؛ همه کارهای او دلیلی عوام فریبانه بتراشید؟ یعنی احمدی نژاد واقعا آنقدر لو لو و بدجنس و … است که هرکاری را می کند با قصد قبلی بکند ؟ یعنی فکر می کنید یک آدم می تواند دائم همه وقتش را به طراحی و نقشه برای جلب توجه مردم سپری کند ؟ اینجوری که طرف خیلی باید بدبخت باشد! بعلاوه آنقدر بی احتیاط است که طبقات اجتماعی را جلوی هم قرار بدهد که بعد نتواند آنها را کنترل کند ؟ این که بعدش بیچاره تراست !
      3- ” آخه بحث بازگشت پروفسور سمیعی و آشنایی نداشتن با زبان ایتالیایی و کاشی گرانیت رو وسط می کشید که بگید مدیریت احمدی نژاد درست بود؟” نکشیدم وسط ، دوستان کاشی گرانیت را بهانه حمله به احمدی نژاد می کنند ، می گویند شما را یاد موسولینی نمی اندازد ؟ نه نمی اندازد ! چون من هرگز فیلم موسولینی ندیده ام. تو را خدا ! صادقانه بگویید شما دیده اید ؟ بامدادی شما چطور ؟ که بعد بنشینم رفتار او را با موسولینی و 1984 و مزرعه حیوانات و هیتلر تطبیق بدهم !
      4- راست می گویید شاید مطالعاتم کافی نباشد ! من ازاینکه بگویم مطالعه ام ممکن است کم باشد نه خجالت می کشم و نه نمی ترسم! ولی نصف دلایلی که دوستان بالا ، خانمها و آقایون هم می آورند بی دلیل است و بیشتر بهانه است تا دلیل !فعلا یک جوی علیه یک نفر راه افتاده است. زمانی یک روحانی دیگر در اوایل انقلاب را راسپوتین می خواندند. چه کسانی ؟ آدمهایی که خیلی هایشان هنوز هستند!” منظورم آن فردی نیست که احمدی نژاد علیه او حرف زد ” فکر می کنید جو چطور راه می افتد؟ فکر می کنید یک آدم را چطور چریک های فدایی خلق در زندان بایکوت می کردند ؟ همین جوری ! باور کنید امروز یکی در محل کارمان می گفت جرات نمی کند بگوید به احمدی نژاد رای می دهد. چون همه یک نگاه عاقل اندر سفیه بهش می اندازند. باور کنید. به این می گویند جو! و جو سازی ! اینست که دلایل مختلف هم ساخته می شوید و ما باور می کنیم. همه هم مدعی هستیم خیلی متوجه و بیداریم !
      5- من شاید بطرز مضحکی از احمدی نژاد حمایت کنم ولی بدانید خیلی ها هم بدون دلیل درستی از احمدی نژاد بد می گویند !

  26. شبنم
    ژوئن 10, 2009 در 3:34 ق.ظ. | #62

    من با نوشته آقای ایرانی موافقم و اینهم دلیلش:

    http://www.youtube.com/watch?v=oUzx7ndKU54&feature=channel

    78med می نویسد:
    “نفس میلیاردر بودن کسی اصولا به کسی هم مربوط نیست.”

    تا زمانی به کسی مربوط نیست که ثروت در اثر خلاقیت و فکر شخص بوجود آمده باشد نه اینکه از موقعیت خود در دولت استفاده کند و ثروتی عظیم از راه غیرقانونی بدست آورد و در بانک های غربی بریزد. این شخص بطور حتم فاسد و دزد است که از موقعیت خود استفاده کرده است. البته ایران قوانین چندان محکمی در مقابل “اشرافیت” ندارد و بهمین سبب فرد انتخاب شونده باید حتما” قوانین لازم را تقویت کرده و این اشخاص را دستگیر و محاکمه کند. اغلب متمولین ایران ثروت خود را بااستفاده از ضعف قوانین و رابطه های نزدیک با قدرت به دست می آورند.

    “بدون قصد توهین به قشر خاصی ، باید بگویم اینکه اغلب اقشاری که به جریان آزاد اطلاعات دسترسی ندارند و به دلیل درگیری به نیازهای اولیه فرصت تعمق در مسائل جامعه را ندارند از کسی حمایت کنند و دیگران مخالفت، نشان دهنده عمق سیاست و میزان عوامگرایی (اگر نگوییم عوامفریبی) است.”

    ایرانیان ازخود راضی باید بدانند که افراد برای بهبود منافع خود رأی می دهند. آنهایی که از شکم سیرند ولی از لحاظ نشان دادن جواهرات بر گردن و سینه و موی خود در عذاب هستند ممکنست برای رسیدن به این مقصود به هر کس که آرزوی آنان را برآورد سازدرأی دهند. کسی که از لحاظ وضع اقتصادی مرفه است حتما” می تواند از لحاظ فکری غذای مناسب برای خود تهیه کند که منافع ایران را بر آرزوهای پوچ ارجع نهد. ولی من از فرد فرودست که به نان شب محتاج است این انتظار را ندارم. بنابراین برای سلامت و امنیت جامعه لازم می بینم که از کسی حمایت کنم که تفاوت های کلان بین طبقات را هر چند ناچیز دردستورکارداشته باشد وآنرا انجام دهد. سیستم بازار
    که در آمریکا استوار است می گوید غنی را باید غنی تر کرد تا آنقدر ثروتمند شود که دیگر دهانش و دستهایش قادر به
    برداشت بیشتر نباشد و این خود باعث شود که ذره ای از دهانش یا دستهایش به زیر رود که دستمایه ای شود برای اقشار دیگر جامعه. این همان سیستمی است که امروز آهنگ ورشکستگی آن به همه جا رسیده است. بنابراین کمک به بهبود وضع تهی دستان و اقشار متوسط به سلامت و امنیت مملکت کمک می رساند.

  27. شبنم
    ژوئن 10, 2009 در 5:51 ق.ظ. | #63

    من در نوشته بالا *مهاچرانی* را به اشتباه حامی موسوی دانسته ام که درست نیست وازاین جهت پوزش می خواهم.ایشان درحقیقت حامی کروبی هستند.مهاجراني که از سوي کروبي به سمت مشاور وي در امور مسائل و مشکلات ايرانيان خارج از کشور منصوب شده است، چندي پيش از حاميان ميرحسين موسوي به خاطر تخريب کروبي انتقاد کرده بود.محل اقامت او انگلیس است.

    نقل قولی که از مهاجرانی آورده ام بکلی مستقل از بقیه
    نظراست و درنتیجه گیری آن هیچگونه اثری ندارد.

  28. نظر
    ژوئن 10, 2009 در 1:02 ب.ظ. | #64

    ببین دوست من چرا عادت داریم راجع به چیزی که اطلاعات نداریم صحبت کنیم امیر کبیر برای جهل افرادی چون او گریه کرد و در دل برای کسانیکه چون تو که می خواهند با لباس روشنفکری از آنها استفاده کنند و از آنها سواری بگیرند لعن و نفرین فرستاد جالب است که این روزها روشنفکران نقطه ننگ جامعه شده اند و انگاه که می خواهند از اسم آنها استفاده ابزاری می کنند که دکتر فلانی به کشور برگشتند در این دوران لطف کنید ثابت کنید ایشان الان در ایران زندگی می کنند؟ لزومی به ارائه آمار خروجی دانشجو ها و نخبه ها و بیکاری اساتید در این دوران هست؟ من با آمار حرف میزنم مثل تو و قهرمانت روی هوا حرف نمی زنم. طرح سهمیه بندی بنزین که تمام افتخار دولت توست و مثل هزاران طرح که با 92 % پیشرفت پروژه تحویل گرفتند و 4 سال برای 8% وقت صرف کردند در دولت قبل تنظیم شد و در این دولت توسط نعمت زاده که از خائنین قبلی به قول شما بود صورت گرفت به علاوه اینکه در اجرای آن آنچنان ناموفق بودند که همه دیده اند چه بازار سیاهی پیرامون آن اتفاق افتاد دوست بدون اطلاع من چگونه و با چه مدرکی زحمات دیگران را به باد نقد میگیری ثابت کن با دلیل و مدرک که افزایش تدریجی قیمت بنزین که تنها راهی بود که شورای نگهبان دوستان قهرمان تو اجازه دادند روی تورم تاثیر گذاشت در مورد نظام مالیاتی کاهش تعرفه ها روی واردات که سود فراوان برای دوستان خودی ایشان داشت و افزایش بدون ضابطه و خارج از قانون مالیات روی صنایع داخلی که باعث تعطیلی بسیاری از آنها شد خیلی کار مفیدی بود نه!!!!!!! در مورد فساد اخلاقی ایشان و خانواده ایشان که گفتن ندارد تقریبا تمام پست های مملکتی در اختیار اقوام ایشان و البته از روی شایسته سالاری!!!!! قرار گرفت در مورد خودش نمی دونم شما تحصیلات دانشگاهی دارید یا خیر اما لطف کنید بگید چطور بدون حضور در کلاس ها و با پایان نامه دیگران مدرک می گیرند چطور بدون گذراندن دوران دانشیاری استادیاری یک شبه استاد می شوند که نتیجه اش طرح زیبای دور برگردان در خط سرعت می شود منتظر جوابیه با مدرک و سند شما هستم 

