افغانستان: جایی که انسان‌شناس‌ها و سربازان با هم دوست هستند

صبرم تمام شده. من باید انتقام شهیدانم را بگیرم. هر چه دارم را نابود می‌کنم و حمله‌ا‌ی انتحاری خواهم کرد. قلبم می‌سوزد…

این جملات یک پیرمرد هشتاد ساله، بزرگ یک خاندان پشتون است که سربازان آمریکایی «تصادفا» دو پسر، دو دختر و یک نوه‌اش را قتل عام کردند. (دو زن باردار در میان قربانیان بوده‌اند)

اما جای نگرانی نیست….

از مزایای حضور دانشمندان علوم اجتماعی و انسان‌شناس‌ها دوشادوش سربازان آمریکایی در جبهه‌های جنگ این است که در چنین شرایطی ارتش می‌داند چطور باید با یک پیرمرد داغدار و خشمگین پشتون برخورد کند. در این مورد خاص، پیش‌کش کردن گوسفند به نشانه‌ی درخواست بخشش (در کنار پرداخت 2000 دلار غرامت برای هر یک از قربانیان) به همین منظور انجام شده است. پیرمرد چاره‌ای ندارد جز این‌که در مقابل این نمایش سنتی-تاریخی-فرهنگی نرم شود.

تنهایی و اندوه پدیده‌ی ناشناخته‌ای نیست. استیصال و درماندگی هم ناشناخته نیست. نفرت و خشم هم ناشناخته نیست. ترکیب تنهایی و اندوه و استیصال و نفرت و خشم می‌تواند به گسترش تفکرات و گرایشات تندروانه کمک کند. بررسی و شناخت بیرونی‌ترین لایه‌ی حرکت‌های تخریبی مثل یک بمب‌گذاری انتحاری کار دشواری نیست. ماجرایی تکان دهنده است و ناگهانی و بنابراین اینرسی بالایی برای نفوذ در شبکه‌های افکار عمومی دارد. اما بررسی علل و ریشه‌هایی که فرد را به حرکت‌هایی این چنین سوق می‌دهد ساده نیست، به خصوص که معمولا این مغلوبان هستند که دست به حرکت‌های انتحاری می‌زنند، نه فاتحان. و البته فاتحان مجهز به اسلحه و دانش هر دو هستند…

جالب نیست؟ ترکیب حیرت‌انگیز سلاح‌های گرم و دانش انسان‌شناسی. تفنگ و هلی‌کپتر در کنار کتاب و فرهنگ‌شناسی. سینرژی شگفت همکاری سرباز و انسان‌شناس…  سرباز می‌کشد و انسان‌شناس مشاوره‌های فرهنگی می‌دهد تا سرباز بتواند کارش را در آرامش بیشتر ادامه دهد. به لطف حضور انسان‌شناس، سرباز انسانی را که می‌کشد بهتر می‌شناسد!

سرزمین غریبی است این افغانستان … جایی است که در آن انسان‌شناسان و سربازان دست در دست هم می‌جنگند.

مطالعه‌ی بیشتر:

.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

29 دیدگاه در افغانستان: جایی که انسان‌شناس‌ها و سربازان با هم دوست هستند

  1. Give می‌گه:

    I am sorry to tell that your post is a piece of shit shows your lack of knowledge about the subject. The embedded anthropologists are there to offer their knowledge and expertise to their clients, the invaders, to pacify the indigenous population in order to RULE, not to help them. Don’t you know that Anthropologist, Psychologists, journalists are famous for their services to war criminals? Many methods of torture have been designed by psychologists who work closely with the invaders to help their client to get ‘information’ out of their victims. It is ignorant of you to think the soldiers are there to help a captive nation. No one has asked these killers to go and shoot the natives. They chose to go and kill to collect their benefits where majority of them are coming from ignorant and economically disadvantage areas. There might be few soldiers who are disturbed by the killing on the ground, but majority of them think they are killing the ‘terrorists’ who are against their way of life, ‘freedom.’ Most of the time military kills and do not pays one dime. Not even an apology. Aren’t you aware that US has been charged with war crimes against humanity in court? This piece is disgrace to millions of innocent people who have been massacred by the war criminals, US and their allies where soldiers do kill to carry the order from their superiors, psychologist, anthropologists, military personnel and other enablers.

    • خودم می‌گه:

      Are you OK? I am worried about you. It seems you have not read what I wrote at all. Maybe you don’t know Persian or you just talk blindly without reading what is in front of you.

      Anyhow, my WHOLE text is critical and ironical toward the presence of American war traders (soldiers+anthropologists+commanders+you name them) in Afghanistan (and Iraq and you name …).

      From where you got that I am supporting them?!!!!

      I feel sorry for you.

  2. روزبه می‌گه:

    چه تحلیل مزخرفی…برای شما همین ج.ا خوبه که دهانتون را … و بعد هم یه بیلاخ پشت بندش!

    • خودم می‌گه:

      معلومه از این نوع خدمات خیلی لذت برده‌اید که برای دیگران هم تجویزش می‌کنید.

      have fun!

  3. fromtheearth می‌گه:

    نه بامدادی جان اشتباه نکن، این آمریکاییهای نازنین! دارن این افغانها رو دموکرات میکنن، حالا چند نفر آدم وحشی هم این وسط کشته بشه اشکالی نداره بزار عمو سام افغانستان رو آباد کنه

    • خودم می‌گه:

      عزیز من، مگر من چیز دیگری گفته‌ام؟

      خدای من، کجا رفتند آن روزهایی که مردم هنوز مفهوم کنایه‌ را می‌دانستند :)

      دوستارت
      بامداد

      • fromtheearth می‌گه:

        من منظورت رو فهمیدم :D اینهم همون کنایه بود ها

  4. روزبه می‌گه:

    مثل این که همون صندلی که روش نشستی اون قدر چرب هست که لذت و ترس توامان بهت بده…البته اگر برات چربش نکرده باشند!

    • خودم می‌گه:

      دلم برات می‌سوزه. هر وقت دکترها مرخصت کردن به من هم سر بزن.

  5. علیرضا می‌گه:

    روان سالم عزیز، شما انتظار داری این آمریکای مادر مرده چگار بکند؟!(-:
    شما یک نگاهی به اولویتهایت بکنی بد نیست.

    • خودم می‌گه:

      اولین و مهمترین کاری که می‌تواند انجام دهد این است که نیروهایش را از خاک کشورهای دیگر خارج کند و با پذیرفتن قوانین بین‌المللی به دادگاه‌های صالح اجازه دهد به جنایت‌های جنگی (و فرا جنگی) انجام شده در دست‌کم ده سال اخیر در عراق و افغاستان رسیدگی کنند.

