خانه > موسیقی > سبز بودید، اما به زبان جهانی ما توهین کردید

سبز بودید، اما به زبان جهانی ما توهین کردید

هیچ چیز مقدس نیست.

هیچ‌چیز. هیچ‌چیز.

حتی موسیقی.

اما اگر بنا باشد از مجموعه‌ی دستاوردهای بشری، یکی، دست‌کم یکی را انتخاب کنیم آیا چیزی جز موسیقی می‌تواند باشد؟ جهانی‌ترین هنر. هنری که گیاه و حیوان آن‌را حس می‌کنند و جنایت‌کاران جنگی و شاعران نیز از آن لذت می‌برند. انتزاعی‌ترین هنر، بافته شده در تار و پود ژنتیکی ما آدم‌ها که از ورای همه‌ی زبان‌ها و همه‌ی نژادها و همه‌ی جنسیت‌ها و همه‌ی مذهب‌ها و همه‌ی گرایش‌ها و همه‌ی سابقه‌ها و همه‌ی گناه‌ها و همه‌ی جنایت‌ها و همه‌ی عطوفت‌ها و همه‌ی تاریخ بشر برای ما می‌نوازد.

هنری که ما را می‌بخشد و نوید رستگاری می‌دهد.

وقتی این خبر را خواندم دلم شکست…

+ ویدئو

+ ویدئو

.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

  1. فوریه 1, 2010 در 4:48 ق.ظ. | #1

    کلاً بعضی وقنت خیلی باهات موافق میشم جناب بامدادی!

    • خودم
      فوریه 1, 2010 در 10:37 ق.ظ. | #2

      ارادت دارم امیر جان.

  2. فوریه 1, 2010 در 8:46 ق.ظ. | #3

    امان از حرکت های احساسی و بدون فکر…

    • خودم
      فوریه 1, 2010 در 10:37 ق.ظ. | #4

      واقعا امان.

  3. فوریه 1, 2010 در 8:59 ق.ظ. | #5

    کاملا موافقم؛ هیجان بعضی ها را داغ کرده که اصلا فکر نمی کنند دارند از چه چیز ویرانه می سازند؛ وقتی می خواهند دشمنی کنند با همه خوبی های دشمن شان هم دشمنی می کنند! با نظام مخالفند با موسیقیی که با حمایت نظام اجرا می شود که ساز دشمنی کوک کرده اند و تازه ادعایشان می شود که دشمم – دشمن کردن کار نظام است! … در ضمن پیشنهاد می کنم به علت فیلترینگ بالاترین در ایران، اصل خبر را، لااقل بخشی از آن را، در وبلاگت منتشر کن تا همه بدانند موضوع از چه قرار است

    • خودم
      فوریه 1, 2010 در 10:39 ق.ظ. | #6

      حق کاملا با شماست. متاسفانه علی رغم این‌که مطالب مختلفی در این باره در وبلاگ ها نوشته و فیلم‌های یوتیوب و خبرهای رسمی هم این خبر رو تایید می کنند اما خبر رسمی که به وضوح نشان دهنده ی به هم زدن مراسم باشه رو جایی ندیدم. بیشتر خبرهای رسمی ای که من دیدم به اعتراضات قبل و بعد از برنامه اشاره کردند و طوری نوشتند انگار که اعتراض خارج از سالن ها یا خارج از زمان برنامه بوده.

      شما جایی خبری دیدید که دقیق و کامل توضیح داده باشه؟

      اگر چیز مناسبی پیدا کنم حتما اضافه می‌کنم. ممنون از حضور شما.

  4. houshang
    فوریه 1, 2010 در 8:15 ب.ظ. | #7

    …چون موسیقی زبان احساس است ، شریف ترین وسیله برای بیان و انتقال احساسات در بین همه جانداران …

  5. فوریه 1, 2010 در 8:24 ب.ظ. | #8

    اگر من در دینا نبودم و فضای بلاگم وجود مجازی نداشت
    حرف شما درست بود
    اما …..

    بگذریم
    موسیقی روح طبیعت است و طبیعت درون انسان است .
    باید باور داشت به تمام هارمونی موجود در تن آنگاه گوشهایت ناشنیده ها را نیز میشنود .

    • خودم
      فوریه 1, 2010 در 10:37 ب.ظ. | #9

      چرا اگر فضای وبلاگ وجود مجازی نمی‌داشت حرف من درست بود؟ متوجه معنای این جمله‌ی شما نشدم. کاش توضیح بدهید.

  6. فوریه 2, 2010 در 2:10 ق.ظ. | #10

    من متوجه نمیشم. سخت نوشتی مثل بعضی وقتها که سخت حرف میزنی… منظورت نقد این اعتراض هست؟ خب مگه همین موسیقی که وسیله ارتباطی و احساسی آدمهاست به آدمهای خانه حرام نیست؟ مگر ما چند تا کنسرت موسیقی و برنامه فرهنگی ساخت یافته در ایران توسط همین حکومت و با بودجه همین حکومت برگزار میکنیم که حالا بخواهیم بیرون ایران خودمان را نشان دهیم؟ پس فایده ی این شلوار پشمی که ما را از درون گرم نمیکند و از بیرون َآدمها را میفریبد چیست؟ حکایت ما ایرانیها شده است حکایت همان شلوار پشمی که داخلش خودمان را میخورد و بیرونش مردم را از بس فکر میکنند که به به چه داخل گرمی دارد!!! بنظرم انسان فقط با دو واژه مفهوم میشود. ارتباط (بخوان کامیونیکیشن از هر نوع لمسی، شنوایی، سخن گفتن و ….) و احساس . بنظرم ممکن است نوع اعتراض قابل اعتراض باشد ولی در نفسش و زمانش من به شخصه اشکالی نمیبینم، اگر دلیلی داری که بتوانی مراقانع کنی متشکر میشوم. هرم مازلو که یادت هست ؟ بعضی از نیازها بر طبق همان هرم مازلو بر برخی دیگر از نیازها پیشی میگیرند. نیاز به آزادی و احساس امنیت به نیاز به تلطیف و نوازش موسیقی پیشی دارد، ندارد؟ شاید هم من بد فهمیدم و شما به اعتراض، اعتراض نداشتی …