    • فرشته
      ژوئن 10, 2009 در 5:00 ب.ظ. | #65

      نه ؛ پروفسور فلانی در ایران زندگی نمی کند، احتیاج ندارد ولی مرتب بین جایی که دیگر خانه و زندگی اش در آنجاست و ایران تردد می کند. ولی دارد در این مملکت بیمارستان می سازد ، یک سال هم هست که پزشکانی از یک بیمارستان دولتی را بصورت ماهانه در کلینیکش در هانوفر آلمان می پذیرد که بروند و بیشتر یاد بگیرند. چرا زمان قهرمان محبوب شما ؛ مردی با عبای شکلاتی و ریشهای رنگ کرده ؛ نیامد ایران ؟ که برای هزاران متخصص دعوت نامه فرستاد و بعد در ایران ولشان کرد به امان خدا ! چون پول پروژه ها را صرف گفتگوی تمدنها کرده بودند که امریکا محل .. هم بهشان نگذارد !
      بازار سیاه هم راه افتاد ولی بعد جمعش کردند .حالا اگر راننده تاکسی دلش می خواهد سهمیه بنزینش را گرانتر بفروشد تقصیر دولت چیست ؟ برای همه نگهبان بگذارد ؟
      دانشجو ؟ دانشجوی مکانیکی می شناسم که بعد از اینکه ترمی 4 میلیون تومان پول درس خواندن خانم شد- قسمتی در ایران قسمتی در آلمان- برگشت ولی درسی خوانده بود پسرانه که بدرد عمه اش هم نمی خورد. مدتی بی کار چرخید ؛ چون حاضر نبود در شرکتهای خصوصی کار کند بخاطر محیط آنها ؛ مثلا مهندس هم بود که حاضر نبود معلم بشود ، و حالا هم فرستادندش امریکا! دانشجوی فراری ؟ نه ! چون بقیه اقوامش دارند فوق لیسانس می گیرند ( در خارج) و او هم نباید از آنها عقب باشد. می دانید سالی چند ؟ 25 میلیون تومان پول دانشگاهش در کالیفرنیاست. 200 میلیون هم برایش ودیعه گذاشتند! والدینش چی ؟ مادرش مدرسه غیر انتفاعی دارد زمان احمدی نژاد که مدسه غیر انتفاعی نزد . سالها پیش بود زمان ” کی” بهتر می دانیم !او و خانواده و اقوامش از همه هم بیشتر به دولت فحش می دهند! چرا ؟ نمی دانم ! راه می روند می گویند عوام فریب است ولی یک کلمه نمی گویند خودشان از همه عوام فریب ترند که هنوز دنبال چشم و هم چشمی اند!اینها واقعیت آدمهای این مملکت است.
      اگر مملکت ما مشکلی دارد تماما این چهار سال بوجود نیامدند ! شاید دیگر کاسه صبر مشکلات هم لبریز شد ولی این مشکلات وجود داشت. 27 سال بود که وجود داشت . مهاجرت این چند سال به خاطر اینکه کانادا و امریکا دیگر راه نمی دهند خیلی کمتر شد. ملت مجبور شدند بنشینند سر جایشان یا بروند مالزی و دوبی !که دانشگاه خاصی ندارند . نه ، من لباس روشنفکری تنم نکردم. اتفاقا از تنم در آوردم تابتوانم آدمهای واقعی را ببینم!

      • نظر
        ژوئن 11, 2009 در 4:44 ق.ظ. | #66

        ببین دوست عزیز باز داری مثل قهرمانت بدون مدرک و آمار حرف می زنی استدلال تو مثل استدلال ا.ن است که همه چیز را به دم خانه خودش حواله می دهد اینکه آشنای شما چکار کرده یا نکرده و شما هم فقط دیدگاه خودت را می گویی و این معیار قضاوت نیست که نشد استدلال کشوری!!! و جالب اینکه چه ساده این روزها همه ارزش ها ضد ارزش می شود مانند روشنفکری و دانشجوی فراری. خروج عظیم پتانسیل جوان کشور که باعث خروج کلی سرمایه علاوه بر سرمایه ای که خرج تحصیل فرد شده با استناد به مثال خود شما در این دوران که بر همه عیان است اگر فرصت سر زدن به هر سفارت خانه های خارجی را نداری حتی می توانی به آمار وزارت علوم که نصف حقایق است مراجعه کنی. نکته جالب دیگر آن است که شما و قهرمانت فکر می کنید کارها یک شبه انجام می شود آنها که افتخار است و کلنگش به این دولت رسیده متعلق به اوست آنها که ضعف داشته متعلق به گذشته است می بینی ما تحمل پذیرش ضعف و اشتباه را داریم نه مثل ا.ن که همه کارهایش را کامل می بیند. تا جایی که همگان یاد دارند پروفسور سمیعی در دوران قبل به ایران سفر کرد و لابد ساخت یک بیمارستان یک شبه است که در این دولت انجام و به بهره برداری رسید در بحث غلطی وارد شدی چون در این زمینه دوران قبل با حاضر قابل مقایسه نیست اگر لازم هست نام ببرم مثل پروفسور لطفی در مورد مسایل اقتصادی نظرت را نشنیدم که امیدوارم بیان کنی البته مشخص نه مثل قهرمانت کلی که کارخانه ساختیم سد ساختیم ولی بکی را نمی تواند نام ببرد از هر کدام اسم فقط یکی را می گفت نه بیشتر
        هیچ کس نمی گوید دورانهای قبل گل و بلبل بوده ولی حداقل ما رو به جلو بودیم با سرعت کم نه رو به عقب با سرعت زیاد این رو از مطالعه تاریخ جوامع دیگر می توان فهمید که پیشرفت یک جامعه در گرو حرکت همین قشر اخ اخ روشنفکر هست متاسفانه!!!!!

        • نظر
          ژوئن 11, 2009 در 5:02 ق.ظ. | #67

          علت دشمنی شما با تحصیل کرده های خارج از کشور را نمی دانم اما آنچه مسلم است نخبه ترین دانشجویان ما از قدیم و دهر حتی زمان امیر کبیر به خارج از کشور اعزام می شدند در نیروهای داخلی هم بسیار افراد با سواد هستند اما نه کسانی مثل شخص خود ایشان به گفته خودش اشاره می کنم که گفتند هر کدام از مراحل استادی حداقل 5 سال زمان لازم دارد شما محاسبه کنید با هر شیوه عدد سازی ایشان چه سالی دکترا گرفتند و البته فرماندار اردبیل هم بودند شهردار هم بودند لطفا مقاله های علمیشون رو هم در طی این مراحل در اختیار عموم قرار بدهند

          • فرشته
            ژوئن 11, 2009 در 1:18 ب.ظ. | #68

            اتفاقا من با تحصیل کردگان خارج از کشور اصلا دشمنی ندارم.خیلی هم خوبست که آدم بتواند خارج تحصیل کند و بعد بتواند برای کشور خودش کاری انجام بدهد نه چون اینجا دانشگاه قبول نمی شود برود آن طرف ! بعد هم دائما فحش بدهد! فقط از آدمهایی که دائما عینک بدبینی دستشان است خوشم نمی آید . ببخشید پروفسور لطفی را نمی شناسم. پس چی بگویم؟
            در ضمن من وکیل رییس جمهور نیستم اگر بنظرتان مدرکش ایرادی دارد از خودش یا تیمش بپرسید. نمی دانم ولی من نمی توانم برای او مدرک هم بیاورم که شما را قانع کنم.

  29. حسن
    ژوئن 10, 2009 در 3:41 ب.ظ. | #69

    ترور نمايشي احمدي نژاد براي مظلوم نمايي در 5 شنبه
    http://ayandenews.com/fa/pages/?cid=8780

  30. شبنم
    ژوئن 10, 2009 در 4:06 ب.ظ. | #70

    چرا ایرانیان از روی هوا حرف می زنند و به حرفها بی اعتنا
    هستند؟ احمدی نژاد گفت که خانم زهرا رهنورد **بدون کنکور**
    در دوره دکترا پذیرفته شده است. او نگفت که مدرک دکترایش
    قلابی است. وقتی کسی وارد برنامه دکترا شد- آنهم علوم سیاسی -بطور یقین می تواند دوره آن را با موفقیت به پایان رساند. مانع مهم ابتیاع مدرک همان گذر از کنکور است که بگفته آقای احمدی نژاد برای از ما بهتران – زهرا رهنورد – ازجلوی پای ایشان برداشته شده است.
    گذراندن دکترای علوم سیاسی بخصوص برای خانمی از یک خانواده مرفه کارمشکلی نیست و هرکس از عهده آن برمیآید. درنتیجه، خانم زهرا رهنورد بدون گذراندن کنکور که برای شهروندان اجباری است مدرک دکترا کسب کرده است و از آن برای مراحل
    پیشرفت کاری خود استفاده برده است. من موافق کنکور نیستم ولی ما داریم در مورد قوانین پذیرش دانشجو – به درست یا
    نادرست – صحبت می کنیم.

  31. ali
    ژوئن 10, 2009 در 5:59 ب.ظ. | #71

    اول اینکه احمدی نژاد به خاطر رفیق بازی روی کردان اصرار نداشت که اگر اینچنین بود رئیس بانک مرکزی رو عزل نمی کرد.احمدی نژاد به خاطر یکدنده بودنش روی کردان اصرار داشت. وقتی به نتیجه برسه که یک چیزی درست هست( مسلما به نظر خودش)تا اونجا که میتونه روی حرف خودش می مونه البته با این کار توی زمینه های زیادی به این مملکت آسیب رسونده (به نظر من) اما خوب جاهایی هم این خصوصیتش کاملا مفید بوده و قابل انکار نیست ( شایدم هست ،همونطوری که الان داره انکار میشه)
    نمیدونم چرا هنوز ما همه چیزو سیاه و سفید میبینیم احتمالا دلایل تکنولوژیک داره
    یک عده احمدی نژاد رو می پرستن و موسوی و حتی همین هاشمی (که خودشون بهش رای دادن) رو نماینده شیطان بزرگ میدونن! و از طرفی یک عده ی دیگه موسوی رو همون “زورو” می دونن که اومده همه رو نجات بده!
    اشکالات احمدی نژاد زیاده و من با تکرارشون ،دوباره کاری نمیکنم چون همه جا روی در و دیوار نوشته.
    اما سوال من اینه: چهار سال پیش اشکال احمدی نژاد چی بود؟
    یعنی زمانی که هنوز رئییس جمهور نشده بود ،جز این بود که میگفتن قراره توی پیاده رو دیوار بکشه و یه مشت تبلیغات بی اساس دیگه؟
    خیلی از اشکالاتی که الان مطرح میشه رو قبول دارم اما اینا بعد از ریاست جمهوریش مشخص شد (مگر اینکه کسی رمالی و کف بینی بلد بوده باشه)
    چه تضمینی هست که موسوی از اون بد تر نباشه؟
    صرفا چون 20 سال پیش کار کرده و خیلی از ما اون موقع نبودیم یا اینکه چیزی یادمون نمیاد؟
    در زمان دولت چه کسی آزادی ها از بین رفت روزنامه های مخالف محدود شد حجاب به صورت قانونی اجباری در امد و حتی پوشیدن آسین کوتاه توی ادارات ممنوع شد؟
    در آن زمان وزیر ارشاد که بود؟
    به مطبوعات سال های 57 ،58 و 59 سر بزنید و آزادی مطبوعات آن زمان را ببینید
    در زمان چه کسی اقتصاد ما (بانک ها و کارخانه های بزرگ و …) به صورت کامل دولتی شد؟ (اقتصاد زمان شاه به اقتصاد آمریکایی بسیار نزدیک بود)
    پس از اتمام دوره ی چه کسی تولید ناخالص داخلی نصف شد (به روایت آقای هاشمی)
    در دوره ی چه کسی سیستم اقتصادی و سیاسی و فرهنگی کشور که مسلما خیلی ها از آن ناراضی هستند به طور کامل شکل گرفت و مستحکم شد؟
    و ……

    مسلما اتفاقات بالا تماما تقصیر آقای موسوی نیست و تعدادی از موارد ذکر شده قبل از دوره ی او شروع شد اما در دوره ی او ادامه یافت و بالاخره اگر اینقدر که میگن زورو بود حتما همون موقع کاری میکرد.
    همچنین ایشان از دوره ی نخست وزیری خود به شدت دفاع میکند و معتقد نیست که در دوره ی امام! اشتباهی رخ داده است. اگر ایشان به کارهای ده ی 60 معتقد است چگونه قرار است ما را نجات دهد؟

    خوب این حرف هادلیل نمی شه که من به احمدی نژاد رای بدم ، من از این سیستم خسته شدم ،از چرخش قدرت بین این آدم ها خسته شدم (لیست وزرای بعد از انقلاب را مطالعه کنید)نمی خوام همونجوری که کشور 30 سال اداره شد 30 سال دیگه هم اداره بشه حتی اگر 10% هم احتمال بدم که احمدی نژاد این سیستم رو تغییر میده به اون رای می دم چون به دیگران امیدی ندارم،به کسی رای میدم که با این سیستم بیشترین مشکل رو داره ، به کسی رای میدم که این سیستم 30 ساله باهاش مشکل داره.
    البته امید من به احمدی نژاد اونقدرها هم نیست ولی خوب چیکار کنم خسته شدم ،کس دیگه ای رو نمیشناسم.

