لینک‌های روز: مناظره‌ی تاریخی

  • مناظره تاريخي » اين‌جا و اكنون
    تحلیل عالی علی معظمی از مناظره‌ی تاریخی رئیس‌جمهور و آقای موسوی
  • میرحسین توانست مخاطب را قانع کند که چرا احساس خطر کرده است  » واژگون
    نُه دلیل که نشان می‌دهد موسوی پیروز مناظره بوده است.
  • با کمال تاسف: برنده‌ی مناظره‌ها… » بوي بارون، قهوه، سيگار
    این مناظره‌ها برای من و شما و امثال ما نیست که وقتی هم پای این مناظره‌ها می‌نشینیم برای جمع بندی نهایی نشسته‌ایم یا شاید هم انگار که بخواهیم ادامه بازی را وقتی مهیج شده تماشا کنیم. پس لطفن با نگاه خودمان تحلیل نکنیم و آخر سر هم کف نزنیم که کاندیدای محبوب‌مان برنده بیرون آمد از این مناظره یا منازعه. عین تمام تاریخ روشنفکری ایران از نگاه خودمان تحلیل نکنیم تاثیر این مناظره‌ها را روی مردم. بعد از نتایج انتخابات هم بگیم ای داد! چرا این جور شد. اصلن تقلب شد. که امیدوارم هفته‌ی بعد به این جا ختم نشود.
  • توهم «کارشناسی ارشد» یک رییس‌جمهور » دیده‌بان
    حرفی که بیش از همه صحبت‌های رییس دولت نهم در این مناظره بر من گران آمد، گفتن و تکرار این جمله بود که «رییس‌جمهور خودش باید کارشناس ارشد باشد» و در همه زمینه‌ها روی نظر کارشناسان، نظر بدهد. (جمله دوم نقل به مضمون)
    رییس‌جمهور کشوری مثل ایران باید در زمینه سیاست داخلی، دیپلماسی، اقتصاد، فرهنگ، آموزش، بهداشت، امنیت، جامعه و … تصمیم بگیرد. اصلاً تصور وجود فردی که هم‌زمان در همه این زمینه‌ها در حد یک کارشناس معمولی هر یک از آن‌ها متبحر باشد، بسیار سخت است؛ چه برسد به این‌که یک نفر بیاید ادعا کند که در تمامی این حوزه‌ها یک کارشناس زبده و عالی‌رتبه است.
  • بر ساحل سلامت »  خدا زمانهای انتخابات را از ما نگیرد
    زمانهای انتخابات زمان های خوبی است. زمانهایی است که می شود کلی کار کرد چون هدف وسیله را توجیه می کند.
  • کروبی یا موسوی: یک محاسبه استراتژیک » یک لیوان چای داغ
    رای استراتژیک در اصطلاح انتخاب عمومی رایی است که غیرصادقانه ابراز شده است به این معنی که با وجود ترجیح نامزد الف به ب، فرد آگاهانه به ب رای می‌دهد. با این محاسبه که رای صادقانه به الف در هیچ سناریویی نتیجه را تغییر نمی‌دهد ولی رای به ب باعث می‌شود تا شانس گزینه نزدیک‌تر به ترجیحات رای‌دهنده بالا برود…
    … در شرایطی که رای نامزدها به هم نزدیک است رفتارهای استراتژیک می‌تواند نتیجه را زمین تا آسمان تغییر دهد.
  • نامه‌ی سرگشاده به مهندس » ترجمه و نوشته‌های امیرمهدی حقیقت
    اگر باز – همچون دوره‌ی آقای خاتمی- رمانی یا مجموعه داستانی را در تریبون مجلس یا تریبون‌های دیگر باز کنند و یک جمله از روش بخوانند که به زعم خودشان صحنه‌ای است غیراخلاقی و بخواهند با تحریک عوام، وزیرتان را بابت یک جمله و یک کلمه دراز کنند چه می‌کنید؟