    • خودم
      فوریه 2, 2010 در 3:12 ق.ظ. | #11

      نه من چرا باید به نفس اعتراض معترض باشم؟ همه حق دارند اعتراض کنند. ولی به شدت از این نوع شیوه‌ی اعتراض کردن نفرت دارم. من فکر می‌کنم باید حداقلی از استانداردها را در هر کاری رعایت کرد. به هم زدن برنامه‌ی موسیقی بی احترامی به فضای موسیقی، آدم‌هایی که می‌نوازند و آدم‌هایی که گوش می‌دهند را به هیچ وجه نمی‌توانم هضم کنم. چه چیزی را داریم از بین می‌بریم؟

  7. م
    فوریه 2, 2010 در 11:04 ق.ظ. | #12

    یک سوال…این که گفتی هیچ چیز مقدس نیست یعنی چه؟

    ببینم درسهای دینی و بینش اسلامی را چند می گرفتی اونوقتها؟؟؟؟ ö=)

    • خودم
      فوریه 2, 2010 در 1:17 ب.ظ. | #13

      هیچ‌چیز مقدس نیست معنای کاملا واضحی دارد. شاید بشود آن‌را این‌طور برداشت کرد که هرچیزی را می‌توان نقد کرد و در مورد چندی و چونی هر پدیده‌ای می‌توان بحث و گفتگو کرد.

      بیشتر اوقات که معلم‌های دینی و معارف خوبی داشتیم بحث‌های داغ و جالبی مطرح می‌شد.

  8. ali
    فوریه 2, 2010 در 11:48 ق.ظ. | #14

    Salam, man tuye salon budam va vaghean asabam khord shod.man baraye musighi rafte budam baraye inke karaye entezami ro vaghean dust daram
    Amma vaghean moteassefam ke injuri barkhors shod. duste holandiye man az sheddate narahti va asabaniyat salon o tark kard, avvalin bar bud ke umade bood musighiye irano gush kone, cheghadram taarif karde budam barash!
    in harketat vaghean vahshigari bud! na eteraze sabz
    kash jaygahe har chizi ro bedunim va yad begirim ke chejuri eteraz konim, inja dige iran nabud ke bekhan jelomuno begiran

    • خودم
      فوریه 2, 2010 در 1:16 ب.ظ. | #15

      علی:

      واقعا ممون هستم که تجربه‌ی واقعی خودتون رو از این رویداد این‌جا گذاشتید. همونطور که شما هم توصیف کردید این جور حرکت‌ها اعتراض نیست، تیشه زدن بر خود است. تیشه زدن بر زیربنایی‌ترین و مهم‌ترین چیزهایی است که می‌توانند من و شما و ما را نجات دهند.

      هر چه می‌کشیم از ارتجاع و عقب‌گرایی است. مهم نیست در چه لباسی و چه رنگی.

  9. شبنم
    فوریه 2, 2010 در 12:05 ب.ظ. | #16

    مشتی ایرانیان عامل در خارج از کشور برای نه تنها برای پیشبرد مقاصد قبیله ای و منافع جیبشان با کشورهای غربی علیه منافع مردم ایران همکاری می کنند بلکه زمینه را برای جاسوسان انگلیسی ، آمریکایی و اروپایی که زیر پوشش “حقوق بشر” – که همه می دانند جز بیهوده گویی چیز دیگری نیست – فعالیت می کنند را صاف می نمایند وبا این عمل بخیال خود به بی ثباتی ایران به دشمنان یاری می رسانند. این افراد وطن فروش بهیچوجه بخشوده نخواهند شد و باید همراه با مسبین این اغتشاشات که دروغ “تقلب” جهت کودتا علیه رییس جمهور منتخب مردم ایران را راه سردادند به شدت گوشمالی شوند. نظری به مقاله یک همجس گرای انگلیسی – داگ آیلند – همکار پیتر تاتچیل همجنسگرا جاسوس MI6 – با دروغ “ایران همجنس بازان را می کشد” سعی در تحمیق توده های ساده لو غرب علیه ایران را کرده است. پیتر راتچیل در اغتشاشات چند سال پیش خوزستان همراه با چند نفر از خود فروختگان خوزستانی از طریق راه اندازی یک سایت قلابی و چاپ نامه ای سراسردروغ که دولت می خواهد درصد

    http://www.zamaaneh.com/degarbash/2009/12/post_23.html

    “پارس”هادر خوزستان را بالا برد باعث فریب و به بازی گرفتن عده ای از مردم ناآگاه شد.

    http://www.dailykos.com/story/2005/4/21/74045/1543

    این مرد خبیث با پلاکاردهایی بنفع همجنسگرایان در تظاهرات فلیسطینی ها شرکت کرده که

    http://www.inminds.co.uk/article.php?id=10214

    میان آنها تفرقه اندازد. این افراد ازحامیان صهیونیستها هستند ولی به دروغ می خواهند خود راحامی فلسطین جا زنند همانطوریکه راتچیل خود از افرادی است که “جامعه دوستداران اهوازی” را راه انداخته است و با این کلک ها تجزیه ایران British style را همانند عراق دنبال می کند. زمان نشان خواهد داد که راتچیل و دیگر ایرانیان خود فروخته این آرزو را به گورهایشان خواهند برد.
    فقط ایرانیان جاهل و دلقک و وطن فروش هستند که با عاملین MI6 همکاری می کنند. در مقابل ، غربیان آگاه از مردم مظلوم ایران – که بوسیله یک مشت اوباش صهیونیسم به بازی گرفته شده اند- حمایت کرده و از حق ایران در مقابل جاسوسان و وطنفروشان خارج از کشور دفاع می کنند.