    در پایان:
    نوشتن این پست حرکت بسیار جالبی بود.هم از آقای بامدادی و هم از فرشته خانوم تشکر میکنم

    • فرشته
      ژوئن 11, 2009 در 1:24 ب.ظ. | #72

      خیلی ممنون از نظرتان. این هم نگاه یک آدم دیگر که می گوید چرا به احمدی نژاد رای می دهد حتی اگر” همه “کارهای او را قبول نداشته باشد و تایید نکند – مثل من با دلایل خودم که همه جا هم دوست ندارم احمدی نژاد را تبرئه کنم-( خودش هم به نوعی یک پست شد ).
      به گمانم یک تشکر خیلی بزرگ به بامدادی بدهکارم!(:

  32. ژوئن 10, 2009 در 6:27 ب.ظ. | #73

    سبز سبزم ريشه دارم . . .
    به نام ايران و ايراني ، به ميرحسين موسوی رای می دهم.
    به اميد تغييرات سبز برای ايران ما.

    • فرشته
      ژوئن 11, 2009 در 1:27 ب.ظ. | #74

      گاهی امید تنها چیزی است که برای آدمها می ماند. من هم امیدوارم !

  33. ژوئن 10, 2009 در 8:26 ب.ظ. | #75

    1 در مورد اول حرف من رو تایید کردید ولی منظور من بیشتر سو استفاده از تفاوت های طبقاتی و در آمدی بود.
    2 لولو نیست !! ولی ما با کسی طرفیم که دروغ می گوید، در آمار دست می برد، برای کم شدن درصد بیکاری تعریف بیکار را تغییر میدهد ( از دو روز در هفته به دو ساعت در هفته ) نسبت به منتقدان بی اعتماد است ، به 50 اقتصاد دانی که به او نامه نوشتند توهین می کند ، روشنفکران را بزغاله می خواند، ادعا می کند که دو خواهر و برادر در خانه انرژی هسته ای تولید کردند ، در قضیه کردان به نماینده های مجلس پیشنهاداتی می دهد !! ، در ماه های اولیه ریاست جمهوری اساتید لیبرال را تهدید می کند ، در روستا ها شایعه سازی می کند، ادعا می کند که نام مفاسد اقتصادی را می داند ولی چهار سال سکوت می کند و بعد از چهار سال در مناظره انتخاباتی نام خانواده رفسنجانی را می آورد خانواده ای که بسیار در میان عوام بد نام شده اند ولی از نام هایی که پالیز دار افشا کرده بود چیزی نمی گوید ( در سایت کلمه – دلایل رای دادن / ندادن به هر نامزدی را ببینید تا منظورم را از تاثیر نام هاشمی در نتیجه انتخابات متوجه شوید ) ، در قدرت هاشمی رفسنجانی غلو می کند در حالیکه هاشمی رفسنجانی حتی اجازه صحبت کردن در تلویزیون را ندارد ، در سیاست خارجی به شدت اعتقاد به رسالتی مقدس دارد یه صورتی که حتی دچار توهم میشود! حقوق معلمان و بازنشسته ها را زمانی که قیمت نفت 140 دلار است پرداخت نمی کند ولی در چند ماه باقی مانده به انتخابات شروع به پرداخت بدهی ها و افزایش حقوق میکند. با لحن بازجو ها مناظره می کنه ، با پرسیدن سوالات بی ربط تمام سعیش رو می کنه تا رضایی نتونه از آخرین زمانش استفاده کنه و …
    بله کاملا قصد داره طبقات اجتماعی رو جلوی هم قرار بده، چون تنها راه پیروزیش در انتخابات همینه، در ضمن با این کار اصولگرا های قدرتمند و منتقد را که همیشه طبقات مذهبی – کم در آمد- غیر شهری رو حذف می کنه
    3 پیشنهاد می کنم وقتی ستاد های احمدی نژاد فیلم مناظره احمدی نژاد با کروبی و موسوی را پخش میکنند ( در شهر ما که پخش میکنند ، تهران رو نمیدونم ) به واکنش مردم نگاه کنید. شاید چیزی دستگیرتان شد.

    • فرشته
      ژوئن 11, 2009 در 1:35 ب.ظ. | #76

      ببینید من به احمدی نژاد کاری ندارم ولی یک نکته؛ آن که در مورد بیکاران نوشتید :
      من چند وقت پیش داشتم یک برنامه توی یکی از کانالهای خارجی نگاه می کردم همین راه رابرای آدمهایی که بیکار شده اند پیشنهاد داده بودند . ( یادم نیست کجا ولی احتمالا یا مریکا بوده یا کشوری اروپایی ) می گفتند کارخانه بجای آنکه 200 نفر را اخراج کند و 300 نفر باقیمانده روزی (مثلا بگیرید 10 ساعت کار کنندکه بشود روزی 3000 ساعت ) آن 200 نفر را نگه دارد و همه روزی 6 ساعت کار کنند ( بازهم رویهم رفته نتیجه 3000 ساعت است ) و چون میزان کارشان کمتر شده دستمزد هم همانطور کمتر می شود ولی بجایش یک عده بی کار نمی شوند – که بعد هم درگیری ها و مشکلات روانی خودش را داشته باشد –
      در واقع این طرحی که احمدی نژاد داده مال خودش هم نیست. ولی بجای اینکه طرف بنشیند توی خانه و به زن و بچه اش گیر بدهد اقلا روزی چند ساعت کمتر ، ولی می رود سر کار و می بیند همکارانش هم مثل خودش هستند. کمی اینجا به بعد روانی بیکاری توجه شده! بنظرتان منطقی نیست ؟

      • ژوئن 12, 2009 در 10:33 ق.ظ. | #77

        چي داري ميگي . ما كه با شركت خصوصي طرف نيستيم كه بخواد دستمزد كمتري بده . اينجا تعريف بيكار تغيير كرده و ربطي به دستمزد نداره دو روز شده دو ساعت . نميدونم ديگه چي جوري توضيح بدم اين كه خيلي واضحه بايد يكم وجدان داشته باشيم.

  34. ریحان
    ژوئن 10, 2009 در 11:18 ب.ظ. | #78

    به نظر من بزرگترین خیانت مقایسه آقای رییس جمهور با امیر کبیر است چون این کجا و آن کجا
    میگویند هر یک ثانیه ایی که امیر کبیر بیشتر زنده می ماند به نفع این مرز و بوم بود
    جناب آقای نگارنده
    فرمودید ایشان تخصص گرا بودند میشود دقیقا تخصص آقای کردان را توضیح دهید
    فرمودید ایشان فساد مالی نداشته اند میشود جریان اردبیل و میلیارد شدن آقای محصولی را توضیح دهید
    فرمودید آقای موسوی به ایشان تهمت زده و ایشان را دروغگو خطاب کرده اند میشود کذب شمردن هاله ی نور را توضیح دهید با توجه به تایید فیلم موجود توسط آیت الله جوادی آملی
    فرمودید بعد از انقلاب افراد تحصیل کرده ی غرب بر کشور حاکم شدند آیا به نظر شما تحصیل کرده ی غرب نا خودی است
    فرمودید تمام مخالفان او از قشر ثروتمند جامعه هستند پس چگونه میتوانید مخالفت من دانشجو از قشر زیر خط فقر دولت نهم را توجیه کنید (البته اگر نخواهید من را جیره خور آمریکا معرفی کنید)
    فرمودید آقای موسوی نتوانست تحمل کند که آقای رییس جمهور در وقت ایشان وارد شوند حال آنکه جواب آقای کروبی را که در وقت ایشان وارد میشد با لبخند میداد چگونه میتوانید این سوال مرا پاسخ دهید آیا آقای رییس جمهور 4 سال به یک مخالف اجازه ی صحبت داد که آقای موسوی اجازه بدهد در زمان 10 دقیقه ایی او وارد شود
    شاید شما هم در مورد 320 هزار تیتر مخالف آمیز صحبت کنید که شما را ارجاع میدهم به محاسبات موجود که اگر هم همه ی روزنامه ها و سایت های موجود روزی 5 تیتر مخالف آمیز چاپ میکردند در طول چهار سال آمار آن معادل 30 هزار تیتر میشده نه 320 هزار تیتر البته اسم اینها دروغ نیست پوپولیست بودن است
    میگویید آقای موسوی با مجری که هیچ کاره است بد برخورد کرد آیا او واقعا هیچ کاره بود یا نمود واقعی حمایت یک طرفه ی صدا و سیما از آقای رییس جمهور؟
    بهتر است دست از این حرف ها بردارید که سیاست خارجه را فلان آدم خراب کرد بهتر است مثل یک مرد واقعی مثل همان امیر کبیری که از او دم میزنید بایستید و بگویید اشتباه کردید که یک مدیر قوی هیچ گاه از معذرت خواهی نمیترسد
    خدا وکیلی خدا وکیلی و باز هم خدا وکیلی لازم نیست به من پاسخ دهید فقط با وجدان خود رو راست باشید اگر کسی با همسر شما کاری را میکرد که آقای رییس جمهور با همسر آقای موسوی میکرد شما چه میکردید
    امشب ایشان دلیل آورده که استاد یاری ایشان مسئله ساز بود و استاد یار شدن 10 سال زمان میبرد پس چرا در دانشگاه ما همین علم و صنعت استادی که سال 86 وارد ایران شده اکنون استاد یار است
    فقط با وجدان خود رو راست باشید
    ایشان گفتند من از دانشگاه بابت پژوهش هایم حقوق میگیرم من فقط میدانم که یک بار که رییس جمهور به علم و صنعت آمد تمام دانشگاه حصار کشی و داربست کشی شد حالا ایشان چگونه در دانشگاه به پژوهش میپردازند الله اعلم
    من که میدانم این حرف ها در شما هیچ تاثیری نمیگذارد ما رای خود را میدهیم شما هم رای خود را بدهید و ما امیدواریم رییس جمهور آینده ی ایران عزیز رییس جمهور شما نباشد مرد دلیری باشد آزادمرد و بلند اندیشه به دور از هرگونه دیکتاتوری
    یک یا حسین تا میر حسین

