خانه > ایده‌های مهندسی خیلی خیلی کوچولو > ایده‌های مهندسی خیلی خیلی کوچولو – پنج

ایده‌های مهندسی خیلی خیلی کوچولو – پنج

در این مجموعهایده‌های ساده و در عین حال ارزشمندی را که دیده‌ام معرفی می‌کنم. مصداق عملی اکثر این ایده‌ها را «با چشم‌های خودم» دیده‌ام یا خوانده‌ام ولی برای تمرکز بیشتر بر نفس ایده‌ها، از ذکر محل مشاهده‌ی آن‌ها و سایر جزییات خودداری کرده و به ذکر انتزاعی آن‌ها اکتفا می‌کنم.

* ایده‌ی ساده‌ی شماره‌ی پنج، در واقع خیلی هم کوچک نیست: چنین ایده‌ای فقط در یک جامعه‌ی فوق مدرن با بستر انفورماتیکی بسیار توسعه‌یافته قابل اجراست.

وقتی که من یک تاکسی سفارش دادم

تصور کنید من در خانه‌ام نشسته‌ام و قصد دارم برای رفتن به مقصد معینی تاکسی سفارش دهم. شماره‌ی تلفن شرکت سرویس‌دهنده‌ی خدمات تاکسی را می‌گیرم. منشی تلفنی خودکار به من پاسخ می‌دهد و من از طریق فشار دادن چند کلید “ساعتی” که تاکسی را می‌خواهم اعلام می‌کنم. مثلا اگر می‌خواهم تاکسی ساعت 11:25 بعد از ظهر بیاید، فشار می‌دهم #2325*.

سیستم کامپیوتری شرکت تاکسیرانی مورد نظر از روی شماره‌ی تلفن من (که به صورت خودکار تشخیص داده است) نشانی من را تشخیص می‌دهد (به صورت همزمان از بانک اطلاعاتی شهرداری استخراج می‌کند).

این سیستم همچنین موقعیت مکانی همه‌ی تاکسی‌های فعال و آزاد را از طریق سیستم مکان‌یاب جهانی (GPS) می‌داند. به این ترتیب مشخص می‌کند که کدام تاکسی به محل اقامت من نزدیک‌تر است.

سیستم همچنین محاسبه می‌کند (با توجه به وضعیت ترافیک شهر که آن‌را از طریق بانک اطلاعات ترافیک شهری به صورت خودکار دریافت کرده است) که حدودا چند دقیقه زمان لازم است که تاکسی از نقطه‌ی فعلی‌اش به خانه‌ی من برسد.

در زمان مناسب، سیستم به راننده‌ی تاکسی پیامی ارسال می‌کند که او آن را روی صفحه‌ی نمایش تاکسی خود می‌بیند: نشانی من و ساعتی که تاکسی باید مقابل منزل من باشد.

راس ساعت مورد نظر من از خانه خارج می‌شوم و تاکسی منتظر من است. پس از رسیدن به مقصد از تاکسی پیاده می‌شوم و هزینه‌ی تاکسی به صورت خودکار از حساب بانکی من برداشته می‌شود.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

  1. سپتامبر 6, 2009 در 4:40 ب.ظ. | #1

    خوشبختانه اصلا ایده‌ی دور از دسترسی نیست و همین الان هم به راحتی قابل عملی شدنه فقط اون قسمت گرفتن خودکار آدرس ممکنه به Privacy افراد (اگر سخت گیرانه نگاه کنیم) ضربه بزنه.

    • سپتامبر 6, 2009 در 5:39 ب.ظ. | #2

      قرار نیست اون راننده یا شرکت به اطلاعات دسترسی پیدا کنه، شخص بعد از درخواست خودش به سیستم (توجه کنید سیستم) و با پیگیری سیستم یه تاکسی میاد در خونه‌اش، هیچ لطمه‌ای هم به حقوق شخصی نمیخوره.

      • سپتامبر 6, 2009 در 10:01 ب.ظ. | #3

        موافقم. البته در این‌که اصولا این طور تمرکز سیستم‌های اطلاعاتی چه پتانسیل‌های خطرناکی برای امنیت شهروندی ممکنه داشته باشه بحث هست.