  • من رسمن کم آورده و از موضع تحریم دست برداشتم
    جهت اطلاع خودم و تک و توک اطرافیان، باید بگویم: من تسلیم شدم. می‌گفتم تحریم را انتخاب می‌کنم. حالا با خودم می‌گویم ببین چه طور این‌قدر از مرحله پرت بوده‌ام. این‌جا که نافرمانی مدنی معنایی ندارد، حرف از تحریم زدن با احترام به تحریمی‌های گوناگون و حتا مختلف، کمی مسخره است، مشارکتی‌های‌ محترم‌مان هم که سرشان سلامت، گویا یا فکر می‌کنند به دموکراسی رسیده‌اند و یا فکر می‌کنند قدم‌هایی بسیار موثر دارند در آن جهت برمی‌دارند! با این وجود دوست‌تان دارم. خب من هم که تافته‌ای جدا بافته نیستم. بخواهم یا نخواهم و بخواهید یا نخواهید، یکی از شما هستم. پس از شما فرار نمی‌کنم که بروم در غاری کنج تنهایی‌ام ولی لطفن و عجالتن نخواهید مثل شما فکر کنم.
  • در مورد پرونده یک آقا می‌تونم چیزی به شما بگم؟ بگم؟ نه… بگم؟!
    بگم گفته بود «قیافه روشنفکری می‌گیرند ولی به اندازه بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند»! نه… بگم؟!
  • پاسخ‌هايی هول‌هولكی به چند پرسش بنيادين
    برنامه اقتصادی میرحسین موسوی و همه مواضع انتقادی‌اش در این سال‌ها نسبت به پروژه نئولیبرالی‌ساختن اقتصاد ایران (مثلا سخنرانی سال گذشته او در موسسه دین و اقتصاد در یادبود مصطفی عالی‌نسب)، اختلالی است جدی در روند پروسه اقتصادسیاسی رسمی. برنامه‌ای بر اساس: احیای نظام برنامه‌ریزی و نظارت شورایی اقتصاد همچون مهاری بر خاصه‌پروری نفتی و نظامی؛ تقویت توان اقتصاد ملی، از طریق احیای صنایع و کشاورزی که در پی برنامه نئولیبرالی وارادات‌محور ورشکسته شده‌اند و نیز توجه به اشتغال ملی؛ توقف روند تصویب و اجرای برنامه‌ پنجم توسعه، طرح تحول اقتصادی و هدفمند ساختن یارانه‌ها که همگی بر منطق نئولیبرالیستی حادی استوارند؛ کاهش مصرف انرژی (به عنوان مولفه اساسی اقتصاد ایران) اما نه از طریق سهمیه/جیره‌بندی یا گران‌کردن بهای آب، برق، گاز و بنزین (که بی‌شک هجومی است به معیشت فرودستان بلکه با اصلاح ملی شیوه‌های تولید، توزیع و مصرف انواع انرژی. این برنامه‌ها زمانی متمایز می‌شوند، که آن‌ها را در کنار برنامه دیگر نامزدها باز بخوانیم؛ جایی که عمده‌ترین برنامه اقتصادی نامزد اصلاح‌طلب مطالبه‌محوری، کروبی، توزیع سهام نفت (بخوانید: چوب حراج زدن به ثروت ملی) است که نفتی است بر آتش نئولیبرالیسم یا به‌ویژه برنامه اقتصادی دولت حاکم که ریاست آن، در سخنرانی‌های انتخاباتی‌اش، با صراحت تهوع‌آوری به تعطیلی صنایع ملی، در عوض، افزایش مزیت‌های دانش و فناوری‌های نو در ایران افتخار می‌کند.