    • فرشته
      ژوئن 11, 2009 در 1:48 ب.ظ. | #79

      آقای نگارنده نه ! خانم نگارنده . (:
      ببینید بهتست یکبار تمام کامنت های دوستان و جواب های من رابخوانید تاببینید چی جواب دادم یا توضیحات آنها را، تا شاید بعضی از ایرادهایتان به من رفع شود.
      من مخالف تحصیل کرده های غرب نیستم . وضعیتی را شرح دادم که اول انقلاب یک تعداد از این افراد به قدرت رسیدند که خیلی هم شدیدا تندرو بودند و دسته گل هایی هم بعضا به آب می دادند. بعد از 30 سال حالا از آن آرمانهایی که داشتند دست کشیده اند ( و حتی یکی اش را هم قبول ندارند . احمدی نژاد محصول تفکر و ایدئولوژی است که با آن آرمانها بر این کشور حاکم شد: آن آرمانها لزوما همه هم بد نبودند ولی آدمها تندروی می کردند . او همان آرمانها را دارد ولی آن قبلی ها دیگر ندارند. حالا دست به مخالفت می زنند. گاهی بی دلیل!
      گفتم خیلی از آدمهایی که دم از فقرا می زنند و برایشان گریه می کنند و خیلی _ نه همه- طرفداران جناح سبزها وضع مالی خوبی دارند. یعنی گرانی یا خیلی چیزهای دیگر بر آنها اثر چندانی هم ندارد. مثال هم زده ام. ولی بازهم مخالفت می کنند. حالا اگر یک نفر وضع مالی خیلی خوبی نداشته باشد می تواند بگوید دولتی می خواهم که رفاه را برایم به ارمغان بیاورد ولی این حرف دیگر از کسی که آن مشکل را ندارد قابل قبول نیست . به هیچ وجه هم شما را جیره خوار امریکا نمی خوانم چون هم شما را نمی شناسم و هم اگر خودتان می گویید نیستید پس حتما نیستید.
      گفت : از بابت پروژه هایم حقوق می گرفتم ( گذشته را گفت حالا را !)
      امیدوارم اگر کاندیدای شما می تواند کاری صورت بدهد موفق باشد. ( نه اینکه همان مدیران بقول یک دوست دیگر 27 سال گذشته را دوباره روی کار بیاورد)
      آن مجری بیچاره هم که یک کلمه حرف نمی زد که از سوی هیچ کس متهم به جانبداری نشود و وقت کشتن نشود. حالا بازهم می گویید جانب داری می کرد ؟ شما که هر دلیلی بهتان بگویند یکی دیگر پیدا می کنید که نقضش کنید !

  35. شبنم
    ژوئن 10, 2009 در 11:59 ب.ظ. | #80

    من سئوالی دارم. فکر میکردم حداکثر سن شرکت کننده در
    انتخابات باید 70 سال و یا کمتر باشد. چگونه است که کروبی با بیش از هفتاو یک سال در این انتخابات شرکت کرده است؟ حداکثر سن شرکت کننده در انتخابات چیست؟ایشان متولد 1937 است در نتیجه بیش از هفتادو یکسال از عمرشان می گذرد.

    • علی
      ژوئن 11, 2009 در 9:40 ق.ظ. | #81

      به نظر میرسد این قانون در مجلس تصویب نشد

    • فرشته
      ژوئن 11, 2009 در 2:03 ب.ظ. | #82

      قانون چی می گوید ؟ احتمالا تنها قانون گریز این مملکت : رییس جمهور است.
      خدا شاهد است قصد بی احترامی یا بی ادبی به آقای کروبی را اصلا ندارم ولی می گویند به ایشان گفتند شما که می دانید رای نمی آورید برای چی کاندید می شوید ؟ گفت : “من از دوران نامزدی اش خوشم می آید. ”
      شاید 71 ساله باشد ولی “دل ” که دارد !
      واقعا قصد اهانت نداشتم و ندارم.

  36. ژوئن 11, 2009 در 2:36 ق.ظ. | #83

    و در این تاریخ، بامدادی هم از دست رفت.

    • فرشته
      ژوئن 11, 2009 در 1:53 ب.ظ. | #84

      بامدادی که ماشاء الله همه می دانند کدام طرفی است ! فقط از وب لاگش برگ و گل و درخت “سبز” آویزان نکرده که رنگش معلوم شود. ( به نوعی هنوز رنگ عوض نکرده !)
      نترسید از دست نرفته ! سرجایش با عقایدش محکم ایستاده؛ فقط نگاه می کند و هیچ کدام از حرفهای مرا هم اصلا قبول ندارد ، باور نمی کنید از خودش بپرسید .

  37. شبنم
    ژوئن 11, 2009 در 7:52 ق.ظ. | #85

    دوستان: اسراییل و آمریکا با کمک توطئه ، ترور و ارعاب وسرمایه گذاری کلان در انتخابات لبنان با کمک منابع مالی عربستان سعودی و دیگر مرتجعین سران عرب، موفق شد حزب الله را در لبنان بنفع منافع آمریکا و اسراییل و علیه مردم منطقه در انتخابات اخیرا شکست دهد و مردی فاسد، جاسوس موساد وسازمان سیا بنام سعد حریری را بر سر کارگزارد که منافع جنایتکاران جنگی را حمایت کرده و به آنها در پیاده کردن مقاصد پلیدشان علیه ایران در منطقه یاری رساند.
    اکنون همین اوباش با دسیسه های مختلف و کمک مزدوران ایرانی و غیر ایرانی می خواهند نتیچه انتخابات ایران را بنفع اسراییل وآمریکا و نوکرانشان یعنی “اشرافیت” تغییر دهند. بهمین سبب آمریکا و اسراییل با پخش اخبار دروغ و انجام سنجش های قلابی سعی دارند رآی ایرانیان را در انتخابات جمعه بنفع نماینده خود یعنی* میر حسین موسوی* در ایران و خارج ازکشور به صندوق ریزند.
    نظر اجمالی به تحلیل های مزدوران روزنامه صهیونیستی
    “نیویورک تایمز” که خدمتگزارانش با نقاب ایرانی مأمور گزارش جریانات مربوط به انتخابات شده اند پیوسته از آمار و ارقام قلابی که موسوی را برنده معرفی کند استفاده میکنند. در نتیجه ایرانیان وطندوست باید تا آنجایی که مقدور است از این دام و تله مردم را با اطلاع کرده و تمام هم خود را در انتخاب احمدی نژاد برای 4 سال دیگر بکار اندازند. هیچکس دیگر شایسته این مقام در این زمان نیست و ما نمیتوانیم سرنوشت ایران را بدست خدمتگزاران امپریالیسم و صهیونیسم بسپاریم. ما بهیچوجه اجازه نخواهیم داد که ایرانیان نا آگاه و ازخود راضی و یا همراه با منافع آنان علیه *منافع ایران* وارد بازیهای سیاسی شوند و خدمتگزار دیگری نظیر سعد حریری را در ایران بر ما سوار کنند. ایرانیانی که شهروند آمریکا هستند و نزدیک به چهل است که در آمریکا زندگی می کنند و هیچوقت در عمرشان رأی نداده اند بنا بر *دستوری* که از طرف سازمانهای صهیونیستی دریافت داشته اند اکنون در بدربه دنبال محل رأی گیری می گردند که رأی خود را بنفع صهیونیسم به صندوق اندازند. یهودیان ایرانی **سکولار**و **مارکسیست ** – نظیر آفاری – هم در این توطئه شریک جرم شده و با مقالات خود به تعریف از زهرا رهنورد “مهمترین زن روشنفکر ایران” در روزنامه اینترنتی Zmag که از طرف سازمان سیا تقویت مالی می شود – پرداخته و با تبلیغات دروغ صهیونیستها همراه شده و منافع صهیونیستها را به پیش می برد.

    http://www.zmag.org/znet/viewArticle/21661

    خانم شکوه میرزادگی که ادعای *مارکسیست بودن* را ندارد به انتقاد از گفته میرحسین موسوی پرداخته وغیر دموکرات بودن زهرا رهنورد را برای خوانندگان ترسیم می کند. من قسمتی از نوشته ایشان را در اینجا منعکس می کنم:

    در مناظره ی تلويزيونی آقايان موسوی و احمدی نژاد، و در پی سخنان آقای احمدی نژاد در ارتباط با خانم رهنورد، آقای موسوی، جمله ای را بر زبان راندند که به راستی حيرت انگيز بود. آقای موسوی، در معرفی خانم رهنورد، گفتند: «ايشان مهمترين زن روشنفکر کشور است».
    اگر از اين واقعيت بگذريم که آقای موسوی و خانم رهنورد عادت دارند که، چه به عنوان دو همراه انتخاباتی و چه به عنوان يک زوج، همه جا به خودشان مدال روشنفکری بدهند و هميشه خود را با عبارت «ما هنرمندان» و «ما روشنفکران» مطرح می کنند (و اين حرف را آنقدر تکرار کرده اند که امر به خودشان و خيلی های ديگر مشتبه شده که «اين ها واقعا روشنفکر هستند»( ـ اين عبارت «مهمترين زن روشنفکر کشور» هم به خوبی نشان می دهد که آقای موسوی، در مرجله ی نخست، معتقدند که ايران يعنی همان جايي که ساکنانش مسلمان و معتقد به جمهوری اسلامی اند و زن هم اگر در آن وجود دارد زن مسلمان است.
    میرزادگی بعد از اینکه مروری بر منشاء کلمه “روشنفکر” می کنند چنین ادامه می دهد:

    خود بخود، اين تعاريف موجب می شود که عنوان «روشنفکر» را نتوان در مورد فردی که می خواهد در چارچوب مذهب (هر مذهبی فرقی نمی کند) جهان را تعريف کند بکار برد؛ زيرا که چنين کسی همه ی امور عالم را با عينک مذهب اش می بيند و به ناچار حقوق مردم را نيز با محک مذهب می سنجد و، در نتيجه، به صورتی ناگزير عامل تبعيض و نابرابری (براساس مسلمان و غير مسلمان. مسيحی و غير مسيحی و يا…) می شوند.
    خانم رهنورد سياست را به طور کلی با مذهب يکی و، به نوعی، آنها را لازم و ملزوم يکديگر می دانند. ايشان، درارتباط با مسايل سياسی، دو کتاب دارند که یکی: «موضع گيري طبقات اجتماعي با فرايند انحطاط يك جامعه در قرآن» است که در سال 1375 منتشر شده، و ديگری ـ که در واقع پايان نامه دکترای ايشان است «دولت اسلامي با الهام از انديشه امام خميني» نام دارد که در سال 1374 نوشته شده.