    اخیرا” داگ آیلند عامل MI6 و حامی “حقوق همجنسگران” ، مقاله ای پراز دروغ در zmag
    روزنامه اینترنتی نوام چامسکی که او هم زیرکانه با دروغ “تقلب” همراه شد و اکنون همراه با شیادان و جاسوسان سازمان سیا مانند برنارد هنری لوی و گلوریا استانیم طی بیانیه ای آزادی عاملین سازمان سیا که زیر پوشش “کوهنورد” از جاسوسخانه اسراییل – کردستان عراق – وارد ایران شده اند را طلب کرده است. نوام چامسکی هیچوقت ازمردخای ونونو – برنامه سلاح اتمی اسراییل را لو داد و بخاطر آن 18 سال در زندان ماند و هنوز بوسیله اسراییل مورد شتم و ضرب قرار می گیرد و نمی تواند با خبرنگاران مصاحبه کند یا از کشور خارج شود – تا آنجا که من دنبال کرده ام دفاع نکرده است. نوام چامسکی هیچوقت از تحریم دانشگاهی و یا صنایع اسراییل هم حمایت نکرده است ولی اکثر بیانیه ها که توسط افراد مزدور و همکار سازمانهای جاسوسی علیه ایران تهیه می شود را امضاء کرده است که توسط عده زیادی از جمله مایکل بارکر مورد انتقاد قرار گرفته است.
    نام نوام چامسکی در بیانیه ها کنار نام جاسوسان سازمان سیا مانند هادی قائمی – پیام اخوان ، جوزف بایدن، میلانی ،نیره توحیدی – هر دو به اسراییل هم سفر کرده اند – مهرانگیز کار – چهانبگلو – حقیقتجو و عده زیادی از صهیونیستها را می توانید ببینید.

    در عوض نگاهی به نظرات افراد با اطلاع از وقایع نشان می دهد که داگ آیلند و نوام
    چامسکی نمی توانند همه را بفریبند.

    http://www.zmag.org/znet/viewArticle/23789

    یکی از نظر دهندگان به داگ آیلند می نویسد:

    I wonder
    By Nikonov, Alla
    WHEN Mr. Ireland and his friends are going to campain to stop USA executions? And not only in USA itself, by the way, and what about UK mass-murdering people without any trial in Afghanistan? Charity begins, you know…But of course, USA and UK rulers are more than happy with Iran-themed campaign, which is not the case when one is protesting against USA/UK imperialist crimes

    و دیگری می نویسد:

    As important as this is,
    By Kane, Paul
    I wonder if Mr. Ireland would be interested in a campaign to stop the war and threats of war against iran, threats of sanctions, etc.?

    عاملین سبز بجای خدمتگزاری به مقاصد صهیونیسم و آمریکا باید از سروران خود بخواهند که
    تحریم های غیرقانونی را فوری متوقف کنند نه اینکه مانند مخملباف سخنگوی خود فروخته و
    جاهل سبز – مخملباف زیاد هم احمق نیست که بدون خواست موسوی دست به خیانت های پی درپی بزند و خود سر سیاستهای مفتضحانه رابه پیش برد – بمنظور تحریم های بیشتر علیه کودکان ایرانی به پابوسی صهیونیستها در واشنگتن رود و با دریوزگی طلب تحریم های بیشتر جهت بی ثباتی ایران را کند و به این امید باشد – مانند باند موسوی و زهرا رهنورد/رفسنجانی -
    که منجر به از هم پاشیدگی اوضاع خواهد شد. این افراد باید بدانند که این آرزو را به گورهایشان خواهند برد.

    http://swans.com/library/art15/barker38.html

  10. امین
    فوریه 2, 2010 در 2:34 ب.ظ. | #17

    جناب بامدادی با این پست احتمالن نمی خواستین که کار این چند نفر رو به حساب همه ی سبزها بنویسید؟
    من موافق اینکارها نیستم اما وقتی محدودیت بیش از حد باشه ادم از هر موقعیتی برای ابراز نظرش استفاده میکنه چه در خیابان چه در دانشگاه چه در کنسرت و حتی در تنهایی خویش.

    • خودم
      فوریه 2, 2010 در 3:18 ب.ظ. | #18

      مسلمن به حساب همه‌ی سبزها نوشته نمی‌شه. ولی به هر حال این افراد خودشون رو سبز می دونستن.

      محدودیت هست. شرایط دشواره. اما باید تیشه به ریشه‌های خودمون بزنیم؟ می‌خواهیم جلو بریم یا چیزهایی که داریم رو هم نابود کنیم؟

      • امین
        فوریه 3, 2010 در 7:11 ق.ظ. | #19

        جنبشی که بخواد با اینجور مسائل از بین بره بهتره که نباشه.
        این نظر منه.

      • امین
        فوریه 3, 2010 در 7:13 ق.ظ. | #20

        درضمن یادم افتاد بگم اگه نباید ها رو لیست کنیم باید در زمان انقلاب تسخیر سفارت امریکا هم نباید انجام میشد در حالی که شد و بهش هم افتخار شد و میشه.

  11. فوریه 2, 2010 در 2:51 ب.ظ. | #21

    من می ترسم یه روزی بیوفتیم به جون هم و همدیگه رو لت و پار کنیم بعد با افتخار تو بالاترین لینک بزنیم و داغش کنیم و برای این خودکشی هامون جشن بگیریم. مدت زیادی که فقط دارم تاسف می خورم

    • خودم
      فوریه 2, 2010 در 3:19 ب.ظ. | #22

      می‌دونم مریم. ترس من هم از همینه. وقتی ریشه‌های خودمون را نابود کنیم دیگه چیزی نداریم که حتی بخواهیم به خاطرش مبارزه کنیم.

  12. ايرج
    فوریه 2, 2010 در 5:23 ب.ظ. | #23

    سلام.
    چندان موافق نيستم. من يك مسلمان اي بسا متعصب استم و از قضا به همين دليل وقتي صداي قرائت قرآن را از تريبوني مي شنوم كه از آن دروغ و تزوير و ترويج رذالت و افترا و اين اواخر تشويق به اعدام و خونريزي را شنيده بودم؛ جز خاموش كردن تلويزيون به همراه نفرين “به كمرتان بزند” واكنشي ندارم. آيا اين رفتار من اهانت به ساحت قرآن است؟! گمان نمي كنم.