      کارهای دیگری را هم می‌تواند انجام دهد که خوب من کمترین‌ها را گفتم.

      • علیرضا می‌گه:

        آها!(-:
        خوب خوشبختانه (برای شما) اینکارها را بنا به درخواست شما نمیکند.
        برای شما که بد نیست، یک موضوعی هست که راجع به آن غر غر بکنی.
        راستی چطور است شما هم در اعتراض به این امپریالیست جهانخوار از کار کردن برای شرکتهایی که متعلق به این سرمایه داری استعمارگر هستند خود داری کنی؟
        درود بر روان سالم شما.

        • خودم می‌گه:

          :)

          کامنت شما سرشار از گزاره‌های بی‌ارتباط به موضوع و همین‌طور مغالطه‌ی حمله‌ی شخصی است. این‌که من در چه شرکتی کار می‌کنم موضوع بحث من نبوده و پیش کشیدن این آرگومان مصداق مغالطه‌ی حمله‌ی شخصی از طرف شمااست.

          در مغالطه‌ی حمله‌ی شخصی، طرف گفتگو به دلایل مختلف (کم آوردن و یا عدم تمایل به ادامه‌ی گفتگوی معقول) به جای پاسخ دادن به مخاطب شخص وی را متهم می‌کند.
          برای آشنایی بیشتر با این نوع مغالطه به نوشته‌ی من مراجعه کنید:

          http://bamdadi.com/2008/04/12/be-aware-of-ad-hominem-logical-fallacy/

          با تشکر
          بامداد

          • علیرضا می‌گه:

            چی چی میگوی برادر؟! (-:
            شما انتظار داری آمریکا از افغانستان خارج بشود چون شما دلت میخواهد، این با ربط است.
            اما اگر بخودت بگویند از شرکتی که پولش تو جیب همان آمریکا میرود که با همان پول موشک میخرد که با همان موشک میزند بچه این پدر افغان را میکشد،‌خارج شو که حداقل به خرید موشک و توسعه امپریالیسم کمک نکرده باشی، میشود حمله شخصی و مغلطه؟!(-:
            درود به روان سالم شما.
            هر وقت شما آمدی در شرکت نفت خود ایران کار کردی (که تازه همان هم میرود تو جیب امپریالیسم و موشک میشود سر مردم افغان) آنوقت بیا فرمان بده آمریکا از کجا برود بیرون یا به کجا داخل بشود!
            ماشاالله سنگ پای قزوین جلوی شما کم رویی میکند.
            مردم را در زندانهای جمهوری پر برکت اسلامی سلاخیی میکنند پول تیرشان را هم میگیرند، آقا معترض است که چرا آمریکا اشتباهی کسی را کشته گوسفند و پول داده! بپرسیم خوب نمیداد بهتر بود؟ جواب این است که نه اصلا از افغانستان برود بیرون!(-:
            چشم الان تماس می گیرم دستور شما را منتقل میکنم. اصلا بهشان میگویم یکی از کارمندان شرکت نفتی فلان شما خیلی بدجور معترض است که شما دارید امپراطوری تان را اینطوری اداره میکنید و در خیالات خودش فکر میکند خیلی هم طرفدار حق و حقیقت است ولی “توپش” را ندارد که در مورد رفتار حکومت کشور خودش (که تازه امپراطوری هم نیست) با همین صراحت چیزی بگوید مبادا که آن نیمچه “توپش” را هم بکشند!
            (راستی یک حمله شخصی دیگر، شما تصادفا مجرد و دنبال همسر نیستی؟ حدس میزنم باشی، بعد از اینکه به سلامتی متاهل شدی میبینیم اینجا چی چی مینویسی!(-:)

  6. kamran می‌گه:

    دوست گرامي

    با سلام

    دولتهاي استعماري (سفيدـ مسيحي) از مبلغان مذهبي و كارشناسان علوم انساني ( مردم شناسان ـ جامعه شناسان ـ روانشناسان و ִִִִ) براي پيشبرد اهداف استعماري خود استفاده ميكنند ִ در مورد مبلغان مذهبي مسيحي , جومو كنياتا (رئيس جمهور فقيد كنيا ) به زيبايي بيان كرده است ִ او مي گويد : زماني كه مبلغان مسيحي به آفريقا آمدند آنها كتاب مقدس را داشتند و ما آفريقايي ها مالك زمينها بوديم ִ آنها به ما ياد دادند كه چگونه چشمان خود را ببنديم و دعا بخوانيم ִ زمانيكه ما چشمهاي خود را بازكرديم , ما كتاب مقدس را داشتيم و آنها مالك زمينها بودند ִ

    مردم شنا سان وديگر كارشناسان علوم انساني هيچ كار بردي بغير از پيشبرد اهداف استعماري ندارند ִ اگر به تاريخ اين علوم نگاه كنيم خواهيم ديد كه اين گونه مطالعات و تحقيقات در ابتدا بوسيله افرادي از كشورهاي استعمار گر شروع شد ولي در طول زمان مردم كشورهاي استعمار شده به نيت واقعي آنها پي بردند و مخالفت با آنها بصورت ها ي مختلف از عدم همكاري , اخراج و حتي كشتن آنها به جرم جاسوسي شروع شد ִ استعمار گران همانند تغيير تاكتيكي سياسي خود كه ازحضور فيزيكي در دولتهاي كشورهاي استعمار شده به رفتن به پشت پرده و حمايت و گماشتن دولتهاي دست نشانده بود در زمينه علوم انساني نيز از همين روش استفاده كردند ִ نتيجه آن گسترش و رشد رشته هاي علوم انساني در دانشگاه هاي كشورهاي استعمار شده و اعطاي بورسهاي تحصيلي و تحقيقي به كارشناسان بومي اين رشته ها بود ִ با كمي دقت ميتوان به راحتي ديد كه نتيجه اينگونه تحقيقات فقط و فقط براي استعمارگران و گسترش منافع و اهداف فرهنگي , سياسي و اقتصادي مفيد بوده و كاربرد داردִ در ضمن مردم محلي نيز به كار افراد بومي كمتر مشكوك مي شوندִ

    با احترام ـ كامران سپهري

    پִن :با تشكر از شما , ميخواستم چنانچه مايل باشيد آدرس پست الكترونيكي مرا ksepehri@hotmail.com نيزدر پايان نظر من منتشر كنيد تا اگر كسي خواست بتواند با من تماس بگيرد ִ

    • خودم می‌گه:

      ممنون از کامنت شما.

