عکس روز: یادمان که نرفته؟ – قسمت دوم

این عکس‌ها ما را به یاد روزهای تاریخی و بسیار مهمی می‌اندازند. آن روزها، ساعت‌ها و دقیقه‌هایش را که فراموش نکرده‌ایم؟

P1000222-editedتهران – خرداد هشتاد و هشت (به مناسبت فرا رسیدن سیزدهم آبان)

برای مشاهده‌ی عکس با وضوح بیشتر روی آن کلیک کنید.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

9 دیدگاه در عکس روز: یادمان که نرفته؟ – قسمت دوم

  1. میم نقطه می‌گه:

    طالب سبزم نه آن سبز ريا
    سبز هم بازيچه شد مهدي بيا!

  2. سرعت اینترنت می‌گه:

    سیزده روزی که نحس است
    سیزده روزی که مرگ است
    سیزده روزی که جهل است
    سیزده روزی ز آبان , ننگ بر پیشانی این آب و خاک است
    سیزده فرزند نامشروع یک زن زیر چادر با شعار مرگ بر زیبایی دنیای غرب است
    سیزده مشت گره کرده و خون آلود یک مرد عقب مانده و اسلامی ,آغشته به جان مردم آزاد اندیش است
    سیزده یاد آوره حمله ی اعراب بی فرهنگ و بی ریشه به این مرز گوهر خیز است
    سیزده تکرار پاییز و خزان حمله ی چنگیز و تاتار است
    سیزده تسخیر یک خانه بدست قومی افسرده و سرخورده با افکار پست است
    سیزده ظلم مسلمان است بر ادیان دیگر با سرود زنده باد جمهوری اسلامی و نابود باد هر چه غیر مسلمان است
    سیزده آغاز فصل سرد و غمباره زمستان است پنهان زیر عبای پر ز چرک و خون و نفرت ملای بیرحم است
    سیزده روز غم انگیز پرواز جغد تحجر هم نوا با نغمه ی شوم مرگ بر علم و تجدد بر فراز میهن ما سایه افکند است
    سیزده روزی که با دستان این ملت که از سر تا به پا در بیشعوری بی سوادی فرو رفت است بانوی عشق و آزادی شهید گشت است
    سیزده روزی که………………

  3. آمد می‌گه:

    عکس همیشه نگه دارنده خاطره هاست.

  4. کیان می‌گه:

    خودمونیم دیگه از اون بامدادی منصف خبری نیست.
    واقعا این عین دیکتاتوری نیست؟
    13 بیشتره یا 24 .

    • خودم می‌گه:

      متاسفم ک این‌طور فکر می‌کنید. من هنوز هم سعی می‌کنم منصف باشم. البته تا چه حد موفق باشم را شمای خواننده بهتر تشخیص می‌دهید.

      در مورد سئوالی که پرسیدید دو نکته مطرح است:
      ۱. ما روی آن ۱۳ و ۲۴ شک و تردید جدی داریم و رفتار گروه‌های اقتدارگرای حاکمیت شک ما را صد چندان کرده است. به نظر می‌رسد مساله نه تنها ۱۳ به ۲۴ نیست که شاید خیلی خیلی برعکس‌تر از این‌حرف‌هاست.
      ۲. اگر هم ۱۳ و ۲۴ درست باشد باز هم نگاه منصفانه عملکرد خشن و غیرقانونی گروه‌های اقتدارگرای حاکمیت با همان ۱۳ میلیون نفر (که به هر حال حق اعتراض مسالمت‌آمیز را دارند) را محکوم می‌کند.