    ايشان،در تازه ترين مصاحبه خود با «چلچراغ» می گويند:
    «دکتر شریعتی و شهید مطهری وآیت‌الله طالقانی مرا جذب خودشان کردند. و دیری نگذشت که امام خمینی (ره) را شناختم…»
    و بالاخره ايشان نگاه خود به يک «حکومت ايده آل اسلامی» را در گفتگو با يک خبرنگار اين گونه بازگو می کنند:
    رهنورد: «برای من ترک دنیای آزادی هنر، فرهنگی و روشنفکری سخت است و در هیچ شرایطی آن را ترک نخواهم کرد و تلاش می‌کنم، و موسوی هم بر آن است که دولت فرهنگی ایجاد کند اما اگر سیاست را هنر بدانیم مساله فرق می‌کند».
    خبرنگار: «ولی سیاست را هنر نمی‌دانیم. همانطور که می‌دانید سیاست خیلی وقت‌ها با توطئه و تزویر همراه بوده است».
    رهنورد: «سیاست، چنان که گفتید، گاهی همراه با تزویر و توطئه است و این در کنتراست زیادی با هنر قرار می‌گیرد که سراسر زلالی و پاکی است. هنر نمی‌تواند توطئه را بپذیرد، در حالی که در سیاست قدم به قدم باید توطئه بچینی. به عبارتی مبتنی بر “گیم تئوری” یا تئوری بازی است. در نتیجه سیاست و هنر معمولاً در تقابل با یکدیگر قرار می‌گیرند، مگر آن که سیاست هم به پاکی هنر شود.
    خبرنگار: «می‌شود؟»
    بدين ترتيب است که ايشان موقعيت خود به عنوان يکی از تئوريسين های حکومت اسلامی و ولايت فقيه را به موقعيت خود و همسزش بعنوان دو هنرمند (و در کلام خودشان، روشنفکر) پيوند می زنند و هنرشان را نيز مديون نگاه اسلامی می دانند. در جایی به کتابی از «بوکهارت» درباره ی اسلام اشاراه کرده و می گويند: «پایه‌های گرایش مذهبی من در واقع با آن کتاب معنا پیدا کرد. آنجا بود که دیدم که اسلام چه قلمروی گسترده‌ای دارد و چقدر پاسخ برای هر چیز را می‌شود در آن پیدا کرد. بعدها زیارت و دعا را هم تجربه کردم».
    و همين «تجربه» راه را بر درک مذهبی ايشان از فرهنگ و هنر می گشايد. ايشان هنر و فرهنگ را نيز صرفاً از ديدگاه تعليمات اسلامی تبيين کرده در مصاحبه ای می گويند: «تعلیمات اسلامی با روحیه ی هنری من همخوانی بیشتری داشت. شاید اگر هنرمند نبودم، نمی‌توانستم با اسلام آن رابطه ی پیچیده را پیدا کنم. بسیار خوشحالم و توصیه‌ام به همه این است که مذهب را کشف کنند تا بتوانند از مذهبی بودن لذت ببرند… واقع فکر می‌کنم این یک کلید طلایی بود که خداوند به قلب من سپرد؛ ابتداابعاد هنری اسلام را کشف کردم و بعدتر به ابعاد سیاسی و اجتماعی آن پی بردم!»
    اما آنچه از نظر مسایل زنان ايران مهم است ـ بخصوص با توجه به اينکه ايشان وارد معرکه ی انتخابات شده اند تا نشان دهند که کابينه ی آقای موسوی به اين مسایل توجه خاص خواهد داشت ـ نظرات شخصی ايشان در مورد زنان است.
    نخست نظری بياندازيم به آثار ايشان در اين مورد: پيام زن مسلمان ـ «ریشه‌های استعماری کشف حجاب» و «زن در نظام ارزشی طاغوتی» و ««شورش زن بر شخصیت تاریخی خود» و نيز شرکت در تنظیم «قوانین در جهت احیای حقوق زن از ویژگی‌های ضداستعماری» در مجلس.
    اين کتاب ها و فعاليت ها همگی حاصل سال 1359 (يعنی، دو سال پس از انقلاب) است و نشان می دهد که ايشان در کار توجيه حجاب و مسایل حقوقی زنان پيشاهنگ فضایی بوده اند که دهه ی شصت ـ يعنی دوران حاکميت همسرشان ـ را به تلخ ترين دوران های سی ساله ی اخير بری زنان کشورمان مبدل کرد. ايشان تنها بيش از ده سال بعد به نوشتن کتابی به نام «پيام زن مسلمان» اقدام کرده اند که در انگلستان بوسيله ی انتشاراتی «هدی» که بوسيله ی حکومت اسلامی پشتيبانی می شد منتشر شده است. بدين ترتيب، ايشان بيست سالی می شود که در زمينه های نظريه پردازی برای مسایل زنان ـ حتی از ديد مذهبی ـ فعاليتی نداشته اند.
    اما اکنون ايشان يک شبه به صحنه ی سياست سرزمين مان پرتاب شده و بازی کردن نقش حمايت از حقوق زنان را بر عهده گرفته اند و بد نيست با نظرات ايشان در مورد اين مسایل روز هم آشنا شويم:
    ايشان، در مصاحبه ای، در ارتباط با کنوانسيون رفع تبعيض از زنان گفته است: «با ملاحظات خودمان و حق تحفظ به کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان می پيونديم». و در اين کلام دو عبارت «ملاحظات خودمان» و «حق تحفظ» به معنی رعايت «موازين اسلامی» است و بس و، در واقع، رعايت همان ملاحظاتی است که هم اکنون در قوانين جمهوری اسلامی وجود دارد.
    همچنين، ایشان در جای ديگری می گويند که: «من فمنيست نيستم، اما فمينيست ها سه سوال دارنـد: “اينكه از زنان چه مي‌دانيم؟ چرا وضع زنان چنين است؟ و چگونه زنان را خوشبخت كنيم؟” ولي هر فكر و انديشه‌اي در هر شرايطي با پارادايم‌هاي خاص خود يك جواب به اين سوال خواهد داد. اين سوال‌ها در كشور ما متفاوت از كشورهاي ديگر جواب داده مي‌شود».
    توجه کنيد که ايشان درست بر ارتجاعی ترين موضع گيری در مورد مسایل فرهنگی و زنان ـ بصورت توأمان ـ دست گذاشته اند؛ چرا که کاملا روشن است که توجه به «تفاوت»، از ديد ايشان، همان کاری است که ارتجاعيون ديگر امروزه از آن با نام «نسبيت فرهنگی» ياد می کنند و معتقدند که يک فرهنگ می تواند زن را برابر مرد بداند و فرهنگی ديگر يکی را بر ديگری برتری دهد و اين امری طبيعی است. معنای اين حرف هم آن است که کسی همچون ايشان به ارزش های عام (يونيورسال) همچون حقوق بشر و رفع تبعيض اعتقاد ندارند چرا که آنها را با «شرع اسلامی» ی مورد اعتقادشان مغاير می يابند.
    حال از شما می پرسم: به راستی آيا شما دردتان نمی آيد وقتی می بينيد که «رييس جمهور هنرمند و روشنفکر آينده» در زمانه ای چنين زنی را «مهمترين زن روشنفکر کشور» می داند که صدها زن تحصيل کرده و با ارزش در گوشه و کنار سرزمين مان شب و روز در تلاش برای حذف يکی از ده ها نابرابری ناشی از عملکرد امثال همين خانم و آقا هستند؟ ـ زنانی که رفع تبعيض را بدون هيچ قيد و شرطی می خواهند و، برای ذره ای آزادی و لحظه ای برابری، شب و روز می دوند؟

    دردتان نمی آيد وقتی می بينيد که ده ها زن نويسنده ی با ارزش در آن سرزمين برای اين که يک خط از کتاب هايشان منتشر شود سال ها پشت در ارشاد می ايستند، وقتی ده ها زن خبرنگار کوشنده برای هر خبر و خطی که می نويسنداز ترس زندان «جمهوری اسلامی» و «دولت اسلامی» بر خود می لرزند، وقتی ده ها زن نقاش و مجسمه ساز به راستی هنرمند حتی جرأت ندارند که نقاشی هاشان را در نمايشگاهی نشان دهند، در حالی که مجسمه ی کار خانم رهنورد سال هاست چادر به سر، در ميدانی از شهر جولان می دهد و سمبل و نشانه ی زن بودن را بر همه ی زنانی که از زير آن مجمسه می گذرند تحميل می کند؟

    احمدی نژاد باید برای 4 سال دیگر بر سرکار باشد تا منافع ایران را از گزند دشمنان ایران – صهیونیسم /امپریالیسم و مزدوران ایرانی حفظ کند.

    http://news.gooya.com/politics/archives/2009/06/088849.php

  38. سوگند
    ژوئن 11, 2009 در 1:42 ب.ظ. | #86

    سلام
    اول ایرادی رو به بامدادی عزیز بگیرم به خاطر درج این مطلب در وبلاگش دوست عزیز با توجه به شناخت مجازی که از شما و افکارتون دارم فکر میکنم درج این قبیل مطالب انتخاباتی صحیح نیست مگر اینکه شما برای کاندید خاصی تبلیغ کنید با توجه به اینکه عده بسیار زیادی وبلاگ شما رو میخوانند این کار خانم فرشته نوعی سواستفاده نام داره

    و حالا به خانم فرشته
    اولا که شما کاملا جانبدارانه دارید از اقای احمدی نژاد حمایت میکنید و اصلا منظور شما حمایت از ایران نیست ما از ایران حرف میزنیم ایرانی که 70%مردم و90%رجال سیاسی از عملکرد اقای احمدی نژاد ناراحت هستند و شما ایشون رو مبرا و یک قدیسه می نامید و این کاملا به دور از واقعیت است کسی که خود را دنباله رو متحجری به نام رجایی میداند یا شخصیت والای یک زن رو تحقیر میکند و در کابینه اش از زنانی استفاده میکند که تصمیم به ایجاد کمپین موافقت با تبعیض جنسیتی باشد انسانی که هنوز نمیداند سیاست اوباما برای همهی کشورها یکسان بوده و او رئس جمهور دموکرات است ایشون فکر کرده اوباما دیوانه شخصیتشون شده یا دروغگویی که از زبان انگلیسی ها برای خود پیام عذرخواهی مینویسد یا فردی که به قول اقای کروبی:شما منکر هولاکاست میشوید فکر کردید از پیامبر یا سلمان فارسی حمایت میکنید خیر دوست من از هیتلر حمایت میکنید .در جایی گفتید که این دولت افکار احمدی نزاد را نمی پسندد افکار ایشون مربوط به اول انقلاب است افکاری که مردم دیگر به دنبال ان نیستند واقعا جمله فیلسوفانه ایی رو بیان کردید اگر با گذشت زمان وتغییرات سیاسی و اجتماعی در ایران ما هنوز افکار اول انقلاب را بخواهیم با طالبان در یک سطح هستیم شما که از گشت ارشاد حرف زدید باید بدونید در همه جای دنیا پوشش شخصی ترین تفکر هر انسانی است حتی در کشورهای عربی مردم ازادند هر طور که دوست دارند لباس بپوشند اما بهتر است بدانیم که با یکی از خانم های گشت ارشاد دوست شدم و فهمیدم که ایشون به خاطر پول این شغل را پذیرفتن .و شایان ذکر است که چندین زن در این بین مورد تجاوز و تهاجم قرار گرفتندمورد خانم زهرا بنی یعقوب نوع اشکار ان بود پس تحقیر شخصیت دیگران از نوع شما ارزش به حساب میاید کسی که در مصاحبه های مطبوعاتی خود در شروع ریاست جمهور می گوید:مشکل ما موی جوانان نیست!!!دروغ تا به چه حد
    در جایی خواندم که یکی از پادشاهان ایرانی زمان قاجار جمله ایی نقض گفته :اگر می خواهی بر مردم ایران حکومت کنی گرسنه و فقیر نگه شان دار معلوم است که چرا قشر روشنفکر و مرفه جامعه از موسوی و کروبی حمایت میکنند چون غم نان ندارند و فرصت برای فکر کردن به مسائل را به شکل دقیق تر دارند اما اقشار فقیر جامعه به فکر یک لقمه نان هستند که شکمشان را سیر کنند .از زبان یکی از رجال سیاسی شنیدم که قشر فقیر جامعه قشر خطرناک هستند پی همیشه انها را کنار خود نگه دار کاری که احمدی نژاد با زیرکی انجام داد