  7. حسن می‌گه:

    بامدادی >>اولین و مهمترین کاری که می‌تواند انجام دهد این است که نیروهایش را از خاک کشورهای دیگر خارج کند و با پذیرفتن قوانین بین‌المللی…
    چه ر مانتینک، بعدش هم همه چی به خوبیه خوشی تموم میشه. خود ملت افغان هم با طلبان بالاخره یک جوری کنار میاد، اصلا نیاد به آمریکا چه.
    وای از دست این آمریکایی های بد، همش دوست دارند آدم بکشند بی خودی. خوب لابد خیلی حال میده. دلشون واسا کسی نسوخته. منو باش فکر می کردم این آمریکایی ها دلشون واسا ملت افغان سوخته لشکرشون فرستادن اونجا حلوا پخش کنند. عجب احمقی بودم.

    • خودم می‌گه:

      اشکال نداره. همین که الان متوجه شدید آمریکا در افغانستان دنبال چیز دیگه‌ای هست خوبه.

      خوشحالم که به خودتون آمدید.

  8. حسن می‌گه:

    http://bamdadi.com/2010/02/08/the-power-of-frame/
    این لینک جالبی است در همین وبلاگ که می توان برای نویسندگان هم بست داد(بامدادی). وقتی جنگی اتفاق بیافتد برویم و فقط شرح کشته شدن انسان های بی گناه را بدهیم، از جان دادن، تکه پاره شدن و فریاد های آن ها عکس بگیریم، سوز دلشان را بنویسیم، خود را جای آنان تصور کنیم و خرابی های جنگ را به نمایش بگذاریم و فقط فریاد بزنیم جنگ هرچه باشد بد است. بله جنگ بد است. من که جانم را خیلی دوست دارم.

    • خودم می‌گه:

      از توجهی که به بحث دارید ممنون هستم.

      ولی متوجه نوع استدلال شما نمی‌شوم. به دلایل مختلف ایراد شما را در مورد این نوشته نمی‌توانم بپذیرم.

      1. من سرباز(ها) را متهم نکردم و کنایه‌ی من به سیستم بزرگ‌تری است که آدم‌های منفرد در آن تصمیم‌گیرنده نیستند.

      2. در این‌جا ما از جنگ متجاوزانه صحبت می‌کنیم. آمریکا از وطن‌ یا مردم‌اش دفاع نمی‌کند (در برابر تجاوزی مستقیم و آشکار) و از سوی مردم افغانستان مورد تهاجم قرار نگرفته‌ است و در نتیجه حمله‌ی نظامی به افغانستان به احتمال زیاد در دسته‌بندی حمله‌ی متجاوزانه جای می‌گیرد. در چنین شرایطی نوشتن از درد و رنج نیروهای نظامی آمریکایی در افغانستان اگرچه در جای خودش می‌تواند موضوع جالبی باشد اما موضوع اصلی نیست.

  9. حسن می‌گه:

    سرباز؟! کدام سرباز؟
    همه پستهایت را نخواندم ولی تا آنجا که خواندم شما فقط جوانب منفی این جنگ در نظر می گیرید، گویی که این جنگ هیچ دست آوردی مثبتی برای افغانستان نداشته. منظورم من از آن لینک این بود که دوربین نوشتار شما فقط روی چپ (بخش منفی) ایستاده است.
    البته نمی خواهم جان انسان ها را با چیزی مقایسه کنم ولی اگر 10 پست از بدی جنگ می گویید حداقل یک پست بگویید آیا حمله ی روسیه و آمریکا فرقی داشته؟ آیا رفتن طالبان زره ای مفید بوده، آیا دمکروسایی که با چماق به مردم افغانستان داده شده (هر چند کوتاه مدت یا ظاهری) پشیزی ارزش داشته؟ آیا واقعا هیچ دست آوردی نداشته یا چون آمریکا و هم پیمانهایش دنبال منافع خود هستند باید نادیده گرفته شود؟ آیا اگر دست آورد مثبتی می بینیم آن یک بستنی بی ارزش است که به افغان ها مانند یک بچه داده می شود؟

    ما که جنگ را نقد می کنیم حداقل بگوییم تکلیف کشورهایی مثل افغانستان چه است؟
    >حمله نظامی خوب بود ولی شخص حمله کننده باید ثابت می کرد که هیچ سودی از این جنگ نمی برد.
    >آمریکا نباید حمله می کرد بلکه یک سری کشور های خوب دلسوخته باید حمله می کردند.
    >کسی حمله نمی کرد ما طالبان را مثل سایرین تماشا می کردیم و رفتار طالبان را همین جا در وبلاگ نقد می کردیم تا آن ها روزی به خودشان می آمدند.
    >اصولا طالبان و روند پیشرفت افغانستان بهتر از این نمی شد، از همان اول روسیه بی خودی حمله کرد دیگر هم کاریش نمیشه کرد.
    >اصولا هرچه طالبان می کردند به پشتیبانی استکبار جهانی بوده و آن ها این دام را خودشان پهن کردند که روزی به آن جا حمله کنند وگرنه افغانستان ایزوله حتما برای خودش بهشت می شد.
    >…
    >…

    این که فقط از بدی یک رخداد بگوییم کافی نیست، حداقل یک راه حل (هرچند چرند) برای مشکل (کدام مشکل، کی، کجا) نقد شده ارایه دهیم وگرنه فقط غر زدن و ایراد گرفتن کار سختی نیست مخصوصا اگر پای جان بشر در میان باشد.

    • KAMRAN می‌گه:

      دوست کرامی
      جنگ هیچ وقت و در هیچ کجا دست آورد مثبت نداشته و نخواهد داشت . هدف ، وسیله را توجیه نمی کند . یادمان باشد که طالبان باکمک دولت های آمریکا ، پاکستان و عربستان سعودی به قدرت رسیدند. هر ملتی خودش و فقط خودش میتواند و باید در مورد سرنوشت خود تصمیم بگیرد و عمل کند . زیرا هیج انسان و یا دولت یا ملتی دیگر نه شرایط و خواسته ها و امکانات و فرهنگ و ……. مردم کشوری دیگر را میداند یا می فهمد .
      ما باید پیش فرض اینکه دنیا به یک مبصر نیاز دارد که با قدرت اوضاع دنیا را تنضیم کند را فراموش کنیم .
      چنانچه مایل بودید میتوانیم به این گفتگو ادامه دهیم
      با تشکر
      کامران سپهری

  10. خوانندگان گرامی

    دیدار دریابان ویلیام مکراین با آن پدر افغان و با رعایت و از طریق سنت و فرهنگ افغانستان به روشنی بیانگر شماری از اصول ما است:

    ما مسوولیت اشتباهات خود را را قبول میکنیم و مانند بعضی دولتها اشتباهات خود را گردن دیگران انداخته و آنان را سرزنش نمیکنیم.