      نظر منصفانه ی شما چیست؟

      • میم نقطه می‌گه:

        شما گزارش تفصيلي شوراي نگهبان رو قبول نداريد؟
        حرفهاي ولايتي كه آدميه نه با احمدي و نه با خاتمي بلكه ارادت زيادي به آقاي هاشمي داره تا حدي كه 4 سال پيش بخاطر آقاي هاشمي نامزد نشد
        حرفهاي كي رو قبول داريد؟
        بريد براي نمونه صندوقهاي راي ها رو يكي يكي از رو راي ها بخونيد!
        اخه يه جو انصاف!
        يكي از اعضاگويا؟ موسس اعتماد ملي چند وقت پيش گفت كه ما با صحبتهاي رهبر قبول كرديم كه تقلب نبوده فقط زمان ميبره كه جوونها رو راضي كنيم!
        جناب بامدادي شكي كه سندي براش نيست چه معني ميده؟
        بگذاريد يه مثال بزنم…ايلام…شهري كه من زندگي ميكنم دوره هاي قبل بالاترين نسبت جمعيت راي به خاتمي رو داشت … يعني دوره هاي قبل آدمها بايد دل از همه چي ميزدن كه براي غير خاتمي تبليغ كنن!!!!!
        اما اين دوره عجيب بود!جمعيتي كه براي سخنراني وزير خارجه ي احمدي نژاد جمع شده بودتوي ورزشگاه نشاط و بيرون از كل جمعيتي كه كروبي يا موسوي توي مسجدجامع داشتن بيشتر بود!!!!!!!حتي سخنراني آدمهايي كه براي حمايت از احمدي توي دانشگاه ايلام ميومدن هم خيره كننده بود تا ساعت يك شب!يه اقليت كه عده اي كروبي و جمعي موسوي بودند هم ميودن ولي نميتونستن خراب كنن جلسه رو!
        در عين حال جلسه اي كه كروبي صحبت كرد يا قنبري به حمايت از موسوي صحبت كرد خيليش رو ماها پر كرده بوديم!
        باور كنيد زشته اينطور انتخاب ملت رو مشكوك دونستن!
        يادتون رفته دوره دوم خاتمي توي كشور؟همين حامياش طرح عبور از خاتمي رو دادن! مجالس توكلي اونهمه پرشور بود!باور ميكنيد من هنوز باورم نميشه با اون وضع خاتمي 21 ميليون راي بياره!ولي قبول كردم!
        مني كه از خاتمي هيچ دل خوشي ندارم!ولي قبول كردم اين راي ملته!
        كاش شماها هم كمي به غير نظرتون احترام ميگذاشتيد!ميدونيد اگر اين اتفاقات و اون بيانيه آقاي موسوي نمي بود الان چه حكومت پرافتخار تري داشتيم!
        روز22 خرداد وراي از موسوي يا احمدي فرصتي براي افتخار به حكومتي بود كه 30 سال دست اجنبي رو از اين مملكت كوتاه كرد!
        رنجهايي كه مصدق- كاشاني- مدرس و… كشيدند رو به ياد بياريد!!
        خيلي حيف شد!

        ميدونيد اولين تلخي اون روز چي بود!
        كلمه يا قلم نيوز رو ساعتهاي حدود 10 ونيم يازده بازكردهم مصاحبه اعلام پيروزي آقاي موسوي بود!!!!!؟

  5. کیان می‌گه:

    چطور شک دارید؟
    چون آقای موسوی تا خود اعلام نتایج اعتقاد داشتن پیروزن؟راستی چرا تا خود اعلام نتایج چیزی از اینکه ناظرانشون نتونستن سر صندوقها حاضر باشن به زبون نیاوردن؟
    چون خانم رهنورد گفتن امکان نداره لرها دامادشون رو رها کنن به احدی نژاد رای بدن؟راستی ایشون با خودشون فکر کردن چطور لرها پسرشونو رها می کنن به موسوی رای می دن؟
    چون همسر آقای هاشمی گفتن اگه موسوی نشد بریزید تو خیابون ها؟
    چون آقای کروبی نتونستن صبر کنن مجبور شدن چرت بزنن تقلب شد؟راستی چطور در مورد جایزه صلح نوبل اعتراضی نداشتن؟لابد تا خود صبح بیدار بودن و از نتایج کاملا باخبرن؟

    راستش آقای بامدادی اینروزا وقتی با همفکراتون صحبت می کنم دیگه نظری در مورد تقلب ندارن فقط نقد به دولت دارن یعنی بدون اینکه بخوان ابراز کنن دارن می گن تقلب بهانه ای بود.