* بدیهی است (هست؟) که این نقل‌قول‌ها برای آشنایی و مطالعه‌ی اولیه است و من نه فقط این‌جا بلکه در لینک‌های روزانه، نقل‌قول‌ها و اصولا هر جا از منبعی لینک می‌دهم یا نقل قولی می‌کنم «اکیدا» و «قویا» توصیه می‌کنم مطلب اصلی به صورت کامل خوانده شود تا نیت و پیام اصلی گوینده یا نویسنده به درستی منتقل شود.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

عکس روز: جایی در این نزدیکی‌ها یک نفر هست که مرگ‌ را دوست ندارد

_MG_3001-1

جایی در این نزدیکی‌ها

یک نفر هست که مرگ‌ را دوست ندارد.

او دست‌خط خوش،

و شاید سواد بالا ندارد،

ولی بی‌شک از اهالی همین کوچه است،

و می‌داند چگونه روی سیاهی‌های دیوار، نوشته‌های سبز بنویسد.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

لینک‌های روز: فلسفه‌ی انتخابات : رای منفی

  • آنچه در انتخابات نهم گذشت
    ملاحظه‌ی آمار تفکیکی هر استان کشور در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1384. کافی است موش را روی هر استان نگاه‌دارید تا آمار نامزدهای مختلف (که برخی از آن‌ها در انتخابات امسال هم حاضر هستند) را ببینید.
    متاسفانه گویا این سایت دیگر کار نمی‌کند.
  • يک پنجره: ما در سویس زندگی نمی‌کنیم
    به نظر من روی‌کرد موسوی در مستند تلویزیونی‌، هم‌چنین در نطق انتخاباتی اولش، تاثیرگذاشتن روی مردم عادی و به‌خصوص طبقات فرودست جامعه بوده است. در واقع این فیلم به هیچ وجه قرار نبوده روی من و شمایی که ادعای روشن‌فکری داریم، کتاب می‌خوانیم، روزنامه می‌خوانیم و به اینترنت دست‌رسی داریم، اثر بگذارد، بلکه اقشار کم‌تر آگاه جامعه و صد البته اصول‌گراهای مرددی که در ذهن‌شان دارند بررسی می‌کنند از بین موسوی و احمدی نژاد کدام را انتخاب کنند را هدف قرار داده بود. اگر از این منظر به این فیلم نگاه کنیم فیلم به نظرم موفق و حتی هوشمندانه بوده است!
    یادمان نرود موسوی برای ارتباط برقرار کردن با این افراد و احیانن گرفتن رای‌شان فقط همین چند فرصت کوتاه تلویزیونی را دارد و نباید آن را از دست بدهد.
  • راز سر به مُهر: اين نامه را ديده بوديد؟
    بخشنامه به كليه وزارتخانه ها، سازمان ها، موسسات دولتي و نهادهاي انقلاب اسلامي
    نظر به اين كه احترام اقليت هاي مذهبي در جمهوري اسلامي ايران مورد عنايت و توجه مي باشد مقتضي است كليه وزارتخانه ها، موسسات دولتي و وابسته به دولت و نهادهاي انقلاب اسلامي ترتيبي اتخاذ فرمايند تا جهت انجام نيايش هاي همگاني و فرائض ديني روزهاي زادروز و درگذشت اشو زرتشت و روز درگذشتگان و شهدا و جشن هاي سده و مهرگان را به كارمندان و كاركنان زرتشيتي مرخصي اعطا و نهايت همكاري را در اين زمينه معمول دارند … نخست وزير / ميرحسين موسوي / دوازده بهمن سال شصت و دو
  • فلسفه علم – فلسفه انتخابات: رای منفی
    مدلي كه در آن انتخابگران بتوانند راي منفي نيز به صندوق بياندازند، مدل چند-گزينه اي متوازن مي خوانند.  اين مدل اين تفاوت اساسي را با مدل هاي استاندارد دارد كه به انتخاب كنندگان اين امكان را مي دهد كه هم راي مثبت و هم راي منفي را به صندوق بياندازند. راي مثبت (مانند سيستم استاندارد) يك راي به آراي نامزدي كه نامش برده مي شود اضافه مي كند و راي منفي يك راي از آراي نامزدي كه نامش برده مي شود كم مي كند. بديهي است كه اگر يك انتخاب كننده، راي مثبت و منفي خود را به يك نامزد واحد اختصاص دهد، اين راي تفاوتي با راي ندادن ندارد (صرفاً آمار شركت كنندگان را بالا مي برد). اما جذابيت اين مدل آن است كه انتخاب كننده مي تواند راي مثبت خود را به يك نامزد و راي منفي خود را به نامزد ديگري اختصاص دهد. در واقع اين نوع راي نشان دهنده اين است كه انتخاب كننده اولاً ترجيح مي دهد چه كسي انتخاب شود و ثانياً ترجيح مي دهد چه كسي انتخاب نشود. در حالتي كه هيچ كدام از نامزدها صلاحيت لازم را از ديد انتخاب كننده نداشته باشند و در نتيجه نخواهد راي مثبتي به صندوق بياندازد، هنوز ممكن است ترجيح دهد از راي منفي خود استفاده كند. به احتمال زياد اگر چنين سيستمي در انتخابات سال 2000 ميلادي در ايالات متحده اجرا مي شد، ال گور به راحتي بر جورج بوش پسر پيشي مي گرفت.