    بر خلاف تبلیغات و اتهامات موجود مبنی بر تلاش ایالات متحده برای تغییر فرهنگ و ارزشها در منطقه، ما به فرهنگ و ارزشهای بومی احترام میگذاریم.

    ما به جان و زندگی انسانها ارج می نهیم و مشگلاتی که این خانواده با آن روبرو شده بود را میفهمیم. در نتیجه، ما مسئولیت خود دیدیم که با سنت افغانستان به آنان تسلیت بگوییم.

    ما میفهمیم که جنگ خوش آيند نیست ولی ضروری برای نابودی تروریسیم و تهدیدات نسبت به کشور مان و جامعه جهانی است. ما همچنین درک میکنیم که جنگی که مردم غیر نظامی در آن کاملا در امان باشند وجود نداشته اشت. بخصوص این امر در درگیری با دشمنی همچون طالبان دشوار تر است ، گروهی که پیوسته از مردم بی گناه و غیر نظامی به عنوان سپر استفاده می کند.

    بسیار مهم است که شما تلاش کنید همه جوانب را در مورد افغانستان در نظر بگیرید و افغانستان امروز را با افغانستان دوره طالبان و مجاهدین مقایسه کنید. دوره ای که افغانستان در یک جنگ داخلی بی پایان به سر میبرد و طالبان با زنان و مردم افغانستان بسیار بی رحمانه رفتار میکردند. متوجه بودن این نکته هم مهم است که خطر طالبان تنها متوجه غرب نبود، بلکه متوجه همسایگان افغانستان مانند ایران نیز بود و آنها تا حد یک جنگ تمام عیار پیش رفتتند.
    بسیاری از گزارش های بین المللی، سازمان های حقوق بشر و سازمان ملل متحد اعلام و تائید کرده اند که به دلیل روش های استفاده شده برای حفاظت از اشخاص غیر نظامی، تعداد تلفات غیر نظامی ناشی از عملیات ما کاهش یافته است. این در حالی است که همچنان تعداد کل تلفات در افغانستان افزایش یافته و اکثر تلفات ناشی از حملات طالبان بوده است. در بسیاری از این حملات طالبان، مردم غیر نظامی هدف اصلی بوده اند.
    بعنوان مثال، این حقیقت در یکی از گزارش های اخیر سازمان ملل تائید شده است. بر اساس این گزارش، تلفات غیر نظامیان در افغانستان ناشی از حملات افراطیون طالبان از سال 2008 تا 2009، 41 درصد افزایش یافته است در حالی که تلفات غیرنظامیان ناشی ازعملیات نیروهای ائتلاف 30درصد کاهش یافته است.

    حالا امنیت افغانستان هرجه بهتر و مردم افغانستان هر چه امیدوارتر به آینده کشور خود هستند. یک نظرسنجی تازه در افغانستان نشان میدهد که با وجود اینکه مردم افغانستان طالبان را عمده ترین تهدید میبینند، 70 درصد آنان آینده کشور خود را روشن میبینند و 40 درصد بر این باور هسستند که کشورشان در مسیر درستی حرکت میکند.
    http://www.avapress.com/vdcjo8ev.uqeixzsffu.html

    در حالی که ما بر زد طالبان میجنگیم و حضور و دهشت آنان را از افغانستان حذف میکنیم، ما با دولت و ملت افغانستان برای بازسازی کشورشان همکاری نیزدیک می کنیم. از سال 2001، ایالات متحده 38 بیلیون دولار صرف بازسازی افغانستان برای ساخت مدرسه، بیمارستان، راه و دیگر پروژه ها کرده است. ما در برنامه های کشاورزی نیز به دولت و مردم افغانستان کمک میکنیم. این برنامه شامل تشویق کشاورزان برای نکاشتن خش خاش است. ما برای برای کاشت محصولات دیگر به آنها کود، بذر و وام عرضه میکنیم. همچنین به آنها حقوق برای ساخت راه و جوبهای آبیاری پرداخت میکنیم.

    این ویدیو نمونه ای از تلاش ایالات متحده و جامعه جهانی در بازسازی افغانستان است.
    http://www.youtube.com/user/DigitalOutreachTeam#p/u/29/Fi6PxY-HPPw

    مطالب زیر نمونهای بیشتری از پیشرفتهای حاصله برای مردم افغانستان از سرنگونی طالبان به این طرف می باشد:

    از سال 2002 به این طرف 5 ملیون پناهنجوی افغان به کشور خود بازگشته اند.

    درآمد سالیانه: با مقایسه با سالهای 2002 و 2003 با آخر سال 2008 و 2009 اقتصاد افغانستان 100 در صد رشد داشته است.

    نزدیک به 8 ملیون تلفن همراه به مردم ارائه شده، در حالی که این شماره در سال 2001 صفر بود.

    مطبوعات: 600 روزنامه، 90 کانال رادیو، و 20 کانال تلوزیونی، و 5 ازانس خبری در سراسر کشور فعالیت میکنند.

    امکانات درمانی: 83 درصد افغانها به امکانات اولیه درمانی دسترسی دارند که این در سال 2002 فقط 8 درصد بود ( برآورد فعلی: 661 مرکز درمانی، 413 مرکز درمانی محلی، 66 بیمارستان منطقه ای و 33 بیمارستان استانی). چنانکه برآورد شده است، 35،000 به دلیل برنامه های واکسن زنده مانده اند که در غیر این صورت میتوانستند جان خود را از دست بدهند.

    نتیجه تلاشهای یونیسف در بهبود مراقبتهای پس از تولد 26 درصد کاهش در مرگ و میر نوزادها و 22 در صد کاهش در مرگ و میر کودکان زیر پنچ سال در بین سالهای 2002 و 2008 بوده است.