  2. سپتامبر 6, 2009 در 4:58 ب.ظ. | #4

    الان بخش این سیستم در مشهد فعال هست بخش دوم رو نمیدونم

    • سپتامبر 6, 2009 در 10:28 ب.ظ. | #5

      واقعا؟ می‌شه توضیح بدی چطوری و تا چه حدی عملی شده؟ برام جالبه که بدونم.

      • سپتامبر 7, 2009 در 2:06 ب.ظ. | #6

        در حال حاضر تاکسی های بیسیم مشهد 1818 از این سیستم بهره میبرند بدین صورت که کافیه شما با شماره 1818 تماس بگیرین و درخواست تاکسی کنید خود اپراتور به نزدیک ترین تاکسی به محل شما که از روی شماره تلفن شما بدست می آورد اعلام میکنه و یک ماشین سریع میاد دم خونتون ;)

  3. سپتامبر 6, 2009 در 4:59 ب.ظ. | #7

    ببخشید بخش دوم یعنی آدرس فعلا فعال است اما ساعت رو نمیدونم

  4. شبنم
    سپتامبر 6, 2009 در 6:04 ب.ظ. | #8

    ما بهیجوجه منتظر دنیای کامپیوتری شما نیستیم. این همان سیستمی است که بشر باید در مقابلش نعره کشد. امروز تمام این “آرزوهای” شما تحقق یافته و هیچ منفعتی برای کسی ندارد بجز دیکتاتورهای سیستم جهانی و کمپانی های که از زیر نظرداشتن هر فرد ثروتهای کلان انباشت کرده اند، که بنظر می رسد شما از آن دفاع می کنید. نمی دانم این از شناخت به سیستم است یا از خوشبینی های بچه گانه که عده کثیری از آمریکاییان هم دارند سرچشمه می گیرد. تمام این حرکات و سفارشات ضبط می شود و ناقضین جهانی “حقوق بشر” قلابی هر فرد را الکترونیکی 24 ساعت تحت نظر دارند. تلفن های همراه امروز همین کارها را انحام می دهند و می توانند حضور هر فرد را در هرکجای دنیا- البته اگرتلفن همراه را با خود داشته باشند – شناسایی کنند و آدرس و عکس خانه اش را درگوگول پیدا کنند و اگر لازم باشد با “درون” های خود از فاصله های دور آنها را به هلاکت رسانند، همانطوریکه امروز همین کارها را در پاکستان ، افغانستان ، سومالی ، عراق و شاید هم فردا در ایران – اگر ایرانیان همین راه مخرب و بدون فکر را دنبال کنند – پیاده کنند. من فکر می کنم باید از فرصت استفاده کرد و مردم را با جهانی که دارند برای ما می سازند آشنا ساخت که بتوانیم اتحادی بین خود و دیگر مردم منطقه علیه جاسوسان و جنایتکاران جنگی صهیونیسم و حامیان غربیش ازآمریکا گرفته تا روسیه ریا کاردرست کنیم. امروز به هیچکس و هیچ چیز نمی توان اعتماد داشت. شناخت مهمترین ابزار حمایت از خود و کشوراست. شناخت، شما را از مقلد بودن و به بازی گرفتن توسط قدرتهای مخرب غربی و عاملان آنها تا حدودی حفظ می کند.
    امروز جنایتکاران جهانی از روی نظراتی که افراد می نویسند و با زیر نظر داشتن فعالیتهای آنان از مسافت دور آنها را شناسایی کرده و به قتل می رسانند. یک نمونه زنده
    آن به قتل رساندن بیش از 400 نفر از استادان عراق توسط
    آمریکاییان در عراق است که با سیاست رابطه ای نداشتند. این
    جنایکاران بیش از 6700 نفر از اساتید دانشگاهی عراق را فراری داده و خب چه کسانی از این تحصلکردههای عراقی نهایت
    استفاده را می کنند؟ همان جنایتکارانی که موج منحرف سبز از آن دفاع کرده و با سنگ های تیز و آشوب بر پا کردن دروغ بزرگ سال را در ایران می کارد تا بخیال خود سبز شود. اینست جنایتکارانی که موج منحرف سبز و شارلاتان هایی نظیر اکبر گنجی (مورد حمایت نوام چامسکی صهیونیست که امروز دست او کاملا باز شده است، چه از لحاظ حمایت زیرکانه چامسکی از “دولت یهود” و چه همکاری چامسکی با سازمانهای قلابی “ضد جنگ” مانند Campaign for Peace and democracy که توسط ادوارد هارمن و دیوید پیترسون متهم به عامل سازمان سیا شده است، عبدالکریم سروش ، شیرین عبادی نزدیک به پیام اخوان – استاد دانشگاه مگ گیل و از بهائیان فعال در خدمت صهیونیسم و آمریکا که مرکز “اسناد ایران” را با همکاری رویا حکاکیان از یهودیان صهیونیست و شوهرش رامین احمدی از عاملین نزدیک به جین شارپ و پیتر اکرمن از بنیان گزاران و فعالین دست اندر کار “انقلاب مخملین” و “خانه آزادی” مربوط به سازمان سیا با حمایت میلیونها دلار از NED که همان سازمان سیا است براه انداختند وامروز اخوان توسط کاناداییان به حامی صهیونیسم مشهور است .
    جیمز پتراس اخیرا” مقاله ای در مورد “جنگ عراق و از بین بردن تمدن آن” بوسیله آمریکا و اسراییل را چاپ کرده که ایرانیان بهتر است این مقاله ومقالات دیگر اورا با کمک از نرم افزار مترجمی گوگول یا از طریق دیگری بخوانند تا با جنایتکاران و دزدان جهانی که با “حقوق بشر” قلابی و اجیر کردن مشتی وطن فروش در هر کشور مقاصد خود را به پیش می برند آشنا شوند.