  13. شبنم
    فوریه 2, 2010 در 7:29 ب.ظ. | #24

    {من می ترسم یه روزی بیوفتیم به جون هم و همدیگه رو لت و پار کنیم بعد با افتخار تو بالاترین لینک بزنیم و داغش کنیم و برای این خودکشی هامون جشن بگیریم.}

    یکی از اهداف سیاست های متجاوزانه دشمنان هم همین است که ایران را مانند عراق ، سومالی ، فلسطین ، افغانستان ، پاکستان و…. در آورند و مردم را روبروی هم قرار دهند. سیاست کهنه ی امپریالیسم با سیاست “جدایی بیانداز و حکمرانی کن” سعی دارد مردم یک
    کشور را در مقابل هم قرار دهد و از آب گل آلود ماهی بگیرد. این حقه از طریق پخش دروغ مانند کودتای انتخاباتی علیه احمدی نژاد ، برسمیت نشناختن حماس که در یک انتخابات آزاد توسط مردم برگزیده شد پیاده می شود.
    اودید ایلان Oded Yinon طی نوشته ای “استراتژی اسراییل در سالهای 1980″ عملا” همین سیاست را برای حصول پروژه “اسراییل بزرگ ” تجویز کرد. او می نویسد:
    اسراییل برای تصاحب کامل فلسطین و بسط نفوذ خود بمنظور امپراتور سازی باید مراحل زیر با بهره گیری از اختلافات قومی و مذهبی را در تمام کشورهای منطقه که از مصر شروع می شود را پیاده کند:
    یکم:اسراییل باید مردم کشورهای اسلامی رابر مبنای اختلافات قومی و مذهبی بجان هم انداخته و با تفرقه و جنگ علیه یکدیگر این کشورها را به قبیله هایی غیر غرب تجزیه نماید. دروغهایی نظیر ” برده داری کودکان” در جنوب سودان و ” نسل کشی” در دارفور بمنظور تجزیه سودان – بزرگترین کشور آفریقایی با منابع سرشار از جمله نفت – توسط صهیونیسم به رهبری چارلز جیکوب در سودان پیاده شد.این دروغ، گویا ایرانیان وبلاگ نویس و خوانندگان آن را هم فریفت و به دسته جارچیان صهیونیسم یعنی تکرار دروغ صهیونیستهای یهودی ” نسل کشی در دارفور” مبدل کرد. “نسل کشی در دافور” دروغی بیش نیست که بوسیلهSave Darfur
    سازمان صهیونیست یهودی علیه ال بشیر رییس جمهور سودان سازماندهی شد. آنان ” تغییر رژیم” در سودان را دنبال می کردند. ال بشیر نتوانست بیش از آن در مقابل دسیسه های صهیونیستها دوام بیاورد و با دادن حاکمیت آبکی به جنوب سودان ، معترضین که روابط پنهانی با اسراییل و آمریکا داشتند را با واسطه آمریکاییان ساکت کند تا به شورش های دیگر بپردازدو کشورش را از چنگ دزدان غرب نجات دهد. بنابراین او تن به رفراندوم در سال 2010 برای تجزیه کامل جنوب سودان داد. کشتارهای اخیر در جنوب سودان در رابطه کامل با نقشه صیهونیستها یعنی این رفراندوم – تجزیه سودان – است که ال بشیر کوشش میکند از تجزیه کشورش جلوگیری نماید.

    پیام اخوان بهایی از عاملین سازمان سیاو صهیونیسم در پرونده سازی و جمع آوری ” اسناد” علیه ال بشیر رل مهمی بنفع اسراییل/ آمریکا و کانادا ایفا کرد که این رل به ایران هم گسترش پیدا کرد که با همکاری عاملین غرب یعنی شیرین عبادی و شادی صدر، پاچه ی خامنه ای و افراد دیگر را هم در برگرفت و منجر به برپایی “مرکز اسناد نقض حقوق بشر درایران”
    در New Heaven با همکاری جاسوسان ایرانی نمای سازمان سیا – رویا حکاکیان از یهودیان ایران خارج نشین و شوهرش رامین احمدی – شد. بودجه “مرکز جمع آوری اسناد” که به میلیونها دلار می رسد بوسیله NED (سازمان سیا) تامین می شود.

    این جاسوسان و عاملین ایرانی نما از جمله پیام اخوان و شادی صدر تاکنون یک خط در مورد نقض حقوق بشر افراد در آمریکا، کانادا، اسراییل و کشورهای تحت اشغال آنان مثل فلسطین ، افغانستان ، عراق ، سومالی ، سودان و حتی ایران که سالهاست تحت فشار و تحریم های غیر قانونی علیه کارگران و کودکان ایرانی پیاده می شود، ننوشته اند زیرا منافع جیب شان و موقعیت شغلی شان را مدیون این خود فروشی و خیانت به منافع مردم ایران می بینند.

    دوم – ایلان خاطر نشان ساخت که اسراییل باید از این طریق امپراتوری “دولت یهود” را در منطقه علیه دیگر کشورهای منطقه و با غصب کامل فلسطین و بزیر کشیدن منابع عراق بنفع خود با همکاری قبیله های غیر عرب برپا شده از جمله کرد – بلوچ – آذری برپا کرده و زمینه را برای “اسراییل بزرگ” هموار سازد. این برنامه با تهیه سند کلین برگ به مرحله اجرا گذاشته شد.

    http://en.wikipedia.org/wiki/A_Clean_Break:_A_New_Strategy_for_Securing_the_Realm

    از اقدامات دیگر برای بزیر کشیدن ایران بیانیه نویسی است. صهیونیسم افراد خود را در تمام دالانهای قدرت از جمله “چپ ” به کار گماشته است . وظیفه این افراد دور کردن اذهان مردم از نقش صهیونیستها در مختل کردن صلح جهان و ترورهای خانمان برانداز اسراییل علیه مسلمانان است که از طریق رسانه های صهیونیستی و “مترقی” جهت اهریمن سازی پیاده می شود. بیخود نیست که احمدی نژاد مانند مصدق ، جمال عبدالناصر، صدام، خمینی و چاوز بعنوان “هیتلر” به مردم فریب خورده و جاهل فروخته می شود.