    آموزش و پرورش: از سال 2001 به این طرف، بیش از 2،000 مدرسه ساخته و یا بازسازی شده است. هم اکنون 13 دانشگاه دولتی، دیگر8 موسسه دولتی برای تحصلات ارشد و بیش از 12 دانشگاه خصوصی با 48،000 دانشجو فعالیت میکنند. 20 درصد دانشجوها بانوان هستند.در کابل، این آمار شامل 5 موسسه برای تحصلات ارشد، 14 هیئت علمی و بیش از 10،000 دانشجو است.
    در مارس 2008، سال تحصیلی 2008 با حدود 44،000 پرسنل آموزش دیده برای درس دادن 6.2 ملیون کودک آغاز شد (بعلاوه 0.5 ملیون در مقایسه با سال2007) که 40 درصد آنها دختر بودند. زیر سلطه طالبان، فقط 1.0 ملیون پسسر در مدرصه حضور داشتند و برای دختران منوع بود و 23 معلم فعال 9،500 محصل را در میدادند.

    بیش از 23،000 کیلومتر جاده بازسازی و یا اسفالت شده اند.

    برای اطلاعات بیشتر در مورد بازسازی افغانستان، لطفا از اینجا کلیک کنید.
    http://www.afghanembassy.ir/pj/index.php?option=com_content&view=article&id=188:-21-29-&catid=1:latest-news

    با احترام

    علی علوی

    «دی.ی.تی» فرماندهی مرکزی ایالات متحده
    http://www.centcom.mil/index.php?lang=fa

    سنتکام را دنبال کنید
    Facebook: http://www.facebook.com/pages/frmndhy-mrzy-ylt-mtdh/408886170528 
    Twitter: http://www.twitter.com/CENTCOMNEWS
    YouTube: http://www.youtube.com/user/ccdet
    Flickr: http://www.flickr.com/photos/29309499@N0

  11. شبنم می‌گه:

    یه نظر میرسد که سرو کله ی عاملین جنایتکاران جنگی و اشغالگران کشورهای منطقه،آمریکا، در این صفحه دوباره پیدا شد. این افراد فکر می کنند با دروغ های پی در پی می توانند نظرایرانیان را بنفع تروریست ها و جنایتکاران جنگی – آمریکا – اسراییل – انگلیس تغییر دهند.شما بیش از اینکه فکر کنید در جهان افشا شده اید.نگاهی به تاریخ سیاه امپریالیستی آمریکا حکایت از حمایت آمریکا از دیکتاتورها مانند پینوشه، تروریست ها، نظیر بن لادن عامل سازمان سیا ، “رهبران” نژادپرست اسراییل – اشغالگر، نوزاد وبچه کش با بمب های فسفری و خوشه ای که آمریکا می فرستد دارد. آمریکا برای بسط نفوذ خود در منطقه و دنیا از هیچ کاری حتی کشتار صدها هزار نفراز مردم ژاپن با بمب اتم خود داری نکرده است. کشتن بیش از سه میلیون نفر از مردم ویتنام و میلیونها نفر از مردم عراق هنوز در خاطره ها باقی است. وضع عراق و افغانستان نه تنها بهتر نشده است بلکه روز به روز بدتر هم می شود و روزانه تعداد زیادی از مردم این کشورها به قتل می رسند. مروری بر تاریخ امپریالیستی آمریکا بخوبی نشان از دولتی متجاوزو تروریستی میکند که با اشغال بیش از 140 کشور از طریق پایگاههای نظامی – نزدیک به 1000 پایگاه که بیشتر آن در منطقه خاور میانه قرار دارند – دول را اشغال کرده و با استفاده از نوکران تربیت شده نظیر ساکشویلی ، به زیر نفوذ خود در آورده است و سیستم اقتصادی ورشکسته– نئولیبرالیزم – را از طریق ارگانهای غرب نظیر بانک جهانی ، صندوق بین المللی ، انستیو کیتو – که هفته پیش با جایزه ای بمبلغ 500 هزار دلار یکی از جاسوسان و عاملین – اکبر گنجی – را برای تبلیغات سیستم ورشکسته اقتصاد بازار و “رهبر” سازی بنفع آمریکا و صهیونیسم علیه ایران به اسارت خود در آورد تا بخیال خود مردم ایران را فریب دهند و با خود همراه سازند. زهی خیال باطل. این عامل در این سایت با وارونه جلوه دادن حقایق و انکار نقش آمریکا درظهور طالبان برای مهار ایران، نه تنها خیال دارد افراد را بفریبد بلکه سعی دارد نقش تروریستی آمریکا را هم بنفع مردم مظلوم افغانستان و منطقه جلوه دهد.
    طالبان از افراد پشتو وسنی تشکیل شده است که بعلت ماهیت ضد ایرانی ، ضد شیعه وهوادار غرب – مانند مرتجعین نوکرصفت عربستان سعودی و پاکستان – مورد توجه آمریکا و لابی اسراییل که سیاست های بیل کلینتون را طرح ریزی می کردند قرار گرفت. بین سالهای 1994- 1996،آمریکا همراه با پاکستان و عربستان سعودی از طالبان حمایت کرد. علت این حمایت ماهیت ضد ایرانی ، ضد شیعه ی طالبان بود. آمریکا چون در اندیشه ی اجرای پروژه ی یونوکال
    (احداث خط لوله ی ترکمنستان از طریق افغانستان ) بود، حمایت خود را از طالبان در سالهای 1995 تا 1997 بسط داد. بیل کلینتون پیشنهاد رفسنجانی – بیش از یک بلیون دلار- را نپذیرفت چون سیاست مشاورین صهیونیست کلینتون بر روی ایزوله کردن ایران بنفع اسراییل بنا شده بود هرچند این سیاست صد در صد به ضرر منافع آمریکا بود و هست چون انتقال نفت و گاز از ایران به اروپا بوسیله کوتاهترین راه و با ارزانترین مخارج قابل اجرا بود. این سیاست احمقانه واشنگتن که بنفع هیچکس جز اسراییل نیست هنوز توسط بردگان سیاه و سفید صهیونیسم دنبال می شود و هیچ “رهبر” امریکایی تاکنون جرات نکرده است که این سیاست احمقانه را مورد انتقاد قرار داده و بنفع منافع آمریکا تغییر دهد.
    خلیل زاد، از دیگر خود فروختگان و جاسوسان علیه مردم افغانستان و کارشناس موسسه ی راند در 1996 گفت: ” طالبان ضد آمریکایی نیست. بنیادگرایی طالبان با مدل عربستان سعودی همخوانی دارد. این گروه آمیزه یی از ارزشهای سنتی پشتو و تفسیر ارتدوکسی از اسلام را تبلیغ می کند.” بنابراین این خود نشان از آن دارد که دولت آمریکا در پیدایش و به قدرت رساندن طالبان برای ارائه اسلام آمریکایی علیه ایران در منطقه سهم بسزایی دارد که ایرانیان وطندوست هیچوقت فراموش نخواهند کرد حتی اگراز طرف خود فروختگان و عاملین ایرانی تبلیغ شود.
    http://haqiqat.info/Talibans%20With%20The%20Help%20Of%20U.S.htm
    آمریکاییانی که در ارتش کار می کردند – کارکنان قبلی نیروی هوایی آمریکا – ظهور طالبان و به قدرت رسید ن آن را ناشی از حمایت آمریکا بمنظور در فشار گذاشتن و مهارایران طبق سیاست های صهیونیسم “مهار دو جانبه ” که بوسیله مارتین ایندیک رییس ایپک – لابی یهودیان – در زمان بیل کلینتون طرح ریزی شد می دانند. این افراد معتقدند که ایران هیچ خطری برای آمریکا نداشت و ندارد و همه یِ این تبلیغات دروغی بیش نیست که فقط منافع اسراییل را دنبال می کند. واقعا” تعجب آور است که “سیاستمداران ” آمریکا هنوز زنجیر اسارت را از گردن خود باز نکرده و منافع اسراییل که بوسیله ستون پنجمی های صهیونیست به منافع آمریکا تبدیل شده است را دنبال می کنند.