    http://www.globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=14870

    پتراس می نویسد:
    Another report listed the killings of more than 340 intellectuals and scientists between 2005 and 2007. Bombings of institutes of higher education had pushed enrollment down to 30% of the pre-invasion figures. In one bombing in January 2007, at Baghdad’s Mustansiriya University 70 students were killed with hundreds wounded. These figures compelled the UNESCO to warn that Iraq’s university system was on the brink of collapse. The numbers of prominent Iraqi scientists and professionals who have fled the country have approached 20,000. Of the 6,700 Iraqi university professors who fled since 2003, the Los Angeles Times reported than only 150 had returned by October 2008. Despite the US claims of improved security, the situation in 2008 saw numerous assassinations, including the only practicing neurosurgeon in Iraq’s second largest city of Basra, whose body was dumped on the city streets.

    برای شناختن یک صهونیست دیگر نظیر نوام چامسکی به نام یوری آونری که مرتب مقالاتش توسط یک خانم ایرانی بدون دادن هیچگونه اطلاعات اضافی ترجمه می شود و بخورد ایرانیان می دهد – بهتر است مقاله زیر را بخوانند:

    http://dissidentvoice.org/2009/09/on-rationalizing-israels-dispossession-of-the-palestinians/

    • سپتامبر 6, 2009 در 10:30 ب.ظ. | #9

      در این‌که این نوع تمرکز اطلاعاتی خطرهای بالقوه (و حتی شاید بالفعل) داره جای شکی نیست. اما در عین حال نمی‌شه منکر پیشرفت کاربرد شبکه در جوامع شد. بهترین کار این هست که همزمان با رشد پیشرفت و نفوذ شبکه در جامعه به تحکیم و تعمیق حقوق شهروندی و پیش‌بینی مکانیسم‌هایی برای حمایت و حفاظت از این حقوق همت گماشت.

    • میو
      سپتامبر 6, 2009 در 11:52 ب.ظ. | #10

      خانم شبنم:
      نظر شما محترم اما سوالهای من از شما این است که چطور شما یک سیستم خدمات شهری را برای رفاه اجتماعی بیشتر شهروندان یک جامعه را به دیکتاتوری سیستم جهانی،جنگ عراق،صهیونیسم، بهاییان، سیا، چامسکی، گنجی، …. مرتبط می سازید؟

      شما می فرمایید:
      “ما بهیجوجه منتظر دنیای کامپیوتری شما نیستیم. این همان سیستمی است که بشر باید در مقابلش نعره کشد.”