    انقلابات مخملی و رنگین از طریق مراکزی در غرب به رهبری سازمان سیا و عواملش جین شارپ ، پیتر اکرمن علیه کشورهای مورد هدف به کار گرفته می شوند و ایرانی نماها و افراد “مترقی” دیگر از جمله استیفن زونز همکار نزدیک نوام چامسکی ، چامسکی ، گلوریا استانیم ، برنارد هنری لوی از شیادان حامی صهیونیسم و همکار ساتراپی ، مخملباف ، شهلا شفیق به این راه یاری می رسانند.اخیرا” مایکل جیمز بارکر اخیرا” چامسکی را بعلت امضای بیانیه حمایت از جین شارپ که توسط همکارش استیفن زونز تنظیم شده بود را شدیدا” گوشمالی داده است. او می نویسد:

    For want of a better word the four “letters” that Chomsky has attached his name to since June 2008 were 1) a statement written in solidarity with Dora Maria Tellez, the former president of Nicaragua’s Movimiento Renovador Sandinista (MRS), 2) an open letter in support of Gene Sharp and the Albert Einstein Institution, ….A Decade Under Chávez. Although each of these causes may appear reasonable at first glance, a good case can be made that the collective effect of signing all four of these letters may actually have a detrimental impact on effective challenges to imperialism, negatively influencing the ability of other progressive activists to comprehend the full gamut of strategies that are employed by neoliberal democracy manipulators.

    http://swans.com/library/art14/barker10.html

    ایرانیان وظیفه داردند در این موقعیت حساس هوشیارانه عمل کنند و جاسوسان و عاملین ایرانی نما را در زیر هر نقاب و پوششی که باشند به مردم ایران بشناسانند.

    در انتها نظر ایرانیان را به گوشه ای از فیلم Open City به کارگردانی روسلینی جلب
    می کنم. این فیلم همبستگی بی نظیر مردم ایتالیا علیه فاشیسم – که امروز توسط آمریکاو اسراییل و انگلیس و نوچه هایش نمایندگی می شود – را بسیار زیبا به تصویر کشیده است. در این فیلم بسیار زیبا مردم از هر قشر و گروهی – مذهبی و چپی – در کنار هم – نه علیه هم-
    به مبارزه مشغولند. شما کسی را همچون ایرانی نماهای امروز در جیب فاشیسم که نقاب
    “حقوق بشر” را بر صورت کریه خود کشیده است را نمی بینید. نابود باد فاشیسم و عاملین
    ایرانی نمای آن.

    http://www.youtube.com/watch?v=ckvg83xTIx8

    دیدن کامل این فیلم زیبا و بانفود برای باز کردن چشمان کور بسیاری از ایرانیان مفید است.

  14. چرتینکوف
    فوریه 2, 2010 در 8:32 ب.ظ. | #25

    خب من در جریان کامل نحوه ی اعتراض قرار ندارم و اطلاعاتم همونی هست که از شبکه های خارجی دیدم بنابراین میتونی تصور کنی که بر اساس همون اطلاعات محدودم دارم حرف میزنم.

    ولی هنوز هم فکر میکنم وقتی در جامعه ایران حتی احساس امنیت برای ابراز عقیده وجود نداره ، وقتی تو نمیتونی تو ایران به موسیقی که دوست داری آزادانه گوش بدی، چرا یه عده از ایادی دولت باید بتونن آزادانه از آزادی این طرف دنیااستفاده کنن، همون چیزی که خودشون در ایران برای بقیه از بین بردن. پس کی و کجا باید بهشون طعم عدم امنیت چشونده بشه؟ شاید بد نباشه وقتی که یه عده واسه نهار مثلا تو نوفلو شاتو جمع میشن و تحمل شنیدن حرف بقیه رو ندارن یه جوالدوز بهشون بخوره ببینن چه مزه ایه.

    یادمه که چقدر در مواضعمون در حمله آمریکا به عراق فرق داشتیم و من بعد از مدت بسیار کوتاهی به چیزی که میگفتی رسیدم و فهمیدم که حق با تو بود. خب تفاوتی در نتیجه نداشت چون من نه حامی فیزیکی جنگ بودم و نه کاره ای ولی خب میتونستم منطق اشتباهم رو توی دلم داشته باشم.
    ولی در این مورد خاص هم من متاسفانه یا خوشبختانه نظر خودم رو دارم و فکر میکنم که هر گروه و قشر انحصار طلبی نباید بتونه در لوای زبان مشترک آدمها خودشو و جنایاتشو پشت فعالیتهای ظاهری مردم پسند قایم کنه. حداقل بد نیست که بدونن بعضی جاها دیگه امنیتی و مصونیتی براشون نیست حتی در لوای ارتباطات دیپلماتیک. موسیقی اینجا دستاویزی بود برای این گروه کما اینکه درگیری که یه کم زیاد شد پلیس هلند سعی کرد کنترلش کنه ولی چهره ایادی دولت که سعی میکردن با شعار مرگ بر منافق ترس ایجاد کنن رو هم نباید فراموش کنیم.
    بنظرم اگه روی یه ویرانه ای که توش یه افعی لونه داره شقایق روییده دلیل نمیشه که بخاطر شقایق زیبا ویرانه رو از یاد ببریم. میدونین که برای دید بازتون و منطق متواضع و عادلانه تون چقدر احترام قائلم. ولی فکر میکنم بد نشد که این اتفاق افتاد. یعنی اونقدرا که ناراحتشین بد نشد. من شاید خودم دست به همچین کاری نزنم ولی کسانی که اینکارو کردن رو سرزنش نمیکنم ، نمیدونم که در چه شرایطی به هلند مهاجرت کردن و چه اجباری این خشونت نهان رو آشکار کرده بنابراین در نفس این اعتراض اشکالی نمیبینم حتی اگر منجر به خراب شدن جشن بشه. مگه جز اینکه که وجه ایران دیگه از اینی که هست و سران کشور زحمتشو کشیدن خرابتر نمیشه. میشه؟ اگه این اعتراض نبود فوقش یه جماعت 300-400 نفری از موسیقی لذت میبردن و با ایران آشناتر میشدن ولی افتضاح این اتفاق نشون میده که مخالفان رژیم چقدر شهامت پیدا کردن و همه جا هستن نتیجه اش برای شناسوندن ایران زیاد تر از حالت اوله.
    پایدار و شاد باشید.