  • انتخابات و عدم عقلانیت سیاسی » ناصر فکوهی
    زمانی که ما انتخابات را به امری مرکزی در ساختار سیاسی تبدیل می‌کنیم باید دقت داشته باشیم که عملاً دخالت کنشگر را در این حوزه محدود به آن کرده‌ایم، به عبارت دیگر از کنشگران اجتماعی می‌خواهیم که هر بار «خبرشان» می‌کنند بیایند و رأی بدهند و بعد «به خانه‌هایشان بازگردند». این رویکرد، رویکردی کاملاً ناپخته است که نه تنها دموکراسی را تقویت نمی‌کند بلکه آن را درون موقعیت‌هایی فرومی‌برد که هر چه بیشتر فرآیند انتخاباتی را به فرآیندی مناسکی شبیه می‌سازد، و کنش سیاسی کنشگران را نیز به امری مناسکی که عمدتاً بر اساس گروهی از عواطف مقطعی انجام می‌گیرد.
    امروز کشور ما و سیستم سیاسی آن سی سال پس از انقلاب به موقعیتی رسیده که باید هر چه بیشتر و با شتابی هر چه فزون‌تر از این موقعیت‌های احساساتی خارج شده و عقلانیت و درک موقعیت‌های داخلی و بین‌المللی را جایگزین احساساتی‌گری‌های مقطعی کند. بی‌شک لحظه انتخابات بسیار پراهمیت است اما این لحظه باید بسیار از پیش آماده شود و بسیار پس از آن در چارچوب مباحث سیاسی، انتقاد یا بازبینی سیاست‌های دولت و یا تأیید این سیاست‌ها و کمک به انجام آنها ادامه یابد. هم از این رو است که وجود رسانه‌های متنوع، متعدد و خارج از قدرت دولتی برای سلامت یک سیستم سیاسی و پایداری آن ضروری است.
  • عمیقاً «ضد‌انقلاب» باشید و رأی بدهید! » حسین قاضیان
    اگر شما آماده شده باشید که از یک «ضد‌انقلاب معمولی» به یک «ضد‌انقلاب اصولی» بدل شوید، دیگرنمی‌توانید به «سیاستِ کناره‌گیری از سیاست» ادامه بدهید. چون کناره‌گیری، از جمله کناره‌گیری از انتخابات، یا به وضع بدتری در سیاست جاری منجر می‌شود که خود ما باید نتایجش را تحمل کنیم، بی‌آن که دستاوردی برای ما داشته باشد، یا اوضاع آن‌قدر بد می‌شود که به سمت همان انقلابی می‌رود که باید از آن بگریزیم. در حالی که در جهت عکس، با شرکت در انتخابات می‌توانیم بر سیاست تأثیرهایی اندک بگذاریم، مثل تأثیری که در دوم خرداد گذاشتیم. با شرکت در سیاست اگر اوضاع را رو به بهبود نمی‌بریم دست‌کم نمی‌گذاریم رو به تباهی بیشتر برود.
  • فلسفه انتخابات: معیار کوندورسه
    روش كوندورسه هر نوع سيستم انتخاباتي تك-برنده است كه در آن معيار كوندورسه رعايت شود. معيار كوندورسه اين است كه برنده انتخابات (وقتي بيش از دو نامزد در ميان است) بايد كسي باشد كه اگر در مقايسه يك-به-يك با ساير نامزدها قرار گيرد بر همه آن ها پيشي بگيرد. در واقع اين معيار تا حدودي شبيه نحوه پيدا كردن قهرمان در مسابقات يك ليگ فوتبال است: قهرمان تيمي است كه همه رقبايش را در بازي هاي رو درو شكست دهد. روش كوندورسه روشي است كه در آن اگر برنده اي با معيار كوندورسه وجود داشته باشد آن برنده را انتخاب كند.
  • بله رأی می‌دهم » توکا نیستانی
    به میرحسین رأی می‌دهم فقط به خاطر این‌که روزی می‌خواسته معمار و نقاش و روزنامه نگار باشد و کم توانسته و حالا می‌داند که نقاش یا نویسنده‌ی خوبی بودن سخت‌تر از سیاستمداری است و حتماً قدر این آدم‌ها را بهتر می‌داند.
    به میرحسین رأی می‌دهم نه به خاطر هنر همسرش، که کارهای زهرا رهنورد را از نقاشی‌های میرحسین هم کمتر دوست دارم، فقط به این امید که به احترام همسرش هنرمندها را با القابی نظیر مطرب و بازیگر نمی‌نوازد…