    و بالاخره :پس شما منکرافزایش چشمگیر گرانی و تورم و بیکاری و اعتیاد در جامعه در 4 سال دولت اقای احمدی نژاد هستید ,و جالب هست که معتقدر هستید که هر سه کاندید ها ضد ایشون هستند حتی اقای محسن رضایی که هم حزبی ایشون هستند
    من فکر می کنم شما جز اقشار ثروتمند هستید چون گرانی رو احساس نمیکنید ؟!!!
    کسی که نیمی از دریاچه خزر رو دو دستی تقدیم روسیه کرد ایرادی بهش نیست
    بهتر بدونید افشاگری اقای احمدی نژاد در میزگرد به دستور خود ایت الله خامنه ایی بوده چون سه کاندیدا مخالف ایشون هستند این پیشنهاد رو ایت الله خامنه ایی میدهند چون هم به جمع اوری رای بیشتر به او کمک میکند و هم به تخریب شخصیت های روبه روی خامنه ایی

    اطاعت شما چشم و گوش بسته است بروید دنیا را بگیردید تا بفهمید در قهقرای ایران اسلامی به سر می برید

    قطار شیرازی که اقای احمدی نژاد تاسیس کردند باعث مرگ چند صد نفر شد ایا به غرب ایران سفر کرده ایی که مردم در فقر و اعتیاد به سر میبردن به جنوب ایران سفر کردید ؟ در کجای این ایران به سر میبرید؟ پس چرا یار انها نیست ایشون فوق دکتر در همهی زمینه دارن ورزش علمی هنری چرا دنیای بینالملل یک پاپاسی هم برای ما ارزش قائل نیست شما میتوانید بروی و به محمود احمدی نژاد رای بدهید اما تبلیغات تهی خود را در همان مناطقی بکنید که احمدی نژاد ناجی انها بوده برای سایر مردم جز بدبختی چیزه دیگری به ارمغان نیاورده .
    از اینکه زنانی چون شما در ایران وجود دارند سرشکسته و گریانم .درود بقر قدیسه راستگو محمود احمدی نزاد به همراه یاران کر و کور او

    • ژوئن 12, 2009 در 10:52 ق.ظ. | #87

      عزیزمن :

      1- “قدیسه” را برای زنها بکار می برند و “قدیس” را برای مردها. اگر قرار بود من چیزی بگویم او را قدیس می خواندم نه قدیسه . ولی تمام مسئه اینست که شما نه توضیحی که بامدادی در اول متن داده بود را خواندید نه همه نوشته من را . ظاهراتبحر خاصی هم در خواندن نوشته های نامریی دارید. من نوشتم احمدی نژاد یک “آدم”است – مثل بقیه با همه خطاها و اشتباهاتش – شما می نویسید : او را یک “قدیس ” خوانده ام. نوشته من را هم تغییر می دهید. عجبا!
      2- چشم !می رویم دنیا را هم می گردیم تا ببینیم که سیاست اوباما برای همه یکی نیست. اگر مصر و عربستان سعودی سرکوبگر بودند، اگر مبارک 40 سال بود خون مردمش را کرده بود توی شیشه اوباما حرفی نمی زند. اما سر ایران که می شود همه وکیل مدافع هستند و مطلع امور.
      3- من نمی دانم به شماها چی بگویم. یکی می گوید لیاقتت اینست که نان خشک سق بزنی. شما می گویید طبقه ثروتمند هستید. هر طور دوست دارید فکر کنید، آزادید.
      4- شماها نمی توانید ببینید که یک نفر مثل بامدادی که توی دو سه تا پست آخرش کاملا از یک نامزد خاص حمایت کرده یک پست ( بقول خودش با اصرار کسی دیگر) را چاپ کند که خوشایند شما نباشد ، آن وقت چطور می خواهید امثال من ؛ دگر اندیشان از خودتان را تحمل کنید. حالا این وسط کی هیتلر است ؟ من یا تو ؟
      5- آن قطار شیراز که الکی می گویید صدها نفر را کشت می شود یک وب سایت خبری درست ، ( ایرانی نه ، خارجی ) به من معرفی کنید که راجع به آن نوشته باشد ؟ یا آماری در دست دارید ؟ یا اینکه الکی حرف همان جناح رنگی ها را می زنید؟
      5- امروز که من رای دادم شماها می روید رای می دهید تا ببینیم مردم افکار کی را می پسندند و به چه کسی “نه” می گویند؟ حالا یا آنکه شما هواداری اش را می کنید بدون اینکه بشناسیدش ، یا آنکه من هواداراش هستم و می دانم اقلا زیر زور “بعضی ها” نمی رود.
      6- اگر در فرانسه زندگی می کردید طبق قانون اساسی آن کشور مجبور بودید اصول لاییسیته را قبول کنید و در مدرسه یا دانشگاه اجازه حجاب پوشیدن را به شما نمی دادند. شما در ایران زندگی می کنید. کشوری که قوانینش مطابق اسلام است. اگر با حجاب که دستور صریح قرآن است مشکل دارید پس بگویید ما اسلام یا قرآن را قبول نداریم. تمام مسئله هم سر همین است و خودتان را راحت کنید. جابجا اعراب را قبول ندارید و می گویید سوسمار می خورند جابجا به مدل حجاب پوشیدن آنها متوسل می شوید. یک بیت شعر هم در متنم نوشتم آن را هم حفظ کنید بد نیست. مال سعدی علیه الرحمه است .
      7- می توانی سر شکسته و گریان باشی که امثال من هنوز در این مملکت وجود دارندو آنقدر گریه کن که جیحون پر آب شود- و یادت باشد فقط من نیستم : ” ما بی شماریم ” و خوشا به حال شما که نه کر هستید نه کور ! باشد کری و کوری هم مال ما !

  39. رها مرزبان
    ژوئن 11, 2009 در 1:52 ب.ظ. | #88

    خانم فرشته از همین بخش کامنت ها میتوانید بفهمید که اقای احمدی نژاد چقدر عملکرد درست داشتند طبیعتنا مردم یار انسانهای خوب هستند دیوانه که نیستند با یکی بدون دلیل مخالفت کنند در 4 ساله ایشون ایران به اندازه 20 سال سقوط کرد رای خود را برای خود نگه دارید لبخند ایشون حاکی از تمسخر و بی احترامی به دیگر کاندید ها بود نه فرشته وار من منتظر بودم عکس برهنه ایی از یک زن دیگر در کنار اقای موسوی ببینم با اون لحن مزخرف جناب احمدی نژاد .
    غرور ملت ایران مثل غرور شیران سیرک خورد شده توسط امثال احمدی نژاد مردم گرسنه ایی که تا دیروز نان خشک می خوردند نمیدانند که لیاقت انها بیش از این هاست ولی امثال احمدی نژاد انها را به نان خشک دل خوش کرده شما نیز یکی از انها

    • ژوئن 12, 2009 در 10:58 ق.ظ. | #89

      احمدی نژاد اخلاقیات به خرج داد و تصویر مینی ژوپ پوش خانم را رو نکرد.( چون لابد توبه کرده و سالهاست حجاب می پوشد و عکس گذشته های یک زن مسلمان را – هرچه بوده- دیگر نباید نشان داد) . هوادارانش هم همین طور عمل کردند ، که اگر همفکران شما بودند و یک عکس با این مشخصات در دست داشتند فقط خواجه حافظ شیرازی بود که موفق به دیدن آن نشده بود.
      بله ! ما به نان خشک دل بسته ایم. حق با شماست. شما به بوی جوجه کباب یکی دیگر دل ببند ببینیم چی از سفره اش نصیب شما می شود. از همین حالا آنقدر مدعی و سهم خواه دارد که به شماها نرسد و سفره را جمع کنند که آرزوی همان نان خشک قبلی ها را بکنی!

  40. شاهین
    ژوئن 11, 2009 در 1:58 ب.ظ. | #90

    ای بامدادی نکنه این فرشته خودتی سر کارمون گذاشتی چرا فرشته خودش وبلاگ درست نکرده؟!!!!!!

    • ژوئن 12, 2009 در 11:01 ق.ظ. | #91

      نه خیر من و بامدادی یکی نیستیم. اقلا جوابها را نگاه کنید ببینید به اسم بامدادی چاپ نمی شود به اسم من می شود. خودم هم وب لاگ دارم ولی اولا وب لاگم سیاسی نیست ثانیا خودم انتخاب می کنم چه کسی می تواند آنرا ببیند یا نه !
      مطمئن باشید من و بامدادی یکی نیستیم.

  41. فاطمه
    ژوئن 11, 2009 در 2:20 ب.ظ. | #92

    خانم محترم شما از بی طرفی رئیس راست گرا دو اتیشه کانال 4 برای ما سازمانی ها حرف نزن که در پایان مناظرات فقط با جناب احمدی نژاد روبوسی میکردند سرتون رو مثل کپک کردید زیر برف به این همه زندانی سیاسی نگاه نکردید ایا به دستگیر و عذر خواهی غیر مستقیم اقای احمدی نژاد در مورد رکسانا صابری گوش نکردید این اشتباهات غیر قابل جبران رو چطور توجیه می کنید
    من فکر میکنم شما در حال عبور از مرز تب 40 در جه هستید حتما یک سری به دکتر بزنید تب بالا ایجاد تشنج میکنه

    • ژوئن 12, 2009 در 11:38 ق.ظ. | #93

      بله! خیلی وقت است تب دارم. از مرز 40 هم گذشته.
      چشم ! دکتر هم می روم.پیش خانم دکتر رهنورد بروم خوبست ؟ مسلم است هرکسی با ما نیست با تروریست هاست ( این حرف آن بوش عاقل است با ضریب هوشی 90 )
      نسخه ایرانی اش اینست که هرکسی باما نیست تب دارد و به هذیان رسیده است.
      مثل “کپک ” نه ، مثل ” کبک ” : ولی مسئله اینست که الان زمستان نیست. زمستان رفته روسیاهی اش مانده به یک عده ذغال سیاه !
      خود کریستین امان پور از سی ان ان می گفت منابعش در تهران بهش گفته اند رکسانا مدارک رسمی و سری مملکتی را داشته است.مطمئنا کریستین امان پور که عاشق احمدی نژاد نیست.