  12. شبنم می‌گه:

    وضعیت مردم افغانستان و نقاط دیگر که در اشغال آمریکاییان و همدستان آنان است نه تنها بهتر نشده بلکه هنوز آدمکشی، تجاوز و شکنجه بر قرار است. ایرانیان بهیجوجه گول خود فروشان و عاملین را نخواهند خورد. ایرانیان و مردم منطقه خواهان بیرون شدن فوری شکنجه گران ، متجاوزین ، دزدان و جنایتکاران جنگی هستند.

    http://mondediplo.com/2005/04/04usatorture
    بعد از ترور یازدهم سپتامبر که طبق شواهد و مدارک زیادی آن را به اسراییل و دولت بوش نسبت می دهند، ناگهان بدون هیچگونه مدرکی * بن لادن* بعنوان طراح این ترور از طریق رسانه های صهیونیستی به جاهلین آمریکا فروخته شد و اعتراضات دیگران نا دیده گرفته شد وافغانستان مورد تجاوز قرار گرفت و هزاران نفراز مردم افغانستان به قتل رسید و به اشغال در آمد. آمریکا و اسراییل تا کنون یک سند محکم برای اثبات گفته خود ارائه نداده اند ولی افغانستان و بعد از آن عراق را با دروغ به اشغال در آوردند. آمریکا یک سازمان قلابی بنام “القاعده” هم ساخت که هیچ فرد با دانشی آن را جدی نمی گیرد. یکی از افراد قبلی سازمان سیا بنام مایکل شولر خود در مصاحبه ای گفت که ما این نام را برای سازمان بن لادن انتخاب کردیم. قابل ذکر است که بن لادن در سال 2002 به قتل رسیده ولی جنایتکاران جنگی واشنتگتن هنوز به دروغ می گویند “بن لادن باید دستگیر شود و جهت کشتار یازدهم سپتامبربرای محاکمه به دادگاه آورده شود.” این همان از نوع دروغهای دیگر است که کسی ذره ای به آن توجه ندارد زیرا افراد 10 ساله هم امروز می دانند که بن لادن وجود خارجی ندارد و القاعده خود آمریکاست.
    تحلیل ترور یازدهم سپتامبر را از نوشته های مردم افغانستان مرور کنید.
    http://sapidadam.com/index.php?mod=article&cat=%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&article=3574

  13. شبنم می‌گه:

    شکنجه و تجاوز جنسی توسط سربازان جنایتکار آمریکایی ، انگلیسی ، کانادایی، اسراییلی همچنان در کشورهای اشغالی ادامه دارد. طبق نوشته “ایندیپندنت ” سربازان انگلیسی پسر بچه ی 14 ساله ای را مجبور به اجرای عمل جنسی بر روی یک زندانی مرد عراقی که درزندان در اسارت آنها بود کردند.
    British soldiers forced a boy of 14 to carry out an act of oral sex on a fellow male prisoner in Iraq, according to shocking new allegations made about the behaviour of British troops
    این پسر معصوم شکنجه جنسی خود را اینطور توضیح می دهد:

    “They made us sit on each other’s laps,” he said. “They were enjoying humiliating and abusing us, I wished I was dead at this moment. Then they made me sit with Tariq… where I was forced to put Tariq’s penis in my mouth. The other two were made to do the same.”

    http://www.independent.co.uk/news/uk/home-news/british-soldiers-accused-of-sickening-sex-assault-on-iraqi-boy-14-866482.html

    ارتش آمریکا کتاب “فکر عرب” نوشته یک صهیونیست یهودی نژادپرست بنام *رافل پاتای** را به دستور نئوکانهای جزو کار خود قرار داد و افراد را مجبور کرد که این کتاب را بخوانند و به حافظه بسپارند. بنابراین ارتش آمریکا بمنظور شکست مردم مسلمان کشورهای تحت اشغال با مجبور کردن آنان به اعمال جنسی بر روی یکدیگر و آوردن شرم و خجلت برای آنان – طبق نوشته این کتاب – برنامه های امپریالیستی و صهیونیستی خود را در این کشورها دنبال کرد.
    http://crookedtimber.org/2008/05/06/the-iraq-war-orientalism-and-the-arab-mind/

    نئوکانها از فیلم فوق العاده ” جنگ الجزایر” The Battle of Algiers” صیقل دادن استراتژی خود استفاده کردند. این فیلم فوق العاده بوسیله Gillo Pontecorvo کارگردانی شده است.