* بدیهی است (هست؟) که این نقل‌قول‌ها برای آشنایی و مطالعه‌ی اولیه است و من نه فقط این‌جا بلکه در لینک‌های روزانه، نقل‌قول‌ها و اصولا هر جا از منبعی لینک می‌دهم یا نقل قولی می‌کنم «اکیدا» و «قویا» توصیه می‌کنم مطلب اصلی به صورت کامل خوانده شود تا نیت و پیام اصلی گوینده یا نویسنده به درستی منتقل شود.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

برنامه‌های آقای موسوی ریشه‌ای و اساسی است

به نظر من تا این لحظه از مبارزات انتخاباتی بین چهار نامزد حاضر در صحنه‌ی رقابت، آقای میرحسین موسوی غیرشعاری‌ترین و ریشه‌ای‌ترین برنامه‌های اقتصادی را ارائه داده است. در این‌جا فقط سه مثال می‌آورم ولی سایر برنامه‌هایی که در این‌جا ذکر نشده‌اند هم شاید به همین اندازه زیربنایی و مهم باشند.

.
1. مخالفت با تفسیر موجود از اصل 44 قانون اساسی

آقای موسوی رسما اعلام کرده که با تفسیر کردن بسیار باز و وسیع اصل 44 قانون اساسی و ابلاغیه‌ی آن مخالف است:

نظر من این است که مضمون تفسیری که از اصل 44 شده مفید است و من با آن موافقم و اجرایش را برای اقتصاد کشور مفید می دانم. اما نظرم این است که نباید ما اصول قانون اساسی را تا این اندازه وسیع تفسیر کنیم. اگر می خواهیم این قدر وسیع تفسیر کنیم بهتر است قانون اساسی را اصلاح کنیم و آن را به رای مردم بگذاریم…

قابل توجه است که سیاست‌های خصوصی‌سازی نظام دولتی که اتفاقا در دولت فعلی هم شتاب گرفته است در واقع واگذاری موسسات دولتی (نهادهای انتخابی مردم)‌ به «برخی نهادها» (که با نام مستعار بخش خصوصی و با امکانات مالی و رانتی بالا این موسسات را خریداری می‌کنند) بوده است. برخلاف تبلیغاتی که علیه آقای موسوی می‌شود مبنی بر این‌که او مخالف خصوصی‌سازی یا کوچک‌ شدن دولت است، وی در هیچ‌جای بیاناتش از بزرگ شدن دولت حمایت نکرده است و به نظر می‌رسد با روند افسارگسیخته‌ی واگذاری نهادهای دولتی به این به اصطلاح «بخش خصوصی» مشکل دارد. قرار نیست که دولت جمهوری توسط دولتی بزرگتر خریداری شود! معنای واقعی خصوصی‌سازی در ابلاغیه‌ی اصل 44 چیز دیگری است.

آقای موسوی نه تنها با خصوصی‌سازی مخالف نیست بلکه حتی اعتقاد دارد که نقش بخش خصوصی در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی باید افزایش باید:

در شرایط کنونی بخش خصوصی جایگاه چندانی در سیاست گذاری و برنامه‌ریزی اقتصادی در ایران ندارد. دولت بدون مشارکت بخش خصوصی مقررات را وضع و برنامه‌های اقتصادی را تدوین می‌کند و بخش خصوصی غایب بزرگ در صحنة تصمیم‌گیری اقتصادی کشور است. در چنین نظامی است که دولت و کارشناسان آن از دانش و تجارب بخش خصوصی بی بهره می مانند. این الگو باید در ایران متحول شود و دولت باید فضا را برای حضور بخش خصوصی باز نماید. بخش خصوصی نیز باید خود را برای حضور فعال‌تر در ساختار تصمیم گیری کشور آماده ساخته و برای ایفای این نقش، منافع بلند مدت کشور را مد نظر خود قرار داده و بداند که منافع اش در گرو ایران توسعه یافته است. همچنین باید منافع کوتاه مدت خود را در راستای تحقق این آرمان، یعنی ایران توسعه یافته جستجو نماید. بخشی نگری و نگرش کوتاه مدت در بخش خصوصی مخل این مسئولیت و نقش جدید است.
ارتقای حضور بخش خصوصی اصل مهمی است که باید در همه بخش‌های کشور حاکم گردد. این اصل فرابخشی به دگرگونی ساختار تصمیم گیری کشور منجر خواهد شد. حضور بخش خصوصی ضامن استمرار بیشتر سیاست های اتخاذ شده است. اگر در کشورهای دیگر شاهد آن هستیم که با تغییر دولت، سیاست‌های محوری دگرگون نمی‌شوند به این دلیل است که اولاً آن سیاست‌ها با مشارکت بخش خصوصی تدوین شده اند و ثانیاً بخش خصوصی به عنوان یک نیروی اجتماعی از سیاست‌های مصوب دفاع می کند.

2. افزایش اختیارات شوراها

آقای موسوی رسما اعلام کرده که تدوین قانون جدید شوراها جزو اولین کارهایی است که انجام خواهد داد و این امر متناسب با مجموعه‌ی اصول قانون اساسی صورت خواهد گرفت. به گفته‌ی ایشان «با توجه به وسعتی که شوراها دارند و وظایفی که می‌توانند بپذیرند، نه تنها مسایل اجرایی بلکه مسایل سیاسی را هم که بخواهیم حل کنیم، مجبوریم به این راه‌حل رجوع کنیم؛ ما مساله قومیت‌ها را در کشور داریم و گلایه‌هایی از به کار نگرفتن نیروهای قومی وجود دارد که به نظر می‌رسد یکی از سالم‌ترین و بهترین روش‌ها برای حضور نیروهای محلی در مدیریت و بالا آمدن تدریجی آن‌ها شوراها هستند. این راه‌حل هم برای مسایل اجرایی و هم در مسایل امنیتی بسیار موثر است.»

این حرکت بسیار ریشه‌ای است و من آن‌را گامی اساسی در جهت تمرکززدایی از ساختار قدرت در جامعه و نهادینه‌سازی دموکراسی می‌دانم. نکته‌ی جالب این است که آقای موسوی برای انجام دادن چنین حرکت زیربنایی و مهمی نیازی به دادن وعده‌های تند، غیرعملی و غیرواقع‌گرایانه‌ای مانند «تغییر قانون اساسی» ندارد!

3. طرح تبديل صنعت‌ نفت به موتور محركه اقتصاد كشور

به عنوان کسی که سال‌هاست در صنعت نفت فعالیت می‌کند، اهمیت کلیدی این کلمات را کاملا درک می‌کنم:

ایران با در اختیار داشتن بیش از 100 میدان هیدروکربوری، حدود 17 درصد از ذخایر گاز و بیش از ده درصد از ذخایر نفت جهان از جایگاه ممتازی برخوردار است که مزیت اقتصادی ویژه‌ای را برای کشور فراهم می‌آورد. ما نتوانسته‌ایم تاکنون به خوبی از این مزیت استفاده کنیم. صنعت نفت که یکصد سال از عمر آن می‌گذرد هنوز نتوانسته است با پیکره اقتصاد ملی تعامل و ارتباط لازم را برقرار کند. ده‌ها میلیارد دلار در صنعت نفت سرمایه‌گذاری شده و ده‌ها میلیارد دلار دیگر نیز باید در دهه‌های آتی سرمایه‌گذاری شود. آیا چنین موقعیتی ایجاب نمی‌کرد و نمی‌کند که به ‌نوعی همه بخش‌های صنعتی و اقتصادی کشور حول صنایع نفت توسعه یابند؟ کشورهایی که سابقه‌ای بسیار کمتر از ما در این صنعت دارند با استفاده از مزیت داخلی خود اینک به صادرکننده کالاها و خدمات آن تبدیل شده‌اند، این در حالی است که ما همچنان نیازمند آن‌ها هستیم. آیا زمانی‌که یک پروژه بزرگ هیدروکربوری تعریف می‌شود، این پروژه برای کالاها و خدمات دیگر صنایع و بخش‌های مختلف داخلی تقاضای بیشتری ایجاد می‌کند یا برای شرکت‌های خارجی؟ رسالت ایجاد تعامل میان بخش‌های مختلف صنعتی و اقتصادی، تنها وظیفة صنعت نفت نیست، بلکه فراتر از آن و در حوزه وظایف دولت است. صنعت‌نفت ایران از ابتدا در تعامل با اقتصاد و صنعت و بخش خدمات کشور توسعه نیافته است. نفت باید در پیوند با فرایند توسعة ملی درآید.