    راستی یه سوال
    شما به چی می گید اعتراض مسالمت آمیز؟
    به کندن صندوقهای صدقات؟ این یه دونه واسه من خیلی سواله!این گدا آهنی ها به کی ضرر رسوندن؟
    به شکستن شیشه بانکها می گین؟
    به کندن تابلوهای راهنمایی؟
    به بالا رفتن از دیوار پایگاه نظامی؟
    یه سوال دیگه چرا وقتی می گن بینتون منافقین دارن قدم می زنن باور نمی کنین؟
    چرا مردم خشمگین از دیوار پایگاه بسیج آزادی همون که بر خیابونه نزدیک خیابون رودکی بالا نرفتن؟
    چی شد خشمشونو سر پایگاه بسیجی که توی کوچه بود و قطعا زیادم تو دید نبود خالی کردن؟چرا از دیوار اون بالا رفتن؟کی گفته بود اونجا پر اسلحه اس؟لابد اتفاقی بوده و خبر نداشتن اونجا پر اسلحه اس؟واقعا فکر می کنید مردم عادی باخبر بودن؟

    به اینکه تمام حفاظهای بین گارد ریل تو بزرگراه یادگار امام رو کندین می گین مسالمت آمیز؟
    به اینکه شروع کردین به لعن و نفرین کردن اشخاص مملکتی می گین مسالمت آمیز؟
    به اینکه خیابون اصلی شهر رو تعطیل کردین راه و به تاکسی ها و اتوبوسها بستین می گین مسالمت آمیز؟

    راستی چرا اینهمه کم تحملی؟
    چرا ما تحمل کردیم دولت اصلاحاتو اونم هشت سال و شما نمی تونید تحمل کنید دولت مهر رو؟
    چرا ما نریختیم بیرون؟

    این کارها از طرف آقای موسوی که بارها کم طاقتیشون رو تو بحران تو جنگ ابراز کردن و استعفا دادن قابل قبول بود لابد باید از طرف دارانشونم قابل قبول باشه!!!

    • خودم می‌گه:

      همه‌ی این‌ها که گفتید واکنش‌های بسیار کوچکی است به خشونت و ظلمی که به صورت گسترده و عام در قبال مردم انجام شده است.

      در مورد تخلف در انتخابات موضوع بارها به تفصیل گزارش شد ولی متاسفانه گروه‌های نیرومندی در سیستم هستند که مانع تحقیق و تفحص بی‌طرفانه و دقیق در این قضیه شدند.

      تا وقتی هم که تحقیق و تفحص دقیق نشود که نمی‌شود از چیزی مطمئن بود. فعلن ولی چیزی که عیان است رفتار قهری با مردم است. آن‌هم مردمی که آرام و بی‌دفاع بودند و فقط سئوال پرسیدند.

      کندن صندوق صدقات و شیشه‌ی بانک واکنش گروه بسیار اقلیتی از مردم و همین‌طور عده‌ای مزدبگیر اغتشاش‌گر بوده است. گروه اول در واکنش به رفتار وحشیانه با مردم چنین حرکاتی را انجام داده‌اند که مقصر واقعی کسی است که دستور ماست‌مالی سئوال قانونی مردم و سرکوب آن‌ها را داده است. عده‌ی دوم که اغتشاش‌گر بودند و مزدبگیر هم که معلوم است چرا دست به شکستن شیشه و غیره زدند. تا به دستگاه پ‍روپاگاندای سیستم خوراک کافی بدهند که ببینید مردم چقدر خشن بودند.

      دولت مهر؟
      شوخی نفرمایید لطفا.

  6. کیان می‌گه:

    پس لابد گروهی هم که جلوی اغتشاشگران می ایستند هم مزدبگیرانی اند که قرار است چهره نظام را مخدوش کنند.
    اغتشاشگران خودشون فضای غیر قانونی رو بوجود میارن. قطعا در هر کشوری با اغتشاش گران با روبوسی برخورد نمی شه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s