      واقعاانسانهای این کره خاکی،زمین،چراهنوز به صدا در نیامده اند؟

      آیا شما شناخت کامل با ساختار این سیستم دارید؟

      آیا بهتر نیست بجای پناه بردن به نظریه توطئه،به بررسی معایب و فواید یک سیستم بپردازیم؟

    • ميثم
      سپتامبر 7, 2009 در 11:22 ق.ظ. | #11

      برو بينيم بابا

  5. سپتامبر 6, 2009 در 9:52 ب.ظ. | #12

    سلام
    ایده ساده ولی بسیار جالبی است.
    کسر از حساب بانکی کار ساده ای نیست و اصولا نبید نیز به این شیوهقابل اتفاق افتادن باشد ولی به جای آن میتوان بها را به قبض تلفن اضافه کرد مانند سرویسهای تلفنی ختلفی که بهای آن در قبض ثبت میشود.

    • سپتامبر 6, 2009 در 10:31 ب.ظ. | #13

      بله، این روش هم در برخی خدمات وجود دارد. در واقع به صورت غیرمستقیم هزینه توسط خود شخص در آینده پرداخت می‌شود.

  6. shayan
    سپتامبر 6, 2009 در 10:12 ب.ظ. | #14

    یک ایراد که این طرح دارد این است که هنوز مردم زمان را به روش (سر ظهر) (حوالی غروب) و (دم صبح) به کار می برند و محاسبه ترافیک برای این که تاکسی دقیقاً یازده و بیست و پنج دقیقه جایی باشد، هزینه زیادی است برای چیزی که مشتری لازم ندارد.

    • سپتامبر 6, 2009 در 10:37 ب.ظ. | #15

      خوب البته این یک مثال بود. شما بیشتر به مدل کاربرد شبکه‌ای این سناریو توجه کنید و جزییات آن و حتی شیوه‌ی اجرای کلیت آن می‌تواند متفاوت باشد.

  7. مهدي
    سپتامبر 7, 2009 در 4:16 ق.ظ. | #16

    GPS???? GIS????
    شما كجا زندگي ميكني داداش اينجا ايرانه نه بانك اطلاعاتي داريم ني جي اي اس نه از اين سوسول بازيا. اينا مال غربيايه بي تمدنه.

  8. شبنم
    سپتامبر 7, 2009 در 6:14 ق.ظ. | #17

    میو:
    شما تنها فردی نیستید که کنجکاوی بخرج نمی دهید و مسائل را در رابطه با یکدیگر نمی بیند. اینترنت که شما اینقدر به آن وابستگی دارید از نتایج تحقیقات نظامی بیرون آمده است نه اینکه یک عده بنشنند و اینترنت را برای من و شما سازمان دهی کنند که من و تو با هم در مورد مسائل مختلف به رد و بدل نظراتمان بپردازیم . تمام تکنولوژی و دیجیدال کردن وسائلی را که بکار می بریم در جهت بالا بردن کنترل بر یک یک افراد روی زمین است. اگر شما این را نمی بینید علتش اینست که به این جور مسائل حساسیت ندارید. “زیبایی” این سیستم اینست که افراد را بیشتر و بیشتر منفعل و تحت کنترل در می آورد و مشکل است که نتایج مخرب آن برهر کس عیان باشد مگر اینکه افراد از نیروی کنجکاوی زیادی برخوردار باشند. امروز همه به مردم آمریکا ناسزا می گویند و آنها را در کشتار مردم مسلمان با دولت آمریکا شریک می دانند
    زیرا اینهمه تکنولوژی که باید زندگی را ساده تر کند و افراد وقت بیشتری برای تفکر داشته باشند نه تنها نکرده بلکه زندگی مصرفی را شدت داده که منجر به ایزوله شدن تک تک افراد شده است. آنان چنان در گیر زندگی پوچ و مصرفی خود شده اند که دیگر نشانی از انسانیت در آنان پیدا نمی شود. این فرهنگ مصرفی را حالا بزور بمب های خوشه ای و فسفری سعی دارند در تمام نقاط دنیا رواج دهند.
    امروز تکنولوژی می تواند در خدمت انسان یا در جهت نابودی انسان اثر گذار باشد. وقتی شما – مانند مردم آمریکا – هیچگونه کنترلی بر تصمیماتی که در جهت پیشبرد تکنولوژی صورت می گیرد ندارید برمبنای چه چیزی می توانید از عوارض مخرب آن جلوگیری کنید. غرور احمقانه مردم آمریکا و سکوتشان در مقابل جنایتهای دولت آمریکا برهبری صهیونیسم پشت هر بشر انسان دوستی را میلرزاند.