    • خودم
      فوریه 3, 2010 در 2:39 ق.ظ. | #26

      خوب این‌جا اختلاف نظر داریم. من با این طور سیاه و سفید کردن موضوعات عموما مشکل دارم. لابد با همین استدلال اگر مادری کارمند این دولت باشه و برای کودکش لالایی بخونه رو هم باید مورد ضرب و شتم قرار بدیم. ایادی دولته دیگه مگه نه؟

      خطر این نوع استدلال‌ها اینه که ساده‌گرایی می‌کنه و همه‌ی آدم‌ها رو به صرف این‌که کی هستن و چکار می‌کنن به دو دسته‌ی سیاه و سفید تقسیم می‌کنه و بعد چون حریمی باقی نمونده و همه چیز رو زیر پا گذاشته به ورته‌ی همون انحطاطی فرو می‌افته که ظاهرا می‌خواست باهاش مبارزه کنه.

      تجربه نشون داده که با بحث و گفتگو نمی‌شه نظر کسی رو عوض کرد. فرایندها معمولا درونی هست و آدم‌ها خودشون دیدگاه‌های خودشون را می‌سازن. برای همین من زیاد بحث نمی‌کنم این‌جا. فقط یادتون باشه که در راه مبارزه یا اعتراض یا هر چی کار درستی نیست که ارزش‌ها و میراثی که روی آن‌ها ایستادیم و به خاطرشون می‌تونیم هنوز خودمون را انسان بدونیم نابود کنیم.

  15. شبنم
    فوریه 2, 2010 در 11:09 ب.ظ. | #27

    ایرانیانی که بقول خودشان با جنگ عراق موافق بودند و حالا می نویسند ” من بعد از مدت بسیار کوتاهی به چیزی که میگفتی رسیدم و فهمیدم که حق با تو بود.” بنظر می آید بازهم از تاریخ درسی نگرفته و همچنان روی مواضع ساده و غیر علمی خود پا فشاری می کنند. کسانی که از تاریخ درسی نمی آموزند بدون تردید یا از تنبلی این افراد صورت می گیرد یا به منافع این افراد –گشاد کردن قبیله یا منافع مالی و حرفه ای – مربوط می شود. یادم میآید یکی از افراد چپ ایرانی خارج نشین که خود را “باسواد” بحساب می آورد در
    موقع حمله جنایتکاران جنگی به عراق بدون رجوع به تاریخ و نقش امپریالیسم و صهیونیسم گفت :
    ” حالا وضع عراقیان خوب می شود.” کسی که اینقدر بی دانش باشد همان بهتر که در غرب بمیرد. این فرد اینقدر جاهل و بزدل است که اکنون زیر حرف خود می زند و می گوید من این حرف را نگفتم.

    مسئله این نیست که این اشخاص تظاهرات کرده اند یانه. مسئله اینست که اغلب این بزدلان و فرصت طلبان عامل و مزدور غرب و سیاستهای صهیونیسم اند و با آنها علیه مردم ایران همکاری دارند. آیا شما صدای این افراد مزدور و فرصت طلب راعلیه جنگ های قلابی آمریکا که زیر پوشش ” جنگ علیه ترور ” صورت می گیرد در کافه “صدای آمریکا” دیده اید؟ آیا این عاملین و جاسوسان صفحه ای در محکوم کردن فاشیسم بسرکردگی آمریکا – اسراییل – انگلیس سیاه کرده اند؟ آیا عاملین اشاره ای به کشتار میلیونی در عراق و دیگر کشورهادارند؟ آیا این مزدوران درموردتحریم های غیرقانونی و فشارهای تبعیضانه محور شرارت – آمریکا – اسراییل – انکلیس بمنظور توقف غنی سازی قانونی ایران چیزی نوشته اند؟ این مزدوران که منافع شغلی خود را مدیون این خود فروشی می دانند نه تنها اینکار را انجام نداده اند بلکه بعد از 40 سال خارج نشینی و با در دست داشتن گذرنامه های این کشورها – جنایت های کشورهای غربی را رها کرده و تمام هم خود را در خدمت اهداف کشورهای خود علیه ایران و اسلام قرار داده اند و خود را “ایرانی ” معرفی می کنند. آیا کسی می تواند برای نیره توحیدی ، بروجردی ، میلانی که به اسراییل هم تحت پوشش “کنفرانس ” سفر کرده اند تره خرد
    کند؟ این اپورتونیست ها به اسراییل آپارتاید سفر می کنند و ککشان هم نمی گزد ولی جلوی پخش موسیقی ایران می ایستند و از دول خود می خواهند که اجازه چنین برنامه هایی را ندهند. چند نفر از این مزدوران ایرانی علیه جنایت های اوباما در افغانستان ، یمن ، سومالی ، پاکستان ، فلسطین درهنگام سخنرانی هایش به تظاهرات نشستند؟ چند نفر از این مزدوران در هنگام حمله جنایتکاران جنگی به عراق علیه محور شرارت آمریکا – اسراییل – انگلیس نظم خیابان را بهم زدند؟ چند نفر از این جاسوسان دروغ های آمریکا در مورد ترورهای مکرر که مسب آن کسی غیر از خودشان نیست را به مردم گوشزد کردند؟ چندنفر مانند آمریکاییان معترض “القاعده ” را یک سازمان پوشالی که توسط آمریکا طراحی شده است را به مردم گوشزد کردند؟ چند نفر از این ایرانی نماهای عامل مرگ بن لادن جاسوس سازمان سیا در سال 2002 را به افراد یادآوری کردند؟ جواب به تمام این سئوالات اگر صفر نباشد مطمئنا” عددی نزدیک به آن خواهد بود.