  42. نریمان
    ژوئن 11, 2009 در 2:24 ب.ظ. | #94

    بامدادی من هنوزم بر سر این قضیه که تو به شدت از عملکرد غلط دولت دفاع میکنی پایبندم و اصلا عقایدت جانبدارانه است با انتشار این مطلب غیر مستقیم حمایتت رو از احمدینژاد بیان کردی دیگه چرا در لفاله حرف میزنی جرات داشته باش
    اگر مطالب وبلاگت خوب باشه خوب همه می خونن بدون در نظر گرفتن موافقتت با دولت
    شما بارها در مطالبتون ثابت کردید که حانی دولتید اونم مثل یک خط رهبری درجه یک

    از ترس فیلترینگ خوب برادر من سیاسی ننویس داره ارادتم نسبت بهت کم میشه مردم بی شعور نیستند به شعور دیگران احترام بگذار من حدس میزنم این خانم فرشته خود شمایی برادر گرامی

    • ژوئن 12, 2009 در 11:26 ق.ظ. | #95

      باور کنید فرشته ، بامدادی نیست. دیگر باید تکذیبیه توی 10 تا روزنامه چاپ کند که شماها باور کنید من و او یکی نیستیم. من از او خواستم اگر فکر می کند وب لاگش نوعی رسانه محسوب می شود و اگر حامی جریان آزاد اطلاعات است یک بار هم که شده نظر یک آدم مخالف را چاپ کند و او قبول کرد. در واقع تمام ماجرا به همین سادگی است.اگر دلتان نمی خواهد باور کنید میل خودتان است.
      از 22 ماه می تا کنون ( یعنی از اول خرداد ) تا حالا بامدادی 18 پست در حمایت از نامزد شما و خودش گذاشته و یک پست از جانب من از طرف مقابل . این عدد خیلی بزرگه ؟ مرا دروغگو نخوانید. بروید تعداد پست هایش را بشمارید.
      اگر قرار بر فیل.ترینگ بود که باید یکی از دوستانی که همین جا کامنت گذاشته و رسما در وب لاگش رییس جمهور را چرثومه فساد خوانده فیل.تر می کردند. شما در کدام نقطه دنیا دیده اید که رییس جمهورمملکتشان را جرثومه فساد بخوانند. نظر شما چیست؟ آیا عادلانه است ؟
      در مورد اینکه بامدادی توی خط کیست یا از چه کسی حمایت می کند یا نمی کند : من وکیل و سخنگوی بامدادی نیستم!

  43. شبنم
    ژوئن 11, 2009 در 2:47 ب.ظ. | #96

    لطفا” نظر مرا منعکس کنید.

    • ژوئن 12, 2009 در 11:01 ق.ظ. | #97

      شبنم شما که همه نظراتتان منعکس شده !مگر چیز دیگری هم نوشته اید ؟

  44. علی
    ژوئن 11, 2009 در 4:02 ب.ظ. | #98

    برای من عجیبه که چطور شما احمدی نژاد رو جدا از “آنها” می دونید و طوری بحث می کنید که به نظر می رسه ایشون از بین مردم عادی دور از سیاست ناگهان مثل رابینهود افسانه ای وارد عرصه سیاست شدند. چرا کاملا فراموش می کنید که ایشون سالهاست بخشی از همین “آنها” بودند ایشون در دوره هاشمی استاندار اردبیل شدند و در همون دوره ی تورم سال 75 ایشون در مدح هاشمی چنین و چنان می گویند (و لابد اون موقع به حرفی که میزدند اعتقاد داشتند) و در زمانی که عوام فریبی به این شکل را مفید می دونند شروع می کنند حرفهایی را می زنند که مردم سالها در کوچه و خیابان می زدند.
    این شیوه شبیه به همون جریان هاله نور ایشون به نظر می رسه که در هر لحظه هر چیزی که فکر می کنند در اون لحظه مناسب هست رابه راحتی بیان می کنند و هیچ پروایی راجع به راست یا دروغ بودنش ندارند.
    ضمنا جالبه که شما در مورد پاکی ایشون از نظر مالی اسدلال می کنید که اگر سندی داشتند حتما تو بوق و کرنا می کردن (نقل به مضمون). خود ایشون هم بارها در مناظره با آقای کروبی گفتند که اگر سندی دارید تو روزنامه تون رو کنید، از اونطرف خود ایشون فرمودند که 320 هزار مطلب علیه من در روزنامه تون هست که همش دروغه!

    • ژوئن 12, 2009 در 11:12 ق.ظ. | #99

      شما دارید حرف سال 75 را می زنید ؟ احمدی نژاد که علم غیب ندارد که بداند 13 سال بعد رو در روی او قرار می گیرد. مگر “زبیر بن عوام ” پسرعمه پیامبر و علی (ع) از جانب پیامبر تقدیر نشد ؟ پس چرا رودرروی علی در جنگ جمل ایستاد ؟ همه که علی (ع) را قبول داریم؟ دنیا تغییر می کند و آدمها هم همین طور.
      گفت سند دارید رو کنید . “مطلب ” علیه کسی با “سند” فرق می کند. من هم می توانم صدها مطلب علیه آقای موسوی بسازم ولی هیچ کدامشان قابل اثبات نیستند و شما هم بگویید دروغ است. شما ها یک مدرک همسر ایشان را که سندش وجود دارد دروغ می خوانید چه برسد به چیزهای دیگر. بعلاوه پیش از آنکه احمدی نژاد موضوع را رو کند من خودم در مورد مدرک خانم رهنورد به یکی از دوستان گفته بودم. آن موقع که احمدی نژاد چیزی لو نداده بود.بعدا معلوم شد درست است.

      • علی
        ژوئن 12, 2009 در 4:24 ب.ظ. | #100

        پس شما هم می پذيريد که احمدی نژاد هم جدای از آنها نبوده و موجود افسانه ای نیست. در نتیجه همه شایدهایی که برای دیگران مطرح می کنه می تونه شامل خودش هم بشه و نمی تونه خودش را برخواسته از میان مردم و… جا بزنه. ضمنا همه حرفهای خود ایشون هم در حد همون مطلب هست تا سند. بگذریم از اینکه مناظره دم انتخابات با قوه قضاییه کمی فرق می کنه …

  45. ژوئن 11, 2009 در 6:40 ب.ظ. | #101

    مطلب تحلیلی خوبی بود. خوشمزه اش می کنم. آقای بامدادی باز هم یادداشت میهمان در وبلاگ قرار دهید.

    • ژوئن 12, 2009 در 11:13 ق.ظ. | #102

      خوشمزه اش می کنم یعنی چی ؟

  46. احسان
    ژوئن 11, 2009 در 7:57 ب.ظ. | #103

    به خانم فرشته:
    1. موافقم که نام محمود احمدی نژاد هم برای همیشه در تاریخ خواهد ماند. چرا؟
    2. نوشته اید که ا.ن پشت کردان را خالی نکرد. جالب است چون به نظرم درست عکس این قضیه صادق است. احتمالن ا.ن باید میدانست که در استیضاح چه پیش می آید. جو آنروز ها نتیجه را مشخص میکرد. ا.ن میتوانست کردان را برکنار یا مجبور به استعفا کند تا آن رسوایی بار نیاید. اما این کار را نکرد تا به اصطلاح کم نیاورد. یک لجبازی کودکانه. حتی روز استیضاح به مجلس نرفت (حق دوستی را ادا و پشتش را خالی نکرد!!) و وزیرش را تنها گذاشت تا آنطور بی آبرو شود. تا از هستی ساقط شود اما آقای رییس مقابل مجلس کم نیاورد.
    3. کاش اسم چند تا از این تکنوکراتهای درس خوانده غرب را که الان مخالف آقای معجزه هستند مینوشتید. کاش.
    4. نوشته اید حامیان او مردم عادی و حامیان رقیب طبقه مرفه هستند. چطور به چنین آمار کلی دست یافتید؟ چند بار سراسر ایران را گشتید و از مردم پرس و جو کردید؟ ا.ن با رای سازماندهی شده پاسداران و بسیجیان در دور اول (و دیو نشان دادن هاشمی در دور دوم) رییس جمهور شد و مزد سپاه را هم داد: دو قرارداد 11 و 6 میلیارد دلاری که بدون مناقصه به قرارگاه خاتم داده شد. از طرف وزارت نفت. یادتان هست؟ فساد در کشور های جهان سوم پیچیده تر از این حرف هاست. فساد در کشور های جهان سوم یک میلیارد دلار پول گم شده است. فساد استفاده از بیت المال برای سفر های استانی در ایام انتخابات است.
    5. ا.ن مخالف ثروت های بادآورده است؟ پس چرا وزیر خودش مولتی میلیاردر است؟ چطور موقعی که ا.ن استاندار اردبیل بود هاشمی ثروت انقلاب بود و الان شده قدرت پشت پرده؟ بس کنید. ا.ن خوب میداند در ذهن مردم ایران فقط یک دیو هست به نام هاشمی و با بردن نام او میخواهد رای جمع کند. چنان که در دور پیش اینکار را انجام داد. میدانید من به این چه میگویم؟ مردم فریبی.
    6. درباره سهمیه بندی بنزین: جالب است. سهمیه بندی از طرف مجلس بر دولت تحمیل شد. و البته دولت بعد از چند ماه سهمیه ها را 20% افزایش داد تا باز هم دل مردم را بدست آورد و وقتی کم آورد 2 میلیون دلار غیر قانونی از بودجه برای خرید بنزین مازاد برداشت. حالا این دولت شده قهرمان سهمیه بندی.
    7. کاهش وابستگی به درآمد نفت؟ من و شما که اداره کشور با نفت 8 دلار را هم دیده ایم. کدام کاهش وابستگی؟
    8. فضای انتقاد باز بود؟ ا.ن در تمام این سالها، حتی یک مصاحبه انتقادی با خبرنگاران تلویزیون داشت؟ هر چه بود تعریف بود و تمجید. در مصاحبه های مطبوعاتی چند بار خبرنگاران روزنامه های مخالف فرصت طرح سوال یافتند؟ چند روزنامه به وسیله هیئت نظارت بر مطبوعات (و نیز جناب مرتضوی دوست ا.ن) تعطیل شدند؟ مدرسه، شرق، هم میهن، شهروند امروز، … اصلن همین که طرفداران کدام کاندیدا برای تعطیلی مطبوعات توجیه می آورند به اندازه کافی گویا هست. میگویید شرق به دلیل طرفداری از هم.جن.س بازی تعطیل شد. در آن مصاحبه جز درباره ادبیات چیزی نوشته نشده بود. میگویید آن خانم این کاره بود. آن خانم داور سومین دوره جایزه ادبی والس در مهر 85 در تهران بود. باید باور کنیم توجیهات دولتیان را؟ جالب اینکه شرق درست دو روز پس از چاپ ویژه نامه ای درباره عملکرد دوساله دولت نهم تعطیل شد. واقعن چه حسن اتفاقی.
    9. فیلم هاله نور را دیده اید؟ مشخص است که ایشان دروغ میگوید. و بعد باز دروغ میگوید و تکذیب میکند. چرا؟ ایشان یک مردم فریب تمام عیار هستند. وقتی از تولید انرژِی هسته ای بوسیله دختر 16 ساله میگوید. وقتی از زنبیل گذاشتن رییس جمهور کشور دوست میگوید. چطور میتوان به رییس جمهوری اعتماد کرد که چنین راحت دروغ میبافد؟
    10. تحلیل ایشان از دلیل حمله آمریکا به عراق میدانید چیست؟ اینکه تحقیق کرده اند فهمیده اند امام زمان آنجا ظهور میکند!! تحلیل ایشان از دنیا همین است که پیش بینی میکنند نظام سلطه نمیگذارد اوباما رییس جمهور شود و بقیه این معادلات را متوجه نمیشوند. تحلیل های رییس جمهور ایران اینها است.
    11. یک مردم فریب تمام عیار!! چرا؟ چون تعریف بیکاری را عوض میکند: طبق تعریف جدید هر کسی دو ساعت در هفته سر کار باشد شاغل است (که این عدد قبلن دو روز بود) و میخواهد اینگونه آمار بیکاری را کاهش دهد. آفرین به این همه هوش.
    12. ایشان آن سند تحصیلی را از کجا آورده بود؟ قطعن با استفاده از رانت. کسی که با رانت مدارک تحصیلی همسر رقیبش را پیدا میکند تا ضربه بزند چطور میخواهد منادی مبارزه با رانت خواری باشد؟ روزنامه دولتی ایران را دیده اید؟ که با پول بیت المال روزنامه ارزان دست مردم میدهد (قیمت روزنامه مشابه خصوصی ده برابر است) و آشکارا و خلاف قانون از نامزدی ایشان حمایت میکند؟ ایشان چطور میخواهد مدعی حفظ بیت المال باشد؟
    13. نام ا.ن برای همیشه در تاریخ خواهد ماند. شاید به عنوان تنها رییس جمهور ایران که کلماتی چون احمق و بزغاله را در سخنرانیهایش عنوان میکرد. شاید به عنوان تنها کسی که این چنان آرام و با اعتماد به نفس دروغ میگوید.