    آیا کنترل تکنولوژی دست شما است؟
    تکنولوژی با خود نیاز می آورد که لزوما” مثبت نیست. امروز همه فکر می کنند که باید عکسشان و آدرسشان در “فیس بوک” باشد وگرنه احساس حقارت به آنها دست می دهد. شما برای اینکه بهتر از “مواهب ” اینترنت برخوردار شوید باید زبان انگلیسی را بدانید. شما شاید فکر کنید : خب این که اشکالی ندارد خیلی هم خوب است. من اینطور فکر نمی کنم. تمام تکنولوژی و کاربرد آن در رابطه با هژمونی غرب که شدیدا” صهیونیسم آن را آرایش می دهد حرکت می کند. کسانی که دنیا را بطرف “نظم نوین” هل می دهند با این تکنولوژی جهان گیر و در گیر کردن افراد در آن نه تنها از لحاظ اقتصادی دست بالا را دارند بلکه افراد را بطرف یک زبان و یک فرهنگ مشخص راهنمایی می کنند و با این کار منابع طبیعی دنیا و نیروی انسانی را بنفع خود به زیر سلطه می کشند. من و شما بعنوان مصرف کننده و آنها بعنوان تولید کننده مشخص می شویم. یک عده هم هستند که سیستم جهانی را “مثبت ” ارزیابی کرده اند و دوست دارند متعلق به آن باشند. از این روی – از نظر من – همانند مردم منفعل
    آمریکا سکوت را اختیار کرده و مانند میمون مقلد وار به دنبال سراب روان هستند. راستش من در این سایت نشانی از “حساس بودن ” افراد از وقایع دنیا نمی بینم. من مطمئنم که این از آگاهی افراد سرچشمه نمی گیرد. بعکس از آنجاییکه هر چیز غربی را مثبت ارزیابی می کنند هیچ جیزی را مورد سئوال قرار نمی دهند –بجز جمهوری اسلامی – و همه چیز را جد ا از هم بررسی می کنند. شما که به اینترنت دسترسی دارید – خانم/ آقای میتو – چرا خود را با مطالب مربوط به World Government آشنا نمی سازید که در رابطه بودن تکنولوژی و سیستم جهانی را ببینید؟
    چند سال پیش جان ادوارد – کاندیدای رییس جمهوری در آمریکا می گفت: ” ما باید بدانیم که در مغز تروریست ها
    چه می گذرد .” البته او وقتی از تروریست سخن به میان می آورد مسلما” مسلمانان را در نطر داشت. کسانی که دنیا را آرایش می دهند با استفاده از گفتگوی تلفنی ، اینترنت ، کارت اعتبار یا حتی کارت عضویتتان در کتابخانه برای پی بردن به اینکه چه می گویید ، چه می خورید ، چه می خوانید استفاده می کنند. آمریکا با وجودیکه قوانینی در جهت حفاظت از این نوع اطلاعات دارد ولی همه توسط دولت به اشغالدانی فرستاده شده اند. کمپانی های تلفن که روابط نزدیکی با کاخ سفید و دیگر مراکز قدرت دارند و در حقیقت رییس جمهور نماینده کورپوریشن هاست ، این اطلاعات را در موقع لازم در اختیار دولت قرار می دهند. گوگول هم همینطور. تمام ایمیل ها را اگر بخواهند میتوانند بخوانند. حالا ممکنست این موضوع برای شما هیچ اهمیتی نداشته باشد و مانند بعضی از آمریکاییان بی اطلاع و ساده لوح بگویید : آنها تمام اینکارها را برای حفاظت جان شما می کنند.
    من به این طرزفکر اعتقاد ندارم و بشدت به آنها و اعمالشان مشکوکم. وقایع عراق ، پاکستان ، افغانستان، سومالی ، سودان ، ایران فلسطین ، لبنان و دیگر کشورها عکس این موضوع را ثابت می کند.
    تکنولوژی خوب است اگر در خدمت بشر باشد نه اینکه برای
    کنترل افراد و ایجاد دنیایی بشکل “قفس آهنین ” مورد استفاده قرار گیرد.