    نگاهی به بیانیه های مختلف این مزدوران نشان از همکاری این افراد با فاشیسم را دارد.
    امروز دلقکانی مانند حمید دباشی که از زمان بر مسند نشاندن اوباما بعنوان رییس جمهور یهود، حمایت خود از سیاست های آمریکا را با بی شرمی تمام عیان کرده و با وقاحت بی نظیری اغتشاشات اخیر ایران را بنفع “پروسه صلح” ارزیابی می کند و جاهل بودن خود را بمعرض تماشا و خنده گذاشته است نشان می دهد که این فرد دلقک و فرصت طلب تاب مقالات آمریکاییانی که سیاستهای آمریکا را بنفع منافع آمریکا نمی دانند و آن را محکوم می کنند را نکرده و علیه این افراد از جمله زن و شوهری بنام فلینت و هیلاری لاورت ، به لجن پراکنی بصورت زیر لوای “مقاله” دست زده است که توسط اکثر ایرانیان آگاه مورد انتقاد شدید قرار گرفته است.

    http://www.payvand.com/news/10/jan/1297.html

    خواندن مقاله انتقادی جوزف ماساد از دکان “پروسه صلح” جاهل بودن حمید دباشی را بیش
    از بیش نمایان می کند.

    http://weekly.ahram.org.eg/2010/982/re7.htm

    حمید دباشی از فرصت طلبان ونزدیک به جاسوسان سازمان سیا – حقیقت جو و کدیور – به درجه از خفت و خواری سقوط کرده که همردیف اشخاصی مانند بنفشه زند بنازی – دختر شوهر مهر انگیز کار یعنی پورزند شده است که این زن همکاری تنگاتنگی با ستون پنجمی های

    http://mrzine.monthlyreview.org/2010/leverett280110.html

    صهیونیسم یعنی مایکل لیدن و دیوید فروم ، طراح محور شرارت – دارد.

  16. چرتینکوف
    فوریه 4, 2010 در 1:35 ق.ظ. | #28

    خانم یا آقای شبنم بنظر میرسد شما دوبرابر آنچه که گوش میدهید، ادعا دارید، میخوانید و اصولا میدانید حرف (بخوانید لاف) میزنید در حالیکه در حالت طبیعی بایستی دو گوش و یک دهان داشته باشید. اینجا صفحه شخصی شما نیست ، مخاطب من شما نیستید و چون طبعا” شما در جریان بحث های ما نبوده اید صلاحیت قضاوت کردن آنرا هم ندارید. شاید مطالعات تاریخی بنده زیر سوال باشد کما اینکه ادعایی هم ندارم ولی حافظه ی تاریخی 30 ساله ی بنده نشان دهنده سوابق این رژیم است که از چشم عقل شما (و سوابق بسیار علمیتان) در امان مانده و بجای اقرار به آن به انکار آن پرداخته و گندکاری های کشورهای دیگر را دستاویز منافع خود قرار داده اید. لختی برای گذاشتن کامنت های درازتان درنگ کنید همه تکرار مکررات کلیشه ای جمهوری اسلامی است ، تردید دارم که خواننده ای هم داشته باشد! بحث انتخاب بدترین بین صهیونیست و امپریالیست و آخوندیسم نیست بحث حقوق ابتدایی ایرانیان است که افرادی مثل شما بنفع خود مصادره کرده اند.

  17. چرتینکوف
    فوریه 4, 2010 در 1:38 ق.ظ. | #29

    بامدادی جان با اینکه هدف وسیله را توجیه نمیکند موافقم. و با فرضیه نسبیتی هم که میگفتی همینطور. از وقتی که برای پاسخگویی گذاشتید متشکرم.

    • خودم
      فوریه 4, 2010 در 1:48 ق.ظ. | #30

      خواهش می‌کنم. تشکر را من باید از شما بکنم که افتخار می‌دهید و به این‌جا سر می‌زنید.

  18. شبنم
    فوریه 4, 2010 در 3:22 ق.ظ. | #31

    ایرانیان پرمدعا ، از خود راضی ، بی ادب وقاحت را تا بدانجا کشانده اند که به خود حق می دهند به افراد، بصرف اینکه یک خط از نظراتشان را بدون ذکر نام ” ….. ” در اینجا آورده ام با زبانی که شایسته هیچکس جز خودشان نیست ، حمله کنند.

    ایرانیانی که بقول خودشان با جنگ عراق موافق بودند و حالا می نویسند ” من بعد از مدت بسیار کوتاهی به چیزی که میگفتی رسیدم و فهمیدم که حق با تو بود.”
    کاسه داغتر از آش شده اند. من با اینگونه افراد بهیچوجه هم کلام نخواهم شد. فقط هشدار می دهم که قبل از نوشتن واژه های پوچ ، بی ارزش و تهی از هرگونه حقیقت کمی فکر کنند و بعد کلید های کیبرد را فشار دهند. شما در هیچ موقعیتی نیستند که به من بگویید:
    ” اینجا صفحه شخصی شما نیست.” به شما چه مربوط که نظرات من بلند است یا کوتاه. مهم آنست که من چیزی بدون مدرک نمی نویسم و بخاطر این روش بدفعات مورد قدردانی قرار گرفته ام. ایرانیان خود خواه و تنگ نظر از آنجاییکه با نظرات دیگران آشنایی ندارند به افرادی که جنایات آمریکا و صهیونیسم را محکوم می کنند انگ “همه تکرار مکررات کلیشه ای جمهوری اسلامی است”
    را می زنند بدون اینکه به پوچی این حرف پی برند زیرا نمی دانند که حرفهای “جمهوری اسلامی”
    بسیار شبیه حرفهای جیمز پتراس ، پل گریگ رابرتز ، جرمی هاموند، مایکل جیمز بارکر، کیم پترسون ، چارلز هارمن و هزاران نفر دیگر از افراد مترقی ومخالف جنگ است بدون اینکه در یک خانه یا یک کشور با هم زندگی کنند زیرا انتقادات آنها نه بر مبنای “تو بمیر من بمیرم و تعارفات بچگانه ی ایرانی ” بلکه بر پایه مدارک تاریخی جهان چند قرن اخیر و وقایع تاریخی ایران بیش از 30 سال استوار است.
    بهمین دلیل این تحلیل ها شبیه یکدیگرند. مرتجعین آمریکایی و غربی هم همین انگ را به افراد مترقی که نامشان را در بالا آوردم ، می زنند با این تفاوت که آنان را حامی
    “تروریسم اسلامی ” می خوانند. اتفاقا” اغلب این مرتجعین از صهیونیستهای بی ادب هستند.