  14. شبنم می‌گه:

    دوستان: همانطوریکه پیش از این هم نوشته ام سازمانی بنام القاعده وجود ندارد و بسیاری ازجمله سیاستمداران و تاریخ شناسان این دروغ را افشا کرده اند. “القاعده” وسیله ای است برای پیشبرد سیاستهای جنگی آمریکا و اسراییل و همدستان آنان. بطورنمونه به نقل قول های زیر توجه کنید:

    R.T. Naylor: There really is no relationship between Al Queda and the Afghan opium trade. That is because Al Queda itself does not exist, except in the fevered imaginations of neo-cons and Likudniks, some of whom, I suspect, also know it is a myth, but find it extremely useful as a bogeyman to spook the public and the politicians to acquiesce in otherwise unacceptable policy initiatives at home and abroad.
    http://www.counterpunch.org/schaefer06212003.html
    http://iranpress.mihanblog.com/post/2258

    هیچ رابطه ای بین “القاعده” و تجارت تریاک افغان ها وجود ندارد زیرا سازمانی بنام القاعده وجود خارجی ندارد. القاعده فقط در خیال نئوکانها و لیکود – فکر می کنم بعضی از آنان هم القاعده را افسانه می دانند ولی چون از القاعده بعنوان “لولو خور خوره برای همراه کردن مردم با سیاستهای نابخرادنه خود در مناطق دور دست مورد استفاده قرار می دهند که بدون این لولو سرخرمن امکانپذیر نیست – به افسانه القاعده دامن می زنند.
    در همین مورد *رابین کوک* وزیر امور خارجه قبلی انگلیس گفته است:
    “The truth is there is no Islamic army or terrorist group called Al-Qaeda. And any informed intelligence officer knows this. But, there is propaganda campaign to make the public believe in the presence of an identified entity representing the ‘devil’ only in order to drive TV watchers to accept a unified international leadership for a war against terrorism. The country behind this propaganda is the US….” Former British Foreign Secretary Robin Cook.
    حقیقت اینست که القاعده –ارتش اسلامی تروریستی – وجود خارجی ندارد . هر فرد اطلاعاتی/امنیتی با دانش این موضوع را بخوبی می داند. ولی از آنجایی که یک پروپاگاندای فعال وجود دارد که کارش اهریمن سازی و فروش آن به مردم از طریق
    صفحه تلویزیون برای همراه کردن آنان با سیاست های جنگی با بهانه ی جنگ علیه “تررویسم” است، به این دامن زده می شود. کشوری که پشت این پروپاگاندا فعال است آمریکاست…

    http://rehmat1.wordpress.com/2010/01/06/whose-al-qaeda/

  15. شبنم می‌گه:

    همانطوری که می دانیم در طول تاریخ بسیاری از روشنفکران خدمات و پژوهش های خود را در خدمت ارتش جهت نفوذ دول قدرتمند قرار داده اند. به خدمت گرفتن تحصیل کردگان کشورهای مورد هدف ، مانند ایران ، به مراکز جاسوسی و امنتیی غرب چشمگیر است. اخیرا” یکی دیگراز خودفروختگان –اکبر گنجی- بطور رسمی در مقابل پانصد هزار دلار به اسارت نیروهای امنیتی و بسط دهنده نفوذ اقتصادی آمریکا در آمد. فرانسس استونر ساندرز کتابی بنام ” جنگ سرد فرهنگی ” همکاری روشنفکران– که عده زیادی از آنان یهودیان بودند – با سازمان سیا در دوران جنگ سرد را ترسیم کرده است که در سال 1999 منتشر شد. پروفسور جیمز پتراس وادوارد سعید آن را بسیار با ارزش ارزیابی کردند و خواندن این کتاب را پیشنهاد دادند. عبدالله شهبازی هم نقدی بر این کتاب نوشته است که می توانید در لینک زیر بخوانید.
    http://www.shahbazi.org/pages/saunders.htm
    بعد از تجاوز به عراق و افشای جنایات آمریکا در ابوغریب نام رافائل پاتای و کتابش ” فکر عرب ” بر سر زبانها افتاد. رافائل پاتای سال 1910 در بوداپست از مادری آلمانی و پدری مجاری که هر دو یهودی بودند متولد شد. آنها زبان آلمانی و مجاری را بخوبی صحبت می کردند و بالطبع به فرزند خود این دو زبان را منتقل کردند. پدر پاتای نویسنده ای بود که در مورد صهیونیسم و اشخاص درگیر آن منجمله هرتزل کتابهای را به چاپ رسانده بود. رافائل در رشته ی یهودیت و خاخام در حوزه و دانشگاه بوداپست به تحصیل مشغول شد . او توانست در رشته ” زبانهای سامی و تاریخ شرق” دکترای خود را از دانشگاه بوداپست دریافت دارد.
    رافائل پاتای در جوانی به فلسطین اشغالی رفت و ساکن آنجا شد. او بین سالهای 1930 تا 1940 در دانشگاه عبری مشغول تدریس شد. در سال 1944 “موسسه فوکلور و قوم شناسی فلسطین را بنیان نهاد. در زمان اقامتش در اسراییل صاحب دو دختر شد .
    رافائل پاتای در سال 1947 با در دست داشتن دعوتنامه ای بمنظور پژوهش در زمینه “انسان شناسی” به نیویورک سفر کرد و همانجا ماندگار شد. درسال 1952 از طرف سازمان ملل ماموریت پژوهش در مورد سوریه ، لبنان ، و اردن به او واگذار شد.
    پاتای کتاب ” فکر عرب ” را در سال 1973 قبل از کتاب “شرقشناسی” اثر ادوارد سعید را انتشار داد که مورد تشویق افرادی که “مردم شناس ” نبودند- مانند Carroll Quigley که مورد توجه ساموئل هانتینگتون و بیل کلینتون بود – قرار گرفت. پاتای در سال 1952 زیر پوشش پژوهشگر “روابط انسانی” به خدمت گرفته شد که بودجه این پژوهش از طرف ارتش و سازمانهای امنیتی تأمین گردید . پژوهش او در مورد ” شناخت ” مردم لبنان ، سوریه و اردن بود. او یکی از دو نفر پژوهشگری بود که در زمان استخدام شدنش به تدریس مشغول نبود. نفر دوم شخصی بود بنام دونالد ویلبر؛ باستان شناس معروف که در امور مربوط به افغانستان و پاکستان بخدمت گذاشته شد. این شخص همان دونالد ویلبر معروف است که دوسال پیش از آن بعنوان یکی از طراحان کودتای بیست و هشت مرداد علیه دولت دموکرات محمد مصدق با سازمان سیا همکاری کرد.
    ادوارد سعید در کتاب “شرقشناسی” خود بحث کرده است که در طول تاریخ غرب، کسانی که در مورد خاور میانه پژوهش کرده اند و مقاله نوشته اند اکثرا چهره مسلمانان و بخصوص اعراب را یک دست ، عقیم ، بی ابتکار و بی اندیشه نشان می دهند. بنابراین غیر اروپایی یا شرق ساخته ذهن غرب است و با واقعیت همخوانی ندارد که البته محققین و آکادمیسین های “مردم شناس”، ” روان شناس”، “زبان شناس” و غیره نقش مهمی در ایجاد این تصویر غیر واقعی بازی کرده اند که پروسه به زیر کشیدن و تحت کنترل در آوردن ملت های غیر اروپایی را تسهیل دهند.
    اگر بخواهیم شرقشناسی را در یک جمله تعریف کنیم می توان گفت :
    Orientalism was “a kind of Western projection onto and will to govern over the Orient.”
    بنابراین طبق نظر ادوارد سعید ما باید به تصویر سازی های دیگران در مورد خود توجه کنیم تا با بالا بردن تجربه و دانش خود از دیگران بخصوص غرب – قدرت کنونی – بتوانیم این تصاویر وپیش فرض های غیر واقعی را در اسرع وقت شکافته و مردم را از غیر واقعی بودن آنها آگاه سازیم تا اهریمن سازی دشمنان جا نیافتد. شناخت پروسه اهریمن سازی به تک تک ما کمک خواهد کرد تا شناخت بهتری از غرب و خود داشته باشیم.
    پاتای کتب بسیاری در مورد “فرهنگ و خصوصیات” مسلمانان بخصوص اعراب نوشته است که این کتاب یعنی “فکر عرب” مورد بهره برداری شدید ارتش آمریکا قرار گرفت ومفاهیمی هم از آن برداشت شد که درهنگام شکنجه مردم عرب مورد استفاده قرارگرفت. طبق گفته ی سیمور هرش یکی از اهداف همانا ایجاد ” شرم و خجلت و توهین و حقارت ” در مورد زندانیان ابو غریب بود که آنان راشرمنده و در نتیجه منفعل سازد.
    مطابق گفته ی بیسیاری، این کتاب اعراب را افرادی تنبل ، معتاد به سکس که بایک تلنگر از کوره در رفته و کنترل احساسات خود را ازدست می دهندو بالطبع دست به خشونت می زنند ترسیم کرده است.
    سیمور هرش در سال 2004 در این مقاله نوشت : کتاب “فکر عرب ” یکی از منابعی بود که ارتش برای شناخت نقاط آسیب پذیر اعراب بخصوص مردان عراقی از لحاظ روانی مورد استفاده قرار داد و معتقد بود که مردان عرب را می توان از طریق سکس خجلت زده کرد و بالطبع اراده آنان را شکست که پروسه به زیر کشیدن عراق تسهیل شود. این کتاب بزودی کتاب مقدس نئوکانها شد زیرا این کتاب شناخت جنسی و روش هایی که موجب شرم یا افتخار و آبرو اعراب می شود را مورد بررسی و تاکید قرار داده بود. بدین جهت از لحاظ کاربرد مفید تشخیص داده شد و مورد استفاده قرار گرفت.
    http://dir.salon.com/story/books/feature/2004/06/08/arab_mind/print.html
    این افراد با استفاده از این کتاب به این نتیجه رسیده بودند که اعراب با بدن لخت و برهنه در مقابل دیگران بشدت خجلت زده و تحقیر خواهند شد و این شرم و تحقیر برای آنان
    غیر قابل تحمل خواهد بود که منجر به خاموشی و انفعال آنان خواهد گشت زیرا آنان از بازگوکردن مسائلی که تابو است – مانند سکس – خود داری خواهند کرد.
    http://www.aaanet.org/press/an/infocus/viewsonhumans/starrett.htm