    • میو
      سپتامبر 7, 2009 در 2:55 ب.ظ. | #18

      خانم شبنم:
      بحث درباره یک سیستم خدمات شهری است نه سیستم جهانی. اگر چه هر پدیده را می توان به صورت منحصر بفرد و هم در ارتباط با سیستم جهانی بررسی کرد.
      سیستم جهانی متشکل از سیستم هاست اما دلیل بر این نیست که بررسی یک پدیده را تنها در یک چارچوب جهانی – براساس تئوری شما جامعه انسانی به مدیریت صهیونیزم- تحلیل کنیم.

  9. شبنم
    سپتامبر 7, 2009 در 8:55 ق.ظ. | #19

    برای شناخت “نظم نوین” می توانید از ویدئوی زیر که بوسیله
    سالبوچی توضیح داده شده است شروع کنید.

    http://www.youtube.com/watch?v=dEp1D5hAGO8&feature=related
    سالبوچی در باره صهیونیسم: حلقه اصلی در آرایش “نظم نوین”
    http://www.youtube.com/watch?v=yy43zYo33Dg&feature=related

    قسمت دوم

  10. سپتامبر 7, 2009 در 9:09 ق.ظ. | #20

    بخشی از ایده الان در بعضی از شرکتهای تاکسیرانی اجرا می شود. یعنی مشترک به محض زنگ زدن، پرونده اش و آدرسش به صورت اتوماتیک روی کامپیوتر اپراتور باز می شود.
    اما چند تا مشکل دارد.
    1- ممکن است شما تاکسی را برای مهمانتان درخواست کرده باشید، آيا پول از حساب شما کسر می شود، یا حساب مهمانتان.
    2- اگر بخواهید انعام بیشتری به راننده بدهید، چه؟
    3- اگر چند مسافر (مثلاً اعضای یک خانواده) سوار بشوند و در مکانهای مختلف پیاده شوند، هزینه چطور محاسبه بشود؟
    4- اکر شما از خدمات راننده راضی نبودید و بعنوان اعتراض وسط راه خواستید پیاده شوید و پول ندهید چی؟
    البته بخشی از این ایرادات را می شود با تگهای هوشمند بر طرف کرد. اما بازهم ممکن است مشکلاتی پیش بیاورد.

  11. mehran
    سپتامبر 7, 2009 در 12:00 ب.ظ. | #21

    این الان ایده مهندسی؟ برا ایران؟ فیلمای علمی تخیلی فکر کنم زیاد نگاه می کنی یا از شرایط ایران خبر نداری

  12. سعید
    سپتامبر 7, 2009 در 2:47 ب.ظ. | #22

    توهم خوبی بود!!! ایران و این کارها!؟!؟؟! بی خیال…

  13. شبنم
    سپتامبر 7, 2009 در 5:40 ب.ظ. | #23

    میو:
    شما هیچگونه حساسیتی نسبت به تکنولوژی که در “خدمات شهری” هم بکار گرفته می شود نشان نمی دهید و اصولا” “خدمات شهری”
    آن را جدا از مضرات آن بررسی می کنید. همانطوریکه قبلا” گفتم تکنولوژی خوبست بشرط اینکه در خدمت بشر باشد نه علیه آن. شما بنظر می آید رابطه تکنولوژی و سیستم جهانی را نمی بینید که قادر به نقد آن باشید. هیچ چیزی در خلا صورت
    نمی گیرد و تا زمانیکه یاد نگرفته ایم که اتفاقات را در رابطه با هم ببینیم همچنان ساده لوح باقی خواهیم ماند.

    • میو
      سپتامبر 7, 2009 در 9:14 ب.ظ. | #24

      خانم شبنم:
      لطفا یک بار دیگر نوشته های من را بخوانید
      به نظر نمی رسد با دقت خوانده باشید

  14. شبنم
    سپتامبر 7, 2009 در 10:34 ب.ظ. | #25

    میو
    شما بهتر است نظر مرا بخوانید زیرا خود به همان بلایی که مرا
    متهم می کنید مبتلائید. من بطور کلی با تکنولوژی مخالف
    نیستم ولی همانطوریکه مکرر اینجا نوشته ام رل تکنولوژی
    را در رابطه با آرایش جهانی در نظرگرفته ام. شما دوباره
    مسئله “خدمات شهری” را به پیش می کشید زیرا به بعد جهانی
    آن نه علاقه ای دارید و نه آنرا غیرانسانی می دانید.