    لازم نیست کسی در بحث شما بوده یا نبوده باشد. حرف شما این را می رساند که مخالف جنگ
    عراق نبودید یا لااقل صدایتان را علیه این جنگ صهیونیستی بلند نکردید و هنوز هم ساده نگر با مسائل برخورد می کنید. بامدادی هم همین را به شما تذکر داد:

    {خطر این نوع استدلال‌ها اینه که ساده‌گرایی می‌کنه و همه‌ی آدم‌ها رو به صرف این‌که کی هستن و چکار می‌کنن به دو دسته‌ی سیاه و سفید تقسیم می‌کنه و بعد چون حریمی باقی نمونده و همه چیز رو زیر پا گذاشته به ورته‌ی همون انحطاطی فرو می‌افته که ظاهرا می‌خواست باهاش مبارزه کنه.}

    در ضمن نوشته اید:
    {لختی برای گذاشتن کامنت های درازتان درنگ کنید همه تکرار مکررات کلیشه ای جمهوری اسلامی است ، تردید دارم که خواننده ای هم داشته باشد!}

    من لازم نمی بینم به نصیحت های پوچ شما عمل کنم زیرا با تجربه ای که دارم می دانم که نظراتم ، هم خواننده دارد وهم مشتی از افراد ساده بین حامی قدرت های مخرب را عصبانی می کند. برایش هم مدرک دارم. من مثل شما نیستم که تنگ نظری شخصی را عمومی کنم. نظراتم را همیشه با مدرک همراه می کنم، برخلاف حرفهای پوچ و تهی از حقیقت شما.
    درضمن شبنم زن است و در زن بودن آن هیچ شکی نیست.

    • امین
      فوریه 4, 2010 در 8:55 ق.ظ. | #32

      بهتره شما یه وبلاگ راه بندازید تا حرفاتون رو اونجا بزنید. اگه اینکار رو میکردین کامنتهاتون تا حالا فکر کنم 3 تا پست کامل میشدن.

  19. شبنم
    فوریه 4, 2010 در 6:57 ب.ظ. | #33

    ایرانیان جاهل و تنگ نظر وبی هویت جوابی شایسته نبود جز نوشته های خودشان:

    {ادم از هر موقعیتی برای ابراز نظرش استفاده میکنه چه در خیابان چه در دانشگاه چه در کنسرت و حتی در تنهایی خویش.}

    • امین
      فوریه 6, 2010 در 9:17 ق.ظ. | #34

      جوابتون کوتاه بود من منتظر یه جواب 2 صفحه ای بودم. اصلن حال نداد. یکم بیشتر تلاش کن.

  20. شبنم
    فوریه 6, 2010 در 7:10 ب.ظ. | #35

    {جوابتون کوتاه بود من منتظر یه جواب 2 صفحه ای بودم. اصلن حال نداد. یکم بیشتر تلاش کن.}
    گفتم که:
    ایرانیان جاهل و تنگ نظر وبی هویت جوابی شایسته نبود جز نوشته های خودشان.

    “اصلن حال نداد”. برای حال گرفتن شما عوضی اینجا آمده اید. شما باید کمی پول خرج کنید تا به مقصود خود رسید. می دانستم که راه را گم کردی که از اینجا سر در آورده ای. جای شما اینجا نیست. همانجاست که به شما و امثال شما “حال” دهد. صهیونیستها و امپریالیستها می دانند چگونه به جاهلین وعاملین خود “حال” دهند. خودتان که می دانید کچا باید رجوع کنید. اگر در جاهای دیگه کم میآرید، ماشاءالله ، چشم مبارزین دور ، اینجا حسابی تجربه دارید.

    • امین
      فوریه 7, 2010 در 8:32 ق.ظ. | #36

      بازم کم بود اما بهتر شده. تلاش کن تو می تونی. من مطمئنم که تو می تونی جوابت رو 2 صفحه ایش کنی.

  21. امین
    فوریه 7, 2010 در 8:37 ق.ظ. | #37

    با معذرت فراوان از جناب بامدادی، من دلیل اینکه توی این پست اینکار رو کردم و جواب یکی دیگه رو دادم …

    • خودم
      فوریه 7, 2010 در 7:44 ب.ظ. | #38

      خواهش می‌کنم. من همه‌ی نوشته‌ها و کامنت‌های دوستان رو می‌خونم و استفاده می‌برم. ممنون.

  22. امین
    فوریه 7, 2010 در 8:38 ق.ظ. | #39

    …بخاطر توهینش بود که از لفظ “ایرانیان” استفاده کرده بود و گرنه اگر شخصی بود جواب نمیدادم.

  23. محسن
    فوریه 8, 2010 در 2:31 ق.ظ. | #40

    واقعا هیچ چیز مقدس نیست؟ شما از کجات این حرفو درمیاری؟

  1. ژانویه 31, 2010 در 10:16 ب.ظ. | #1
  2. فوریه 2, 2010 در 12:31 ب.ظ. | #2