در این بُنبست
دیروز سالروز درگذشت احمد شاملو بود. از میان آثار او اگر بخواهم یکی انتخاب کنم شعر «در این بُنبست» از مجموعهی «ترانههای کوچک غربت» خواهد بود. شعری چنان شگفتانگیز و متمایز که بیتردید در زمرهی شاخصترین آثار ادبی چند صد سال اخیر ایران محسوب میشود و در کمال شگفتی، به همان اندازه نیز محبوب و مردمی است تا حدی که برخی از اصطلاحاتش مثل ضربالمثل در جامعه به کار برده میشود.
حتما آن را بارها خواندهاید. اما این شعر از آنهایی نیست که با یک بار و چند بار و صدبار خواندن کهنه شود؛ هر بار خواندناش مکاشفهای جدید است…
با هم بخوانیم:
.
در این بُنبست
دهانات را میبویند
مبادا که گفته باشی دوستات میدارم.
دلات را میبویند
. . . . . . . . . . . . روزگار غریبی ست، نازنین
و عشق را
کنارِ تیرکِ راهبند
تازیانه میزنند.
.
. . . . . . . . . . . عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
.
در این بُنبست کج و پیچِ سرما
آتش را
. . . . به سوختبار سرود و شعر
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . فروزان میدارند.
به اندیشیدن خطر مکن.
. . . . . . . . . . . . . روزگار غریبی ست، نازنین
آن که بر در میکوبد شباهنگام
به کُشتنِ چراغ آمده است.
.
. . . . . . . . نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
.
آنک قصاباناند
بر گذرگاهها مستقر
با کُنده و ساتوری خونآلود
. . . . . . . . . . . . روزگارِ غریبی ست، نازنین
و تبسم را بر لبها جراحی میکنند
و ترانه را بر دهان.
.
. . . . . . . . . . . . شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
.
کباب قناری
بر آتشِ سوسن و یاس
. . . . . . . . .. روزگار غریبی ست، نازنین
ابلیسِ پیروزمست
سورِ عزایِ ما را بر سفره نشسته است.
.
. . . . . . . . . خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد
.
.
– احمد شاملو
31 تیر 1358
| بامدادی | نجواها | یکعکاس | [silent-clicks] |
| استفاده از مطالب و عکسهای منتشر شده در وبلاگها و فوتوبلاگهای من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است. | |||




http://shakery.blogfa.com/post-51.aspx
روزگار غریبی ست، نازنین
دوست دارم این روزها تمام شود اما نه بی نتیجه
واقعا روزگار غریبی است
گر بدین سان زیست باید پست
من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم
بر بلند کاج خشک کوچه بن بست