  15. فرهنگ
    سپتامبر 8, 2009 در 1:02 ق.ظ. | #26

    اين ايده يک ايراد اساسي دارد که با توجه به ديدگاه کنوني وب و دنياي ديجيتال بايد تعديل شود. در ايده شما هيچ ارتباط حسي بين مرکز سرويس تاکسي و مشتري وجود ندارد. ما فکر مي‌کنيم در عصر ديجيتال هرچه ارتباطات کمتر باشد و کارها تماما به صورت ديجيتال انجام شود مشکلات کمتر ميشود ولي با توجه به شخصيت انسان٬ ما نيازهاي ديگر انسان را در نظر نگرفته‌ايم.افراد احتياج دارند تا به همه ابعاد زندگيشان اهميت داده شود.در اينجا ارتباطات کلامي بين مشتري و سرويس دهنده قطع شده است٬ استراتژي سازمانها از حذف افرادي از اين دست از سيستمها بيشتر به منظور کاهش هزينه است در حاليکه به طور قابل ملاحظه‌اي اعتماد به سيستم را کاهش مي‌دهد. اگر شما ساعت را دقيقا به سرويس دهنده اعلام کنيد آيا مطمئن هستيد که مثلا کمبودي در تعداد ماشينهاي در دسترس خدمات دهنده شما وجود ندارد به هر حال هر شرکتي در هرجاي دنيا از روشهاي اقتصادي براي برآورد تعداد خدمات رسانهاي خود استفاده ميک‌ند و تعداد آنها هيچ وقت بينهايت نيست.

    • سپتامبر 8, 2009 در 1:16 ق.ظ. | #27

      بله البته، ولی این فقط یک تجربه‌ی فکری ساده شده بود. اشکالاتی که برشمردید که البته درست هستند، می‌تواند به سادگی حل شوند. کاربر می‌تواند گزینه‌ی صحبت کردن با اپراتور را داشته باشد‌ و این موضوع هم این حق را به کاربرانی که دوست دارند با انسان تبادل داشته باشند می‌دهد و هم هزینه‌ی شرکت تاکسیرانی را کم می‌کند چون به هر حال عده‌ی زیادی از همان روش خودکار استفاده می‌کنند.
      یا سیستم می‌تواند از طریق پیامک ارسال تاکسی به خانه‌ی شخص را تایید کند و … و …

      حرف شما را به گونه‌ی دیگری می‌توان تایید کرد. از دیدگاهی دیگر و از نظرگاهی کلان‌تر. ماشینی کردن روابط انسان می‌تواند روندی باشد که باید در مورد مصائبش بیم‌ناک باشیم.

  16. سپتامبر 8, 2009 در 9:08 ق.ظ. | #28

    سلام اولا روز وبلاگ نویسی با کلی تاخیر مبارک که تبریک این روز بصورت ویژه باید برای وبلاگ نویسانی چون شما باشه همه پستهایشان بدون استثنا ارزش محتوایی بالایی دارند و بعد خوشحالم که دوباره درباره این ایده ها می نویسید.

    • سپتامبر 10, 2009 در 1:35 ب.ظ. | #29

      ممنون صندوقک جان. روز وبلاگ‌نویسی یا سالروز تولد وبلاگستان فارسی بر شما هم مبارک باشه.

  17. nillgoonn
    سپتامبر 10, 2009 در 12:06 ب.ظ. | #30

    خيلي خوبه، فقط ميشه بهش Delay time اضافه بشه، به علاوه حالتي كه به سيستم زمان رسيدن رو بديم و اون بقيه زمان بندي ها رو انجام بده. اين رو قبلا خونده بودم، فكر مي كنم به عملي شدن اين ايده يه جورايي كمك مي كنه.
    http://www.sciencedaily.com/releases/2009/01/090107092722.htm

    • سپتامبر 10, 2009 در 1:33 ب.ظ. | #31

      جالب بود. مرسی.

      • nillgoonn
        سپتامبر 10, 2009 در 11:34 ب.ظ. | #32

        خواهش مي كنم.

  1. هنوز دنبالکی دریافت نشده.