    الیت آمریکا و اسراییل همیشه بر این باور بودند که اعراب باید تحت کنترل باشند. پس از ژوئن 1967 که رابطه آمریکا و اسراییل وارد مرحله نوینی گشت و به “رابطه ویژه” مشهور گشت ، اسراییل با کنترل واشنگتن از طریق لابی یهودیان – ستون پنجم – موفق شد خود را بعنوان “خبره ” در مورد مسائل مربوط به ” شناخت اعراب و مسلمانان” و خواندن ” فکر عرب ” به الیت جاهل و بزدل آمریکا بفروشد.
    طبق تزهای اسراییل : اعراب فقط یک زبان می فهمند و آن “قدرت ” است ، البته منظور آنان تحقیر و زور است. بهمین چهت کتاب ” فکر عرب ” مورد رضایت ارتش آمریکا قرارگرفت – به گفته سیمور هرش و افراد بسیار دیگر، و مورد بهره برداری قرار گرفت.
    پاتای در این کتاب از توجه بیش از اندازه مردان عرب به “سکس ” سخن گفته و آن را بیش از حد بزرگ جلوه داده است در صورتیکه در کتاب دیگرش بنام “فکر یهود” یهودیان را بسیار با هوش به تصویر کشیده و بیشتر روی قدرت “فکر یهود” تاکید و اصرار ورزیده است و آن را عمده کرده است. ولی در کتاب ” فکر عرب ” مشغولیت فکر مردان عرب را فقط به “سکس” و “احساسات” محدود ساخته است. به نمونه هایی از اعتقادات این فرد توجه کنید:

    Professor Raphael Patai says the “rules that restrict contact between men and women, have the effect of making sex a prime mental preoccupation in the Arab world” (The Arab Mind, p. 118).
    A favorite topic of discussion among Arabs is the immorality of Western women, and John Laffin says: “Because of the frustrations and repressions which follow the rigidly held sexual mores and prohibitions of his own society, the Arab is dangerous to women of other nationalities…When Arabs go abroad their projected sexual adventures loom more important than any work or study” (The Arab Mind, p. 86, 90).

    آیا این تصویر از اعراب درست است؟ آیا این تزهای نژاد پرستانه و صهیونیستی را هم روی ما پیاده خواهند کرد؟ جواب به این سئوالات منفی است زیرا این تصاویراز پایه غلط است و بر روی پیش فرض های اوریانتالیستی – بقول ادوارد سعید – استوار است. ما با همبستگی خود بعنوان یک * ملت * جواب دندان شکنی به نژاد پرستان و صهیونیست ها خواهیم داد.
    در خاتمه پیشنهاد می کنم مصاحبه زیر که یک روزنامه اینترنتی صهیونیست با *دافنه پاتای* دختر رافائل پاتای کرده است را با کمک مترجمی گوگل بخوانید تا به طرز فکراین خانواده در مورد اسلام، مسلمانان و اعراب پی برید.

    http://97.74.65.51/readArticle.aspx?ARTID=29071

  16. شبنم می‌گه:

    لطفا” برای کسب اطلاعات در مورد “فکر عرب ” لینک پائین را کلیک کنید. من اشتباها” لینک دیگری را در بالا ضمیمه کرده ام.

    http://www.monabaker.com/pMachine/more.php?id=A2065_0_1_0_M

    http://www.guardian.co.uk/world/2004/may/24/worlddispatch.usa

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

Gravatar
نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s