  47. ژوئن 12, 2009 در 11:31 ق.ظ. | #104

    همه چیزهایی که نوشته اید درست هستند. اصلا حق با شماهاست. ” حق را ” شماها” تعریف می کنید که چه باشد و چه نباشد.
    فقط یادتان باشد من تایید کننده همه کارها و افکار او نیستم فقط فکر می کنم در شرایط حاضر کشورو جامعه ما او از بقیه صالح تر است.
    نام احمدی نژاد در تاریخ این مملکت خواهد ماند – دوست داشته باشید یا نه هم فرقی نمی کند – چون یک سلسله را برانداخت ! همین کافیست . حتی اگر دیگر بار رای نیاورد.

  48. شبنم
    ژوئن 12, 2009 در 2:32 ب.ظ. | #105

    پشتیبانی رسانه های صهیونیستی غرب بخصوص آمریکایی از
    میرحسین موسوی بسیار مشهود است و مرتب دراخبار مربوط به
    انتخابات ایران از ” احمدی نژاد در مقابل میرحسین موسوی
    خواهان رابطه ی بهتری با غرب ” است گزارش می دهند که به دروغ بگویند میر موسوی بعکس احمدی نژاد خواهان رابطه با آمریکا است.
    احمدی نژاد در عرض 4 سال گذشته تمام سعی خود را در جهت بهتر کردن روابط ایران و آمریکا با حفظ منافع بحق ایران گذاشته است، این حقه بازان میر موسوی از جناح خاتمی – منفعل و بیعرضه در عرصه سیاست خارجی – را به دروغ خواهان این بهبودی معرفی می کنند که اذهان عمومی را علیه احمدی نژاد شکل دهند. سجادپور یکی از ایرانیان مزدور ونزدیک به لابی صهیونیسم هم اکنون از شکست احمدی نژاد گزارش می دهد که
    اربابان خود را خوشنود و راضی نگه دارد. کسی برای مزدوران ایرانی نما شهروند آمریکا تره هم خرد نمی کند. شما مزدوران برای منافع آمریکا و صهیونیسم تاکنون از هیچ کمکی علیه منافع ایران صرفنظر نکرده اید ونخواهید کرد بنابراین هیچ ایرانی وطن دوستی به شما نمی تواند و نباید اعتماد کند. نابود باد دشمنان ایران.

  49. یاسر
    ژوئن 14, 2009 در 8:27 ق.ظ. | #106

    سلام فرشته خانم

    خب وقتش رسیده که بهتون تبریک بگم شما و همهی همفکرانتون دکتر رئیس جمهور شد اره البته بدون اینکه حق کسی رو تضعیف یکنه بدون دروغ بدون ریا در کمال صداقت و با عشق مردم
    اره مردمی که دیروز در خیابان ونک به خاطر حقشون چوب و چماق و باتوم خوردند اونم به دستور اقای رئیس جمهور . مردمی که فقط ازادی می خواستند.حقشون رو اره فرشته خانم دفاع چند روز پیش شما از اقای رئیس جمهور به حق بود ما نفهمیدیم اره مایی که تا صبح بیدار بودیم

    ما ادم هایی که شاهد کتک خوردن زنایی بودیم اونم تو روزیی که به نامشون در تاریخ ثبت شده
    البته فکر میکنم شما معتقد هستید اینها تقصیر اقای احمدی نژاد نیست خب پاسخ این فکرتون هم چند روز دیگر میگیرید

    اره ما مردم کافر و حرام پرستی هستیم خوش به حال شما حلالیون

    رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
    چنان نماند و چنین نیز نخواهد مان

    امیدوارم که در 4 سال اینده شاهد سقوط ایران نباشیم و گرنه من از چشم امسال شما می بینم

  50. سپیده
    ژوئن 14, 2009 در 9:18 ق.ظ. | #107

    چرا احمدی نزاد ؟چرا که نه؟!

    تبریک میگم دیروز روز زن چماق کادو گرفتیم جاتون خالی دیروز تو اورزانس مریض ها رو سر پایی بخیه میزدیم و فراریشون میدادیم

    به خاطر اینکه اطلاعات می اومد سراغ مریض دستو پا شکسته رو از ما میگرفت جاتون خالی واقعا پسر 14 ساله ایی که به دستور سردار رادان کمرش شکافته بود قلبم و داغون کرد گرچه که طرفدار های اقای احمدی نژاد چیزی به اسم انسانیت رو ندارند

    همینن دیگه

    تبریک میگم رئیس جمهور راستگوتون 4 ساله دیگه رو هم بهتون اشانتیون داد
    گذر همهی ما ادم ها یک روز به هم میافته
    بدرود

  51. الینا آذری
    ژوئن 21, 2009 در 4:44 ق.ظ. | #108

    فرشته بانو ! بهت تبریک می‌گم بابت پیروزی این حماسه‌ی خیانت بزرگت . این بود صداقتی که داد داد می‌کردی و ازش دم می‌زدی ! کسی که ریگی به کفشش نباشه اینطور وحشیانه سانسور و باتوم روی سر مردم نمی‌زنه ! نمی‌دونم چرا شما و امثال شما سکوت کرده‌اید، آهان یادم نبود چیزی به اسم شرف و وجدان داره بازیتون میده ، نگو نه که می‌فهمم بدجور سرت زیر برفه لابد اعتقاد داری بیست و چهار میلیون رأی مال خود قهرمانتونه؟

    برات حتی متأسف نیستم!

  52. ژوئن 21, 2009 در 2:24 ب.ظ. | #109

    سلام واقعاتعجب میکنم تو مملکتی بااین تمدن هنوزافرادی با این تفکر هست اگر اقای احمدی نژاد اینجوری که وانمود میکنه باشه چرا من به عنوان پرستار بیکارم/چرا من سهام عدالت ندارم ایا این عدالت ایشان است؟چرا فکری برای من وامثال من نشد؟ایا واقعا ما ثروتمند بودیم؟ ایا تا به حال فکر کرد ادمهای تحصیل کرده بیکار چه جوری امرار میکنند؟ … اقای احمدی نژاد به خاطر تمام دروغهات که میگی راسته ومن لمس میکنمشون که راست نیست ازت متنفرم باش تادر دنیای دیگه حقمو ازت بگیرم.

  53. ژوئن 21, 2009 در 2:25 ب.ظ. | #110

    به کدامین گناه مجرمیم؟

    • ژوئن 21, 2009 در 2:31 ب.ظ. | #111

      ووواعظان کاین جلوه بر محراب ومنبر میکنند چون به خلوت میروند ان کار دیگر میکنند………$

      • ژوئن 22, 2009 در 1:35 ب.ظ. | #112

        اامن فکر میکنم اونهایی که تفکر احمدی نژادی دارند ویا دفاع میکنند خاین هستند ما با سازندگی موافقیم اما این اقا خودش مخرب است اقای احمدی اگر واقعا این رای رو به دست اوردی چرا خودت پیشقدم نمیشی انتخابات باطل بشه این همه جون رفت رو هوا راضی نشدی تورو به مولاعلی بس کن به گفته مولا اگه این قدرت ماندنی بود به من و شما نمی رسید واقعا اگه حمایت اقا رو نداشتی چه میکردی یادت باشه یاران امام زمان در هنگام ظهور اندکند>>>>>.یادت باشه قدرت مثل دانه های شن در کف دسته .اما بهوش باش اگر امروز روز تفریح برات بود ردا حساب داریم….

        • ژوئن 24, 2009 در 3:10 ب.ظ. | #113

          کسی بد جواب بده ؟از دیو ودد ملولم و انسانم ارزوست! خوش باشبد که که جایگاهتون در دولت10 تثبیت شد …فردای قیامت رو از یاد نبرین.

  54. آرش
    ژانویه 14, 2010 در 9:47 ب.ظ. | #114

    آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلت باید از وی رو متاب
    از شتر پرسیدند چرا گردنت کجه گفت مومن خدا کجای من راسته که گردنم نباشه . از کجا و چی محمود بگیم که به یه جو بیارزه.

  1. هنوز دنبالکی دریافت نشده.