پتانسیل صنعت نفت در ایران به حدی است که می‌تواند کل صنعت ایران را به صورت زیربنایی متحول کند. آقای موسوی به درستی این نکته را تشخیص داده و روی آن انگشت گذاشته است. صنعت نفت در ایران در حال حاضر تقریبا از سایر صنایع کشور مستقل است. در واقع ما برای کوچکترین خدمات یا محصولات فنی نیازمند کشورهای دیگر هستیم و نه تنها صادر کننده‌ی فن‌آوری و خدمات نیستیم بلکه واردکننده‌ی محض هستیم. حتی شیرآلات معمولی و لوله‌های تحت فشار در ایران تولید نمی‌شود. تمرکز روی تک‌تک محصولات، قطعات یدکی و خدمات گسترده‌ای که در صنعت اکتشاف، توسعه و بهره‌برداری نفت و گاز مورد نیاز است می‌تواند صنعت ایران را دیگرگون سازد. صنعت نفت می‌تواند به صنعت استراتژیک ایران تبدیل شود.

مرتبط با همین زمینه بحث اصلاح الگوی مصرف انرژی، افزايش توان صادرات انرژی و ایجاد شرکت‌های خدمات انرژی هم بسیار اساسی و مهم است.

جمع‌بندی:

در مقایسه با طرح‌های اقتصادی سایر نامزدها (مثلا فروش سهام ملی نفت) طرح آقای موسوی بسیار زیربنایی‌تر، کلیدی‌تر و در عین حال عملی‌تر (واقع‌گرایانه) است، اگر چه شاید در نگاه اول جذابیت شعاری بالایی نداشته باشد.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

کاریکاتور روز: سی و پنجم ماه می

Tiananmen-Square

طرح: ناشناس (نتوانستم امضا را بخوانم).

در روز چهارم جون 1989 نیروهای امنیتی/نظامی دولت اقتدارگرای چین چندین هزار نفر از معترضانی که در میدان تیانانمن جمع شده بودند را قتل عام کردند. مردم چین برای گریز از سان.سور به این روز «سی و پنجم می» (May 35) می‌گویند.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

وقاحت

وقاحت و اقیانوس

وقاحت اقیانوسی است که انتهایی ندارد.

.

وقاحت و چماق

وقاحت برنده‌ترین شمشیر و موثرترین چماق است.

.

وقاحت و فتح

وقیح فاتح است. فاتح بوده است. فاتح خواهد بود.

.

وقاحت و دروغ

وقاحت حداکثر دروغ‌گویی و دروغ‌گویی نهایت وقاحت است.

.

وقاحت و اعتماد به نفس

وقاحت اعتماد به نفس می‌آورد، هر چه وقیح‌تر، با اعتماد به نفس‌تر.

.

وقاحت و شرم

وقیح از هیچ‌چیز شرم ندارد.

.

وقاحت و آینده

آینده متعلق به وقیح است، همان‌گونه که گذشته ازآن اوست.

.

وقاحت و تاریخ

تاریخ توسط وقیح‌ترین فاتحان بازنویسی می‌شود.

.

وقاحت و فصاحت

وقاحت و بی‌شرمی، گوینده را فصیح می‌کند.

.

وقاحت و ریاکاری

یک وقیح بزرگ، یک ریاکار حرفه‌ای نیز هست.

.

وقاحت و رفاقت

وقیح با وقیح رفیق می‌شود.

.

وقاحت و قدرت

وقیح به سمت قدرت جذب می‌شود و قدرت وقیح‌ را به سوی خود فرا می‌خواند.

.

وقاحت و شرافت

شب و روز.

.

وقاحت و هوش

وقیح باهوش‌ترین زیرک‌ها و همزمان احمق‌ترین احمق‌هاست.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.